تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۱۷۰۳۴
گفت‌وگوی «ایران» با دکتر سیدمحمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

از پراکنده‌کاری در فرهنگ و هنر اجتناب کردیم

مقدمه: دکتر سیدمحمد حسینی را می‌توان محجوب‌ترین وزیر کابینه دهم دانست. او در دولتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شد که اولویتش فرهنگ است. چند روز مانده به نوروز 1390 میهمان دکتر حسینی در ساختمان میدان بهارستان بودیم تا با او درباره مسائل فرهنگ و ارشاد اسلامی کشورمان گفت‌وگو کنیم.

* سال 1389 برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چگونه بود؟
** سال 89 در عرصه فرهنگ سال پررونقی بود و اقدامات گسترده‌ای انجام شد. ادامه راه‌های قبلی بود، اما با توسعه کمی و ارتقای کیفی در مجموع در همه زمینه‌ها رشد خوبی را شاهد بودیم. مثلاًدر سال 89 توانستیم در تمامی استان‌ها حتی در استان جدیدالتأسیس البرز نمایشگاه کتاب استانی را داشته باشیم که مورد استقبال مردم قرار گرفت یا نمایشگاه‌های تخصصی متعددی را برپا کردیم. مثلاً برای اولین‌بار نمایشگاه کتاب‌های حوزه و کتاب دینی را در قم برپا کردیم که هم ناشران ایرانی و هم ناشران لبنانی شرکت کردند. ما نگاه عادلانه‌ای را که در این دولت هست، به همه نشان دادیم و می‌خواهیم امکانات در اختیار همه باشد.
ما در پی افزایش سرانه مطالعه در کشور هستیم. در بحث جشنواره‌هایی که برگزار کردیم، آثار رسیده به هر کدام از جشنواره‌ها صددرصد افزایش داشت. برای اولین‌بار در جشنواره فیلم فجر 95 فیلم شرکت کردند. با وجود اینکه عده‌ای تبلیغ می‌کردند مثلاً رونق فعالیت‌های سینمایی کاهش پیدا کرده و یا بحث امنیت شغلی را مطرح می‌کردند ما سال خوب و پرتلاشی را داشتیم. حیطه کار وزارت فرهنگ خیلی گسترده است. از مسائل مربوط به حیطه مد و لباس بگیرید تا کتاب و فیلم و تئاتر و موسیقی، هنرهای تجسمی و اقلیت‌های دینی. بنابراین تنوع کاری ما خیلی زیاد هست و همه اینها را باید مدنظر داشته باشیم، حتی در بحث خطاطی و خوشنویسی مدت دو سال مشکلاتی داشتیم که خوشبختانه با مجمع عمومی که تشکیل دادیم مشکلات زیادی از سر راه برداشته شد و یک همگرایی و وفاق ایجاد شد. سفرهای استانی خیلی کمک کرد که درک واقع‌بینانه‌ای از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های استانی پیدا کنیم و ان‌شاء‌الله از سال آینده حرکت جدیدی را آغاز خواهیم کرد. این‌که مثلاً در بحث تئاتر بگوییم این هنر فقط در تهران باشد، یک اشتباه است. این باعث می‌شود که افراد از شهرستان‌ها به تهران بیایند و هنرمندان شهرستانی انگیزه‌ای برای ماندن نداشته باشند.
ما گروه تئاتری شهرستان را شناسایی کردیم، فعالشان می‌کنیم و تجهیزات در اختیارشان گذاشتیم و قطعاً در سال 90 در این زمینه تحرک بیشتری را شاهد هستیم. در بحث فیلم‌های سینمایی تشویق کردیم که در استان‌ها هم انجام شود یا در بازی‌های رایانه‌ای بعضی کارهای فاخر و خوب با حمایت بنیاد بازی‌های رایانه‌ای آماده شده و الان به حدی رسیدیم و می‌توانیم تولید فراوانی داشته باشیم که بتواند پاسخگوی نیازهای کشور باشد. در زمینه بین‌الملل سال موفقی را داشتیم. اعتباراتی که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی داشت، پاسخگو نبود و شاید 80 درصد اعتباراتش هزینه‌های جاری بود. ما معاونت‌های مختلف را فعال کردیم که در عرصه بین‌الملل حضور جدی‌تری داشته باشیم. برپایی هفته‌های هنری و اعزام گروه‌های هنری نسبت به گذشته قابل مقایسه نیست. ما در یک مورد اکسپوی شانگهای را داشتیم که 6 ماه برنامه داشت و تقریباً در این شش ماه اعزام گروه‌های مختلف را داشتیم. نشان داده شد که در کشور توانمندی و قابلیت خوبی وجود دارد و اعزام این گروه‌ها می‌تواند کمک کند و تأثیرگذار باشد. بالاخره ما نمی‌توانیم به فعالیت‌های سیاسی اکتفا کنیم، حتماً از طریق فرهنگی بهتر می‌توانیم در کشورهای مختلف فرهنگ ایران را معرفی کنیم.
* سال آینده را چگونه می‌بینید؟
** در سال 90 یکی از اولویت‌های ما مسائل بین‌الملل است که هم سازمان فرهنگ و ارتباطات، اعتباراتش افزوده شده و بهتر می‌تواند کار کند و هم ما حمایت‌های لازم را خواهیم داشت. با برپایی هفته‌های فرهنگی و یا کشورهایی که به عنوان پایتخت فرهنگی انتخاب می‌شوند، مثلاً الجزایر به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام است، ما برای حضور در آنجا برنامه‌ریزی می‌کنیم یا در تاجیکستان هفته فرهنگی داریم. لذا سال 90 را خیلی سال بهتری در عرصه فرهنگ و هنر تلقی می‌کنیم و مقدمات یک جهش را آماده می‌بینیم برای اینکه اقدامات اساسی و خوبی صورت بگیرد، در عین حال دغدغه‌های مردم متدین جامعه را هم در نظر داریم. برخی فکر می‌کنند رویکرد جدیدی هست که می‌خواهد برخی از خطوط قرمز را نادیده بگیرد و برخی اصول را زیر پا بگذارد، نه چنین چیزی نیست. ما فعالیت‌های مستقیم دینی را انجام می‌دهیم. مثلاً برای اولین‌بار منظومه جشنواره‌های قرآنی آیات را تعریف کردیم که در 22 رشته جشنواره را برگزار کردیم و 15 استان درگیر جشنواره شدند، بحث مضامین قرآنی تا شعر وجود داشت. منظور از شعر مطالبی است که برگرفته از مضامین قرآنی است که به نظم و شعر به زبان‌های فارسی، عربی، ترکی آذری و دیگر زبان‌ها سروده شده باشد. حتی نقاشی و عکاسی که مبتنی بر مضامین قرآنی باشد و کاریکاتور. ما در قرآن از بلعم باعورا تا فرعون و نمرود را داریم که همه اینها را می‌شود در قالب کاریکاتور به‌خوبی معرفی کرد و مردم با این مسائل آشنا شوند. امسال برای اولین‌بار این جشنواره‌ها تعریف شد و سال‌های بعد هم ادامه خواهد داشت. در بقیه فعالیت‌های ما هم جهتگیری‌ها مورد تأکید است.
ما تا رسیدن به وضع مطلوب فاصله داریم، ولی بنا بر این بود که اخلاق، معنویت و... اصل باشد. درباره مشاهیر، شخصیت‌ها و رویدادها کار فرهنگی، هنری شود. در این زمینه پیش می‌رویم و امیدوارم که در عین حال محصولات و کالاهای فرهنگی که تولید می‌شود، ضمن داشتن جاذبه کافی محتوای قابل قبولی داشته باشد، هم برای مردم و هم متفاوت باشد از آنچه هالیوود و غرب می‌سازند. اینکه کارهای ما تکرار کارهای آنها و تقلیدی از آنها باشد، دیگر جاذبه‌ای ندارد. شاید آنها در این عرصه‌ها بتوانند پیشرفته‌تر از ما فکر و اندیشه خود را القا کنند. ما یک حرف دیگری داریم. اگر آنها دنبال اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی هستند، ما باید با بهره‌گیری از ابزار هنر پاسخگوی آنها باشیم و نشان بدهیم مردم ایران از دیرباز مردمی مهربان و صمیمی بودند و این همه شعر و ادب فرهنگ ما را نشان می‌دهد. این یک تعامل جدی و یک پاسخ جدی است برای کسانی که علیه ایران کار می‌کنند.
* در کنار رشد کمی و کیفی فعالیت‌های فرهنگی و هنری که شاهدش بودیم، تغییر ساختاری که در وزارت ارشاد پیگیری شد، چه در دولت نهم و چه در دولت دهم، مثلاً فعال شدن و اضافه شدن یک جایگاه قرآنی را در وزارت ارشاد شاهد بودیم. در دوره خود حضرتعالی بحث قائم‌مقامی در امور شعر و ادب پیش آمد. این فعالیت‌ها توسط وزارت ارشاد انجام می‌شود یا اینکه یک نقشه کلان فرهنگی در کل ساختار فرهنگی کشور پیگیری می‌شود که شاید دستگاه‌های دیگری هم در آن دخیل باشند و مشارکت کنند.
** بعد از تأکیداتی که مقام معظم رهبری داشتند در اینکه باید از فرهنگ رفع مظلومیت شود و عنایتی که آقای رئیس جمهور داشتند و حتی رویکرد دولت دهم را فرهنگی اعلام کردند و در سفرها کارگروه فرهنگ و هنر تشکیل شد و با حضور مداومشان در این کارگروه‌ها اهتمامی که به این مسائل دارند را نشان دادند. ما هم به عنوان دستگاهی که محوریت فرهنگی کشور را بر عهده دارد، با وجود اینکه دستگاه‌های دیگری هم کار می‌کنند، سعی کردیم آن فعالیت‌هایی که مفید و مؤثر است را تقویت کنیم. آنچه به آن کمتر توجه شده بود، یا دیگران به آنها عنایت کافی نداشتند را تأکید بیشتری کردیم. مثلاً در حوزه شعر قبلاً هم جشنواره شعر برگزار می‌شد، سال اولی که من آمدم گفتم چرا اسم این جشنواره را بین‌المللی گذاشتند، گفتند یک شاعر عراقی هم در جشنواره شرکت کرد. گفتم با یک یا 5 نفر شاعر عراقی که آن هم در ایران ساکن هستند، نمی‌شود که بگوییم جشنواره بین‌المللی است، واقعاً اگر می‌خواهیم اسمی بگذاریم باید اسمی بامسما باشد. مثلاً ما همایش شاعران ایران و جهان را در سال 89 طراحی کردیم و در سال 90 هم دومین همایش را خواهیم داشت. 40 شاعر از نقاط مختلف دنیا از قاره امریکا بگیرید تا آسیا و چین و از همه جای دنیا دعوت کردیم و اینها آمدند، همین‌طور برنامه‌های متعدد شعری را در کشور توسعه دادیم و شخصیت‌های مطرحی مثل سلمان هراتی و قیصر امین پور که مرحوم شدند را سعی کردیم خیلی پررنگ برنامه‌هایشان را ببینیم و خود من معمولاً در خیلی از این جلسات شرکت کردم. مثلاً در برنامه‌ای که برای خیام برگزار شد، شرکت کردم و به این حوزه بها و اهمیت دادیم. ما در این عرصه یک تحرکی را شاهد بودیم. امسال هم که جشنواره شعر فجر برگزار شد. همین که به فردی به عنوان قائم مقام شعر حکم داده شد بیانگر اهمیت این مسئله است. ما امسال مجمع اساتید زبان فارسی را داشتیم که 200 نفر از اساتید زبان فارسی به ایران آمدند و جلسه‌ای را برگزار کردند.
کارهای نمادینی انجام شد که اهمیت مسئله را برساند، عملاً هم اقداماتی انجام شد البته نه اینکه صوری باشد. اینکه حکمی دادیم به عنوان قائم‌مقام قرآنی پیوندی بین قرآن و هنر ایجاد شد. ما حدود 2 هزار مؤسسه قرآنی داریم. گفتیم این مؤسسات در کنار قرائت و روخوانی و حفظ قرآن، آن را در قالب‌های مختلف مطرح کنند، مثل فیلم و تئاتر. این جشنواره قرآنی فرصتی شد که ما آموزشی داشته باشیم برای جوان‌هایی که در این مؤسسات حضور دارند. آنها اطلاعاتی دارند و حالا بیایند در قالب هنر که جذابیت‌های بیشتری دارد، معرفی کنند. از طرفی این جشنواره را فرصتی قرار دادیم برای اینکه هنرمندان ما با قرآن گره بخورند و بیشتر آشنایی پیدا کنند. شورای تخصصی قرآن را در شورای عالی انقلاب فرهنگی از ابتدا که آمدیم پیگیری کردیم، شکل گرفت و با حضور آقای رئیس جمهور جلساتی داشت و تفکیک وظایف شد. مثلاً در این زمینه وزارت علوم درباره دانشجویان، وزارت آموزش و پرورش درباره دانش‌آموزان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم برای عموم جامعه کار می‌کنند. در نهایت مسئول مباحث قرآنی در کشور و در شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اینها کارهای بنیادی و اساسی است. از دیگر مباحث، تشکیل سازمان سینمایی است. در گام اول شورای عالی سینما با حضور رئیس جمهور تشکیل شد و نشان داد عالی‌ترین مقام‌های اجرایی به این مسئله توجه دارند. در اولین جلسه بحث سازمان سینمایی مطرح و تصویب شد و ما الان مراحل قانونی آن را طی می‌کنیم. در شورای عالی اداری هم تصویب شده و سال 90 استقرار این سازمان را خواهیم داشت. یکی از پیامدهای تشکیل این سازمان افزایش اعتبار است. وقتی به عنوان یک سازمان مطرح شد و ما برای معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی استدلال می‌کنیم، آنها می‌پذیرند یا نمایندگان مجلس هم می‌پذیرند. امیدواریم این سازمان بتواند حمایت بیشتری داشته باشد تا تنوع فیلم‌ها را شاهد باشیم و فیلم‌های مشترک را با کشورهای دیگر داشته باشیم که با فیلم «33 روز» آغاز شد. در ساختار وزارتخانه سعی کردیم این تغییرات را ایجاد کنیم و از 7 معاونتی که بود، به 6 معاونت رسیدیم. معاونت طرح و توسعه با معاونت اداری مالی ادغام شد و معاونت سینمایی هم که به سازمان تبدیل می‌شود.
* این ارگان، سازمان سینمایی وزارت ارشاد می‌شود یا سازمان‌های دیگر در سیاستگذاری‌ها هستند؟
** شورای عالی سینما، برای سینمای کل کشور سیاستگذاری می‌کند. این سازمان از سازمان‌های وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌شود. اما این سازمان یک شخصیت حقوقی برای خودش پیدا می‌کند. سازمان در بخشی از کارها راحت‌تر می‌تواند عمل کند وقتی معاونت هست یعنی در ستاد هست و دیگر در صف نخواهد بود. اینطوری کارایی بیشتر می‌شود و اختیارات افزایش و کار سرعت پیدا می‌کند. می‌خواهم بگویم اصلاح ساختار را که به آن اشاره کردید، از ابتدا هم وعده داده بودیم و خوشبختانه با حمایتی که آقای رئیس جمهور داشتند، این مسئله تحقق پیدا کرد. ما برخی قسمت‌ها را ادغام کردیم و یا کاهش دادیم. بر‌اساس قانون خدمات کشوری عمل کردیم که در آینده می‌تواند نتایج بهتری را داشته باشد.
* این تغییر ساختارها در حالت بزرگتری با نقشه جامع‌تری در بقیه دستگاه‌های فرهنگی فراتر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم پیگیری خواهد شد؟
** هنوز در این‌باره کار جدی صورت نگرفته، البته ما هماهنگی را داریم انجام می‌دهیم. الان خیلی بیش از گذشته بین دستگاه‌ها ارتباط و تعامل هست. هم در شورای فرهنگ عمومی منظم جلسه داریم و هم در کارگروه‌های فرهنگ و هنر که در استان‌ها تشکیل می‌شود. حتی با معاونت اجتماعی و فرهنگی ناجا ارتباط داریم که مدیرانشان می‌آیند و با هم جلسه می‌گذاریم. سعی کردیم یک تقسیم کار بین همه دستگاه‌های فرهنگی وجود داشته باشد که کار بهتر پیش برود و از موازی‌کاری و پراکنده‌کاری اجتناب شود و شاهد یک هم‌افزایی باشیم. کار فرهنگی زمین مانده زیاد داریم. اگر به هر کسی مأموریت داده شود که بخشی از کار را انجام دهد. مثلاً درباره ساخت فیلم‌های سینمایی اگر هم کار کنند مثلاً وزارت صنایع بیاید کار کند ما استقبال می‌کنیم یا درباره کتاب، در هفته کتاب 65 نهاد، دستگاه و وزارتخانه را مشارکت دادیم یا دائم سعی می‌کنیم دایره کار گسترده شود، یک همراهی و هماهنگی وجود داشته باشد که خیلی هم نتیجه‌بخش است. هم ما و هم دیگر دستگاه‌ها در این زمینه سرمایه‌گذاری می‌کنند. سال آینده هم این روند بهتر می‌شود با توجه به این‌که بحث پیوست فرهنگی را هم داریم یعنی همه مدیران کشور باید به نوعی نگاه فرهنگی داشته باشند.
* این پیوست مصوبه کدام قانون است؟
** الان در قانون برنامه است و در این قانون نهایی شده است. فکر می‌کنم این مصوبه می‌تواند خیلی از کمبودهایی را که داریم جبران کند. در گذشته اقدامات اقتصادی صنعتی انجام می‌شد که بسیار خوب بود اما امکاناتی که بتواند همراه آن باشد و نیازهای فرهنگی را برطرف کند مورد توجه قرار نمی‌گرفت. الان دست مدیران باز است و می‌توانند در زمینه‌های مختلف کمک کنند و کار کنند. ما هم برای هرگونه حمایت و همراهی آمادگی داریم.
* با توجه به این، کارها درباره فرهنگ و هنر برای این انجام می‌شود که مردم در جامعه از آن استفاده کنند، در مواجهه با این‌که طبقه متوسط شهری رو به رشد هستند و مسئولیت دولتمردان این است که خانواده‌ها را با این محصولات فرهنگی و هنری درگیر کنند تا ارتقای فرهنگی در جامعه انجام شود. اگر از طرفی فرهنگ و هنر برای نخبگان و هنرمندان تولید کنیم این مثل مسیری می‌ماند که در برخی کشورها هست و آن تأثیرگذاری که باید در جامعه ببینیم فرآیند مهندسی فرهنگ خوب انجام نشود. در این فضا چه برنامه‌ای را دارید برای این‌که هم هنر حرفه‌ای‌تر شود (به لحاظ تکنیک و هنجارها) و هم از آن طرف مردم را برای استفاده از محصولات فرهنگی و هنری حمایت کنید؟
** تأکید داشتیم که هنر نباید در انحصار افراد خاصی باشد و محدود شود به عده‌ای که علاقه‌مند به هنر هستند یا خودشان حرفه‌ای هستند. مثلاً یکی از انتقاداتی که به جشنواره‌هایی که در گذشته برگزار می‌شد این است که جشنواره برای هنرمندان است و برای مردم اتفاقی رخ نمی‌دهد. ما گفتیم باید با برپایی یک جشنواره بتوانیم تأثیرگذار باشیم. مثلاً در بحث تئاتر گفتیم تئاتر خیابانی هم باشد و یا در مدارس هم تئاتر کار شود یعنی مردم آن استان یا شهرستان احساس کنند یک حرکتی دارد انجام می‌شود یا حداقل مراسم افتتاحیه یا اختتامیه را گاهی اوقات به استادیوم ورزشی بردیم که هرکسی که علاقه‌مند است بیاید و در جریان کارها قرار بگیرد. تئاتر خیابانی امسال خیلی پررونق‌تر از هر سال برگزار شد. ما تأکید داریم فضاهای بیشتری در اختیار باشد. مثلاً ما در خیلی از شهرها سالن سینما نداریم، به دنبال این هستیم سالن‌های سینمایی ساخته شود که افراد بیایند و در اوقات فراغتشان از آنجا استفاده کنند. ما نمی‌توانیم مردم فقط باید اشتغال و کار داشته باشند، دولت باید برای اشتغال و مسکن کار کند ولی طبیعی است که مردم وقت اضافه هم دارند. اگر ما این اوقات فراغت را با برنامه‌های مناسب پر نکنیم آنها به سراغ کارهای دیگران و استفاده از برنامه‌های آنان می‌روند. ما هرچه تولیدات فرهنگی بیشتری داشته باشیم می‌توانیم طیف وسیعتری را تحت پوشش قرار دهیم و سلایق هم مختلف است. مردم قدرت انتخاب و تشخیص دارند. کاری که انجام می‌شود باید بتواند رقابت کند. ما جامعه بسته‌ای نیستیم. دسترسی‌ها فراوان است به شبکه‌ها و محصولات فرهنگی حالا چه به صورت قاچاق یا غیرقاچاق به کشور می‌آید. ما تجربه کردیم هرگاه یک کار ارزنده‌ای انجام شده با فطرت مردم سازگارتر است. برخی سریال‌ها و فیلم‌های خوبی که ساخته می‌شود یکباره باعث می‌شود مردم استقبال وسیعی داشته باشند حتی در خارج از کشور، یعنی این کارهای خوب در خارج از کشور هم جواب داده و نتیجه‌بخش است. ما فکر می‌کنیم که با توسعه فعالیت‌ها در همه زمینه‌ها می‌توانیم نیاز طبیعی قشر متوسط جامعه و علاقه‌مندان را پاسخ دهیم. گاهی اوقات هنرمندان ما انگیزه کافی نداشتند می‌گفتند کسی به ما توجهی ندارد. ما آثاری تولید می‌کنیم ولی جایی مطرح نمی‌شود. ما هر چقدر فضا را گسترده‌تر کنیم که این آثار ارائه شود چه در داخل کشور چه در خارج از کشور خوب است. مثلاً امسال جشنواره‌ هنرهای تجسمی فجر همزمان در تهران و در 6 کشور دیگر برگزار شد. شاید محدود بوده ولی ما می‌توانیم این را توسعه بدهیم که استفاده شود.
اگر هنرمندی احساس کند که کارش مورد توجه است و یا در رقابت است، خودش ناچار می‌شود کارش را غنی‌تر کند تا این‌که مردم هم استفاده کنند. بنابراین من فکر می‌کنم ما از همه ابزارها باید استفاده ‌کنیم و این‌که در سال 89 حتی سریال‌هایی را داشتیم که در شبکه خانگی ارائه شد چون این اعتقاد را داریم که مردم باید محصولاتی را داشته باشند تا استفاده کنند. اگر ضعفی وجود داشته باشد در آینده می‌شود تصحیح کرد اما این‌که محروم کنیم، مردم به سمت برنامه‌های دیگر می‌روند. جنگ فرهنگی و جنگ نرم چیزی است که دشمن دارد برای ما طراحی می‌کند و روی آن کار می‌کند، در مقابل ما باید با محصولات خوب پاسخگو باشیم. من فکر می‌کنم این زمینه و ظرفیت در کشور وجود دارد.
* آقای دکتر در حوزه آسیب‌شناسی دو منظر مادی و معنوی وجود دارد. یک مشکلی هست که اگر شعر خوب نداریم یا نمایشنامه و فیلم خوب نداریم برمی‌گردد به ادبیات متن، ادبیات متن هم برمی‌گردد به این‌که آموزش خوب نداریم. با توجه به این‌که شما سابقه دانشگاهی دارید الان در حوزه دانشگاهی و آموزشی برای فرهنگ و هنر چه اقداماتی انجام شده است؟
** چون در این زمینه مسئولیت نداریم به طور مستقیم وارد نشدیم ولی با دوستان وزارت علوم گفت‌وگو داشته‌ایم که ما باید یک بازنگری کنیم در متونی که الان یک متن درسی است و در دانشگاه ارائه می‌شود و عناوینی که هست. آنها استقبال کردند و قرار است کارهایی انجام شود. به نظرم تربیت نیرو خیلی مهم است و اگر نیروی خوب تربیت نکنیم و بعد انتظار داشته باشیم کاری انجام شود که مطابق با باورها و اعتقادات ما باشد، وقتی مبانی غربی تدریس می‌شود و افراد کاملاً با آن آشنا هستند خیلی سخت است که آن را تغییر دهیم و بگوییم این کارها را انجام دهید. در کنارش کارهایی را برای تربیت نیرو انجام می‌دهیم. این جشنواره‌هایی که برگزار می‌شود، به نوعی افرادی که علاقه‌مند هستند و آماتور محسوب می‌شوند، خودشان امکاناتی گرفتند، اینها می‌آیند در جشنواره تجهیز می‌شوند مثلاً در جشنواره فیلم 100 ثانیه خیلی از جوان‌ها واقعاً حرف‌هایی را در 100 ثانیه گفتند.
این جوان وقتی حمایت شود و به او بگوییم برو این سبک فیلم بساز بتدریج آموزش می‌بیند. بها دادن به جوان‌ها مهم است. در جشنواره فیلم فجر برخی کارها را جوان‌ها ساختند یا در جشنواره‌های فیلم کوتاه و مستند جوان‌هایی که با این حوزه آشنایی دارند را باید باور کنیم و امکانات در اختیارشان بگذاریم تا بیایند کار کنند. ممکن است در وهله اول ضعف داشته باشند و نتوانند با یک پیشکسوت رقابت کنند اما همین که به آنها میدان داده شود می‌تواند ارزشمند باشد. کاری که ما خیلی به آن دل‌بستیم و باید روی کیفیت و آموزش آن بیشتر کار کنیم، کانون‌های فرهنگی هنری مساجد است. در سال 84، 2200 کانون فرهنگی هنری در کشور بوده است یعنی از سال 71 که کار را شروع کردند تا 84، 2200 کانون وجود داشت الان 9400 کانون فرهنگی هنری داریم. در این کانون‌ها از بحث نشریات دیواری گرفته تا سرود و نمایش و تئاتر و همه هنرها مطرح می‌شود و بچه‌ها می‌توانند آنجا هنرهای مختلف را یاد بگیرند و جشنواره‌هایی را برای اینها تعریف کردیم. از این 9400 کانون حتماً کسانی می‌توانند بیایند و مطرح شوند. این افراد از اساس کسانی هستند که از خانواده‌های مذهبی هستند و با مسجد و نماز سروکار دارند قطعاً در آینده اگر بتوانیم اینها را آموزش دهیم و حمایت کنیم هرکدام می‌توانند یک نیروی خوب برای کشور باشند.
ما الان این کانون‌ها را داریم به روستاها گسترش می‌دهیم و سال 90، 60 درصد اعتبارات می‌رود به روستا و 40 درصد هم به شهرها تعلق می‌گیرد. چون در روستاها هم افراد مستعد فراوانی داریم که امکاناتی ندارند و ما هیچ دفتری و تشکیلاتی نداریم و از طریق کانون‌های مساجد و همین امکاناتی که در اختیارشان می‌گذاریم می‌آیند و توانایی‌هایشان را ارائه می‌دهند. فکر می‌کنم با این شیوه‌ها می‌شود کار کرد ولی قرار شده جلسات مشترکی با وزارت علوم داشته باشیم آنها هم کار گروه‌ها را تعیین کردند و روی بحث متون و شیوه آموزش هنر اقداماتی صورت می‌گیرد.
* اقداماتی که اشاره کردید همه منتقدین بیرون هم می‌بینند، چه از جهت کیفی و کمی و گستردگی خاصی این فعالیت‌ها پیگیری می‌شود. شما منتقدین و مخالفینی هم دارید شاید انتقاداتشان در ساده‌ترین عرصه‌ها، عرصه فرهنگ و هنر باشد. آنها با آمار
سر و کار ندارند آنها می‌آیند و می‌گویند این مطلب بد بود یا این فیلم بد بود یعنی بدون اصول نظر می‌دهند. با این منتقدان که در عرصه فرهنگ و هنر مطالباتی را درباره سیاست‌های وزارتخانه و دولت مطرح می‌کنند، چه تعامل و رفتاری را پیش گرفتید؟
** در حدی که بحث نقد باشد ما استقبال می‌کنیم. ما خودمان این را ترویج و تأکید کردیم مثلاً در تلویزیون برنامه سینمایی هفت را داریم که موافق این هستیم که چنین برنامه‌هایی باشد که فیلم‌ها در معرض دید همگان قرار بگیرد. این طور نباشد که همه بار بر روی دوش وزارت ارشاد قرار بگیرد. فرد خودش باید متوجه شود که اگر کارش ضعیف است و اشکال دارد طرفش وزارت ارشاد نیست، بلکه افراد فرهیخته جامعه به او ایراد می‌گیرند و مثلاً می‌گویند شما سی‌سال است که کارکردی و انتظار هست که کار جدیدت، بهتر باشد نه این‌که یک نوع عقب گرد باشد.
البته ما یک بحثی هم داریم که اینها مسئله‌شان فرهنگ و ادب نیست. اینها مخالف هستند و به هر چیزی تمسک پیدا می‌کنند تا فضا را تیره و تار جلوه بدهند، با دولت ممکن است مخالفتی داشته باشند. تعداد معدودی ممکن است با اصل نظام مسئله داشته باشند و با نظام اسلامی سازگاری نداشته باشند؛ دلشان می‌خواهد آزاد و رها باشند همانطور که در غرب روی مسائل اخلاقی هیچ قید و بندی وجود ندارد شاید مخالفتشان از این جهت باشد، اما عده‌ای ممکن است با دولت مخالف باشند.
آن هم بحثی ندارد می‌خواهم بگویم می‌شود با تعامل و گفت‌وگو همه را راضی کرد، اینطور نیست. عده‌ای با وجود این‌که اطلاع دارند انکار می‌کنند و راه خودشان را پی می‌گیرند، ما هم این قضیه را پذیرفتیم که همیشه معترضینی داریم و حتی برخی از خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها بویژه برخی سایت‌ها مطالبی را جعل می‌کنند که نادرست است. اینها به‌خاطر رسیدن به اهداف سیاسی خودشان حاضرند انصاف و عدالت را هم زیرپا بگذارند و توجهی نکنند. ما بخشی را می‌توانیم تبیین و اطلاع‌رسانی کنیم ولی بخشی هم واقعاً هدفشان این است که ما متوقف شویم تا ما را با حواشی سرگرم کنند. ناچاریم حرکت را ادامه بدهیم و حجم گسترده کارهایی را که در سراسر کشور داریم، می‌خواهیم در خارج هم فعالیت کنیم، در همه امور می‌خواهیم یک گام به جلو برداریم و پاسخگوی نیازها باشیم. اگر بخواهیم دائم بگوییم که این چه گفت، و او چه گفت. خیلی وقت‌ها هم با هم تناقض دارد. مثلاً فردی را داشتیم که چندین مقاله نوشته است که چرا در کتاب ممیزی وجود دارد بعد فردا می‌نویسد چرا به فلان کتاب مجوز دادید. این نمی‌شود که شما از طرفی بگویید که نباشد بعد دوباره ایراد می‌گیرید. معلوم می‌شود اینها مقداری اغراض سیاسی هم هست ولی خب این بیانگر سعه صدری است که مسئولان در نظام اسلامی دارند. در سفرهای استانی هنرمندان، اهالی فرهنگ می‌آیند. بعضی تعجب می‌کنند که ما نشستیم و تحمل می‌کنیم برخی صحبت‌هایی که از سر ناآگاهی هست یا موارد دیگری. ممکن است جوانی باشد که خیلی اطلاع ندارد. ما هم این حرف‌ها را می‌شنویم و صحبت می‌کنیم و توضیح می‌دهیم و کسانی که اهل انصاف باشند، معمولش این است که دلایل ما را پذیرفتند و قانع شدند.
اگر در صحبت‌ها حرف حساب باشد ولو این که با تندی مطرح شود، ما آن را می‌گیریم و استفاده می‌کنیم و کار را تصحیح می‌کنیم. یکی از افتخارات این دولت همین رابطه گسترده‌ای که با گروه‌های مختلف دارد، است. هیچ کسی نمی‌تواند ادعا کند که تصمیمات پشت درهای بسته گرفته می‌شود یا بخشنامه‌هایی که ارسال می‌شود، با واقعیت تطابق ندارد. وقتی دیدیم آئین‌نامه‌ای یا تصمیمی مناسب نیست، آن را تغییر می‌دهیم و بازخورد آن را کاملاً می‌بینیم. ما موفق شدیم عده‌ای که می‌خواستند جبهه‌بندی صورت بگیرد و جمع زیادی را در مقابل این حرکت قرار بدهند و الآن فهمیدند که اینجا بنا و اساس به کار است و حمایت. تقریباً مبنای برخی شعارهای صنفی ولی در واقع سیاسی، یعنی افراد سیاسی در پناه شعارهای صنفی می‌خواستند اهداف خودشان را دنبال کنند الآن دیگر نتیجه‌ای ندارد. این که تبلیغ می‌کردند که اینها نگاهشان بسته است و مخالف فرهنگ و هنر هستند، فهمیدند که ما با تمام توان داریم کار می‌کنیم. همیشه سعی کردیم افرادی را که خودشان آشنا با این مقوله هستند در رأس کار قرار بدهیم که واقعیت‌ها برایشان ملموس‌تر باشد.
* یک اقدام خیلی خوبی که تا به الآن وجود نداشته و رقم‌های خوبی را هم برای آن اختصاص دادند، این است که هر سفر استانی بودجه‌های غیرقابل تصوری دارد. وزارت ارشاد قبلاً بودجه سازمانی داشت و این بودجه اصل نبود. این کار بخصوص در کار فرهنگی میدانی در استان‌ها دست را باز می‌کند. با توجه به این که امسال تقریباً همه استان‌ها از این بودجه گرفتند، مشارکت وزارت فرهنگ و ارشاد در فعالیت‌های فرهنگی با استفاده از این بودجه در استان‌ها به چه صورت بوده و آیا یک مهندسی کلی هم در کشور وجود دارد که این بودجه در چه بخش‌هایی باشد؟
** در سفرهای اول شاید تبحر کافی وجود نداشت ولی بتدریج با جلساتی که در کارگروه فرهنگ و هنر تشکیل می‌شود، نظرات مختلفی مطرح شد و در نهایت به مجموعه جامعی رسیدیم که تقریباً همه فعالیت‌های فرهنگی را در بر می‌گیرد. 10 محور دارد و همه حوزه‌ها در آن لحاظ شده است.
* موضوع این محورها چیست؟
** از فعالیت‌های حوزه‌های علمیه و فعالیت‌های دینی گرفته تا مطبوعات و رسانه و نشریات و بحث‌های هنری که در کشور نیاز هست، در این محورها مورد توجه قرار گرفته است. دست استان‌ها در این زمینه‌ها باز است. معنای این محورها این نیست که اعتبار به همه اینها داده شود. در یک استان زمینه تئاتر قوی است، در استانی دیگر بحث شعر مطرح است. این بودجه براساس اولویت‌هایی که در استان هست، باید تقسیم شود. سال 89 چون اولین سال این حرکت بود، خیلی‌ها نتوانستند اعتبارات را جذب کنند یا تخصیص بموقع داده نشد. امیدوار هستیم که نتیجه این حرکت را سال 90 شاهد باشیم و از ابتدای سال 90 برنامه‌ریزی خوبی صورت گیرد.
الآن اختیارات با خود استان‌ها است اما ما در هر جایی که خواستیم همفکری کردیم، کارهای بسیار خوبی را برای تک تک استان‌ها داریم.
* ما در حوزه فرهنگ شاهد دو گسستگی اصلی هستیم؛ گسستگی ساختاری و گسستگی مفهومی. شما خودتان فرمودید فرهنگ یک مجموعه است و نمی‌شود جزء جزء نگاهش کرد. در ساختار هم می‌توان نظرات مختلف را دخالت داد. از این منظر برنامه شما برای ارتقای فرهنگ عمومی در این بستر چیست؟
** شورای فرهنگ عمومی که تشکیل شده، اقداماتی انجام می‌دهد ولی ما با این تنوعی که در کشور داریم، ‌نمی‌تواند کافی باشد. گاهی اوقات شورا را در تهران داریم مصوبات را برای یک شهر مرزی می‌فرستند. آنها می‌گویند مثلاً ما در این زمینه مشکلی نداریم؛ ما هم گفتیم که اینها را جهت اطلاع می‌دهیم و لازم نیست در آن شهرستان جزو اولویت‌ها باشد. این که دستگاه‌های مختلف بیایند و همفکری کنند، خیلی خوب است و الآن هم خیلی‌ها داوطلب هستند که عضو شوند. اگر جای مؤثری نبود، این اصرار وجود نداشت. الآن از دستگاه‌های جدید پیشنهاد می‌دهند که ما گاهی اوقات مخالفت می‌کنیم ولی باز هم می‌آیند در شورای عالی انقلاب فرهنگی که حتماً در این مجموعه باشند چون می‌دانند تصمیمات خوبی گرفته می‌شود و می‌تواند انسجامی را ایجاد کند. در استان‌ها مشکل داشتیم. جلسات برخی استان‌ها تشکیل نمی‌شد یا خیلی کمرنگ بود که خواستار این شدیم که کار نباید لطمه بخورد. یکی از دلایل استان‌ها این بود که اینها ضمانت اجرایی ندارد. الآن همین سفرهای استانی دست استاندارها را باز گذاشته تا در موارد خاصی که می‌دانند کار کنند و مشکلات را برطرف کنند یا پیشگیری کنند. در بحث فرهنگ همیشه نباید حالت انفعالی وجود داشته باشد و بگوییم این مشکل وجود دارد پس چگونه آن را برطرف کنیم. ما باید یک نوع آینده‌نگری در کار پژوهش داشته باشیم. یادم می‌آید اوایل دهه 70 بحث شیطان‌پرستی مطرح شد و ما می‌گفتیم در کشور ما مگر ممکن است وارد شود ولی خب می‌بینیم الآن روی موضوع هم دارند سرمایه‌گذاری می‌کنند و کارهای تئوریک و مبنایی عمیقی انجام می‌دهند نه این که صرفاً یک چیز صوری باشد. آیاتی در قرآن هم داریم که می‌آیند رعب و وحشتی از شیطان ایجاد می‌کنند که فرد می‌بیند هیچ چاره‌ای ندارد و باید تسلیم شود. یعنی این ترس مقدمه‌ای است بر پرستش شیطان.
آنها خیلی حساب شده کار می‌کنند لذا من بر این اعتقاد هستم که اگر ما فرهنگ عمومی را که ساز و کاری است و مقام معظم رهبری هم روی آن تأکید دارند، جدی بگیریم و جلساتشان را داشته باشیم، نشستند و گفتند و برخاستند نباشد، قبلش باید کار کارشناسی و تحقیقاتی شود، بعد تصویب و اجرا شود. این دور هم بودن یک همگرایی ایجاد می‌کند. نمی‌شود ما از اینجا یک دستورالعمل بنویسیم و به کل کشور بگوییم گوش به فرمان باشید و عمل کنید. کسانی که اعتقاد نداشته باشند، عمل نمی‌کنند. مثلاً در برخی از جلسات رفته‌ایم و دیده‌ایم که فرافکنی می‌کنند. در بحث حجاب و عفاف که سال گذشته خیلی مطرح شد، هر کسی می‌خواهد دنبال مقصر بگردد ما گفتیم هر کدام وظیفه‌تان را انجام بدهید قطعاً این مسئله کمتر مشکل ایجاد خواهد کرد. خیلی از ائمه جمعه شهرستان‌ها می‌گفتند دولت دارد کوتاهی می‌کند؛ گفتیم آیا نباید از همان دوران کودکی و دانش‌آموزی به گونه‌ای تربیت شوند که یک باور درونی در آنها باشد. لذا فکر می‌کنم این بخشی از کار است. دوستان ما در دبیرخانه کارهایی می‌کنند حتی نشریاتی را منتشر می‌کنند که بتوانند در موضوعاتی همگرایی ایجاد کنند.
* یک سال و نیم فعالیت شما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقریباً همزمان بود با شروع و وقوع یک فتنه‌ای که شاهد تداوم و ادامه آن در برخی مقاطع بودیم. جنابعالی به غیر از شخصیت فرهنگی، یک چهره سیاسی هم هستید. نگاه شما به این فتنه و ادامه آن چیست؟
** ما از اول انقلاب همیشه مخالفت‌هایی داشتیم و بنابراین بوده که از افراد موجه استفاده کنند. کسانی مثل قطب‌زاده و بنی صدر، کسانی که همراه امام بودند در پاریس یا برخی از این افراد در شورای انقلاب بودند یا منافقینی که روزگاری مبارز بودند علیه رژیم شاهنشاهی، چنین افرادی را در مقابل انقلاب قرار دادند و می‌خواستند یک مسیر انحرافی را ایجاد کنند. واقعاً یک فتنه بود. در داستان بنی‌صدر جمعیت زیادی از مردم تحت تأثیر قرار گرفتند و این آرا را جلب کرده بود و حالا با این ماجرا باید برخورد می‌شد. کار سخت و دشواری بود اما درایتی که در رهبری انقلاب وجود داشت و مردم هم اعتقاد و ایمان داشتند، ممکن است در یک دوره‌ای تحت تأثیر تبلیغات قرار می‌گرفتند. مردم ما وقتی حق و حقیقت را می‌دیدند، به آن سمت می‌رفتند. همان بنی‌صدری که 11 میلیون رأی به او دادند، وقتی متوجه شدند در مسیر انحرافی است، با او مخالفت می‌کردند و این قضیه تمام شد. من فکر می‌کنم این در مقاطع مختلف بوده است. مخالفت چیز جدیدی نیست. همه نظام‌های عالم هم مخالف دارند. مولا علی(ع) هم سه جنگ داخلی داشت. حتی در مقابل امام زمان هم عده‌ای می‌ایستند و مخالفت می‌کنند. این طور نیست که از روز اول هم بگویند سمعاً و طاعتاً و تمکین کنند. عده‌ای می‌ایستند و درگیری و نبرد هم پیش می‌آید. بعداً اینها از صحنه حذف می‌شوند. من فکر می‌کنم نظامی که آمده این تحولات را ایجاد کرده و این تأثیرگذاری را در دنیا داشته است، نمونه‌اش هم تحولاتی است که ما داریم می‌بینیم. معلوم است که مخالف داشته است. در یک مقطعی عده‌ای در درون نفوذ کردند و می‌رفتند به سمت استحاله یعنی حرفی که دشمن می‌خواست بزند، در داخل مطرح می‌کردند. مثلاً رفراندوم را مطرح می‌کردند. این که نظام تداوم نداشته باشد و به گونه‌ای می‌خواستند ناکارآمدی نظام اسلامی را اثبات کنند. من فکر نمی‌کنم همه اینها بی‌عرضه بودند در دورانی که دولت در اختیارشان بود، مجلس در اختیارشان بود، این طور نبود که توان کار نداشته باشند. با وجود اینکه رهبر معظم انقلاب دائم می‌فرمودند باید کار انجام شود و خدمت‌رسانی صورت بگیرد. یعنی ایشان می‌خواستند گفتمان مبارزه با فساد و فقر را در کشور حاکم کنند اما این عده دست گذاشتند روی دست و هیچ کاری نمی‌کردند. می‌خواستند نارضایتی را در کشور افزایش دهند و بگویند این نظام باید دگرگون شود و تغییر کند ولی در این دولت که با آرمان‌های امام پیمان بسته و در این مطلب راسخ است و کاملاً هم در عمل نشان داد، معلوم بود که از شیوه‌های دیگری استفاده می‌کنند که مقابله کنند.
این در انتخابات از شیوه‌های دیگری استفاده می‌کنند که مقابله کنند. این در انتخابات تجلی پیدا کرد و کارهایی که انجام دادند بعداً معلوم شد که بحث انتخابات مطرح نبوده و این بهانه بود. بحث دولت را مطرح می‌کردند که بحث‌شان دولت نبوده، بحث اصل نظام بوده و حتی شعارهایشان بعداً رفت به سمت اصل ولایت فقیه و... عده‌ای هم ناآگاهانه همراهی می‌کردند که بعداً جدا شدند. کاملاً حمایت امریکا و رژیم صهیونیستی و منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، گروه‌های کومله و دیگرانی که از اول انقلاب هم مخالف بودند وجود داشت البته اینها خودشان با هم اختلاف دارند اما در مورد اینکه علیه نظام اسلامی هستند با هم اتفاق نظر دارند و همه توان خود را بسیج کردند و فکر کردند این بار می‌توانند به نتیجه برسند و خوشبختانه کاری هم نکردند. البته اینها از اول انقلاب، همیشه سه ماه، شش ماه بحث می‌کردند ولی مدت‌ها بود که دیگر این بحث‌ها نتیجه‌ای نداشت. فکر کردند در مقطع سال گذشته با حمایت گسترده‌ای که انجام می‌شود و بهره‌گیری از فضای مجازی و شیوه‌های گوناگون می‌توانند کار را تمام کنند ولی خوشبختانه شکست خوردند و این به خاطر هدایت مقام معظم رهبری و بصیرت مردم و دولت کارآمد بود. در پنج سال گذشته و در دولت نهم خیلی از نیازهای مردم برطرف شد. آنها می‌خواستند علیه نظام و دولت تبلیغ کنند. در هر روستایی، فرد که نگاه می‌کرد می‌دید الآن وضعش بهتر از گذشته است. مردم می‌دیدند اینها در عالم دیگری به سر می‌برند. لذا می‌بینیم در یک روستا 95 درصد مردم و گاهی اوقات 100 درصد مردم به دکتر احمدی‌نژاد رأی دادند. چرا که فهمیدند ایشان فردی از جنس خودشان است و برایشان کار می‌کند و خدمت می‌کند، الآن هم کارها ادامه دارد. مثلاً بحث هدفمندی یارانه‌ها کاری بود که حتی قبل از انقلاب هم به این نتیجه رسیده بودند که توزیع یارانه به این شکل به نفع کشور نیست، اما هیچ کس نمی‌توانست وارد شود و عملی انجام دهد اما چون یک پایگاه وسیع مردمی وجود داشت این امر بسیار مهم در شرایط تهدید و تحریم اجرا شد. من فکر می‌کنم بهترین کار را دولت کرد و خودش را سرگرم این مسائل نکرد و با جدیت خدمات‌رسانی خود را به مردم ارائه داد. همین چند روز قبل یک هیأت لبنانی آمده بودند و می‌خواستند یک شباهت‌سازی کنند با این حرکتی که در کشورهای دیگر رخ داده است من گفتم قیاس مع‌الفارغ است. آنجا حاکم وابسته‌ای وجود دارد که هیچ رابطه‌ای با مردم ندارد. مردم اصلاً در انتخابش دخیل نبودند. او خودش ممکن است اسمش را اینگونه گذاشته باشد. آن رئیس‌جمهوری که همیشه بوده است، اما نظامی که مردم خودشان آن را ایجاد کردند حتی انتخاب‌های گوناگونی که مردم انجام دادند. در طی این 32 سال طیف‌های مختلف آمدند و مردم این را آزمودند و بعد به این نتیجه رسیدند که این دولت از همه دولت‌های قبلی توانسته بیشتر خدمت کند. من فکر می‌کنم این مخالفت‌ها دیگر به نتیجه‌ای نرسیده است. بویژه اینکه ماهیت کار معلوم شده و ما دوره فتنه را پشت سر گذاشتیم. فتنه وقتی است که فضای غبارآلودی وجود دارد و مردم نمی‌توانند تشخیص دهند اما الآن جبهه مشخص شده و معلوم شده که چه کسانی در پی خدمت به مردم هستند و چه کسانی دستشان در دست بیگانه و غرب و امریکا است. لذا مردم دیگر به این افراد توجهی نمی‌کنند.
* یکی از ابزارهایی که دشمن در جریان فتنه از آن استفاده کرد بحث رسانه‌ها، اینترنت و سایت‌های اینترنتی بود. یکی از متولیان اینترنت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. الآن وضعیت چگونه است؟
** سال گذشته مشکلاتی داشتیم، حتی روزنامه‌ای داشتیم که نوشته بود دولت کودتا، این جسارت را می‌کرد و همان حرفی را که CNN و BBC می‌زدند آن روزنامه هم در داخل منعکس می‌کرد. افراد را به تجمع، اغتشاش و مخالفت با نظام تحریک می‌کرد. این مسائل بود، یا روزنامه‌ها تیتر می‌زدند. خب به برخی از اینها تذکر داده شد. مواردی از این قبیل داشتیم. در خیلی موارد با تعامل و گفت‌وگو به آنها گفتیم که ره به جایی نخواهید برد. چیزی است که شما نتیجه نمی‌گیرید. فکر نکنید حالا شما در روزنامه یا خبرگزاری نوشتید مردم از شما تبعیت کنند. خیر، مردم باهوش هستند و هوشیارتر از قضایا هستند.
گاهی اوقات این توهم برایشان پیش می‌آید یعنی این مطلب را می‌نوشتند. چهار کامنت و پیشنهاد می‌آمد فکر می‌کردند الآن قیامی برپا می‌شود اما بتدریج وضع بهتر شد. در داستان 25 بهمن تقریباً همکاری روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها خوب بود، حالا یکی دو مورد بود که تیترهایی زدند و بعداً خودشان تصحیح کردند و گفتند ما اشتباه کردیم. مثلاً نوشتند فلان روز اصلاً تجمعی در کار نبود. بله روز 25 بهمن تعدادی جمع شدند اما هفته بعدش که اعلام کردند هیچ خبری نبود خیلی وقت‌ها در برخی از مراکز نیروهای بسیج و مردم جمع می‌شدند که اگر اینها خواستند کاری انجام دهند با آنها مقابله کنند. تهران شهر شلوغی است و همیشه مردم هستند. لذا می‌خواهم بگویم تجمعی نبود. الآن وضع بهتر است. اما دست‌بردار نیستند و از هر فرصتی استفاده می‌کنند. من فکر می‌کنم الآن متوجه شدند بویژه این تحولاتی که الان در دنیا هست، ما رسالت سنگینی بر عهده داریم. نه تنها نظام باید الهام‌بخش و الگو باشد و در همه زمینه‌ها پیشرفت کنیم بلکه باید نیازهای کشورهای دیگری را نیز برطرف کنیم. در عرصه فرهنگی در برخی از کشورهایی که تحولات رخ داد به ما اجازه نمی‌داد وارد شویم. در مصر بارها خواستیم در نمایشگاه کتاب شرکت کنیم اما اجازه نمی‌دادند. حتی یک سفری رئیس مجلس رفته بود و به او قول داده بودند که حتماً می‌توانیم شرکت کنیم ما هم رفتیم و با ناشرین صحبت کردیم ولی بعد به هیچ کس مجوز ندادند چون هراس داشتند در حالی که مردم مصر نسبت به ما خیلی علاقه‌مندند. من سال 73 به مصر رفتم با مردم که صحبت می‌کردم علاقه خاصی به مردم ایران و اهل بیت دارند. ما باید در آینده ارتباطات وسیع‌تری را با آنها داشته باشیم. فکر می‌کنم ما وظایف خطیری را بر عهده داریم اینکه آقای رئیس‌جمهور مطرح می‌کنند. زمینه ‌سازی ظهور باید انجام شود، بعضی‌ها می‌خواستند این را انکار کنند و حتی متأسفانه مسائلی را تمسخر می‌کنند ولی اینها مسائل اعتقادی ما است. ما باور داریم که ظهوری در کار خواهد بود. مقدمه ظهور زمینه‌سازی است.
بالاخره ما باید به اندازه توان خودمان کار کنیم و خداوند هم برکت می‌دهد. دوران انقلاب، ما دانش‌آموز بودیم برخی افرادی که تحت تأثیر مارکسیست‌ها و چپی‌ها بودند وقتی این حرکت مردم را می‌دیدند تمسخر می‌کردند و یک ذهنیت خاصی داشتند و فکر می‌کردند مثلاً حتماً می‌شود با مبارزه مسلحانه موفق شد یا آن زمان که امام به گورباچف نامه نوشتند خیلی‌ها که حتی مسئولیت داشتند با ناباوری می‌گفتند مگر شوروی با این عظمت امکان فروپاشی‌اش هست و شوروی فرو پاشید. الآن هیمنه‌ای که امریکا داشت از بین رفته است در مقابل لبنان و باریکه غزه نمی‌تواند کاری انجام دهد. غزه کلاً یک سوم مساحت تهران است و جمعیتش هم حدود 5/1 میلیون نفر است با تمام قدرت ایستادند و این ایستادگی در مقابل غرب بوده است. ما معتقدیم زمینه‌سازی را با کار بیشتر و معرفی اسلام ناب مهیا کنیم. هیچ نگران نباشیم که ما می‌خواهیم اسلام را معرفی کنیم و دیگران حرفی بزنند. هر جا محکم روی اصول ایستاده‌ایم موفق شدیم. یکی از رموز موفقیت امام(ره)، مقام معظم رهبری و آقای دکتر احمدی‌نژاد هم همین بوده است. آقای احمدی‌نژاد که مردم به او علاقه دارند دوپهلو و چندپهلو صحبت نمی‌کند. در انتخابات سال 84 برخی که نیروهای اصولگرا بودند جوری می‌خواستند با الفاظی دیگرانی را که اعتقادی به اسلام ندارند جذب کنند در حالی‌که اسلام همه چیز در آن است.
در اسلام خدمت‌رسانی به مردم هست. زندگی مسالمت‌آمیز با همه اقلیت‌های دینی هم در اسلام است. من فکر می‌کنم موفقیت و پیروزی ما بوده و افتخار دولت هم همین بوده که بر سر آرمان‌ها و اصولش محکم ایستاده است. ممکن است یک سخت‌گیری‌های بیجایی می‌شده یا اعمال سلیقه اتفاق می‌افتاده است که با اینها مخالف باشد و بگوید ما سعه‌صدر داریم. پایبندی به ارزش‌ها و اصول رمز موفقیت است که ان‌شاءالله استمرار پیدا خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات