(م ـ شهیدی)
یک سال پس از جشنواره صلح! واشنگتن (22 شهریور 1372) و امضاء توافقنامه ساف ـ اسرائیل موسوم به «غزه ـ اریحا»، برخلاف تصورات خوشبینانه و سادهاندیشانه اولیه درباره موفقیت این توافقنامه، علائم شکست در پیشبرد اهداف فلسطینی این توافق از خلال اظهارات مقامات رسمی ساف بخصوص یاسر عرفات مشهود است.
(1) حکومت باصطلاح خودمختار فلسطین برخلاف انتظارات اولیه خود در اولین گام برای بهبود وضع معیشتی فلسطینیهای ساکن در نوار غزه و شهرک اریحا ناکام مانده و برای دریافت کمکهای وعده داده شده بینالمللی به هر دری میزند. عرفات و یارانش تصور میکردند با پایان حالت فوقالعاده نوار غزه و تامین معیشت فلسطینیها موقعیت حکومت خود را در حوزه مناطق غزه و اریحا تحکیم خواهند بخشید.
غزه منطقهای با 360 کیلومتر مربع و حدود 850 هزار سکنه طی چند سال گذشته کانون اصلی انتفاضه و مهمترین مشغولیت فکری سردمداران رژیم صهیونیستی بود بطوری که اسحاق رابین آرزوی روزی را در سر میپروراند که غزه از خاک اسرائیل جدا شده و با هرچه و هر که در آن است به قعر دریا سقوط کند.
نخستوزیر اسرائیل اکنون باید بسیار خوشحال باشد که اگر نتوانسته است غزه را با تمام ساکنانش به اعماق دریا بفرستد آن را بر طبق توافقنامه غزه ـ اریحا تقدیم آقای عرفات و یارانش کرده است تا پلیس فلسطینی بجای سرباز اسرائیلی این آتشفشان خشم فلسطینیها را خاموش سازد.
(2) برخوردهای تحقیرآمیز اسرائیل با حکومت خودمختار و اعضای دولت آن، موقعیت رهبران سازشکار فلسطینی را نزد فلسطینیهای ساکن مناطق خودمختار به شدت تضعیف کرده است. سیاستهای آمرانه اسرائیل و اصرار آنان در انقیاد حکومت خودگردان و بخصوص توافق با اردن بر سر کرانه باختری و اداره اماکن مقدس در این منطقه لطمات جبرانناپذیری به حیثیت عرفات وارد کرده است.
(3) پس از گذشت 4 ماه از استقرار پلیس 15 هزار نفره عرفات در مناطق خودمختار نشانههای خطرناکی از برپایی جنگ «فلسطینی ـ فلسطینی» به چشم میخورد. پلیس عرفات تحت فشار اسرائیل درصدد دستگیری عناصر کلیدی انتفاضه و مبارزان حماس و جهاد اسلامی است. دستگیریهای چند هفته گذشته اگرچه با خویشتنداری این دو جنبش اسلامی روبرو شده ولی قاعدتاً در صورت ادامه دستگیریها و برخورد پلیس عرفات با مبارزان انتفاضه، حماس و جهاد اسلامی ناچار از اتخاذ تصمیمات حادتری خواهند شد و این همان هدفی است که ظاهراً برنامهریزان اسرائیلی در امضاء توافقنامه «غزه ـ اریحا» روی آن حساب ویژهای باز کردهاند.
اصرار عرفات برای سرکوب انتفاضه و دستگیری مبارزان حماس و جهاد اسلامی به اعتبار حکومت خودگردان و رهبران فلسطینی شدیداً لطمه خواهد زد و احتمال برپایی جنگ بین گروههای مبارز و پلیس حکومت خودمختار را افزایش خواهد داد.
(4) سازش ساف ـ تلآویو اگر برای فلسطینیها هیچ دستاوردی بدنبال نداشت برای اسرائیل مائدهای بود که از آسمان رسید زیرا امضاء این موافقتنامه موضع سازشکاران عرب را تقویت کرد. ملک حسین ماه گذشته با امضاء اسناد صلح با اسرائیل به حالت مخاصمه با دشمن صهیونیستی پایان داد و عملاً به جناح سادات پیوست و دیگر کشورهای غیر همجوار با اسرائیل نیز با سرعت در حال بهبود روابط سیاسی خود با اسرائیل هستند از نظر آنان مساله فلسطین در مراحل پایانی است و برقراری رابطه با اسرائیل پس از آشتی ساف ـ تلآویو و توافق اخیر اردن ـ اسرائیل به هیچ مانع و رادعی روبرو نیست. بطور طبیعی این روند سازش فشارها را بر سوریه افزایش خواهد داد و موضع رژیم صهیونیستی را تقویت خواهد کرد.
(5) «صلح خطرناکتر از جنگ» تعبیر صحیحی است که اخیراً یکی از تحلیلگران روزنامه السفیر لبنان برای مذاکرات صلح اعراب و اسرائیل و روند روبه گسترش سازش دولتهای مرتجع عربی با رژیم صهیونیستی اطلاق کرده است. به نوشته این روزنامه در حالیکه هنوز مذاکرات دو جانبه به نتیجهای نرسیده است، مذاکرات چند جانبه (رژیمهای عربی غیر همجوار با اسرائیل) همه موانع روانی و قومی را میان دولتهای عربی و اسرائیل از میان برده تا جائیکه این دولتها برای برقراری روابط دیپلماتیک یا اقتصادی با اسرائیل به رقابت برخاستهاند این مسأله بزرگترین دستاورد برای رژیم صهیونیستی است. رابین هیچ چیز نداد و همه چیز بدست آورد آیا معاملهای از این سودمندتر وجود دارد؟
با همه این تفاصیل صحیح نیست گفته شود در خاورمیانه همه چیز به پایان رسیده است. فلسطین هسته اصلی بحران دیرپای خاورمیانه است و تا زمانیکه برای آن راهحلی پیدا نشود تحقق صلح در منطقه امری محال است. آنچه که عرفات و رابین را به یکدیگر پیوند داد ترس و واهمه آنان از رشد اسلامگرایی در داخل سرزمینهای اشغالی بود. عرفات احساس میکرد بخش عظیمی از نفوذ خود را در داخل سرزمینهای اشغالی از دست داده است و ادامه این روند باعث توسعه نفوذ جنبش حماس و جهاد اسلامی در تمامی سرزمینهای اشغالی خواهد شد. انتفاضه، اسرائیل را نیز به مرز جنون و دیوانگی رسانده بود.
رابین با هدف خاموش کردن انتفاضه و رهایی از آن و عرفات بمنظور حفظ نفوذ خود در داخل سرزمینهای اشغالی در یکجا به هم رسیدند ولی همچنانکه رابین نتوانست با سیاست «مشت آهنین» انتفاضه را خاموش سازد عرفات نیز نخواهد توانست با پلیس 15 هزار نفره خود مبارزان فلسطینی را از جنگ با دشمن باز دارد. ریشههای انتفاضه در شکست ناسیونالیزم افراطی عربی و ظهور پدیده روبه رشد اسلامگرایی است نمیتوان انتظار داشت در حالیکه کشورهای اسلامی را موجی از اسلامگرایی و بازگشت به هویت اسلامی فراگرفته است انتفاضه مقدس اسلامی در فلسطین اشغالی خاموش گردد. صبر و خویشتنداری مبارزان حماس برای جلوگیری از برادرکشی است. جز این هیچ مانع دیگری بر سر راه مبارزه با دشمن وجود ندارد. اگر عرفات سپر بلای اسرائیلیها شده است باید عواقب این سرسپردگی را نیز بهعهده بگیرد.