* آقای ثمره! ضمن عرض خسته نباشید امسال یک سال پرتحرک برای دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی بود. با توجه به این که شما تنها کسی هستید که هر 6 سالی که آقای رئیس جمهور به نیویورک رفتند، همراه ایشان بودید. سفر امسال را نسبت به سفرهای گذشته دارای چه وجه تمایزی میدانید؟
** بسماللهالرحمنالرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه
خدمت شما و دوستانتان سلام عرض میکنم. از این که در یک عصر بارانی و بهاری خدمت شما رسیدم، خوشحالم. امسال چند ویژگی را میتوانیم ذکر کنیم که این سفر را ممتاز کرد؛ یکی این که با همه اقشار ارتباط برقرار شد؛ یعنی با دانشجویان و دانشگاهیان، رسانههای خبری مثل همیشه، با گروههای مردمی در امریکا تحت عنوان گروههای مخالف جنگ، با سیاستمدارها از کشورهای مختلف که فقط حدود 20 نفر از رؤسای جمهور و نخستوزیران بودند که با آنها ملاقات شد. با روحانیون برجسته مثل اسقف واشنگتن و بعضی افراد دیگر. با ایرانیان و با هرکسی که تأثیرگذار بود و یا این که صاحبنظر بود، ملاقات شد؛ حتی با سیاستمداران کهنهکار امریکایی که امروز در مسند قدرت نیستند، نمایندگان سابق، بعضی از وزرای اسبق امریکا، در یک جمع بزرگ شاید حدود 100 یا 150 نفره، با آنها هم ملاقات شد. پس یک ویژگی این بود که حرف همه شنیده شد و حرف جمهوری اسلامی ایران به همه گفته شد و معمولاً هم جلسات دو نفره بود و مجموع این جلسات این نتیجه را داد که حقیقتاً آرمانهای دینی و اسلامی ملت ایران، آرمانهای جهانی است؛ مثل موضوع مبارزه با ظلم، دفاع از مظلومان، مبارزه با استکباری که امروز در جهان حاکم است، دفاع از عدالت، افشای سیستمهای نظام سیاسی بینالمللی و نظام اقتصادی بینالمللی آن طور که هستند و برخلاف آنچه که مینمایند. اینها نشان داد که مخاطبین زیادی دارد و در امریکا هم این مخاطبین زیاد هستند. پس این یکی از ویژگیها بود.
امتیاز بعدی این سفر، بحثهایی بود که آقای رئیس جمهور در صحن سازمان ملل انجام داد و پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران بخصوص در تحلیلی که ایشان ارائه کردند که اساس تفکر مادی موجب این مشکلات بزرگی است که امروز در دنیا حاکم است و سیستمهای امروز جهانی اعم از اقتصادی و سیاسی مبتنی بر این تفکر مادی است که ناعادلانه رفتار میکنند و اثرات و اقدامات تبعیضآلودی در دنیا دارند و همچنین این که مدیریت جهانی باید یک مدیریت صالح بشود تا دنیا اصلاح شود و مدیریت صالح اتفاق نمیافتد مگر این که مبنای آن توحیدی و الهی باشد. مثلاً اعضای شورای امنیت را مجمع عمومی سازمان ملل انتخاب بکند و یا این که اصلیترین رکن تصمیمگیری در سطح بینالمللی، مجمع عمومی سازمان ملل باشد. نه این که مجمع فقط به یک جایی برای صحبت کردن تبدیل شود و نتواند تصمیم بگیرد و این خیلی جای تأسف است که نمایندگان همه دنیا دور هم بنشینند اما نتوانند تصمیم بگیرند و در عوض پنج کشور دور هم بنشینند و درباره همه دنیا تصمیم بگیرند و در مسائل اقتصادی، سیاسی و امنیتی دخالت بکنند؛ با معارضین خودشان برخورد کنند و از دوستانشان حمایت کنند؛ این موضوع را رئیس جمهور در صحن عمومی سازمان ملل خیلی واضح توضیح دادند و خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت. اینها در واقع دو شاخصه برجسته بود که این سفر را از بقیه سفرها متمایز کرد.
* لطفا از نقش ایران در سازمان ملل برای اصلاح معاهده NPT بفرمایید.
** از هفت سفری که رئیس جمهور به نیویورک داشتند، یک سفرش به این موضوع اختصاص داشت که این موضوع درخشندگی خیلی زیادی داشت. یکی از کنفرانسهای مهم بینالمللی بود که هم تأثیرگذاری آن بسیار زیاد است و هم این که در آنجا علیرغم اتحاد استکبار جهانی برای برخورد با نظرات ایران، آنجا منطق ایران توانست پیروز باشد. از 11 پیشنهاد برجسته جمهوری اسلامی ایران، تقریباً همه آنها در بیانیه نهایی آمد. این خیلی روشن است. جمهوری اسلامی ایران میگوید شمایی که مدعی هستید میخواهید جلوی اشاعه سلاح هستهای را بگیرید، چطور خودتان سلاح هستهای دارید؟ این مثل سارقی است که ادعا میکند که میخواهد جلوی سرقت را بگیرد. این چه استدلالی پشتش نهفته است؟ دوم این که اگر شما میخواهید جلوی اشاعه را بگیرید، پس چطور شده که برخی کشورها در این مدت صاحب سلاح هستهای شدهاند؟ از کجا آوردهاند؟ یعنی شما صلاحیت ندارید راجع به موضوع اظهارنظر کنید و برخلاف آنچه که اظهار میکنید، عمل کردهاید. این منطق در آنجا پیروز شد و ابعاد این پیروزی بزرگ برای خیلیها هنوز متأسفانه روشن نشده.
* لطفا ارزیابی خودتان از سفر لبنان را نیز بفرمایید.
** در مورد لبنان تصمیم حکیمانهای اتخاذ شد؛ جمهوری اسلامی ایران با هدف ایجاد وحدت و انسجام و تقویت ملی یکی از کشورهای تأثیرگذار در منطقه وارد لبنان شد و نشان داد علیرغم این که در خارج مرتب تبلیغ میشود که در لبنان وجود طوایف و مذاهب و ادیان مختلف موجب درگیری و دعوی است و از همین موضوع رژیم صهیونیستی و دشمنان لبنان و مردم منطقه همیشه سوء استفاده کردند و همیشه سایه جنگ و درگیری نظامی در لبنان را برای رسیدن به اهدافشان ترسیم کردهاند، برخلاف این، استقبالی که مردم لبنان انجام دادند نشان داد که همه مردم لبنان به دنبال اتحاد و مبارزه با رژیم صهیونیستی و دخالتهای امریکا در کشور خودشان هستند. این خیلی جالب بود که آقای رئیسجمهور با همه گروهها ملاقات کرد. در جلسه عمومی با روحانیون از همه طیفها، با سیاسیون از همه طیفها ملاقات کرد و آمدند و استقبال کردند، بخصوص وقتی که آن جمعیت عظیم به استقبال آمد، این نشان از یک آرمان واحد در لبنان دارد. وقتی آقای رئیسجمهور هم از منطقه مسیحیان و هم از منطقه شیعیان و هم از منطقه سنیها دیدن کردند همه به استقبال او آمده بودند. این نشان میدهد که آرمانهای واحدی در لبنان است که باید به آن توجه شود؛ یکی از آن آرمانها مبارزه با رژیم صهیونیستی است که همه در این موضوع متحد هستند؛ آرمان دوم این که میخواهند همه با یک وحدت زندگی کنند، نمیخواهند کشورشان ضعیف باشد و این در واقع اقتدار ملی لبنان است که لبنان را حفظ میکند. اینها از آثار این سفر بود و حجت را بر خیلیها تمام کرد که نمیخواستند در میدان وحدت بیایند اما همه به میدان وحدت آمدند.
نکته قابل توجه دیگر در این سفر، سفر رئیس جمهور به مناطق همجوار با کشور اشغال شده فلسطین بود که مراسم در نزدیکترین منطقهای که قبلاً صهیونیستها آنجا را تصرف کرده بود و آزاد شده بود با آن ابهت و شکوه و استقبال مردم برگزار شد. چه حضور در بنت جبیل، چه حضور در روستای قانا محل امام موسی صدر که انشاالله خداوند ایشان را حفظ کند و چه حضور در ضاحیه که در خود بیروت است، استقبال مردم به علاوه استقبالی که مردم در بدو ورود انجام دادند، نشان میدهد که حقیقتاً سطح ایمان، تفکر و بینش مردم لبنان که میتوانند نمونهای از ملتهای منطقه باشند، بالا رفته است. بنابراین، این سفری بسیار تاریخی بود و میتوان ساعتها در مورد آن صحبت کرد و آنچه شما میبینید، امروز در کشورهای اسلامی اتفاق میافتد در واقع جلوه دیگری از بروز مردمی است و جلوه دیگری از آرمانخواهی مردم منطقه است. این آرمانها در واقع آرمان آزادیخواهی، عدالتخواهی، اسلامخواهی، آرمان استقلال در همه کشورهاست.
* تحلیل شما در مورد خیزشهای انقلابی اخیر در کشورهای عربی چیست؟
** همان طور که عرض کردم، در سفر به امریکا و جلسات مختلفی که با گروههای مختلف مردم انجام شد، آنها هم همین آرمانها را مطرح میکردند. آنها هم از تبعیضی که امروز در امریکا است، متنفر بودند و بشدت نگران بودند که چرا صدای مردمشان به جایی نمیرسد و رسانههایشان محدود هستند و نمیگذارند صدایشان به جایی برسد. نماینده مردمی که در توفان کاترینا آسیب دیده بودند، میگفت من نماینده 100 هزار نفر هستم که هنوز بعد از 5 سال بیخانمان هستیم اما کسی خبر ندارد. یکی دیگر از شرکت کنندگان در این جلسه میگفت که ما با یک گروه ضد جنگ کار میکردیم و خانه من در جنوب امریکا را بمباران کردند و فقط من و یک نفر دیگر زنده ماندهایم که آن یک نفر هم در زندان است؛ اینها را چه کسی میداند؟
خیلی برای بنده جالب توجه بود که در همان اجلاسی که با سیاستمداران امریکایی داشتیم، وقتی که صحبت میکردند، علیرغم صحبتهایی که آقای رئیس جمهور در موضوع امریکا داشت، در صحبتهای خودشان حتی یک مورد دفاع از نظام امریکا را من ندیدم، سیاستمداران امریکا در این جلسه یک مورد از سیستم خودشان دفاع نکردند. این خیلی مهم است و نشان میدهد که آنها منطقی ندارند و منطق جمهوری اسلامی پیروز است. تا یک حدی میتوان قضیه را پوشاند و این بالاخره آشکار میشود. همین تفکر در امریکا، امریکای لاتین، کشورهای آسیایی، کشورهای عربی حوزه خودمان و کشورهای اسلامی است و اینها نشان میدهد که یک جنبش جهانی در حال اتفاق افتادن است؛ چون ظرفیت این کشورها ظرفیت بالاتری است، این زودتر بروز پیدا کرده است و این یک جنبش جهانی است.
الان جهت حرکت با 20 سال پیش در امریکای لاتین فرق کرده و همه به سمت دولتهای انقلابی و مبارز با ظلم در حال حرکت هستند. حتی در کشورهای خیلی بزرگی مثل برزیل با 200 میلیون جمعیت. اینها نشان میدهد که یک جنبش جهانی در حال شکلگیری است و خدا را شکر میکنیم که جمهوری اسلامی در متن این جنبش و از پرچمداران آن است. داریم به سمت تحولات بزرگ در عالم میرویم که شامل تحولات سیاسی و اقتصادی میشود. اینها همه نشان میدهد که یک ظرفیت بزرگ انسانی در دنیا فراهم شده و در حال گسترش است تا آرمانهای بلند انسانی و الهی که همه دنبال آن بودند، محقق بشود. این علائم نوید آن حرکت نهایی را میدهد که در منطقه ما نیز این گونه بروز پیدا کرد. شما ببینید با چه سرعتی در حال وقوع است و چقدر آمادگی وجود دارد. چقدر ترس مردم ریخته که حاضرند در مقابل مسلسلها بایستند و فریاد بزنند و دنبال عدالت و استقلال باشند، کاری که ملت ایران 30 سال پیش انجام داد.
آنها در این امور مشترک هستند یعنی باید استقلال و آزادی داشته باشند و مبانی جنبشهایی که اتفاق افتاده عموماً رنگ و بوی اسلامی دارد که در بعضی جاها پررنگتر و در بعضی جاها کمرنگتر است. این نشان میدهد که انسانها ارتقا پیدا کردهاند و وقتی که انسانها ارتقا پیدا کنند، آن وقت جوامع هم ارتقا پیدا میکنند. این حرکتها انعکاسی از تغییرات درونی انسانها است و اینها سنت الهی است، چنان که خداوند فرمودند: ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.
* دولت دهم مجری مهمترین طرح اقتصادی 100 سال اخیر ایران بوده است، چه شد که دولت به این نتیجه رسید که طرح هدفمندی یارانهها را اجرا کند؟
** در موضوعی که سؤال کردید هدفمند کردن یارانهها در حقیقت یک گام بلند در جهت اجرای یکی از اساسیترین برنامههای دولت و اصول انقلاب است و آن بحث عدالت است. توحید و عدالت دو اصل بسیار مهم در نظام اسلامی و در تعلیمات انبیای الهی است و مقصد همه انبیای الهی بوده است. انقلاب اسلامی این فرصت را فراهم کرد و دولت نهم و دهم قوی و مصمم وارد میدان شد. قدمهای بسیار مهمی را در بحث عدالت برداشت که از جمله آن بحث هدفمندی یارانهها است. قبل از هدفمندی یارانهها بر اساس بررسیهایی که انجام شد، حدود 70 درصد مردم از 30 درصد یارانهها استفاده میکردند و 30 درصد از 70 درصد بقیه. مجموع پرداختهای مربوط به یارانهها در بخش انرژی به تناسب قیمت نفت بین 80 تا 100 هزار میلیارد تومان بود که این رقم بسیار بالایی است. سالها این رقم به صورت تبعیضآلود مورد استفاده قرار میگرفت در حالی که مردم هیچ تقصیری در این موضوع نداشتند. یک خانوادهای که به عنوان مثال 5 نفر هستند و از 4 خودرو استفاده میکنند و متوسط 100 لیتر در ماه مصرف آنها هست، مجاز بودند که معادل حدوداً 280 هزار تومان از یارانهها استفاده بکنند در حالی که خانوادهای که چه بسا 9 نفر بودند و خودرو نداشتند از هیچ کدام از این یارانهها استفاده نمیکردند و خب این خیلی تبعیضآلود بود و این کار انجام شد. قدم بسیار بزرگی بود سه سال تقریباً طول کشید تا مقدمات این کار فراهم شد. یکی از قدمهای بلند این بود که عموم اقشار توجیه شدند در موضوع، اعم از نخبگان، اقتصاددانان، مصرف کنندگان. از اقشار مختلف توجیه شدند و برای همه هم فکر شد که اصناف، صنعتگران، کشاورزان، کسانی که در سیستم حمل و نقل کار میکنند، رسانهها چه برنامهای را در این خصوص پیگیری میکنند و بخصوص همکاری بین دولت و مجلس در این زمینه توانست زمینه را برای اجرا کاملاً فراهم بکند.
بنده فقط دو سه موضوع را عرض میکنم؛ اولاً اصلیترین و در واقع با ارزشترین اثر این اقدام، یک گام در جهت عدالت بود، دو، این که مردم به سمت صرفهجویی حرکت کردند و جلوی بسیاری از اسرافها چه در دولت و چه توسط مردم گرفته شد. سوم این که ظرفیت بسیار بالایی را مردم از خودشان در این ماجرا نشان دادند که میتوانند همکار دولت در قدمهای خیلی بلند و بلندتر از این باشند. این ظرفیت فرهنگی و اجتماعی ملت ایران را نشان داد. چهارم این که مدل جدیدی از هدفمند کردن یارانهها را به دنیا عرضه کرد. پنجم این که فواصل بین اقشار مختلف را کاهش داد. موضوع بعد این که امروز دولت سرفرازانه توانست اعلان بکند و شخص آقای رئیس جمهور اعلام کردند که امروز کسی در جمهوری اسلامی ایران شب گرسنه نمیخوابد و همه به هر نحوی با اتصال به این برنامه حداقلی را برای زندگی دریافت میکنند. بخصوص اقشار محروم؛ این در سبد درآمدی اقشار محروم وزن سنگینی دارد. هر چند که در سبد اقشار مرفهتر ممکن است نسبت به درآمد موجودشان سهمی نداشته باشد و موضوع مهم دیگر این که نزدیک به 10 میلیون نفر برای دریافت یارانهها ثبت نام نکردند و از آن گذر کردند. این یک اقدام بزرگی است و نشان میدهد که اقشار مختلف مردم ایران چطور همراهی و همکاری میکنند و آثار زیاد دیگری مترتب بر آن نیز است مثل بحث همدلی و تقویت نشاط در بین مردم و آثار بینالمللی که این قدم اقتدار جمهوری اسلامی ایران را در اجرای برنامههای مهم که نتیجه همکاری و همدلی بین مردم و دولت بود را به نمایش میگذارد.
* به عنوان سؤال آخر، آقای رئیس جمهور قبل از اجرای قانون هدفمندی یارانهها، یک بحثی را داشتند در مورد این که یک سری ستادها در مورد این بحث ایجاد شده و ما در رسانهها نمودهای آن را میدیدیم که مثلاً میگفتند اجرای قانون هدفمندی یارانهها، تورم 500 درصدی و هزار درصدی به دنبال دارد. به نظر شما چرا کارشناسان اقتصادی دو جناح سیاسی و بیرون از دولت اینقدر برآوردشان از اجرای قانون هدفمندی یارانهها اشتباه بود؟ آیا این دلیل سیاسی داشت؟
** به طور کلی اقتصاددانان کشور همیشه اعلام کردند و این بحث هم در محافل اقتصادی بوده و هم در محافل دانشگاهی بوده که چطور ممکن است که موضوع یارانهها در کشور به سرانجام برسد و حل شود. کسی را بنده در کشور نمیشناسم که از اصل با هدفمند کردن یارانهها مخالف باشد. اتفاقاً همیشه اگر هم هدفمندی مطرح شده، به عنوان این که چرا انجام نمیشود مورد انتقاد بوده، نه این که چرا انجام میشود. بعضیها آنقدر موضوع را بزرگ میدیدند که امکانش را نفی میکردند و طبق تحلیلهای خودشان معتقد بودند که این کار با مشکلات زیادی مواجه میشود بنابراین با یک نوع قضاوتهای زودرس پیشدستی کردند و بعداً متوجه شدند اشتباه کردند و بعضیها هم نمیخواهم بگویم از بین اقتصاددانان، بالاخره یک عدهای هستند که با موضوع عدالت سازگاری ندارند و یا در مقابل آرمانهای ملت ایران ایستادهاند. خب طبیعی هست آنها هر قدمی را که انقلاب و کشور و مردم را به جلو ببرد با آن مخالفت میکنند و هر چه میخواهد باشد؛ موضوع هدفمند کردن نیست. عدهای هستند که همیشه با همه چیز مخالفند؛ این مشی آنها است. تکلیف آنها جداست.
عدهای هم روی دلسوزی شاید از آنجایی که اطلاع نداشتند اجرای این طرح را یک خطر تلقی میکردند و میگفتند که اجرا نشود چنان که یکی از دلایل این تأخیر 20 ساله همین بوده و میگفتند که از تبعات آن نگران بودند. الان که بحمدلله به اجرا در آمده، با یک آغاز مبارکی بوده و چون قدم، قدم خیر و درستی بوده، مورد حمایت خداوند متعال هست و انشاالله تا آخر هم به خوبی جلو خواهد رفت و قدمهای بعدی هم به سلامت برداشته خواهد شد.