مینو خانی
* با توجه به وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه به نظر شما نیازهای مادی و معنوی جوانان چیست؟
** طبیعی است که دوره جوانی یکی از حساسترین دورانها در زندگی هر فردی است و از آنجا که هر دورهای اقتضائات خاص خود را دارد، جوانی هم اقتضائات خاص خود را دارد. به عبارتی جوان، عنصری است که هم میخواهد فعال باشد، هم غرور دارد و هم میخواهد خود را در جامعه به نمایش بگذارد که این به نمایش گذاشتن جلوههای مختلفی در عرصههای اجتماعی پیدا میکند. همچنین به دلیل ورود به مرحله جدیدی از زندگی، دوست دارد در مسایل، خود تصمیمگیری کند و مستقل باشد و مایل است این استقلال هم از طرف خانواده و هم از طرف جامعه به رسمیت شناخته شود.
لذا پویایی، تحرک، غرور و استقلال از مؤلفههای اصلی دوره جوانی است. اینک با توجه به این مؤلفهها، نیازهای جوانان را در عرصههای اجتماعی ببینیم. جوان اصولا مشارکتجوست و میخواهد در عرصههای گوناگون سهیم باشد و تأثیرگذاری خود را در جامعه ببیند، نه این که مشارکت منفعل و تودهوار داشته باشد. پس باید جوانان را جدی بگیریم و رفتارمان بهگونهای باشد که احساس ابزاری بودن نکند و این که هر وقت نیاز بود او را مطرح کنیم و بعد از مرتفع شدن نیاز او را کنار بگذاریم.
کدام جوان میتواند مشارکت بیشتر سیاسی و اجتماعی داشته باشد؟ جوانی که از لحاظ مادی هم تامین باشد، اگر جوان دارای شغل و امکانات اولیه زندگی نباشد، طبیعی است که یا به ناهنجاریهای اجتماعی کشیده میشود یا به انزوا، و جامعه نمیتواند از روحیه پرتوان او استفاده کند.
جامعه ما نیز به دلیل این که تقریبا 70 درصد از جمعیت آن زیر 30 سال سن دارند، با چالش روبهروست. این که این چالش تبدیل به فرصت شود یا بحران، بسته به مدیریت حاکمان ماست، به عبارتی اگر از پتانسیل، خلاقیت، ابتکار و نیروی جوانان برای سازندگی کشور استفاده کردیم یعنی چالش تبدیل به فرصت شده و باید مطمئن باشیم که اگر بسترهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را برای نشو و نمای جوانان فراهم نکنیم، در آینده نزدیک با بحران جدی مواجه خواهیم بود. جمعیت جوان کشور باید همه ما مسئولان را از خواب بیدار کند به عنوان مثال باید بدانیم که بحث بیکاری معضل جدی اجتماعی است. به عبارتی در حال حاضر و براساس آمارهای رسمی حدود سه میلیون بیکار داریم که سالانه حدود 800 هزار نفر نیز وارد بازار کار میشوند و باز براساس برنامه سوم توسعه بهطور متوسط باید 765 هزار شغل ایجاد کنیم تا میزان بیکاری در همین حد بماند وگرنه سال به سال بر تعداد بیکاران افزوده میشود و این یعنی این که در زیر بسترهای اجتماعی دچار مشکل بسیار جدی هستیم که البته هنوز چهره وحشتناک خود را به ما نشان نداده است و اگر باز هم کوتاهی کنیم، این معضل بزرگ میتواند تار و پود اجتماع ما را از هم بگسلد.
* به استقلالطلبی و مشارکتجویی جوانان اشاره کردید، در حال حاضر این مساله را چگونه ارزیابی میکنید؟
** در حال حاضر با وجودی که نسبت به گذشته وضعیت بهتر است، اما محدودیتهای اساسی وجود دارد، به عبارتی جوانان را دعوت به مشارکت میکنیم، اما زمینههای مشارکت، ظرفیت و سازوکارهای آن را در جامعه فراهم نمیکنیم، در ضمن امکانات مادی که باید صرف جوانان شود اولا کم و محدود است، ثانیا مدیریت صحیحی برای صرف آن نیست.
* مجلس چه برنامههایی برای رفع عدم امکانات و عدم مدیریت صحیح دارد؟
** همه دغدغه جوانان را دارند اما به لحاظ عملیاتی و کاربردی شدن هم اختلافات وجود دارد و هم عزم جدی در رفع این مشکلات دیده نمیشود. مثلا همانطور که اشاره کردم بیکاری معضل جدی جوانان است و این بیکاری در حال نفوذ در نیروی متخصص و ماهر است که رفع آن از نوع اول مشکلتر است، مجلس هم با تصویب چهار هزار و 700 میلیارد ریال به جای دو هزار و 700 میلیارد ریال در تبصره 29 که اصلیترین تبصره در قانون بودجه در امر اشتغال است، نشان داد که مشکل بیکاری را جدی تلقی کرده است. همچنین تلاش دولت و مجلس در امر ورزش و امور فرهنگی تلاش خوبی بود، اما این که این اعتبارات چگونه هزینه شود و تا چه اندازه بتواند مشکلات واقعی جوانان و جامعه را مرتفع کند قابل بررسی است که این مربوط به دولت و بعد نظارتی مجلس است.
* آیا از طرف مجلس نظارت اجرایی بر صرف این بودجه صورت میگیرد؟
** بله، در مجلس اهرمهای نظارتی مثل دیوان محاسبات که گزارش سالانه عملکرد بودجه را میخواهد، یا کمیسیونهای مجلس که از دستگاههای اجرایی گزارشهایی را میخواهند، وجود دارد. البته من نسبت به بعد نظارتی مجلس انتقاد دارم و فکر میکنم سازوکارهای کارآمدی برای نظارت بر عملکرد دستگاههای اجرایی وجود ندارد و این که ما هر از گاهی به گزارشهای دستگاههای اجرایی بسنده کنیم کافی نیست.
* اشاره کردید در بین مسئولان هم اختلاف وجود دارد و عزم جدی ندارند. من میخواهم بدانم واقعا چه اتفاقی باید بیفتد تا مسئولان اختلافات را کنار بگذارند و بر هدف اولیتر و واجبتری فکر کنند؟ آیا وجود سه میلیون بیکار پایین آمدن میانگین سن اعتیاد و هزاران مورد دیگر کافی نیست؟
** گرچه این مساله بحث کلانی را میطلبد، همانطور که میدانید جامعه ما دچار نوعی نزاع سیاسی است که این نزاع سیاسی به بدنه حاکمیت هم وارد شده است. در همه نظامهای مردمسالارانه و مبتنی بر دموکراسی، رقابت وجود دارد و در حاکمیت همکاری، تعاون و انسجام، احزاب هم در جامعه پذیرفته میشوند و رقابت سالم بین احزاب شکل میگیرد و این احزاب برنامههای خود برای اداره کشور را ارایه میکنند و برنامهها با هم رقابت میکنند نه اشخاص. متأسفانه در کشور ما به دلیل فرهنگ سیاسی موجود، احزاب نیرومند و توانمند پا نگرفته، لذا رقابت سیاسی خیلی بامعنا نیست. بنابراین به جای این که احزاب قوی داشته باشیم نهادهای دیگر کارکرد حزبی پیدا کردهاند و در بعضی موارد این نهادها، نهادهای حاکمیتی هستند، لذا آنها خود را در جایگاه احزاب میبینند و با هم به رقابت میپردازند و چون در حاکمیت قدرت وجود دارد از آن به نفع خود بهرهبرداری میکنند، لذا رقابت تبدیل به نزاع سیاسی میشود و جامعه ما تبدیل به جامعهای شده که همه میخواهند مچ یکدیگر را بگیرند و در حال نقشه کشیدن برای یکدیگرند و این مجال تفکر و تامل به مسئولان نمیدهد. در نتیجه به اعتقاد من مسایل عمده و کلان جامعه به فراموشی سپرده میشود. از جمله این مباحث کلان، بحث جوانان است، به همین دلیل وقتی به حضور آنها نیاز داریم آنها را تشویق به حضور میکنیم و بعد هم مجددا در ورطه نزاعهای سیاسی مسایل آنان را به فراموشی میسپاریم.
* در واقع با توجه به صحبتهای شما ما هم باید بحث مشکلات جوانان را فراموش کنیم. ولی مساله دیگر ایجاد همزبانی بین نسل گذشته و امروز است، در این مورد چه نظری دارید؟
** همه میدانیم در جامعه مواجه با گسست بین نسل اول و دوم انقلاب هستیم و این گسست موجب عدم مفاهمه میشود. اما این که این گسست چگونه به وجود آمده و آیا مثلا جوانان ما دینباور هستند یا نه؟ در این مورد باید بگوییم که اسلام زیباست، از طرف دیگر فطرت انسان هم طالب زیبایی است. اگر بگوییم نسل امروز ما دینباور نیست یا باید بپذیریم اسلام زیبایی ندارد یا بپذیریم فطرت جوانان تغییر کرده و طالب زیبایی نیست، یا بپذیریم که حلقه ارتباطی که اسلام را به جوان معرفی میکند دارای مشکل است.
من فکر میکنم مشکل در همین حلقه واسط است و این که ما اسلام را چگونه برای جوانان تبیین کرده و میکنیم. مرحوم شهید مطهری مقالهای راجع به رهبری نسل جوان دارند مبنی بر این که با زبان زمان باید دین و خدا را مطرح کرد. حتی اشاره میکنند شاید کتابی در دورهای موجب هدایت باشد اما همان کتاب در دوره دیگر موجب گمراهی و ضلالت باشد. همچنین دلیل تفاوت در معجزات انبیای الهی اقتضای زمانهای متفاوت بود. به عبارتی در زمان پیامبر ما سخن، شعر و کلام مهم بود، لذا قرآن معجزه او میشود.
ما باید بدانیم نسل جوان ما دینباور است، اما میخواهد با ادبیات امروز، با زبان زمان او و با اقتضائاتش با او صحبت شود، که از این لحاظ به دلایل متعدد بر عملکرد همه ما از حاکمان تا روحانیت، دانشگاهیان و گروههای مرجع ایراد وارد است و کمتر دین را با زبان محبت و صمیمیت معرفی کردهایم.
* چه باید کرد تا این حلقه واسط درست عمل کند، چون در گزارش سازمان ملی جوانان آمده که 60 درصد از جوانان معتقدند روحانیون از بعد اسلام از مردم فاصله گرفته و به وظایف خود عمل نکردهاند؟
** در مسایل اجتماعی نباید تکبعدی عمل کنیم. این مساله هم راههای متعدد و متنوعی دارد، ولی یکی از راهها این است که اگر مدعی حکومت دینی و اسلامی هستیم، مشی حاکمان باید بر مبنای دین و اسلام باشد تا قلوب جوانان را متوجه دین، خدا و اسلام کند. اما اگر ما نان دین را خوردیم و به نام دین حکومت کردیم، ولی مشی ما مبتنی بر دین نبود طبیعی است که جوانان را دینستیز خواهیم کرد و این سوال در ذهنشان پیدا میشود که اگر بهشت و جهنمی وجود دارد چرا گویندگان این مطالب به حرف خود عمل نمیکنند. و من فکر میکنم از این لحاظ ضعف جدی بر عملکرد همه ما وارد است. ما مطالب بسیار زیبایی راجع به دین بیان کردیم اما به آنها عمل نکردیم. به عنوان مثال ببینید اساسا رمز موفقیت اسلام چه بود؟ پیامبر ما در سرزمینی مبعوث شدند که حضرت امیر اینگونه تشریح میکنند که مردمانش در صخرههای سخت میخوابیدند، آبهای کثیف مینوشیدند، دختران را زنده به گور میکردند، اما پیامبر ما در چنین جامعهای تمدن بزرگ اسلامی را پیریزی کرد، چون خودش اسلام مجسم بود و به آنچه میگفت عمل میکرد لذا همه در ابتدا او را پذیرفتند بعد دینش را و یا حضرت علی و عدالتش به این دلیل در بشریت جاودانه شده که خود عدالت مجسم بود و در تمام زوایای زندگیاش عدالت را اجرا کرده بود. به همین دلیل وقتی دختر حضرت امیر دستبندی را از بیتالمال به عاریه میگیرد حضرت با او برخورد میکند. اما اگر ما جیبهای خود را پر کرده و به زندگی خود برسیم و آنگونه با هم دعوا کردیم که مردم گفتند همه دعواها بر سر قدرت است، میتواند جهانبینی مردم را نسبت به همه آنچه که ما مدعی آن هستیم و آنها را آرمانهای خود میدانیم عوض کرده و حتی از بین ببرد.
* به نظر شما زمینههای مناسب و سالم برای جوانی کردن جوانان چیست؟ چون اگر زمینههای مناسب فراهم نباشد، جوان در بسترهایی قرار میگیرد که ممکن است به نفع او و آیندهاش نباشد.
** فکر میکنم بعضی از مسئولان اقتضائات سنی را درک نمیکنند و جامعه را از دریچه نگاه خود و سن خود میبینند، من فکر میکنم در این زمینه باید بر دو مساله ورزش و هنر سرمایهگذاری کنیم و معتقدم هرچه سرمایهگذاری ما در این دو مورد کمتر شود، باید سرمایههای کلانتری را برای مبارزه با ناهنجاریهای اجتماعی مثل مبارزه با مواد مخدر، فحشا، منکرات، سرقت و... صرف کنیم. و دیگر این که باید امنیت، آرامش و آسایش را برای جوانان فراهم کنیم و به هر کسی اجازه ندهیم با جوانان برخورد سلیقهای داشته باشد و اجازه ندهیم اسلامهای سلیقهای به عنوان اسلام اصیل بر عملکرد جوانان تحمیل شود. ما باید سعی کنیم جوانان ما زیباییهای خود را در جامعه و در عرصههای مختلف، چه در عرصه لباس و ظواهر، چه در عرصه هنر و ورزش، چه در عرصههای علمی و حتی معنویت و ایمان بروز دهند، خطکشیهای بیمورد و بیهوده را حذف کنیم و ناهنجاریهای اجتماعی را چونان بیماری تلقی کنیم و با آن با دیدگاه تخصصی برخورد کنیم. اینها به مرور زمینه جوانی کردن جوانان را فراهم میکند و باعث میشود نیروی جوانی در جهت پیشرفت و تعالی اجتماع صرف شود.
* راجع به فراکسیون جوانان که در مجلس ششم شکل گرفت بگویید.
** در ابتدای کار مجلس ششم، جمعی از نیروهای جوانتر مجلس جمع شدیم تا به دلیل نزدیکی سنی با آنها، درک و تفاهم بیشتری در مسایل به وجود آید و هم جدیت و تلاش بیشتری در امور جوانان صورت گیرد که باید اعتراف کنم در طول سال گذشته این فراکسیون آنگونه که باید عملکرد دقیق و مشخصی از خود بروز نداد، لذا تلاش ما بر این است که در سال جدید شکل جدید و نوینی را با همکاری کمیسیون مربوط در مجلس پیگیری کنیم.