تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۳۴  ، 
کد خبر : ۲۱۷۳۳۸

سه ویژگی اصلی احزاب مترقی


محمد هاتفی
احزاب نهادهای سیاسی مدرنی هستند که از ارکان عمده نظام‌های سیاسی عصر جدید شناخته می‌شوند. در طول تاریخ، حزب در معنای گروه و دسته، همیشه وجود داشته است اما حزب به مفهوم ویژه آن، یعنی «حزب سیاسی» پدیده تازه‌ای است. حزب سیاسی با دسته، گروه، فرقه، محفل، مجلس، جمعیت، انجمن، گروه و صنف و سندیکا و... فرق دارد.1 «احزاب سیاسی همزمان با‌ آیین‌های انتخابی و پارلمانی زاده شدند و توسعه یافتند».2 امروزه در هر کشوری به سازمان‌های ریز و درشتی که عده‌ای در آن جمع شده باشند و تحت عنوان نامی که نشان مرام آنها باشد به فعالیت‌های گروهی با صبغه سیاسی بپردازند ـ فارغ از موفقیت یا عدم موفقیت آنها و فارغ از دموکراتیک و نهادینه بودن یا نبودن آنها ـ نام حزب اطلاق می‌کنند. اما پس از بررسی و کاوش در احوال این احزاب متوجه می‌شویم که بسیاری از آنها نهادهایی که آنها را به غلط یا درست حزب می‌نامیم ـ بخصوص در جوامع عقب مانده و توسعه‌نیافته و غیر نهادمند ـ با الگوهای مترقی رایج حزبی جهان همخوانی ندارند و اکثراً در مقوله «جناح»، «گروه» و «دسته» قرار می‌گیرند و یا شکل عقب‌مانده و ابتدایی‌ای از حزب می‌باشند که به معنی دقیق‌تر کلمه حزب کامل نیستند. لذا برای تبیین درست معنای حزب نیازمند آن هستیم که ویژگی‌های احزابی را که سلسله نهادینگی خود را تکمیل کرده قبولی عام یافته‌اند، بررسی کرده، برشماریم تا معیاری باشد برای تشخیص احزابی که در سطح جامعه موجودند و روشن شود که آیا در مقوله حزب قرار می‌گیرند یا نمی‌گیرند و اگر در‌ این مقوله قرار می‌گیرند، تا چه حد موفق بوده‌اند و یا امید به موفقیت آنها می‌رود.
«لاپالومبرا» و «انیر» در کتاب «احزاب سیاسی و سیاست توسعه» پس از اشاره به تعریف‌های گوناگون درباره حزب می‌نویسد که هر تعریف از حزب باید چهار فکر و رکن را دربرگیرد:
1ـ حزب باید دارای سازمان‌های مرکزی و رهبری‌کننده و پایدار ماندنی باشد. یعنی این امید را باید داشت که دوره زندگی حزب از عمر رهبران حزب درازتر باشد. به زبان دیگر تشکیلات حزب نباید با مردن رهبران و بنیانگذاران حزب از هم بپاشد.
2ـ حزب باید دارای سازمان‌های محلی پایدار بوده و یا سازمان‌های مرکزی حزب پیوند همیشگی و گوناگون داشته باشد.
3ـ رهبران مرکزی و محلی حزب باید مصمم باشند که قدرت سیاسی را در پهنه کشور خواه به تنهایی یا به یاری حزب‌های دیگر به دست گیرند و آن را رهبری و اداره کنند و نباید صرفاً به اعمال نفوذ بر روی قدرت سیاسی حاکم بسنده کنند.
4ـ حزب باید از پشتیبانی توده مردم برخوردار باشد.3
تقریباً به طور منسجم، تمام آنچه می‌توان درباره یک حزب مطابق آخرین تحولاتی که تا به امروز در روند احزاب صورت گرفته به عنوان یک حزب تمام‌عیار برشمرد، در شرایط فوق مذکور است. اما برای روشن‌تر شدن بیشتر، چند نمونه از ویژگی‌های موردی احزاب مترقی را به طور جداگانه مورد بررسی قرار می‌دهیم. یک حزب مترقی باید دارای شرایط زیر باشد:
1ـ تطبیق‌پذیری: از اولین و مهمترین شرایطی که یک حزب باید دارا باشد، تطبیق‌پذیری یا انعطاف‌پذیری آن می‌باشد. «هرچه یک سازمان یا شیوه عمل تطبیق‌پذیر باشد، سطح نهادمندی آن نیز بالاتر است و برعکس اگر دارای تطبیق‌پذیری کمتر و انعطاف‌ناپذیری بیشتر باشد، سطح نهادمندی آن پایین‌تر است. تطبیق‌پذیری یک ویژگی سازمانی اکتسابی است و به یک معنا از فراز و نشیب‌های محیطی و سن حزب مایه می‌گیرد».4 هر قدر احزاب مدت عمر طولانی داشته باشند و در شرایط متفاوتی با واکنش‌های متفاوت نسبت به شرایط به حیات خود ادامه دهند میزان تطبیق‌پذیری آن احزاب بیشتر خواهد بود، چون توفیق در سازگاری با یک مشکل جدید راه را برای سازگاری‌‌های موفقیت‌آمیز با مشکلات بعدی هموار می‌سازد. دگرگونی‌هایی که سازمان حزب در طول عمر خود می‌تواند با آن مواجه شود، متعددند؛ مثلاً از آن نمونه دگرگونی در سطح مؤسسین یا کارکنان حزب را می‌توان نام برد. اما از آن مهمتر دگرگونی در بنیان‌های ساختاری و نیز اتمام دوره فلسفه وجودی شکل‌گیری حزب بر مبنای یک نیاز زمانی می‌باشد. اگر وظیفه‌ای که حزب در اصل برای انجام آن بنیاد شده باشد، پایان گیرد، چنانچه حزب بتواند در شرایط جدید خود را تطبیق بدهد، می‌توان اطمینان داشت که آن حزب در اکثر قریب به اتفاق شرایط دشوار جوابگوی نیازها خواهد بود. در برخی شرایط تاریخی، ‌ایجاد دودستگی و شکاف میان سران حکومتی و لزوم جوابگویی به پیچیدگیها و تنوعات به وجود آمده، الزاماً شکل‌گیری یک حزب را در مدت زمان کوتاهی ناگزیر می‌کند اما زمانی که این شرایط تاریخی به پایان می‌رسد، چنان نیست که عمر آن حزب پایان رفته تلقی شود بلکه آن حزب در یک موقعیت آزمایشی قرار می‌گیرد که اگر از آن سربلند بیرون بیاید، برای همیشه در برابر بسیاری از مشکلات و دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی خود را واکسینه می‌کند؛ بدین صورت که آن حزب باید خود را با شرایط جدید وفق دهد و میزان نهادینگی خود را بالا ببرد. لازم به ذکر است که احزاب با نیت یک، دو و یا چند روز شکل نمی‌گیرند ـ البته احزاب جدی ـ بلکه دورنمای زمانی فراروی یک حزب می‌تواند خود را به سرنوشت یک ملت برای همیشه گره بزند و انتظار عمر ابدی داشته باشد. حزبی به یک حزب و نهاد پاگیر و دائمی تبدیل می‌شود که در گذر زمان نسل‌های متعددی را به خود ببیند. ‌این نسلها می‌روند اما حزب بسان نهادی پابرجا می‌ماند. چنین احزابی هستند که از تطبیق‌پذیری بیشتری با دگرگونی‌های موجود برخوردار می‌شوند. چنین احزابی به مرور زمان در چشم اعضا و رهبران و هواداران عزت و احترام می‌یابند و عاقبت خود حزب جدا از رهبران و اعضای خود، از ارزشی فی‌نفسه برخوردار می‌شوند و سازمان آن جدای از کارکردهای ویژه‌ای که زمانی برای انجام دادن آنها پدید آمده بود، حیاطی مختص به خود را دنبال می‌کند و بدین‌سان بر کارکرد خود چیرگی می‌یابد. یگانه راه رهایی از دام تغییر ‌این کارکردهای ویژه نیز‌ این است که حزب هنگام رویارویی با شرایط جدید، پایبندی‌اش به کارکرد‌های اصلی‌اش را تضعیف کند و آن را بسان مرحله‌ای تکاملی از روند عمر خود تلقی کند. احزابی که در کشورهای در حال توسعه، در شرایط بحران و شکاف بین رهبران سنتی بوجود می‌آیند، یا احزابی که از نقطه مخالف به قدرت می‌رسند، احزابی که جهت مبارزه با بحران‌های خاصی نظیر اعتیاد، محیط زیست و... بوجود می‌آیند، هر کدام از‌ اینها پس از اتمام دوره کارکردی خاص خود با بحران هویت مواجه می‌شوند و اگر نتوانند خودشان را با شرایط جدید وفق دهند به احزاب بسته و غیر نهادمندی تبدیل می‌شوند که در نهایت متزلزل شده، دچار شکاف و اضمحلال خواهند شد. از دیگر سو، به هیچ‌وجه درست نیست که با پایان یافتن یک دوره تاریخی و کارکردی، عمر یک حزب را پایان یافته تلقی کنیم، بلکه حزب در‌این مرحله به دوران پشت سر گذاشتن دوره کودکی و پا گذاشتن به دوران بلوغ خود می‌رسد و درصد عضیمی از موفقیت یا عدم موفقیت آینده آن حزب بستگی به گذار موفقیت‌آمیز از ‌این مرحله(یعنی مرحله تطبیق‌پذیری با شرایط جدید و انعطاف‌پذیری) دارد.
2ـ پیچیدگی: دومین ویژگی عمده و مهمی که یک حزب مترقی باید از آن برخوردار باشد، پیچیدگی ساختاری نهاد آن می‌باشد. پیچیدگی احزاب اغلب از پیچیدگی ساختارهای نهادینگی موجود در کشور متاثر می‌گردد و هر قدر سطح نهادمندی کل نظام سیاسی بیشتر باشد، سطح پیچیدگی احزاب نیز بیشتر خواهد بود. پیچیدگی حزب، یعنی پیچیدگی سازمان آن حزب. حزب بدون سازمان و تشکیلات، اصلاً حزب نیست و خیلی زود به سطح محافل دوستانه و کم‌ارج تنزل می‌یابد. پیچیدگی مستلزم وجود سازمان‌های جداگانه و سلسله مراتبی در داخل آن حزب و تمایز آن سازمان از یکدیگر است، سازمان‌های از قبیل: حوزه، واحد، کمیته بخش، کمیته شهرستان، کمیته مرکزی، کنگره و کانون و... گذشته از آنها، سلسله ساختار اداری و تشکیلاتی رایج جهت رتق و فتق امور حزب و همین‌طور نشریه، همگی نشان از پیچیدگی اصولی یک حزب دارد. وقتی که یک حزب چنین نظام پیچیده‌ای را به خود می‌پذیرد، یعنی پذیرفته است که از نحوه مستقیم و سنتی ارتباطات و نیز محفلی و جناحی رفتار کردن پرهیز کند و حزب را بسان نهادی که باید تمام امورات آن از طریق سلسله مراتب و اصول نهادینه باشد، پذیرفته است. در چنین احزابی، عضویت و رسیدن به مدارج حزبی ـ و حتی رسیدن به بالاترین مقام حزبی ـ تلویحاً پذیرفته شده است و احساس امیدواری نیز انسجام در بین اعضا را بیشتر می‌کند. گذشته از آن به رفتارهای اعضا و سردمداران حزب رسمیت و اعتبار می‌بخشد؛ چون زبان رایج در چنین ساختاری، ‌آیین‌نامه و اساسنامه و مرامنامه است و نه نظر شخصی فلان رئیس حزب و یا کس دیگری. چنین ساختاری به خودی خود با نظم و انسجام همراه خواهد بود. یکی از علل عمده ساختارنپذیری احزاب در کشورهای توسعه‌نیافته، تحمل‌ناپذیری رژیم‌‌های حاکم است، یعنی اشخاصی که مؤسسین احزاب هستند چه بسا خود برای آن رژیم اگر نه مطلوب و مورد قبول، اما لااقل تحمل‌پذیر می‌باشند اما ساختار نهادینه حزبی چه بسا در‌ آینده باعث روی کار آمدن افرادی از طریق این استوانه حزبی بشود که رژیم‌های حاکم سیاسی از ناحیه آنها احساس اطمینان چندانی نداشته باشند و همین احزاب موجود را برای در نیفتادن مستقیم با رژیم حاکم از پذیرفتن چنین نهادینگی باز می‌دارد.
3ـ استقلال: سومین ویژگی یک حزب مترقی، استقلال آن حزب چه از بیرون و چه از داخل ـ می‌باشد. استقلال یک حزب، یکی از مهمترین پارامترهای تعیین‌کننده سرنوشت و میزان نهادینگی‌پذیری آن است. استقلال یک حزب به چندگونه می‌تواند مورد تهدید قرار بگیرد و زیر سئوال برود. در شرایط پیشانهادینگی یک نظام سیاسی ـ که هنوز اوضاع سیاسی کشور از سامان بهتری برخوردار نیستند و یا کشور در حالت توسعه‌نیافتگی و عقب‌ماندگی قرار دارد ـ اکثراً احزاب برای برپا ماندن و یا حتی برای تأسیس، از خارج از مرزهای کشور حمایت معنوی و مادی می‌گیرند. نوع دیگری از وابستگی احزاب، دولتی بودن و یا شکل‌گیری احزاب از بالا است. آن دسته از نظام‌های سیاسی که تاب رقابت‌های سیاسی در چارچوب داخلی خود را ندارند، احزابی را به طور سفارسی ترتیب می‌دهند و از کارکنان دولت و مردم می‌خواهند که در آنها به اجبار و یا به اختیار عضویت داشته باشند. چنین احزابی بسیار به ندرت می‌توانند خود را از زیر سایه شوم چنین تابعیت‌هایی خارج کنند و تا زمانی که از ‌این منابع حمایتی استقلال نیافته‌اند، هیچ امیدی به تطبیق‌پذیری آنها نمی‌توان داشت. ‌اینها از موارد عدم استقلال بیرونی یک حزب به شمار می‌رود. اما احزاب از داخل خود نیز ممکن است استقلال نداشته باشند بدین صورت که حزب حول محور برخی شخصیت‌هایی شکل گرفته باشد که فلسفه وجودی و نیز استقبال و وجهه عمومی آنها ناشی از گیرایی و وجهه‌مندی این افراد باشد و چنانچه این افراد فوت شوند و یا خودشان را از حزب جدا کنند، فلسفه و توجیه وجودی آنها خدشه‌دار می‌شود و حزب وجهه خود را از دست می‌دهد. احزاب مستقل از شخصیتها باید آنچنان مقتدر و مستقل باشند که حتی اگر مؤسسین و شخصیت‌های وجیه آن، روزی به مخالفان آن حزب تبدل شوند، باز هم قدرت مقاومت داشته باشند. تطبیق‌پذیری برای یک نهاد راحت‌تر از تطبیق‌پذیری برای یک شخص می‌باشد؛ شخصی که تاریخچه‌ای از زندگی پرفراز و نشیب فکری و سیاسی فردی خوب و بد را پشت سر دارد و به راحتی نمی‌تواند آنها را از خود بزداید. لذا وقتی احزاب حول محور شخصیتها شکل می‌گیرند چنانچه خود‌ این اشخاص با شرایط جدیدی برخورد کنند که به خاطر سوابق زندگی فردی‌شان قدرت انطباق و انعطاف نداشته باشند، آنگاه حزب را نیز با خود به گود عدم انعطاف‌پذیری می‌کشند و آن را به درد خود مبتلا می‌سازند. راه رهایی از چنین مشکلاتی آن است که حزب به ساختار نهادینه، سلسله‌مند و دموکراتیک تن بدهد و از پیچیدگی اصولی برخوردار باشد.
این سه ویژگی از عمده‌ترین و اساسی‌ترین ویژگی‌های برتر یک حزب بودند که اگر هر حزبی از چنین ویژگی‌هایی برخوردار باشد، می‌توان آن را یک حزب کامل و مترقی نامید. بسیاری خصوصیات و ویژگی‌های ریز و درشت دیگری نیز برای نهادمندی احزاب می‌توان برشمرد، از قبیل: انسجام، تلاش در جهت دستیابی به قدرت، اهمیت دادن به اعضا، آموزش اعضا، فراگیری دیدگاه حزب یا گستره پوشش دیدگاهی (یک حزب هر قدر از گستره پوششی دیدگاهی گسترده‌تری در سطح ملی ـ و حتی فراملی ـ برخوردار باشد، شانس موفقیت و امکان تطبیق‌پذیری و نهادمندی آن و سهولت دستیابی به قدرت توسط آن بیشتر می‌شود)، خود انتقادی حزبی، پذیرش اصل رقابت در داخل و بیرون حزب، راحتی در ائتلاف با احزاب دیگر بر سر بدست آوردن قدرت، قدرت انعطاف و ائتلاف به هنگام مسائل حساس کشوری، برخورداری از پشتوانه مالی و مردمی و... که البته همه این خصوصیات، برخی در برخی دیگر متداخل هستند و برخی پیش‌زمینه و شرط تحقق برخی دیگر و یا برخی از آنها نتیجه و پیامد برخی دیگر هستند و همگی آنها به صورت حلقه‌های یک زنجیر به طور سیستماتیک به یکدیگر مرتبط‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات