نوشته: پروفسور دکتر کارل کایزر
ترجمه: مالک اژدر خانمحمدی
هیچ اختراع دیگری در عصر جدید فناوری همچون اینترنت، به سرعت توسعه نیافته است. در کمتر از سه دهه یک شبکۀ عظیم جهانی ایجاد گردیده است که در آن حدود 550 میلیون صفحه اسناد نگهداری میشود. در هر یکصد روز حجم تبادل اطلاعات در اینترنت دو برابر میگردد و شمار استفادهکنندگان از آن به احتمال زیاد تا سال 2004 به بیش از یک میلیون نفر خواهد رسید.
اینترنت به طور چشمگیری گسترش روابط فراملیتی را سرعت بخشیده که موجب ترغیب آن نوع نفوذ و منجر به همبستگی متقابلی(1) که مشخصه روابط اقتصادی بینالمللی صنعتی است طی دوران پس از جنگ سرد، حکومتهایی که از اقتصاد بازار آزاد استقبال میکنند اندکاندک موانع خارجی تجارت را برچیدهاند. این امر به مؤسسات فعال اجتماعی مانند شرکتهای چند ملیتی و گروههای علاقهمند اجازه داده است تا مستقیماً در جوامعی غیر از جوامع خودشان مشارکت کنند. نتیجه عبارت از درهم تنیدگی(2) است: تجارت خارجی سریعتر از تولید افزایش یافته است و سرمایهگذاریهای مستقیم سالانه به بیش از 400 میلیون دلار رسیده است.
افزایش مبادله عقاید و اطلاعات در میان مرزهای بینالمللی و در بسیج جهانی مردم و تعاملات مالی ـ با تغییرات جهانی روزانه بالغ بر 2000 بیلیون دلار ـ این پیشرفت را به حالت موازنه درآورده است پیامدهای آن برای جامعه جهانی باعث افزایش وابستگی متقابل و فزونی در روابط فراملیتی ـ یعنی تعامل مستقیم و خودمختار بین شرکتها، گروهها و افراد ـ و کاهش حتمی در توانایی حکومتهای ملی برای نفوذ بر پیشرفتها در کشورهای خودشان گردیده است.
اینترنت با تمام قدرت باعث افزایش روابط فراملیتی گردیده و در حال ایجاد چالشهای بزرگی برای حکومتها، هم در روابطشان با دیگر حکومتها و هم در روابط درونیشان با جوامع مدنی مربوط به کشورهای خودشان، هست.
اینترنت فاصله جغرافیایی را از میان بر میدارد ـ مورد اخیر دیگر مانعی برای ارتباط نیست. هر کسی میتواند با کسی دیگر در جهان تماس برقرار کند. به علاوه، در حال حاضر، هزینه ارتباطات ـ به جز در کشورهای در حال توسعه ـ به قدری پایین هست که دیگر عامل قابل توجهی تلقی نمیشود. بدین ترتیب، اینترنت در درون فرآیند آفرینش شبکهای جهانی است که در تاریخ بشریت منحصر به فرد شده است.
بدینترتیب، فرآیند تعامل اجتماعی و اقتصادی(3) از قلمرو دولت داخلی به قلمروهای فعالیت دوردستتر ـ فرآیندی که مشخصه تمام عصر جدید است ـ بشدت رو به تزاید گذاشته شده است. اینترنت موتور شارژکننده جهانی شدن(4) هست. با تسهیل نمودن منابع بیشمار، مدیریت تنظیم، آمایش(5)، کنترل دقیق و به هنگام و تماسهای تجارت با تجارت و تجارت با مصرفکننده(6)، ـ به شیوهای که ما تا این اواخر نمیتوانستیم آن را تصور بکنیم ـ در تولید بینالمللی انقلاب ایجاد کرده است. اینترنت به صورت سرمایهای سیار باعث آفرینش سرمایهگذاریها و رشد اشتغال میگردد که در آن حاشیههای سود گستردهترین هستند و حکومتها فقط تا اندازهای محدود میتوانند این فرآیند را تنظیم نمایند. اگر تنظیم بیش از حد مداخلهگرانه باشد، در این صورت سرمایه به راحتی به محلهای سودآورتر میرود. در اینجا هم، همانند دوره پیش از اینترنت، میبینیم حکومتها میخواهند بعضی هنجارها را از طریق حداقل همکاری تحمیل کنند.
هرج و مرج(7) به جای نظم قاعدهمند قراردادی(8)
اما مشکلات مسلم در تلاش برای موافقت درباره استانداردهای اجتماعی در تجارت جهانی حاکی از موانعی است که باید بر آنها غلبه کرد. چون اینترنت نه تنها ارتباط را تسهیل مینماید، بلکه خودش وسیلهای برای معامله اقتصادی هم به شمار میرود. از آنجایی که نرمافزار، خدمات، متون، تصاویر و موسیقی همهشان را میتوان از طریق اینترنت انتقال داد، بینهایت مشکل است تا هنجارهای اجتماعی موجود را تحمیل کرد. هنگامی که دارایی معنوی مانند موسیقی بدون این که صاحباش قادر به تحمیل حق مالکیت معنوی خود باشد در اینترنت در دسترس است، هرج و مرج، نظامی بر پایه حقوق دارایی و تعهدات قراردادی را به طور مؤثر در حال جایگزین کردن است. در همین حال، توافق مابین اتحادیه اروپا(9) و ایالات متحده آمریکا درباره حفاظت از دادههای اینترنتی نشان میدهد که دستکم از طریق مذاکرات بینالمللی تلاش در جهت حل مسائل ایجاد شده توسط اینترنت در حال صورت گرفتن است. قوانین حمایت از دادههای شخصی به همین منوال در ایالات متحده آمریکا ضعیف هستند، جایی که هیچگونه موانعی برای شرکتها در جمعآوری اطلاعات شخصی درباره مشتریان خودشان وجود ندارند.
از طرف دیگر، در اتحادیه اروپا، مطلب محرمانه شخصی به شدت محافظت میگردد. بنابراین، هر دو طرف موافقت نمودهاند که تنها شرکتهای آمریکایی که روابط مشتریان خود را مشمول هنجارهای حفاظت از دادههای اتحادیه اروپا کردهاند، مجاز به دسترسی به بازارهای تجارت الکترونیکی اروپا(10) خواهند بود. فقط آینده نشان خواهد داد که آیا شرکتها واقعاً به این تعهد عمل کردهاند و یا کنترلها و جریمههای مؤثر میتواند بدون مشارکت فعال دیگر حکومتها تحمیل گردد. اگر اصلاً چنین چیزی باشد کلید پایهریزی مجدد توانایی تنظیمی دولت که اینترنت آن را به تحلیل برده است ـ در همکاری با دیگر حکومتهاست. اما چون فقط تعدادی از آنها مایل به همکاریاند، مناطق عاری از تنظیم در حال به وجود آمدن است. در جوامع باز عملاً محال است تا از دسترسی به منابع اطلاعات خارج از قلمرو هر دولت ملی خاصی جلوگیری کرد.
اینترنت به طور چشمگیری توانایی افراد و شرکتهای غیر دولتی(11) را برای عمل کردن افزایش داده است. امروزه امکان دارد تا ائتلافات جهانی افراد همفکر را ایجاد کرد، کسانی که همدیگر را از طریق تبادل اطلاعات حمایت کرده و راهبردهایی برای با هم عمل کردن تکمیل مینمایند. این همجواری جغرافیایی نیست بلکه اهداف مشترک است که از افراد جدا از هم ائتلافهای عظیمی به وجود میآورد. ائتلافهایی که میتوانند فشار تعیینکننده بر مبارزات انتخاباتی همیارانه جهانی وارد آورند. به لطف اینترنت، دستکم 30000 سازمان غیر دولتی فعال وجود دارد و شمارشان هم رو به تزاید است.
کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی(12) شروع به مذاکره دربارۀ توافقی راجع به تنظیم سرمایهگذاریهای ملی در سال 1995 کردند دیری نگذشت که یک ائتلاف جهانی بر ضد این نظر قدعلم کرد.
یک دسته 600تایی از سازمانهای گوناگون غیر دولتی در هفتاد کشور از جمله عفو عمومی بینالمللی(13)، آکسفام(14) و باشگاه سیرا(15) با هم برضد این موافقتنامه متحد شدند و در مبارزهشان در سال 1998 که در اینترنت همگام شده بودند، سرانجام حکومتهای مزبور را مجبور ساختند تا از این نظر دست بردارند. موفقیتی از نوعی متضاد به وسیلۀ 1300 سازمان غیر دولتی که متحد شدند تا مبارزه بینالمللی منع زمینهای معدنی(16) صورت بخشند ـ آنان حکومتها را متقاعد ساختند تا موافقتنامهای بینالمللی برای منع کردن معادن عمومی امضا نمایند. این مبارزه جایزه صلح نوبل را دریافت کرد. اینترنت بهطور فزایندهای برای هماهنگی اعتراضات مؤثر رسانهای که برای همزمان کردن با کنفرانسهای بینالمللی طراحی گردیدهاند، مورد استفاده قرار میگیرد ـ همانگونه که بهطور جالب توسط اعتراضاتی که همزمان با برگزاری کنفرانس سازمان تجارت جهانی در سیاتل(17)، کنفرانس صندوق بینالمللی پول در واشنگتن(18) و کنفرانس بانک جهانی در پراگ(19) صورت گرفت.
اینترنت وسیلهای است که از طریق آن سازمانهای غیر دولتی میتوانند با استفاده از سیاستهای خاصی [حکومتها] را مسدود کرده و یا تحت فشار قرار دهند. اینترنت اجتماعات عملگرای جهانی را تسهیل نموده و بدین ترتیب کمکی به شکلگیری جامعه مدنی مینمایند. اما بر عکس وضعیت موجود در دولت ملی، این جامعه مدنی جهانی هیچ همتای مذاکرهکننده روشنی همانند یک دولت ملی ندارد.
برای حکومتها این به معنای این هست که در آینده آنها مجبور خواهند بود تا منابع رو به افزایش بیشتری برای کنار آمدن با چنین شبکههایی اختصاص دهند اگر میخواهند سیاستهای خود را به پیش ببرند.
اینترنت و دموکراسی
اینترنت دموکراسی را به گونهای متعدد متقاضی تحت تأثیر قرار میدهند. نقش اینترنت در مبارزه کردن با رژیمهای استبدادی(20) آشکارا مثبت است چون باعث دسترسی به اطلاعات شده و در نتیجه امتیاز انحصاری(21) حکومت مورد نظر بر اطلاعات را تضعیف و یا در هم میشکند. این امر به طرق گوناگون شکل میگیرد. به مثل، تعداد بسیاری از چنین حکومتهایی کوششهای زیاد را به خرج میدهند تا از شبکههای داخلیشان در مقابل جهان بیرون با کنترل کردن انتصالات سرور(22) حمایت کنند. اما از نظر فنی، امکان طفره رفتن از چنین کنترلهایی وجود دارد و همچنان که تعداد استفادهکنندگان افزایش مییابد، هزینه سانسور اینترنتی هم افزایش مییابد. همچنین اینترنت مردم را از پیشرفتها در داخل رژیمهای اقتدارطلب(23) آگاه نمیدارد، بنابراین حمایت بینالمللی را برای حرکتهای مخالفان(24) بسیج میکند. در اینجا هم اینترنت باعث ترویج توسعه دموکراسی میگردد.
معایب اینترنت: اینترنت میتواند ساختارهای دموکراتیک را تضعیف کند
امااینترنت مشکلاتی نیز برای دموکراسی به وجود میآورد و این زمانی است که توانایی تنظیمی دولت را تضعیف میکند، چون فرآیند دموکراتیکی که ضامن این توانایی است بدین ترتیب تضعیف میگردد. اگر تعبیر و تفسیر فراملی جوامع به وسیلۀ اینترنت توانایی حکومتها را در حکومت کردن کارآمد به مخاطره بیندازد، در این صورت مشروعیت این حکومتها هم به طور جدی تضعیف میشود.
با این فرض، این به معنای پایان دموکراسی نیست، اما موجب به وجود آمدن نواحی میگردد که اینترنت عملکرد دموکراسی در درون خاک ملت خاصی را بینتیجه میکند. افرای زیادی، سازمانهای غیر دموکراسی را به عنوان اصلاحیههایی(27) برای سیاستهای دولت تلقی میکنند. اما فقدان مشروعیتشان نقش آنها به عنوان ابزارهای کنترل را بشدت مختل میکند. سازمانهای غیر دولتی دارای هیچگونه حکم قیمومیت نیستند ـ بنابراین آنها میتوانند نقشهای مفید و حتمی مهمی را داشته باشند، اما نمیتوانند جایگزین هیأتهای حاکمه مشروع شوند.
پایان ساختارهای قدرت سنتی؟
همانگونه که اینترنت به گسیختن(28) جهان ما ادامه میدهد و برای گروههای شبکهای امکانات راهبردی جدیدی را در اختیار میگذارد، حامیان لیبرال بینالمللی کردن(29) یک نوع توانایی نسبی دولتها را برای سیاستگذاری و اجرای آن پیشبینی میکنند. آیا این موجب تضعیف طولانیمدت قدرت سلسله مراتبیها(30) که به طور سنتی دولتهای ملی را ترجیح میدهند، هست؟ تا آنجایی که به امنیت ملی مربوط است، اینترنت امکانات جدیدی برای برخوردهای نامتقارن(31) به دست داده است. دولتها میتوانند خسارت عمدهای از حملات وابسته به شبکه را متحمل شوند، نه از دیگر دولتها بلکه از افراد. بااین وجود، فناوری اطلاعات جدید به احتمال در حالت تعادل باعث تقویت ساختارهای قدرت کنونی خواهد شد تا آنها را تضعیف کند.
در جهان وابسته به هم(32) امروزی، قدرت نرم(33) ـ توانایی اقناع دیگران و کسب تغییر از طریق الگو ـ به طور فزاینده از قدرت خام(34) پیشی میگیرد که خیلی چیزها را با زور تغییر میدهد. قدرت نرم شامل آن نوع تغییر دانش و دادههایی است که فناوری اطلاعات و اینترنت آن را ترویج میکند. اینترنت به احتمال قوی پیامدهای اساسی برای سیاست توسعه هم دارد، چون در حال بیشتر کردن شکاف بین کشورهای صنعتی و نیز کشورهای در حال توسعه است. در وهله اول اینترنت محدود به دولتهای خیلی توسعه یافته عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی و اقتصادهای در حال ظهور است: 40% از کل ساکنان آمریکای شمالی، 15% از کل آلمانیها، اما فقط 007% از کل چینیها به اینترنت دسترسی دارند. آفریقا کمتر از 1% کل ارتباطات اینترنتی جهان را داراست. در اینجا هم علل عقبماندگی سنتی حضور دارد، نبود سرمایه برای کامپیوتر، نبود ارتباطات تلفنی و خطوط تلفنی برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه، هزینه تجهیزات نرمافزار ارتباطی، بیش از حد بالاست. راهبرد کثیرالذکر اقتصادهای در حال توسعه «جهش قورباغهای»(35) رسیدن مستقیم به فناوری سطح بالا از طریق اینترنت همچنان پدیدهای مجزا باقی مانده و به علت عدم کفایت آموزش به شکست میانجامد.
اینترنت نه تنها دولت ملی را از موضع مرکزی در سیاست جهانی برکنار نکرده، بلکه جایگزین قدرت کلاسیک سیاست هم نشده است. با این وجود، به طور فزایندهای در حال محدود کردن توانایی حکومتهای ملی در عمل بوده و در حال ترویج ایجاد یک جامعه مدنی جهانی است. همچنین دارای تأثیرات بلندمدتی نیز بر روی منزلت و رفتار و دولت ملی هست. اما مورد اخیر ناپدید نخواهد شد، فقط تغییر خواهد یافت. همتراز با نظام دولتهای داخلی، شبکهای از روابط در حال ظهور است که در آن حکومتها(37)، سازمانهای بینالمللی، سازمان غیر دولتی، سازمانهای اقتصادی و افراد همزیست شده، رقابت کرده و همکاری مینمایند. دراینجا هم دیپلماسی فردا حوزۀ جدیدی برای فعالیت پیدا خواهد کرد. همانند ماشین چاپ، اینترنت با خودش تغییرات عمیق فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را به همراه خواهد داشت، اما تأثیرات بلندمدت آن همچون تأثیرات ماشین چاپ در زمان گوتنبرگ غیر قابل پیشبینی است.
پاورقیها در دفتر روزنامه موجود است.