تاریخ انتشار : ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۱۷۴۴۱

آیا آسیای مرکزی کانون جدید تروریسم خواهد بود؟

اشاره: همزمان با آغاز فصل گرما و تحرکات تازه نیروهای افراطی در دره فرغانه، خبرها از احتمال افزایش دامنه ناامنی‌ها و سرایت آن به دیگر کشورها مطابق خواست آمریکا و متحدانش حکایت می‌کند، بگونه‌ای که تصور می‌رود آسیای مرکزی به صورت کانون جدیدی برای تروریسم درآمده و پذیرای گروه‌های مبارز دینی خارج از منطقه شود. به گزارش فارس، در حالی که اوضاع جنوب کشور قرقیزستان همانطور که از قبل نیز پیش بینی می‌شد روز به روز متشنج تر می‌شود، مقامات دولتی و محافل مختلف سیاسی و تحلیلی این کشور و کشورهای همجوار، همچنان نگران ازسرگیری درگیری‌های داخلی در قرقیزستان هستند که در آن صورت، گسترش درگیری‌ها به دیگر کشورهای آسیای مرکزی ناممکن نخواهد بود. این تحرکات در حالی است که کارشناسان مسائل سیاسی آسیای مرکزی پیش از این نیز از احتمال گسترش چالش‌های سیاسی افغانستان به تاجیکستان و قرقیزستان در قالب شکل‌گیری یک "قوس جدید بی‌ثباتی " خبر داده بودند که اکنون در آستانه تحقق آن قرار گرفته‌ایم. به گفته "الکساندر کنیازاف " کارشناس برجسته روس تبار مسائل آسیای مرکزی، مقاومت فزاینده مردم افغانستان علیه حضور نظامیان خارجی و مواضع نیروهای ناتو در مورد خروج از این کشور جنگ زده و همچنین عدم برقراری توازن منطقه‌ای و قومی در سطوح مختلف سیاسی، می‌تواند کانون درگیری‌ها و بی‌ثباتی را به داخل کشورهای آسیای مرکزی سوق دهد.

توسعه ناامنی‌ها به آسیای مرکزی مطابق خواست آمریکاست
کارشناسان، گسترش دامنه بی‌ثباتی به مناطق مختلف آسیای مرکزی را مطابق خواست آمریکا و متحدانش می‌دانند در جایی که آمریکا برای ادامه توجیح حضور نظامی و سیاسی خود به اجرای سناریوهایی در خصوص ناامن جلوه دادن کشورهای آسیای مرکزی دست زده است. اما آیا این منطقه پتانسیل تبدیل شدن به کانون بحران را خواهد داشت؟
در همین حال، تازه ترین تحرکات منطقه پرمناقشه جنوب قرقیزستان نشان می‌دهد که جنبش اسلامی ازبکستان در حال تدارک حمله به بخشی از دره فرغانه در جنوب کشور قرقیزستان است این امر نگرانی مقامات سایر کشورهای همجوار را نیز در پی داشته است.
"شامل آتاخانوف " معاون نخست وزیر و دبیر شورای امنیت ملی قرقیزستان در همین رابطه خاطر نشان کرده است که جنبش اسلامی ازبکستان در حال سازماندهی دوباره نیروهای خود است.
وی تاکید کرد: با توجه به سیاست‌های نیروهای ائتلاف در افغانستان در امر مبارزه با تروریسم، باید احتمال سرازیر شدن افراط‌گرایان به کشورهای همسایه را در نظر گرفت. آنها ممکن است از طریق پاکستان و افغانستان راهی تاجیکستان شوند و سپس از آنجا به قرقیزستان بروند.
کارشناسان امر بر این باورند این منطقه با چالش‌ها و تهدیدهایی جدی از جمله از سوی کسانی که از افغانستان می‌آیند، روبرو است. ضمنا، جنبش اسلامی ازبکستان نیروهای خود را با هدف براندازی رژیم‌های حاکم منطقه و تاسیس شکل سنتی حکومت‌داری که نوعی نظام همسو با افکار و تمایلات وهابیت می‌باشد، دوباره سازماندهی کرده است.
به هر حال آنچه در این میان مسلم است، راهبرد سیاست خارجی آمریکا و دست‌های پشت پرده این کشور در انتقال کانون بحران از داخل مرزهای افغانستان که اکنون نیز در نواحی شمالی این کشور قرار دارد به درون مرزهای آسیای مرکزی است. بطوری که بتواند پس از کسب حضور دائمی نظامی در افغانستان، منطقه استراتژیک آسیای مرکزی را نیز به بهانه مبارزه با تروریسم در حیطه نفوذ یکجانبه خود داشته باشد.
این در حالی است که منطقه آسیای مرکزی از آغاز تشکیل ائتلاف ضد تروریستی، نقش اساسی را در انجام این عملیات ایفا کرده است. نکته اساسی در رابطه با نقش آسیای مرکزی در پروسه مبارزه با تروریسم این است که هرچند این منطقه در آغاز عملیات با اعطای پایگاه‌های نظامی خود جهت تهاجم به مهمترین مرکز پرورش تروریسم پس از حوادث یازدهم سپتامبر، بیشتر به عنوان پشتیبان نظامی مطرح بود، اما اکنون پس از گذشت 10 سال از شروع عملیات، خود با خطر نفوذ و انتقال پایگاه‌های تروریست‌ها به منطقه مواجه شده است.
زمینه‌های افزایش حرکت‌های افراط‌گرایانه در مناطق مختلف آسیای مرکزی
بحث افراط‌گرایی دینی در سطح منطقه و تحرکات و فعالیت‌های آنان در شرایط کنونی به وسعتی نیست که نگرانی چندانی برای دولت‌مداران این مناطق بوجود آورده باشد اما اقدامات پیش‌گیرانه گاه و بی‌گاه آنان در برخورد با اعمال تروریستی در مقابل پتانسیلی که این منطقه در جهت رشد افراط‌گرایی داشته و همچنین حمایت‌ آمریکا در انتقال کانون به اصطلاح مبارزه با تروریسم به آسیای مرکزی، نگرانی‌هایی را در محافل کارشناسی در خصوص آینده این کشورها به دنبال داشته است. در زیر به مواردی اشاره خواهد شد که می‌تواند زمینه بروز و تحول در آینده سیاسی و امنیتی منطقه مورد خواست آمریکا و متحدانش را فراهم آورد.
به باور تحلیل‌گران مسائل آسیای مرکزی، هم‌فکری نسبی جریان‌های افراطی فعال در افغانستان با گروه‌های تندرو در منطقه آسیای مرکزی، می‌تواند از عواملی محسوب شود تا نیروهای تروریست در صورت تحت فشار قرار گرفتن خود به مناطق مختلف آسیای مرکزی پناه آورند.
آنان بر این اعتقادند که رهبران گروه‌های افراطی در منطقه آسیای مرکزی نیز، تربیت یافته گروه‌های تندرو در کشورهایی مانند عربستان، عراق، افغانستان، و پاکستان هستند و سرازیر شدن احتمالی تروریست‌ها از مرزهای افغانستان و پاکستان به مناطق فعالیت گروه‌های افراطی آسیای مرکزی همچون دره فرغانه، مشکلات بسیاری را برای دولت‌های منطقه فراهم خواهد آورد.
بطوری که تاثیر سازمان‌ها و گروه‌های فرا‌منطقه‌ای بر خط فکری و ایدئولوژیک گروه‌های فعال در آسیای مرکزی از اموری چون آموزش و تربیت رهبران مذهبی این گروه‌ها شروع و با فعالیت‌هایی چون ارسال کتب و متون آموزشی، اعزام گروه‌های تبلیغی و حتی ارسال محرمانه سلاح و سایر لوازم مورد نیاز تکمیل می‌شود.
همچنین اصول مشترک موجود در بین گروه‌های افراطی در سطح منطقه و تبعیت آنها از عقاید تکفیری، از دیگر دلایل تبدیل شدن این منطقه به کانون بحران است. این مسائل که نشأت گرفته از علقه‌های فکری موجود بین رهبران این گروه‌ها (همچون حزب التحریر و جنبش اسلامی ازبکستان) با سازمان‌ها و گروه‌های تندرو فعال در برخی کشورهای عرب می‌باشد، باعث گردیده در برخی از اوقات اقداماتی چون بمب گذاری در اماکن عمومی نیز رخ دهد.
علاوه بر این با توجه به تغذیه ایدئولوژیک غالب گروه‌های منطقه توسط عناصر تندرو سلفی، کاربرد خشونت برای نیل به اهداف سیاسی از جمله محورهای مقبول عقیدتی این گروه‌ها می‌باشد.
افراط‌گرایی زائیده محرومیت و محدودیت دینی است
همچنین به باور تحلیل‌گران مسائل منطقه، ظهور رفتارهای خشونت آمیز در فردای پس از فروپاشی شوروی، نتیجه محرومیت‌ها و کمبودهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ایدئولوژیک بود. یکی از اشتباهات بارز رهبران شوروی سابق، تقابل با عنصر دین و در راس آن اسلام و محدود کردن فعالیت‌های دینی در راستای تحمیل اراده خود بر مردم مسلمان منطقه بود. این رفتار، زمینه‌های گرایش به اسلام تندرو را در سال‌های پس از فروپاشی شوروی ایجاد کرد.
به عبارت دیگر، ظهور و گسترش افراط گرایی، در نتیجه اعمال محدودیت در امور مذهبی مردم و ایجاد یک خلا ایدئولوژیک در سطح منطقه خواهد بود.
علاوه بر این خلا ایدئولوژیک ایجاد شده در سطح منطقه، ساختار حکومتی کشورهای آسیای مرکزی در سال‌های پس از فروپاشی شوروری نیز تاثیر غیر قابل انکاری بر رشد افراط‌گرایی مذهبی در این منطقه داشته است. همچنان که دولت‌ها با اعلام جدایی کامل دین از سیاست بر اساس رویه سکولاریسم مبتنی بر فرهنگ غربی، اجرای حدود شرعی در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان منطقه را نیز رد می‌نمایند. این رویه باعث تمایل بخش قابل توجهی از مسلمانان منطقه به افراط‌گرایی مذهبی خواهد شد و احتمال کشانده شدن دیگر هم‌فکران آنان را نیز به منطقه فراهم خواهد کرد.
نقش غرب و آمریکا در آینده تحولات سیاسی آسیای مرکزی
در این بین، جدای از عوامل داخلی می‌توان به نقش و راهبرد دولت‌های خارجی و در راس آن آمریکا نیز اشاره‌ای داشت. بطوری که دولت‌های فرا منطقه‌ای از یک سو به علت مداخله در امور سیاسی کشورهای منطقه و از طرف دیگر ترویج فرهنگ غربی در این کشورها، حساسیت مردم منطقه را برانگیخته و زمینه‌های ظهور و تشدید فعالیت گروه‌های افراطی را فراهم می‌آورند.
گروهی از تحلیل‌گران معتقدند که در منطقه آسیای مرکزی به علت ناامیدی از مدل‌های حکومت‌داری غربی که بی توجهی به نظر اکثریت مردم مسلمان منطقه جزء مهمی از آن می‌باشد، زمینه‌های اشاعه تندروی مذهبی فراهم خواهد شد. در این زمینه فعالیت گروهای مسیحی در قالب سازمان‌های خیریه و آموزشی در سطح منطقه نیز حساسیت‌های ایجاد شده بین اقشار مذهبی را تشدید کرده و زمینه‌های افراط گرایی را بیش از گذشته مهیا کرده است.
همچنین شرایط اقتصادی جوامع منطقه و سوء استفاده از این شرایط جهت جذب جوانان با اعطای تسهیلات مالی و موقعیت‌های شغلی، زمینه گرایش جوانان به سمت مسیحیت را بیش تر از گذشته فراهم نموده است.
در این راستا، هرچند در سال‌های اخیر به علت هوشیاری مردم و برخی از دولت‌های منطقه از دامنه فعالیت چنین گروه‌هایی در سطح منطقه کاسته شده است، اما این تهدید از عوامل اصلی رشد رادیکالیسم مذهبی به عنوان عکس العمل به روند فوق بوده است که در این راستا توجه جدی مقامات ارشد دولتی کشورهای آسیای مرکزی را به خواست واقعی اکثریت مسلمان منطقه را طلب می‌کند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند که رشد افراط گرایی در منطقه آسیای مرکزی مانند سایر مناطق نشأت گرفته از برخی رویه‌های نامناسب اعمال شده توسط غرب علیه دنیای اسلام در طول سال‌های اخیر می‌باشد.
در این زمینه بر اساس یک نظر سنجی اعلام شده در سطح منطقه در حدود 40 درصد مردم قرقیزستان با ادامه جنگ افغانستان مخالف بوده و 52 درصد دیگر نیز آن را یک فرایند نامطلوب قلمداد می‌کنند.
در همین رابطه نیز به اذعان بسیاری از شبکه‌های خبری معتبر دنیا، به علت رویه‌ها و سیاست‌های نامناسب غرب علیه دنیای اسلام پس از حوادث یازدهم سپتامبر 2001، حرکت‌های تروریستی در سطح جهان اسلام از افزایش چشمگیری برخوردار بوده است.
در نهایت اینکه علاوه بر عوامل فوق، عملیات نظامی آمریکا در افغانستان پس از سال 2001 و گذشت 10 سال از این تجاوز، به عنوان یکی از عوامل مهم تشویق کننده افراط‌گرایی دینی در سطح منطقه خواهد بود بطوری که یکی از پیامدهای مهم هجوم همه جانبه آمریکا به افغانستان و حضور دائمی در این کشور، مهاجرت طیف قابل توجهی از تمامی اقوام افغان از جمله طالبان به کشورهای واقع در منطقه می‌باشد. علت این اقبال آنان به سمت آسیای مرکزی نیز از یک طرف نزدیکی جغرافیایی منطقه به آسیای مرکزی و از سوی دیگر زمینه‌های مناسب ایدئولوژیک و فکری مشترک در سطح منطقه بوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات