براساس گزارش دولت آمریکا بسیاری از حسابهای مالی بنلادن توسط دادگاهها در این سو و آن سوی جهان مسدود شده است.
اگرچه بنلادن به تنهایی عمل میکند ولی وی عواملی دارد که خشونتبارترین حملات تروریستی را با کمترین هزینه انجام میدهند.
در عملیات تروریستی سال 1990 عوامل بنلادن اتاقهایی را در هتلهای ارزانقیمت اجاره کردند و از آنجا برای فعالیتهای تبهکارانه برای تأمین مخارج زندگی خویش استفاده میکردند. آنان بسیار ساده و در همسایگی یکدیگر زندگی میکنند تا همدیگر را در فعالیتهای تبهکارانه خویش یاری دهند.
عوامل بنلادن معمولاً با کارتهای شناسایی جعلی تردد میکنند، برخی مقامات آمریکا بر این باورند که زندگی تروریستها در حد متوسطی قرار دارد، آنان از طریق خطوط پروازی به کشورهای مختلف سفر میکنند و هزاران دلار برای آموزش پرواز اعضای خود هزینه کردهاند.
کلیه نقل و انتقالات مالی بین عوامل بنلادن پنهانی صورت میگیرد. آنها بیشتر پولهای نقد را به صورت دستی بین همدیگر توزیع میکنند و در برخی اوقات نیز به شکل مافیایی از طریق سیستم بانکی عمل مینمایند.
عوامل بنلادن با بهرهگیری از شیوههای پیچیده، مأمورانی را که به دنبال ردپای داراییهای بنلادن و شبکه القاعده هستند میفریبند. شبکه مالی القاعده تاکنون ناشناخته باقی مانده است، اما برخی معتقدند که در صورت محاکمه بنلادن اسرار بسیاری از سوداگریهای وی که برای تأمین عملیات تروریستی صورت گرفته است فاش خواهد شد.
در سال 1995، دولت سودان بنلادن را برای توسعه عمران و کشاورزی در این کشور به خدمت گرفت در این مدت وی به شبهنظامیان حاکم بر افغانستان (طالبان) کمکهای مالی میفرستاد.
براساس گزارش یکی از مراکز مطالعاتی وابسته به دولت آمریکا که در سال 1996 غالب مهمترین راههای تأمین هزینههای گروههای اسلامگرای افراطی را در سراسر جهان گردآوری کرده است، اموال بنلادن به تنهایی نزدیک به 300 میلیون دلار برآورد شده است، پس از آن که جورج دبلیوبوش رئیسجمهوری آمریکا جنگ جدیدی را علیه تروریسم آغاز کرد، بازرسان آمریکایی انتظار داشتند با بازرسی سیستمهای الکترونیکی بانکها، حسابهای بانکی بنلادن را شناسایی کنند.
بازرسانی که در مالزی، سنگاپور و غالب کشورهای آسیایی در جستوجوی شبکه مالی بنلادن بودند، معتقدند که بنلادن از یک پایانه بانکی استفاده میکند.
این بازرسان همچنین در جستوجوی روابط القاعده با مبارزین مسلمان و اشخاص ثروتمندی هستند که مخفیانه در ایالات متحده و عربستان سعودی و امارات متحده عربی به سر میبرند. آنها در مظان اعطای میلیونها دلار به گروه بنلادن هستند.
از تروریستهای مظنونی که به سازمان تجارت جهانی حمله کردند، چندین هزار دلار در 9 حساب بانکی در بانک مرکزی (Central bank) فلوریدا به دست آمده است بدون آن که نشانهای از فعالیتهای غیرعادی در آن حسابها وجود داشته باشد.
با این حال جک بلوم یکی از اعضای پیشین بخش روابط خارجی سنای آمریکا معتقد است که وقتی درباره پولهای بنلادن اظهارنظر میشود، آنقدر هم که گفته میشود زیاد نیست. در عین حال مکنوس وانستر قائم مقام رئیس مرکز مطالعات تروریسم و خشونت سیاسی وابسته به دانشگاه اسکاتلند نیز معتقد است «در اکثر اوقات ما بر این باوریم که بنلادن یک سرمایهدار سودجو است.» اما بسیاری به درستی معتقدند که انتقال سرمایههای شخصی بنلادن که برای فعالیتهای تبهکارانه و تروریستی به کار میرود از طریق خطوط الکترونیکی غیر ممکن است.
مدیریت هوشمندانه سرمایه
روزهایی که بنلادن دانشجوی رشته اقتصاد در دانشکده شاهزاده عبدالعزیز در جده عربستان سعودی بود نشان داد که علاقه وافری برای پیشرفت در رشته مدیریت بازرگانی دارد. به دنبال حمله شوروی به افغانستان در سال 1969، بنلادن فرزند یکی از نجیبزادگان دربار سعودی با استفاده از سرمایههای کلان خویش و حمایتهای «سیا» به دنبال ایجاد یک تشکیلات مقاومت افغان در راستای یک جنبش اسلامی فراگیر بود. بنلادن با اتکا به منابع و سرمایه مالی شخصی خویش، روشهای خاصی را برای تروریسم مورد نظرش اتخاذ میکرد.
پس از خروج شوروی از افغانستان، بنلادن عوامل آماده به خدمتش را راهی سودان کرد اما خود وی مدتی را در عربستان سعودی سپری نمود و با اقوامش به فعالیتهای تجاری پرداخت. اگرچه شرکت او در یک ساختمان متعلق به پادشاهی سعودی بود اما بنلادن از مبارزین مسلمان مخالف پادشاهی عربستان که به خاطر خواست دولت آمریکا در سال 1991 تبعید شده بودند، حمایت میکرد تا اینکه بنلادن نیز به سودان رفت.
بنلادن یکی از 20 مرد خوشاقبال خانوادهاش بود. وی ثروتهای زیادی از خانوادهاش به ارث برده بود بیش از آنکه خانوادهاش حتی تصور کنند که او یک ستیزهجو است. هرچند باید گفت که بنلادن به تنهایی منبع اصلی سرمایههای سازمان القاعده امروزی نیست بلکه بر اساس گزارش دولت آمریکا، سازمان اطلاعاتی پاکستان و تنی چند از همدستان وی منابع گوناگون وسیعی در شکل دادن به القاعده نقش داشتهاند.
پس از محاکمه 4 مرد متهم به انفجارهای سفارتخانههای آمریکا در کنیا و تانزانیا و شهادت آنها مبنی بر نقش سودان در مهیا کردن زمینههایی که بنلادن بر آن اساس بتواند نیروهای تازهای را برای اداره اردوگاههای افغان تربیت کند فاش شد. در طول این محاکمه شرکای پیشین شرکت تجاری بنلادن به دادگاه فراخوانده شدند.
ابتدا به نظر میرسید که آنها تأمینکننده منابع مالی طرفداران بنلادن هستند و با وی در تجارت مشارکت دارند در حالی که مشخص شد حقوق هواداران بنلادن توسط القاعده پرداخت شده است. دو فهرست حقوقی از دفاتر مختلفی در یک ساختمان در خارطوم واقع در خیابان Menimer پخش شد.
جمال الفواد نخستین سودانی که به تشکیلات بنلادن پیوست و سپس از شرکت تجاری بنلادن اختلاس کرد (این موضوع در یک دادگاه سعودی به اثبات رسیده است) اظهار داشت که افراد بنلادن وقتی سودان را ترک کردند مبلغ 57 هزار دلار و 17 هزار ریال سعودی برای اجاره خانه پرداخت کرده بودند و اخیراً نیز برای خرید یکی از مزارع شمال خارطوم مبلغ 25 هزار دلار پرداخت کردهاند.
این دادگاه نشان داد که چگونه زندانهای انفرادی تروریستهای القاعده یا به عبارت دیگر اماکن منحصر به فرد آنها با تزریق وجوه نقد ایجاد شده است. بنابر اظهارات الفواد که با یک پرواز به اردن گریخته است، وی برای صورتحسابهای 100 دلاری 100 هزار دلار وجه نقد پرداخت کرده است.
اعضای گروه القاعده برای ایجاد هماهنگی در سفرهای خویش جلسات منظمی ترتیب دادند، آنها با تشکیل گروههایی مدارک، اسناد، بلیط و ویزای مسافرتی اعضای خویش را تهیه و درون بستههای پستی قرار دادند و به آدرس پستی آنها در فرودگاه ارسال میکردند تا افراد آنها بدون مواجهه با کسی مدارک خویش را دریافت کرده و به سمت مقصد حرکت کنند. هدف اصلی آنها از این کار انجام فوری وظیفه بود.
بنلادن در سودان در امور مزرعهداری و بانکداری سرمایهگذاری کرد. وی فرودگاه بینالمللی خارطوم و جاده اصلی این شهر را به یکدیگر متصل نمود. وی در برداشت محصولاتی نظیر بادام زمینی میوهجات، کنجد، ذرت سفید گلهای آفتابگردان و گندم سرمایهگذاری نمود.
بنلادن پنجاه میلیون دلار برابر اموالش نزد بانک خارطوم سپرده است و علاوه بر سرمایهگذاری در بازار سهام جهانی در اموری نظیر صادرات و واردات در سودان نیز فعالیت داشته است. وی با جسارتی تمام به برخی مقامات حزبی سودان از جمله گروه پیشروان اسلامی مبالغی پرداخت میکرد تا بتواند هوادارانی را نزد آنها کسب کند تا این که در سال 1996 بنلادن تحت فشار دولت آمریکا و مصر به اجبار سودان را ترک کرد.
دورنمای سرمایهگذاری بنلادن در سودان همچون داستان زندگیاش تیره و تار است. عبدالبری اتوان یک روزنامهنگار ساکن لندن و کسی که در سال 1996 با بنلادن مصاحبهای انجام داده بود، میگوید که بنلادن مدعی است که بیش از 150 میلیون دلار در سرمایهگذاری در زراعت و پروژههای ساختمانی سودان متضرر شده است. با این حال سازمان تحت امر بنلادن باور کرده است که میتواند از طریق اموالی که در اختیار دارد یک امپراتوری جهانی را اداره کند.
این سازمان نیز در اموری نظیر پرورش شترمرغ و صید میگو و ماهی در کنیا، خرید زمینهای وسیع در ترکیه، سرمایهگذاری در تجارت الماس در آفریقا و سرمایهگذاری در نگهداری مزارع تاجیکستان فعالیت دارد.
بنلادن سودان را ترک کرد و به سوی افغانستان رفت و کمکهای فراوانی برای حمایت از طالبان در جنگی که آنها با مخالفین خویش در شمال آن کشور داشتند هزینه کرد. برخی کسانی که به سازمان بنلادن کمکهای مالی اعطا میکنند به انگیزه بنلادن اعتقاد دارند. یک شخصیت مذهبی در پاکستان معتقد است در شبکه جهانی القاعده بیش از صدها هوادار در هر نقطه از جهان دارد که حاضرند به خاطر وجوهی که از بنلادن دریافت میکنند خود را فدا کنند.
یک شخصیت مذهبی دیگر نیز معتقد است که این ثروت برای دوران جهاد ذخیره شده و این اعتبارات از طریق مؤسسات خیریه کسب شده است. یک مقام ارشد دولت آمریکا نیز معتقد است که برخی از خیرین ثروتمند عرب با پرداخت این قبیل وجوه از بنلادن حمایت میکنند. یک منبع آگاه نیز میافزاید به آنها القاء میشود که این وجوه باید در خارج از خلیج(فارس) هزینه شود.
از سوی دیگر نزدیک 15 میلیون دلار از سوی یکی از مقامات سعودی که مسئولیت وزارت فعالیتهای مذهبی که برای رفاه امور بنیادگران مذهبی ایجاد شده است به سازمانهای اسلامی اهدا میشود، با این که گمان میرود این سرمایهها در راه مقاصد اجتماعی، فرهنگی و بشردوستانه به کار رفته است گفته میشود که این کمکها در حسابهای بنلادن یافت شده است.
دولت آمریکا بر این باور است، این سرمایهها که به نظر میرسد توسط چندین خیر بینالمللی برای پناهندگان سیاسی و دیگر امور خیریه در خاورمیانه به کار رفته است در کام تروریسم هزینه شده است و در برخی مواقع نیز آگاهانه صورت گرفته است.
گروه بنلادن درصدد بود که یک مجمع الجزایر از حسابهای بانکی به هم پیوسته در بانک برکلی لندن ایجاد کند. جایی که چندی پیش به دستور دولت انگلیس چندین حساب مشکوک بسته شده است این گروه همچنین قصد داشته است که چنین حسابهایی را در وین و بندر دوبی در امارات ایجاد نمایند.
یکی از مقامات نظامی اطلاعاتی پاکستان نیز معتقد است که در پاکستان نیز شبکهای از حسابهای بانکی و غیره از سوی مسلمانان طرفدار سازمان القاعده ایجاد شده است. مقامات اماراتی نیز معتقدند که بنلادن از یک مرکز ویژه بانکداری استفاده میکند زیرا کمترین نظارتی بر فعل و انفعالات بانکی او وجود ندارد.
هواپیمایی ملی افغانستان در سال 1999 برای انتقال پولهای نقد از بانکهای دوبی به افغانستان به کار گرفته میشد بدون آنکه اعتنایی به مقررات بینالمللی پروازی سازمان ملل صورت گیرد.
از زمان انفجار سفارتخانههای آمریکا در آفریقا تاکنون دولت آمریکا تلاش بسیاری برای تعقیب و توقیف اموال گروه بنلادن انجام داده است اما ترجیحاً از اثبات کردن آنها طفره رفته است. در سال 1998 بیل کلینتون رئیسجمهوری وقت آمریکا یک دستورالعمل اجرایی برای بلوکه کردن اموال و دارایی بنلادن و سازمان القاعده در ایالت متحده صادر کرد اما هیچ اموالی یافت نگردید.
بنلادن عواملی در دولت امارات داشت که از آنها برای پوششهای فعالیتهای بانکی خویش در دوبی استفاده میکرد.
یکی از مقامات دولت آمریکا معتقد است که دولت کلینتون میتوانست با وارد ساختن فشار به امارات متحده عربی این دولت را وادار به اخراج آن افراد از امارات نماید. در حالی که مقامات دیگر معتقدند که آنها فقط وانمود این اموال میکنند که سهم ناچیزی است وی میافزاید که اکنون به نظر میرسد فرصت ما به اندازه فاصله میان دو انگشت دست است.
مجریان خودمختار
برخی مقامات آمریکایی القاعده را به یک شرکت عظیم مالی تشبیه میکنند که بنلادن در رأس و مجریان خودمختارش در ذیل آن قرار دارند. یک مقام آمریکایی در سفارت آمریکا که چندی پیش با بمب منفجر شد معتقد است که القاعده نیرویی است که با یک بند کفش اداره میشود.
در حقیقت مقامات محلی همواره از ناکافی بودن سرمایه در آن منطقه شکایت داشتند بنابراین القاعده به جای ارسال سریع و با واسطه پول به کانونهای تروریستی زمینه را برای به دست آوردن سرمایه فراهم میکرد و اهالی آن مناطق را برای جمعآوری سرمایه تشویق مینمود. یکی از شیوههای القاعده در این راستا جعل کارتهای شناسایی و جعل عنوان بود.
به طور مثال احمد رسام یکی از اعضای یک گروه الجزایری طرفدار بنلادن که در دسامبر 1999 با یک چمدان پر از مواد منفجره در مرزهای کانادا دستگیر شد اعتراف کرد که قصد داشته است آن محموله را به فرودگاه بینالمللی لسآنجلس منتقل کند. وی هنگام بازداشت وانمود میکرد که نامش بینی نوری است وی با این نام پاسپورت در اختیار داشت و حساب بانکی افتتاح میکرد و همچنین شناسنامه و مدرک تحصیلی جعل مینمود.
رسام که عضو یک گروه اسلامی الجزایر است میافزاید که وی عواملی در اختیار دارد که از طریق تبهکاریهایی که انجام میدهند امرار معاش میکنند. آنها به اعمالی نظیر جعل کارتهای شناسایی و تردد دست میزنند تا بتوانند در مونترال پایتخت کانادا زندگی کنند.
وی با یک گروه مظنون به سرقت ارتباط داشت که به گروههای تندروی اسلامی در سراسر جهان پول ارسال میکرد. منابع موثقی بر این باورند که موارد سرقت این گروه بیش از پنج هزار قلم را نظیر کامپیوتر، کیتهای تلفن و کارتهای شناسایی شامل میشود. آوریل گذشته رسام به تروریسم محکوم شد.
با این حال القاعده روشهای دیگری را نیز برای ارسال پول به هواداران و عواملش در سراسر جهان دارد. این روش که حواله نام دارد یک اصطلاح در شیوه بانکداری عربی است. در این سیستم بدون آن که اثری الکترونیکی یا مدرک مکتوب از انتقال پول بر جای گذارد، به صورت پنهانی منتقل میشود.
ویلیام وچسلر که زمان صدارت کلینتون رئیس بخش تهدیدات بینالمللی در شورای امنیت ملی آمریکا بود معتقد است که برای برخی مردم در نواحی دوردست جهان سیستم حواله سریعتر و ارزانتر و معتبرتر از سیستم بانکداری نوین است. در سیستم حواله به واسطه یکسری قراردادها و یادداشتهای غیر رسمی وجه نقد انتقال مییابد.
به هر حال نگریستن به زندگی کسانی که از بنلادن حمایت میکنند با نگاه به داراییهای آنها نگاه مناسبی نیست. اما میتوان به این حقیقت پی برد که بخشی از هزینههای شبکههای تروریستی از طریق مبالغ وسیعی که کلاهبرداران پرداخت میکنند، تامین میشود.