علیرضا سربخش
گسترش وسایل ارتباط جمعی حمل و نقل، چهره جهان امروز را به صورت وسیع دگرگون نموده و سبب گردیده ملتها با یکدیگر ارتباط بیشتری داشته و در جنبهای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... با یکدیگر همکاری نموده به نحوی که هر چه زمان به پیش میرود، احساس میکنیم که سرنوشت ملتها به صورت روزافزون به یکدیگر گره خورده است. در گذشته اکثر داد و ستدهای کشورها با سرزمینهای همجوار صورت میگرفت، لیکن اکنون این حصارها شکسته و با پیشرفت علم و تکنولوژی، همکاریها بصورت گسترده از قارهای به قاره دیگر به سهولت و با کمترین زمان ممکن انجام میگیرد. با گسترش این همکاریها و ارتباطات، دیگر نمیتوان این ادعای قدیمی را تکرار نمود که وقوع جنگ و درگیری در بین دو کشور، هیچ آثار سویی برای دیگر کشورها که به صورت مستقیم درگیر جنگ نمیباشند به بار نخواهد آورد، بیتردید درگیریها و نزاعهای امروزی، آثار خود را بر اقتصاد، فرهنگ و سیاست دیگر کشورها خواهد گذارد.
وقوع دو جنگ خلیج فارس به خوبی نظریه فوق را تأیید مینماید، در جنگ دوم خلیج فارس بنابر آماری که از سوی کشورهای غربی ارائه شده است، نشان میدهد که ماجراجویی عراق در کویت در سال 1991، ششصد و هفتاد میلیارد دلار برای جهان عرب زیان اقتصادی به همراه داشته است و سالهای زیادی نیز اقتصاد کشورهای عربی را زیر پیامدهای منفی خود خواهد داشت، اگر هشتاد و چهار میلیارد دلار هزینه جنگی آزادسازی کویت که عمده آن را عربستان و کویت پرداختند و زیانهای مستقیم عراق و کویت را در این جنگ که پانصد و سی و پنج میلیارد دلار تخمین زدهاند، به آن بیافزاییم به خسارت وارده بر کشورهای عربی پی خواهیم برد.
جنگ نفت در بخش اقتصادی برای جهان عرب فاجعهای به تمام معنا بود، نرخ رشد سه درصدی جهان عرب که در سال 1986 تا 1989 بدست آمده بود، پس از جنگ دچار ضربه مهلکی شد و به میزان بیست درصد کاهش یافت. تورم نیز که از عدد یک رقمی در جهان عرب تجاوز نمیکرد، میزان بیست درصد را نشان میدهد. همچنین آسیبدیدگی اکثر بخشهای تولیدی و زیربنایی صنعتی در عراق و کویت در جریان جنگ تولید صنعتی در جهان عرب را به عقبگرد دوازده درصدی وادار کرد.
پس از گذشت سه سال از جنگ نفت، مشاهده میکنیم هنوز کشورهای منطقه، بخصوص کویت و عربستان نتوانستهاند آثار جنگ را از کشور خود در زمینههای مختلف بزدایند، آنها با کسری بودجه فراوان روبرو بوده و بیشک در اقتصادشان تأثیر سوء را باقی خواهد گذاشت. این جنگ در بخش سیاسی و نظامی نیز برای جهان عرب نتایج ناگواری در پی داشت. کشورهای نفتخیز جهان عرب که 8 درصد صادرات نفتی جهان، به آنها اختصاص دارد به علت نگرانی از چشم داشتهای برادران عرب خود و امکان تکرار تجاوز بر ضد آنها، به بستن پیمانهای نظامی با کشورهای غربی دست زدهاند، این مسئله علاوه بر خدشهدار کردن استقلال این کشورها، پیامدهای منفی دیگری نیز داشته است. وسوسههای امنیتی برخی از کشورهای عربی که به حضور نیروهای غربی در منطقه انجامیده است، اقتصاد فرآیند تصمیمگیری داخلی و خارجی این کشورها را تحت تأثیر قرار داده است.
با کاهش و از بین رفتن تهدید عراق، انتظار این را میتوان داشت که مردم منطقه به نیروهای غربی به چشم یک اشغالگر نگاه کرده و از سوی دیگر، چون فرهنگ حاکم بر این نیروها، فرهنگ بیبند و باری و یلهورهای غربی است و با فرهنگ مردم مسلمان منطقه در تعارض بوده میتوانیم در آینده شاهد درگیریها و برخوردهایی از این دست بین مردم و نیروهای غربی باشیم، عملکرد غربیها در برابر عراق پس از پایان جنگ نفت به ایجاد ناامنی در سطح منطقه انجامیده است و کشورهای عربی به رغم تضاد این هدفها با منافع ملی آنها ناگریزند در این باره سکوت اختیار نمایند. ایجاد مناطق امن در جنوب عراق به دسته غربیها اگر چه در حد انسانی آن ضروری به نظر میرسد ولی هدفهای پنهان غرب در این ماجرا، حتی همپیمانان عربشان را مشکوک کرده است دولتهای عربی تاکنون با اظهار نگرانی از احتمال تجزیه عراق، تردید خود را درباره این سیاستها نمایان کردهاند. بیشک حضور نیروهای غربی بخصوص آمریکایی در منطقه به خاطر حفظ منافع غربیها در منطقه بوده است، اما باید مخارج حضور نیروهای غربی در این منطقه را نیز، دولتهای کویت و عربستان و دیگر همسایگانشان تامین نمایند که این خود بار مضاعفی برگرده این کشورها گذارد، و از نظر اقتصادی آنان را تحت فشار بیشتر قرار خواهد داد. برآورد هزینۀ حضور این نیروها در طی 10 ماه، یک میلیارد دلار بوده که در صورت طولانیتر شدن اقامت این نیروها، بار سنگینتری بر دوش این کشورها تحمیل خواهد شد. طرح مسایل و ادعاهای ارضی در سطح منطقه که مدتی است عنوان شده نیز نمیتواند به دور از تاثیر حضور نظامی غربیها در برآیند تصمیمگیری منطقه باشد. دولتهای استعمارگر غربی با دامن زدن بر این ادعاها بازاری برای فروش تسلیحات نظامی خود فراهم آورده و با فروش این وسایل به کشورهای منطقه معضلات و مشکلات داخلی خود را کاهش داده و تا حد زیادی این مسایل را به کشورهای منطقه انتقال میدهند.
با توجه به مطالب بالا کشورهای منطقه باید بیاندیشند که وجود یک جنگ دیگر و یا حتی جو متشنج در منطقه به هیچ عنوان به صلاح هیچیک از کشورهای خلیج فارس نخواهد بود. از بین رفتن ذخایر عظیم مالی و اقتصادی مسلمانان منطقه روز به روز این کشورها را ضعیفتر کرده و میتواند از جنبه داخلی آنان را دچار معضلات عدیدهای بنماید. عاقلانهترین شیوه برای کشورهای منطقه همانا، همکاری با یکدیگر به دور از جار و جنجالها و شانتاژهای غربیان استعمارگر میباشد. روابط حسن همجواری ایران با کشورهای عرب حوزه خلیج فارس، به ویژه پس از آنکه ارتش عراق، کویت را اشغال کرد و در پی نمایان شدن حقانیت جمهوری اسلامی ایران در دفاع مقدس از خود و آشکار شدن موقعیت برجسته و وضعیت پایدار ایران در تحولات پی در پی منطقهای و بینالمللی، نگرانی بسیاری از قدرتهای استکباری و عوامل فعال آنها را در منطقه برانگیخت. این قدرتها که روزگاری کشورهای همسایه ایران را از به اصطلاح تهدیدهای ایران که در اصل ساخته و پرداخته ذهن آنان و رسانههای تبلیغاتیشان بود میترساندند، امروز میکوشند وحشت خود را از مناسبات دوستانۀ ایران و کشورهای منطقه ترویج کنند، در واقع ایجاد بحرانهای کاذب در منطقه پیام این قدرتهاست و آنها در تلاشند، روند رو به افزایش روابط و مناسبات دوستانه ایران و همسایگانش به نحوی کنترل و مهار بشود.
کشورهای منطقۀ خلیج فارس با تجربه از دو جنگ بزرگ در منطقه که هر دو ناشی از توسعهطلبیهای عراق و برنامهریزی قدرتهای بینالمللی بوده است و آنها نیز در طول این دو جنگ در خدمت منافع این قدرتها قرار داشتهاند، منطقاً باید ترجیح دهند که با ایجاد مناسبات عمیق و همه جانبه با یکدیگر، اساس مشکلات و مسایل منطقه را خود، ریشهکن نمایند. این همکاریها باید به نحوی باشد که به همگرایی قابل توجهی در منطقه منجر گردد و از آنجاییکه قدرتهای بینالمللی همواره از وحدت و همگرایی کشورهای اسلامی نگرانند برای جلوگیری از تحقق آن سعی دارند با بحرانآفرینی در منطقه، جلوی این هدف مقدس را سد نمایند. به هر ترتیب کشورهای منطقه با تشنجزدایی در روابط میان خود و با پدید آوردن جو اطمینان در منطقه و نیز با بسط و گسترش روابط و همکاریهای اقتصادی، فرهنگی و علمی قادر به تامین امنیت خود به بهترین شیوه خواهند بود و مطمئن باشند که بستن پیمانهای نظامی با قدرتهای بینالمللی، همراه با خطرات گوناگونی خواهد بود و ممکن است، هر آن این پیمانها، دستآویزی برای قدرتهای بینالمللی باشد تا در امور داخلی این کشورها دخالت کنند و یا اینکه برای تامین منافع خود مسلمان منطقه، نقش به سزایی میتواند در شکوفایی اقتصادی این کشورها ایفا نماید. کشورهای غربی با بستن مالیات بر مصارف انرژی توانستهاند در طول یک سال، دویست میلیارد دلار درآمد، کسب نمایند.
در حالیکه، کل درآمد اوپک از صادرات نفت به اروپا در همان سال چهل و هفت میلیارد دلار بوده است. کشورهای منطقه با توجه به قدرتشان در اوپک میتوانند نقش فعالی داشته و منافع بیشتری را برای ملتهایشان به ارمغان آورند. مبادلۀ دانشجو مبادلۀ برنامههای رادیویی، تلویزیونی و سینمایی و برگزاری همه سالۀ نمایشگاههای فرآوردههای فرهنگی در پایتختهای یکدیگر و ایجاد تورهای سیاحتی و زیارتی از جمله فعالیتهای فرهنگی است که میتواند مورد توجه کشورها قرار گیرد. همکاری در زمینۀ پاکسازی محیط زیست و پاک نمودن آلودگیهای ناشی از نفتهای ریخته شده در خلیج فارس از سوی عراق و تسریع در پاکسازی محیط زندگی آبزیان و جانوران دریایی و همکاری در زمینۀ فعالیتهای ماهیگیری در منطقه و نیز تامین محصولات کشاورزی و زراعی از منطقه توسط کشورهایی که در این زمینه با کمبود روبرو میباشند و نیز صدور آب شیرین به کشورهای جنوبی خلیج فارس از سوی ایران و همچنین برگزاری مسابقات در رشتههای مختلف ورزشی میتواند از جمله همکاریهایی باشد که باید مورد توجه قرار گیرد.