* وضعیت نشریات دانشجویی را چگونه ارزیابی میکنید.
** ما در حال حاضر بیش از هزار نشریه دانشجویی داریم که در این هزار نشریه هر دانشجو ۳ تا ۴ سال در آن کار می کند و با فارغ التحصیل شدن آنان، عده دیگری می آیند کار نشریه را دنبال می کنند. این دانشجویان مشکلات زیادی دارند که خبرنویسی، مصاحبه، سوژه و… از جمله مشکلات آنان است. ممکن است که آنان به دلیل کم تجربگی و جوانی حرفی را بزنند که مسؤولان دانشگاه از آنان برنجند اما برای اینکه آنها یک کار صنفی انجام می دهند واز همان جا است که این افراد تجربه کسب می کنند نباید از حرفهای آنان رنجید و باید به این موضوع با دید کلان نگاه کرد.
یک پیرزن شیرازی چندین سال پیش به من جمله یی را درباره جوانان گفت که هرگز فراموش نمی کنم و فکر می کنم دولتمردان ما نیز باید این جمله را آویزه گوش خود کنند. پیرزن می گفت: جوان داری یعنی شمشیرداری. شاید هرکسی با شنیدن این یک جمله بخندد، اما این جمله پرمغزی است و مفاهیم زیادی دارد.
آلمانی هامثلی دارند که می گوید: یک جوان بیست ساله، کبریت آماده به اشتعال است. چرا که یک شخص ۴۰ساله در سن کمال است و بیشتر کارهایش با پختگی انجام می شود. ولی یک جوان ۲۰ ساله مشخص و واضح است که در سن خامی به سر می برد و همه چیز در او حالت تجربه را پیدا می کند و ممکن است همراه با خطا و اشتباه باشد. پس یک مقاله یی که توسط یک جوان بیست ساله نوشته می شود ممکن است که تند و تیز باشد. ما بایداز نقد نهراسیم و تحملمان را بالا ببریم.
* فکر نمی کنید که باوجود بیش از هزار نشریه دانشجویی، کیفیت آنان زیر سؤال برود؟
** خوشبختانه در دانشگاههایمان دهها دوره آموزش روزنامه نگاری برگزار شده. اما اگر ما بتوانیم در آینده از این هزار نشریه، ۵۰ روزنامه نگار خوب و حرفه یی داشته باشیم (که انتظار بعیدی نیست) خدمت بزرگی به فرهنگ کشور کرده ایم. خیلی از دانشجوها را می شناسم که فوق العاده با استعداد هستند. عاشفانه می خوانند و عاشقانه می نویسند و خیلی بهتر از بعضی روزنامه نگارانی هستند که درحال حاضر اصلاً مطالعه هم نمیکنند.
اگر امکانات برای دانشجویان فراهم باشد و انتقادپذیری و تحملمان را بالا ببریم و مسؤولان نیز توجه لازم را بکنند کیفیت نشریات زیر سؤال نخواهد رفت.
ما اول باید ببینیم مسؤولان دانشگاهی اصلاً تحمل دارند؟ به نظر من اکثر آنان تحمل این کار را ندارند و وقتی ما به آنجایی رسیدیم که تحمل این کار را داشته باشیم می توانیم وارد این بحث شدیم که چقدرما می توانیم به آنها بها بدهیم.
در حال حاضر خیلی وقتها می شود که با چاپ کوچکترین مطلبی، نشریه دانشجویی را تعطیل می کنند وگاه با دانشجویان برخوردهای تندی می شود و آنان مورد باز خواست قرار می گیرند. بازهم تأکید می کنیم دوستان ما در دانشگاهها باید تحمل خود را بالا ببرند.
* شما سالهاست که در این زمینه مشغول فعالیت هستید. فکر می کنید این نشریات باید متولی داشته باشند و از یک مجاری کنترل بشوند؟
** متولی داشتن نه به این معنی که دانشجویان از یک مجاری کنترل بشوند. بلکه از این جهت که ما بتوانیم از نظر گرافیک، صفحه آرایی و… کمکشان کنیم.
مشکل ما این است که هنوز صنعت نشر به جز در تهران در بقیه شهرها و استانها گسترده نشده. مثلاً در اهواز برای صفحه بندی یک نشریه نتوانسته بودند کسی را پیدا کنند و درست است که اینها بالاخره بعد از چند بار صفحه بندی کار را یاد می گیرند، اما مشکل ما این است که در یک استان مهم جایی نیست که دانشجویان سؤالات و مشکلات تولید فنی رشته را بپرسند یا کسی نیست که پاسخگو باشد. پس چون کاری برای آنان انجام نشده چگونه می توانیم از آنان گله کنیم که چرا کارشان عالی نیست.
نکته مهم دیگر این است که نسل روزنامه نگاران ما بسیاراز جوانهایمان عقب است. به دلیل اینکه آنها با فرایندهای روز جهانی پیش می روند و ما درواقع از آنان عقب هستیم و نمی توانیم به پای آنان برسیم. آنها پویا هستند و به اطلاعات روز جهان دسترسی دارند و از همه مهمتر به کاری که می کنند عشق دارند.
* درخصوص کیفیت کار نشریات چه کاری می شود کرد که به ساختار نوشتاری روزنامه ها اعتلا بخشید؟
** اگر رؤسای دانشگاهها دوره کلاسهای کوتاه مدت برای دانشجویان بگذارند و بر این عقیده باشند که این نشریات خاری در چشم خودشان نیست آن موقع به این نتیجه می رسند که این کار را انجام دهند.
مثلاً دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز می گویند که مدیر دانشگاه نظرش این است که دانشجویان اعتلا پیدا کنند. به خاطر همین است که در این دانشگاه بیش از ۱۰ نشریه دانشجویی در حال انتشار است.
ما در بسیاری از دانشگاههای دولتی هم حتی یک نشریه دانشجویی نداریم. من فکر می کنم این مدیر تحمل دارد و دانشجویان هرچه می گویند تحمل می کند. یعنی باتوجه به اینکه شما می گویید افزایش تعداد عناوین باعث کاهش اعتبار نشریات می شود. ولی من عقیده ام بر این است که این تعدد، اعتبار دانشگاه را بالا می برد و باعث می شود دانشجویان علاقه مند بشوند وقتی یک نشریه کارش را خوب انجام بدهد انگیزه دانشجویان را بالا می برد. همه می خواهند در آن نشریه کار کنند و اسمشان مطرح باشد.
بسیاری از مسؤولان نشریات معتقدند که افزایش تعداد عناوین هدر رفتن بودجه است که این تصور بسیار غلطی است و یک تصور غلط دیگر آنان این است که می گویند بعد از پایان دوره چهارساله عمر این نشریه نیز به پایان می رسد و دانشجویان متصدی نشریات فارغ التحصیل می شوند، پس متولی این نشریه چه می شود و یکی دیگر این که افزایش بی رویه نشریات باعث می شود که عبور از خط قرمز را نفهمند و درواقع موجب ضعف ظاهری بشود و فروش نرود.
* چطور می توان این روزنامه نگاران را انسجام داد؟
** این وظیفه دانشگاههاست که در دانشگاهها انجمن های روزنامه نگاری تشکیل بدهند. مثلاً همانطور که دانشجوهای زیست شناسی بعد از اتمام درس مشخصات خود را در آلبومهایی می ریزند و از این طریق خود را معرفی می کنند تا در زمان لزوم راحت بتوان از استعدادهای آنان استفاده کرد، دانشجوهایی که در نشریات دانشجویی قلم زده اند نیز می توانند همین راه را در پیش بگیرند و وزارت علوم باید تمام این نشریات را با چاپ تصاویر روی جلد و مدیر مسؤول و سردبیر و اعضای تحریریه آنها چاپ ومعرفی کند و ویژگیهای آن نشریه را بگوید.
* فکر نمی کنید که دانشکده های روزنامه نگاری در توانشان نیست که این هزار نشریه را حمایت کنند؟
** آنها نه وظیفه دارند نه توانایی این کار را دارند. آنها خودشان دچار کسر بودجه هستند درحالی که آنها باید بهترین روزنامه و مجله را منتشر کنند تا دانشجویان درواقع کار عملی دایمی داشته باشند.
در انگلیس کلاسهایی که دانشجوی روزنامه نگاری دارند عموماً یک استاد راهنما دارند و دانشجویان روزنامه نگاری هفته به هفته یک نشریه یی را تهیه می کنند و برای هریک نشریه یک نفر سردبیر و بقیه در نقش اعضای تحریریه یک نشریه ویژه یی را منتشر می کنند و این دایماً به صورت گردشی عمل می شود و دانشجویان دایماً انتشار یک نشریه را در قطع کوچکتر تجربه می کنند و بعد از پایان هردوره، هرچند نشریه یی را که دانشجویان تهیه کرده اند در اختیار استاد راهنما قرار می گیرد تا امتیازبندی شود و بهترین نشریه از نظر شکل و محتوا انتخاب می شود.
* چرا یک دانشجوی رشته ارتباطات جرأت انتشار یک نشریه را نمی کند، اما یک دانشجوی رشته فنی ومهندسی یا پزشکی به راحتی یک نشریه را در می آورد؟
** من فکر می کنم شیوه گزینشی دانشگاه ایراد داشته باشد وما وقتی با دانشجو کار نکرده ایم چه انتظار می توانیم داشته باشیم که دانشجو کارش را خوب انجام دهد. ما باید ببینیم که چقدر توانستیم خودباوری در دانشجویان به وجود آوریم و چقدر علاقه مند به این قضیه بوده ایم و آیا اگر دانشجویی را انتخاب کرده ایم واقعاً عشق به روزنامه نگاری داشته؟ و من در یک گروه موسیقی پاپ دیده ام که ۴نفر از اعضای آن پزشک و بقیه مهندس هستند. همه آنها موسیقیدان نبوده اند. اما عشق به آن رشته را داشته اند.
در بسیاری از کشورهای دنیا درحال حاضر وقتی یک دانشجوی روزنامه نگاری را می خواهند انتخاب کنند. اول آنها را مجبور به نوشتن می کنند و از او مطلب می خواهند. اساتید درباره نوشته آنها نظر می دهند و بعد گزینش می شوند. اما متأسفانه در کشور ما این قضیه بر عکس است که شاید علت ناتوانی ها هم در این باشد.
دانشجوهای روزنامه نگاری باید در روزنامه های بزرگ وارد بشوند و روزنامه نگاری را در آنجا تجربه کنند. اما متأسفانه روزنامه های ما از این کار ممانعت می کنند. حتی حاضر به کمک به دانشکده های روزنامه نگاری هم نیستند. ما باید به جایی برسیم که دانشجوهایمان به راحتی در روزنامه های مختلف حضور داشته باشند و این وظیفه مسؤولان دانشگاههاست که با روزنامه ها قرارداد ببندند و زمینه حضور دانشجویان در روزنامه ها را فراهم کنند و من مطمئن هستم که مسؤولان نشریات نیز از این کار استقبال خواهند کرد.
اگر رشته روزنامه نگاری همگام باتجربه روزنامه نگاری در نشریات نباشد هیچ نتیجه یی ندارد. درست مثل رشته پزشکی که دانشجویان باید در بیمارستان ها آموزش لازم خود را ببینند.
* ما چگونه می توانیم نشریات دانشجویی را تقویت کنیم؟
**نهادهای نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و این نهادها موافق رشد نشریات دانشجویی هستند پس باید بیشتر از این کمک کنند. همچنین اگر ما کمکمان را بالا ببریم، به پویایی آنان کمک کرده ایم.
اگر روزنامه های اصلی کشور، نشریات دانشجویی را به نقد بگیرند و استادان روزنامه نگاری حداقل ماهی یک بار در دانشگاهها حضور پیدا کنند وایراد و اشکالات این نشریات را بگیرند و با آنها گفت وگوی مستقیم بکنند و اطلاعات و تجربیات به دانشجویان منتقل شود، مطمئناً نتیجه می گیریم.
ما طنزنویس در نشریات به اندازه انگشتان دست داریم. گله می کنیم که چرا ورزشی نویس نداریم؟ چرا سینمایی نویس نداریم. خوب ما نیرویی تربیت نکرده ایم. ما باید دایماً این نشریات را تقویت کنیم. انجمن صنفی روزنامه نگاران دایماً با این دانشگاهها باید در تماس باشد. آنان رامورد نقد و بررسی قرار دهد. استادان برجسته روزنامه نگاری که الحمدالله کم هم نیستند باید در شهرهای مختلف دعوت شوند و نشریات را با حضور دانشجویان نقد کنند و دایماً آنها را تشویق به بهترشدن نمایند.
دانشجویان باید حتماً خبرنویسی و گزارش نویسی را یاد بگیرند، سوژه یابی کنند. توانایی پرداخت سوژه های روز کوتاه مدت و درازمدت و سوژه های گذشته را داشته باشند.
تقسیم نشریه به سیاسی ـ اجتماعی و ورزشی و بخش های دیگر چگونه باشد حتماً حوزه صنفی خودمان را فراموش نکنیم. از احساساتی گری ـ شتابزدگی بپرهیزیم. نگاهمان به مسائل کشور عمیق و کلان باشد و زبان دیالوگ با مردم را بلد باشیم از ادبیاتی برخوردار باشیم که از زبان پرخاشگر، خشن و تحکمی و غیراستدلالی و غیرمنطقی، توهین و حرمت شکنی دور باشد و شرایط مفاهمه، نقد و کمک به بسترسازی را به وجود آوریم.