موقعیت:
جمهوری قرقیزستان کشور کوچکی در شرق آسیای مرکزی است که در ناحیه تینشان و جنوب خاوری ارتفاعات پامیر ـ آلای قرار دارد. 4/3 این سرزمین پوشیده از کوههای برفگیر است که در میان آنها رودخانهها و آبگیرهای متعددی وجود دارد. «ایسیگ کول» از بزرگترین و عمیقترین دریاچهها و «نارین و تالاس و چونیر» از رودخانههای بزرگ این سرزمین هستند.
این جمهوری، از شمال و شمال باختری به قزاقستان، از جنوب به تاجیکستان و از جنوب باختری به ازبکستان و از جنوب خاوری به جمهوری خلق چین محدود است.
مساحت آن 500/198 کیلومتر مربع و مرکزش بیشمک میباشد. جمعیت کل جمهوری در سال 1989 ـ 291000/4 نفر بوده که از این تعداد 4/52% قرقیز، 5/21% روس، 9/12% ازبک، 5/2% اوکراینی، 4/2% آلمانی 6/1% تاتارها را شامل میشود، علاوه بر این، قزاقها، دونگنها و اویغورها، تاجیکها، ترکها، کرهایها از اقوام دیگر ساکن این جمهوری میباشند.
اکثریت مردم قرقیزستان روستانشین هستند و شهرنشینان این جمهوری در 21 شهر و 31 شهرک سکونت دارند. از دیگر ویژگیهای خاص این کشور، زلزلهخیز بودن آن است.
زبان رسمی این جمهوری در سپتامبر 1989 زبان قرقیزی اعلام گردید. این زبان که تا قبل از تسلط بلشویکها بر این جمهوری، زبان متداول بود، به مدت هفتاد سال کنار گذاشته شده بود و زبان رسمی جایگزین آن گردیده بود.
خط نوشتاری قرقیزستان تا سال 1928 عربی، از 1928 تا 1940 خط لاتین و از 1940 به بعد خط سیرلیک بوده است. با استقلال این جمهوری خط نوشتاری مجدداً خط لاتین اعلام گردید، که این مسئله در راستای حرکت به سمت توسعه به سبک ترکیه توجیه میگردد.
قرقیزها مسلمانان سنیمذهب و پیرو مکتب حنفیاند و قرقیزها هم مانند قزاقها نسبتاً دیر اسلام آورنده در سده نوزدهم هنوز بسیاری از آنها عقاید و سنن بتپرستی را حفظ کرده بودند، معهذا بسیاری هم به اسلام سرسپردگی داشتند. نخستین روحانیونی که به میان آنها آمدند، اهل ازبکستان بودند. نهضت تصوف در اشاعه اسلام در میان قرقیزها نقش مهمی داشته است. فرقه نقشبندیه نیرومندترین فرقه صوفیه در این منطقه بوده است، که در حال حاضر هم این فرقه در بین روستانشینان و در مرحله بعدی میان شهرنشینان از نفوذ قابل توجهی برخوردار است.
در سال 1991 ـ 60 مسجد در این جمهوری مفتوح بود و 18 مسجد در این سال بازگشایی شدند.
با توجه به جریانات اسلامی موجود در تاجیکستان و ازبکستان هراس دولت قرقیزستان از نفوذ اسلام، مقامات این جمهوری اقداماتی را انجام میدهند تا ثابت نمایند که برای دین اسلام احترام قائل هستند و در تأمین امکانات پشتیبانی برای عبادت مسلمانان از هیچ کوشش فروگذار نمیکنند.
تاریخچه:
قرقیزها تا قرن دهم میلادی در بخش علیای رود ینیسی سکونت داشتند و از این روی گاهی هم آنها را ینیسی قرقیز میگفتند. قرقیزها در سال 840 میلادی دولت اویغور را در شمال باختری مغولستان برانداختند و خود اراضی میان رودهای ینیسی و ارخن را اشغال کردند. ختاثیان در سده دهم قرقیزها را از این ناحیه بیرون راندند.
اعتلای امپراطوری مغول (در اوایل سده سیزدهم) سبب شد تا عدهای از قرقیزها به سمت جنوب مهاجرت کنند. در عین حال عدهای از ایشان هم در حوزه «مینوسینسک» باقی ماندند و اعقابشان سرانجام در این ناحیه میان اقوام خاکاس و تووینی حل شدند. با این همه، قرقیزها از مدتها پیش به ارتفاعات تینشان که تقریباً معادل سرزمین کنونی قرقیزستان است نقل مکان کرده بودند.
این ناحیه در تحت حکمرانی پیاپی اقوام ترک نظیر تورکش، قزاق و از سده دهم تا دوازدهم، به زیر سلطه قرهخانی درآمده در سده سیزدهم مغولها آن را فتح کردند و از این پس بخشی از اولوس جفتای (دومین فرزند چنگیز) شد. «اولوس جفتای»، بخارا و سمرقند را هم که از صدها سال پیش از آن با قرقیزها دادوستد بازرگانی داشت، در بر میگرفت، در سده چهاردهم، سرزمین قرقیزها تحت حکومت خانات مغولستان قرار گرفت. در اواسط هفدهم اتحاد کوتاهمدتی میان قرقیزهای تینشان و قبایل قزاق بوجود آمد، لیکن کالمیکها در سالهای 5 ـ 1683 سرزمین قرقیزها را درهم نوردیدند. این موضوع سبب مهاجرت عدهای از قرقیزها به ترکستان خاوری (مثل نواحی یارکند، کاشغروختن) گردید. بخشی از این مهاجران، پس از آنکه «منچو» در سال 1758، کالمیکها را شکست داد، به نواحی تینشان بازگشتند.
گرویدن قرقیزها به اسلام از اواسط سده هفدهم آغاز شد. هر چند پایبندی آنها به اسلام در این ایام هنوز ریشه نگرفته بود، معهذا در اشعار حماسی خود جنگ با کالمیکها را یک جنگ مذهبی میخوانند. پس از شکست کالمیکها در سال 1758 قرقیزها اسماً از اتباع چینی محسوب میشدند، ولی عملاً قوم مستقلی بودند که تحت رهبری «ماناپ»ها و «بای»های زندگی میکردند.
حرفه عمده قرقیزها گلهداری بیابانگردی بود که آنها را ناگزیر میساخت به نقل مکانهای طولانی بپردازند. قرقیزها در اوایل سده نوزدهم مورد تاخت و تاز «خافات خوقند» قرار گرفتند و در دهه 1830 ناگزیر به پرداخت خراج به این خافات شدند. در چنین ایامی پایبندی قرقیزها به اسلام به سبب نفوذ «خوقند» ریشهدارتر گردید. خافات خوقند در سال 1868 تحتالحمایگی روسیه را پذیرفت و 8 سال بعد به عنوان ایالت ضرغانه ضمیمه امپراتوری روسیه شد، بدین ترتیب قید حکومت روسیه بر گردن قرقیزهای ساکن این ناحیه افتاد.
روسها در سال 1862 پادگان نظامی خود را در بیشکک مستقر کردند و تا 14 سال بعد با فتح «درهآلای» اشغال این نواحی را تکمیل نمودند. آمدن روسها سبب مهاجرت پارهای از قرقیزها به پامیر و افغانستان گردید. در سال 1916 آسیای میانه، به سبب صدور فرمان دولت روسیه برای سربازگیری از مردم ترک این سامان جهت خدمت در یگانهای غیر رزمی ارتش در آشوب فرو رفت. این عمل باز هم سبب مهاجرت عده زیادی از قرقیزها شد، ولی مهاجران این بار به چین رفتند.
پس از مدتی جنگ میان قرقیزها، ارتش سفید و مداخلهگران خارجی از یکسو و ارتش سرخ از سوی دیگر آغاز و سرانجام قدرت شوروی در سال 1919 در قرقیزستان مستقر شد. با این حال جدال بر سر قدرت در بعضی از نواحی قرقیزستان بویژه در جنوب آن تا سال 1922 به درازا کشید. در سال 1918 جمهوری ترکستان (جزء جمهوری فدراتیو روسیه) که نواحی قرقیزنشین هم بخشی از آن را تشکیل میداد، اعلام موجودیت کرد. در مرزبندی ملی سال 1924، اراضی قرقیزنشین از ترکستان جدا شد و نام ایالت خودمختار «قرهقرقیز» را (باز هم جزء جمهوری فدراتیو روسیه) به خود گرفت و در ماه مه 1925 به ایالت خودمختار قرقیز تغییر نام داد و در فوریه 1926 به جمهوری خودمختار و در 5 دسامبر 1936 به جمهوری متحد ارتقاء داده شد.
احزاب و گروههای سیاسی:
با وزش نسیم گلاسنوست (فضای باز سیاسی) در دوره حکومت «گورباچف» تحولات سیاسی در قرقیزستان نیز شروع شد. این تحولات توأم با آغاز شورشهای شهر اوش در ژوئن 1990 بوده درگیری میان آوارگان قرقیز در بخش ازبکنشین شهر اوش منجر به مرگ صدها تن از سکنه قرقیز و ازبک شد و به مخالفان «آبامات ماسالیف» دبیر اول حزب کمونیست قرقیزستان بهانهای داد تا در برابر وی با «اسوبالیف» متحد شوند. «اسوبالیف» مخالف سیاسی حزب کمونیست بود و از گروه نارین حمایت میشد. «اسوبالیف» در اواخر 1985 «ماسالیف» که از گروه تالاس بود، برکنار شده بود.
پس از انتخابات شورایعالی جدید جمهوری در 1990 گروه نارین که همچنان همه از اعضای حزب کمونیست بودند، در این مجلس به عنوان یک گروه دمکراتیک متشکل شدند، سپس آنها با حمایت از حقوق سیاسی جنبش دموکراتیک غیر کمونیست قرقیزستان که مجموعۀ ضعیفی از روشنفکران و میانهروهای مسلمان با هدف شکستن قدرت حزب کمونیست، به عنوان گروهی دموکرات اعتبار بدست آوردند.
گروه نارین پس از انتخابات شورایعالی جدید جمهوری در بهار 1990 تلاش «ماسالیف» را برای تصدی ریاست جمهوری شکست دادند و در 28 اکتبر 1990 «عسگر آقایف» رئیس آکادمی علوم را به عنوان اولین رئیسجمهور قرقیزستان (دو روز پس از آنکه جمهوری سوسیالیستی شوروی قرقیز، قرقیزستان خوانده شد) انتخاب کردند.
«ماسالیف» رئیس مجلس و دبیر اول حزب کمونیست باقی ماند.
تحولات قرقیزستان نشان از یک نظام قبیلهای و منطقهای دارد که در کل آسیای مرکزی نیز به چشم میخورد.
سه گروه عمده سیاسی نشأت گرفته از نظام قبیله منطقهای عبارتند از: 1ـ گروه نارین: زادگاه رهبر قدیمی جمهوری اسوبالیف و محلی که حامیان عسگرآقایف رئیسجمهور فعلی در آنجا هستند. 2ـ گروه تالاس: منطقه رهبر برکنار شده حزب کمونیست آبسامات ماسالیف 3ـ قرقیزها اوش: شبکه حمایتی اینها با تشکیلات حزبی ازبکستان در هم آمیخته است.
چندین حزب سیاسی در قرقیزستان وجود دارد که برخی از آنها بر همین اساس پایهگذاری شدهاند، مهمترین احزاب عبارتند از: «1ـ ارکاین قرقیزستان»:
این حزب خواهان سیستم اقتصادی برپایه مالکیت خصوصی است. رهبری این حزب را «عمربک تکبایف» بر عهده دارد.
2ـ جنبش دمکراتیک قرقیزستان: این جنبش در 1990 پایهگذاری شد و هیأت هماهنگکننده گروههای دمکراتیک محسوب میشود، یکی از رؤسای این «حزب قاضی آخماتوف» است. آقایوف برای این جنبش در حیات سیاسی قرقیزستان نقش محدودی بوجود آورده است. 3ـ «آشار»: در 1989 پایهگذاری شد، در پی سرزمینی برای تمام قرقیزها میباشد.
4ـ «حقیقت»: سازمان سیاسی دانشجویان قرقیز است 5ـ «اوش ایماقی»: این حزب در منطقه اوش پایهگذاری شده و به تخصیص زمین برای قرقیزها در منطقه اوش میپردازد. 6ـ جناح دمکراتیک قرقیز: این سازمان در سال 1990 در منطقه اوش پایهگذاری شد و گرایش مذهبی دارد، با تأکید بر مذهب اسلام در پی مداری با مذاهب دیگر است، همچنین احیای مساجد و مکاتب مذهبی از دیگر برنامههای این سازمان است 7ـ اتحاد ملی: این حزب میانهرو دمکراتیک در 1991 تأسیس شد و در تلاش برای اتحاد گروههای مختلف نژادی است. 8ـ سازمان اسلاوی: نمایندگان اقلیت اسلاو در قرقیزستان میباشند 9ـ عدالت ازبک: این حزب در منطقه اوش در 1989 پایهگذاری شد، که خواستار خودمختاری برای ازبکها در اوش و کاربرد زبان ازبکی به عنوان زبان رسمی منطقه میباشد این حزب 000/400 عضو دارد. لازم به یادآوری است که حزب کمونیست قرقیزستان در 31 اوت 1991 منحل شد.
پس از انقلاب اکتبر 1917، بلشویکها اقدامات وسیعی را جهت روسی نمودن سرزمینهای تحت حاکمیت خود آغاز کردند. این اقدامات با محو آداب و رسوم و دیگر شئونات قرقیزی و جایگزین کردن فرهنگ روس همراه بود و اعلام زبان روسی به عنوان زبان رسمی این جمهوری نماد بارز این حرکت بوده است.
در حال حاضر نیز، با توجه به ارتباط و وابستگی وسیع قرقیزستان به روسیه به نظر نمیرسد که دولت فعلی نیز تلاشی در جهت خواستهای مذهبی یا ملیگرایانه مردم و احزاب کشور به عمل آورد. زیرا که مقابله با فرهنگ روس استقلال اقتصادی را میطلبد که قرقیزستان فاقد آن است.
با توجه به مسئله، در حال حاضر قسمت اعظم رسانههای گروهی این جمهوری، حامل فرهنگ روس میباشند.
در سال 1990، 114 روزنامه در قرقیزستان منتشر میشد که از این تعداد 42 روزنامه به زبان قرقیزی بود.
مهمترین روزنامههای این جمهوری عبارتند از: روزنامه عصر بیشکک (به زبان قرقیزی)، روزنامه جوانان کمونیست ـ لنینیست (به زبان روسی)، روزنامه قرقیزستان شوروی (به زبان قرقیزی)، اخبار قرقیزستان (به زبان روسی) روزنامه عصر بیشکک (به زبان روسی) جوانان پیشرو (به زبان قرقیزی).
رادیو قرقیزستان به زبان قرقیزی، روسی، آلمانی و دونگن برنامه پخش میکند. در حال حاضر، مقامات قرقیزستان مشغول مذاکره با دولت ترکیه برای دریافت برنامههای تلویزیونی از طریق ماهواره هستند که این نیز به نوبه خود حوزه نفوذ فرهنگی ترکیه را گسترش خواهد داد.
وضعیت اقتصادی:
جمهوری قرقیزستان در حال حاضر با تولید ناخالص سرانه ملی 3000 دلار با مشکلات فراوان اقتصادی روبروست. اقتصاد این کشور که بر مبنای کشاورزی است، به تنهایی توانایی مقابله با مشکلات برای حرکت به سمت بازار آزاد را ندارد. اما این کشور بالقوه غنی است. ذخایر عمده این جمهوری عبارت است از: اورانیوم، آنیتموان و جیوه و زغال سنگ (قرقیزستان تولیدکننده اصلی آنیتموان و جیوه در اتحاد شوروی و همچنین یکی از تولیدکنندگان اصلی اورانیوم و زغال سنگ شوروی سابق بوده است).
علاوه بر این، قرقیزستان دارای سرب، روی، مس، گاز طبیعی و منابع نفت و دیگر مواد کانی است. اما تولید نفتی نداشته و ظرفیت پالایش آن بسیار اندک است. درجه وابستگی به نفت خام روسیه آنقدر زیاد است که میتواند بسیاری از مناسبات گذشته را با همان شدت زنده نماید.
انواع سنگهای معدنی نیز در این کشور وجود دارد، همچنین از ذخایر طلای فراوانی برخوردار است، که انتظار میرود برای کشف آن با کمپانیهای آمریکایی قراردادی به امضاء برسانند.
رودخانههای کوهستانی مثل نارین، تالاس، چو، منابع مهم تولید برق و اساس شبکه آبیاری وسیع این منطقه را تشکیل میدهند، بر این اساس قرقیزستان به جمهوریهای دیگر برق نیز صادر میکند.
صنایع این جمهوری نسبتا قابل توجه است، تولید برق، ذوب فلزات، ماشینسازی، گاز، صنایع غذایی، پوشاک از صنایع مهم این کشور است. مجتمع صنعتی «ایسیک کول ـ جویسک» یکی از بزرگترین مناطق صنعتی آسیا به حساب میآید و محصولات صنعتی آن از طریق شوروی به پنجاه کشور صادر میشود. همچنان که در ابتدا اشاره شد، کشاورزی مهمترین فعالیت در قرقیزستان است و محصولات کشاورزی آن، کشت غلات، نیشکر، توتون و پنبه میباشد.
این جمهوری صادرکننده تولیدات دامی نیز هست، بویژه برای پرورش گوسفندهایی که دارای پشم طبیعی هستند فعالیت وسیعی میشود، صدور پشم یکی از مهمترین صادرات این جمهوری است.
علیرغم تمام اینها، قرقیزستان صرفا از تاجیکستان خودکفاتر است.
این کشور بیشترین صدمه را نسبت به همسایگان ثروتمندش، از انتقال به قیمتهای آزاد (1992) دیده است.
با آغاز اصلاحات اقتصادی در روسیه قرقیزستان همچون دیگر جمهوریها ناچار از حرکت در این جهت شد، هر چند تا اواخر 1992 در حوزه روبل باقی ماند، ولی ناگزیر از انتشار پول ملی شد. در حال حاضر پول رایج این کشور «سم» نام دارد که هر واحد آن برابر 230 روبل و هر 4 واحد آن معادل یک دلار آمریکا است.
از آنجایی که مسلم گردیده، ترکها برای اعطای کمک اشتیاق بیشتری دارند، «آقایف» نیز مدل توسعهشان را پذیرفته است. بدون کمک اساسی خارجی، این خطر وجود دارد که قرقیزستان برای پرداخت دیون روبه تزایدش، احساس کند که ناگزیر از تجارت مواد مخدر میباشد. (همه جمهوریهای آسیای مرکزی بالقوه مناطق صدور مواد مخدر هستند.) هر چند کمک ترکیه به قرقیزستان بدون وابستگی نخواهد بود.
از دیگر کشورهایی که کمک مالی قابل توجهی به قرقیزستان کردند. آلمان فدرال میباشد که این، بدلیل وجود یک اقلیت آلمانی در این جمهوری است.
چین و روسیه نیز فعالیت وسیعی در صحنه اقتصادی این کشور دارند. از دیگر کشورهایی که در این رشته تلاش خود را آغاز کرده است، اسرائیل است.
روابط قرقیزستان با جمهوری اسلامی ایران:
نخستین ارتباط این کشور با جمهوری اسلامی ایران، سفر وزیر امور خارجه قرقیزستان به کشورمان در سال 1370 به مناسبت سالگرد رحلت امام خمینی(ره) و سپس سفر رئیس پارلمان این جمهوری جهت شرکت در کنفرانس فلسطین بود. باید یادآور شد که از این سفرها نباید موضعگیری سیاسی برداشت گردد، بلکه هدف اصلی کسب آشنائی با جمهوری اسلامی ایران بود، زیرا قرقیزستان هیچگاه موضع ضد اسرائیلی نداشته است. (آقایف در سال گذشته طی دیداری از آمریکا و فلسطین اشغالی علیرغم مخالفت گروههای اسلامی اعلام کرد سفارت کشور خود در تلآویو باز میکند). سفر بعدی، مسافرت معاون نخستوزیر قرقیزستان جهت شرکت در اجلاس «اکو» بود. در تابستان 1371 رئیس پارلمان همراه با هیأت اقتصادی ـ فرهنگی بلند پایهای از ایران دیدن کردند.
به دنبال این سفرها، وزیر امور خارجه کشورمان در آذرماه 1370 به آن جمهوری مسافرت و یادداشت تفاهم اقتصادی و فرهنگی بین ایشان و رئیس پارلمان به امضا رسید.
در اجلاس عشقآباد، یادداشت تفاهم برقراری سفارت به امضا رسید و «آقایف» در دیدار با رئیسجمهور کشورمان، در این اجلاس، از برقراری با ایران استقبال نمود. هر چند که آقایف بارها به بنیادگرائی اسلامی حمله کرده و از عضویت در کنفرانس اسلامی نیز امتناع نموده است اما برای جلب رضایت مسلمانان قرقیز و نیز بهرهگیری از منافع روابط اقتصادی با ایران، خواهان توسعه روابط میباشد. در راستای سیاستهای فوق و همچنین گشودن راههای جدیدی در روابط نزدیکتر، «عسگر آقایف» رئیسجمهور قرقیزستان اول تیرماه سالجاری وارد تهران شد و با آقای هاشمی رفسنجانی ملاقات نمود. طی این ملاقات 7 موافقتنامه همکاریهای سیاسی، اقتصادی، بازرگانی و امور حمل و نقل میان دو کشور امضا شد.
براساس سند نخست، که «اعلامیه مناسبات فیمابین» نام گرفت، دو کشور توافق کردند از اقدامات برعلیه یکدیگر حمایت نکرده و اجازه ندهند از خاک آنها برای اعمال تجاوزکارانه علیه دیگری استفاده شود، همچنین در زمینه تبادل تجربه در مبارزه علیه قاچاق مواد مخدر و دیگر موارد توافق گردید.
همچنین بر توسعه صنعت جهانگردی و گسترش روابط تجاری و اقتصادی درازمدت و مبادله کالا میان ایران و قرقیزستان و تشویق مؤسسات دو کشور به همکاری در زمینههای تجاری و اقتصادی توافقات لازم انجام شد. ضمناً طرح دفترهای بازرگانی و تأسیس کارخانههای صنعتی و شرکتهای بازرگانی مشترک مورد قبول دو کشور واقع گردید. علاوه بر اینها، حملونقل کالا و مسافر به صورت ترانزیت از قلمرو آنها به کشورهای ثالث و حملونقل هوایی و وضع معافیت از مالیات و حقوق گمرکی، هزینههای فرودگاهی و امثال اینها به توافقهایی دست یافتند.
در زمینه همکاریهای بانکی بین ایران و قرقیزستان بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران جهت چاپ هرگونه اسناد بانکی قرقیزستان اعلام آمادگی کرد. رئیسجمهور قرقیزستان پس از امضای اسناد همکاری، محورهای مذاکراتی را بر حول توسعه همکاریهای دو جانبه و امکانات توسعه اقتصادی در منطقه ذکر نمود و با اشاره به گفته رئیسجمهور کشورمان، سفیر این هیأت را گشودن صفحه جدیدی در مناسبات دو کشور ذکر کرد.
به نظر میرسد آنچه که میتواند این اسناد را محقق سازد علاوه بر صلح و ثبات در منطقه، دستیابی به روشهایی است که در چارچوب روابط دو جانبه و چند جانبه با کوتاهترین مدت و همراه با یک وسیله سهلالوصول باشد. در صدر این همکاریها بسط زمینههای اقتصادی، تجاری و صنعتی قرار دارد.
دکتر ولایتی در این مورد میگوید: «همکاریهای ما با جمهوریهای تازه استقلال یافته چه به صورت دو جانبه و چه منطقهای با برنامههای جهانی در جهت کمک به اقتصاد این کشورها منطبق است و در زمینه برقراری روابط تجاری و صنعتی مشکلاتی وجود دارد که عمدتاً ناشی از عدم وجود ساختارهای مناسب، بیثباتی نرخ برابری، نوسانات پولی و عدم وجود قوانین مناسب اقتصادی و سرمایهگذاری مربوط میشود. البته تلاشهایی در این جمهوری و جمهوریهای دیگر برای ایجاد تغییرات لازم صورت میگیرد، با اینحال عملا هنوز، مهیا نیست. علیرغم این مشکلات جمهوری ایران در زمینه بسط روابط تجاری خود با جمهوریها فعال بوده است.»
از دیگر روشهای ارتباط، ایجاد خط ترانزیتی است که پایه روابط دیگر هم خواهد بود. خط ترانزیتی، برای جمهوریها آسیای مرکزی و از جمله قرقیزستان که راه به آبهای آزاد ندارند، علاوه بر آنکه از لحاظ اقتصادی و ایجاد همکاریهای صنعتی و تجاری و حتی مذهبی و سیاسی منافع ما را ارضاء خواهد کرد، به بنای ایجاد روابط دو جانبه عمیق کمک کرده و مانع از تحقق اهداف رقبا (یا دشمنان) ما خواهد شد.
نتیجه عمدهای که جمهوریهای آسیای مرکزی از جمله قرقیزستان (که در گذشته کمتر به روابط با ایران تمایل نشان داده) به آن رسیدهاند آن است که همکاری ایران با جمهوریهای آسیای مرکزی میتواند برای ثبات و رفاه منطقه بسیار مؤثر باشد.