بیش از دو ماه از خیزش گسترده مردم در بحرین میگذرد. طی این مدت فراز و نشیبهایی در حرکت مردم و پیامدهای آن وجود داشت، اما آنچه که از همه مهمتر است، استمرار حرکت رو به جلو و مقاومت مردم علیرغم سرکوب شدید میباشد که بی تردید ریشه در بیداری اسلامی مردم مظلوم آن کشور دارد و نقطه درخشانی در تاریخ مردم این کشور خواهد بود. نوع درخواستها و رفتار مردم از زمان آغاز تحولات اخیر بیانگر این حقیقت است که ظلم ستیزی، عدالت خواهی و حق طلبی که در چارچوب اصول امر به معروف و نهی از منکر از شاخصهای مهم نهضتهای اسلامی به شمار میروند، قبل از هر معیار دیگری محور خواستها و مطالبات مردم قرار گرفته و اکثریت مردم شیوه بیان درخواستها و رفتار خود را بر اساس مبانی اسلامی تنظیم کردهاند.
بررسی تحولات بحرین نشان میدهد روند حرکت مردم از سالها قبل در این کشور آغاز شده و تحت تاثیر تحولات منطقهای و بینالمللی دارای شرایط متفاوتی بوده است، اما این روند هرگز متوقف نشده و شاید بتوان مردم بحرین را از این نظر، پیشگام بیداری اسلامی در عرصه عربی به شمار آورد.
از ویژگیهای برجسته حرکت مردم بحرین، تمرکز در مساجد، اماکن دینی و حفاظت از تجمعات دینی از جمله نماز جمعه و مخالفت جدی با الگوهای استکباری است. جوانان به عنوان موتور محرکه نهضت و خط مقدم این مقاومت خاموش، درخشان و مظلومانه، با بهرهگیری از دستورات و تعالیم اسلامی و با در دست داشتن قرآن، در حال دفاع از اعتقادات خود هستند. انگیزه قیام در راه اسلام و شهادت به صورت همزمان در آنان رشد یافته و اجرای تکالیف اسلامی صرفنظر از نتیجه را به عنوان یک استراتژی مهم حرکت بیان میکنند.
بررسی اعتراضات و مواضع مردم نشان میدهد اصول اسلامی رکن اساسی درخواستها بوده و برخی از مطالبات به منظور تضمین اجرای آن اصول مطرح شدهاند.
حضور علما و رهبران دینی در صحنه، پایبندی مردم و معارضین به ارزشها و اصول اخلاقی اسلامی، احساس تکلیف دینی برای مبارزه با حکومت دیکتاتوری و وابسته به دشمنان اسلام، بهرهگیری از آیات قرآن و احادیث در تنظیم شعارها، تاثیرگذاری شعائر دینی و مذهبی و... نشانههایی دیگر از ابعاد اسلامی بودن حرکت در بحرین میباشد که در کنار مسالمتآمیز بودن تجمعات و راهپیماییهای مردم و پرهیز از خشونت، موفقیت و نتیجه بخش بودن خیزش را علیرغم سرکوب شدید نیروهای خلیفی و سعودی به دنبال داشته است. از دیگر مشخصههای بارز حرکت اسلامی مردم بحرین، حضور زنان با رعایت اصول اسلامی و موازین شرعی در صحنه مقاومت میباشد که تاثیر غیر قابل انکاری در رو به جلو بودن حرکت مردمی داشته است.
در واقع همین بیداری اسلامی در مردم سبب شد حکام بحرین در مقابله با خیزش ناتوان باشند و برای سرکوب آن، برای چندمین بار در تاریخ بحرین، به شیوه صهیوسعودی متوسل شوند. عربستان نیز به دلیل آسیب پذیر بودن از تحولات و در هراس از انتقال موج بیداری به مردم و همچنین به منظور جبران ناکامیهای سیاسیش در منطقه، تصمیم گرفت با همکاری برخی اقمارش در منطقه با اعزام ارتش و نیروی نظامی به بحرین، درصدد مقابله با این بیداری برآید.
لذا بحرین و عربستان با چراغ سبز آمریکا، به جای ایجاد اصلاحات واقعی و پاسخ به مطالبات مردم، تخریب و از بین بردن منشا بیداری را در دستور کار قرار داده و به همین منظور حمله به مساجد، آتش زدن قرآن کریم و جلوگیری از برگزاری مراسم مذهبی و دستگیری رهبران دینی بحرین را آغاز کردند. به همین دلیل، در اولین اقدامات ضد اسلامی خود شخصیتهای روحانی مؤثر را دستگیر و دستور منع برگزاری مجالس و مراسم مذهبی را صادر کرد که از جمله نسبت به برگزاری مراسم سوگواری ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در بحرین طی روزهای اخیر ممانعت به عمل آوردند. این اقدامات بیش از هر چیز دیگری، بیانگر ترس این کشورها و حکومتهای دیکتاتوری آنان از موج بیداری اسلامی در مردم میباشد.
همانطور که بیان شد، اکثریت قریب به 70 درصدی مردم بحرین در راستای اصول اسلامی از سالهای گذشته و به ویژه بعد از انقلاب اسلامی ایران بارها تلاش کردند خود را از زیر بار ظلم آل خلیفه نجات دهند و فضای به شدت غرب زده بحرین را اصلاح کنند، اما همواره با سرکوب شدید از سوی حکومت با کمک عربستان و بی تفاوتی جامعه بینالمللی روبرو بودهاند. در عین حال جنبش مردم همواره رو به جلو و نتایجی را در برداشته است.
نظام حاکم در بحرین به ویژه طی یک دهه گذشته به دلیل مقاومتهای مردم مجبور شده از طریق ایجاد اصلاحاتی، زمینه کاهش اعتراضات را فراهم آورد. پادشاه کنونی، ملک حمد بن عیسی آل خلیفه، در سال 2002 با هدف ایجاد تعادل قومی، منشور ملی را به تصویب رساند. این منشور قانون اساسی1973 را تا حد زیادی مورد بازبینی قرار داد. اگرچه ظاهراً هنگام تدوین قانون اساسی با همه گروهها مذاکره شده بود، اما منشور ملی براساس جلسات مخفیانهای تنظیم شد که شیعیان در آن حضور نداشتند. لذا تنها گامهای ناچیزی در جهت اصلاحات برداشته شد از جمله قانون عفو عمومی که مورد استقبال شیعیان قرار نگرفت، زیرا براساس این قانون، هم شکنجهگر و هم شکنجه شونده تبرئه شده بودند، در نتیجه نتوانست پاک کننده بخش سیاه از تاریخ حاکمان بحرین باشد.
برخوردهای دوگانه غرب و آمریکا در قبال دموکراسی و حقوق اکثریت، سبب شد اصلاحات بحرینی به گونهای اجرا و طراحی شود که خود به عاملی برای فریب جهات خارجی و سرکوب بی سرو صدا در داخل تبدیل شود. در همین راستا هر امری که مطلوب حکومت نبود، به معنای مخالفت با اصلاحات و ضد نظام تفسیر میشد و در نتیجه فرصت برخوردهای قضایی و کیفری شدید را برای نظام حاکم فراهم میکرد.
از آنجاکه اقدامات اصلاحاتی، مطالبات واقعی را تامین نکرد و در وضعیت معیشتی نیز تاثیری نداشت، مردم که ابتدا از آن استقبال کرده بودند نسبت به آن بی اعتماد شده و به همین دلیل برخی جریانهای مردمی از شرکت در انتخابات سال گذشته مجلس خودداری کردند. در جریان تحولات اخیر نیز مردم و معارضه حاضر به پذیرش طرح گفتوگوی ارائه شده از سوی ولیعهد نشدند، چرا که نسبت به آن تردیدهای جدی داشته و حکومت نیز همچون دفعات گذشته حاضر به تضمین توافقات نبود.
شایان ذکر است عربستان به دلیل نارضایتی از همین اصلاحات ظاهری، همواره به حکومت بحرین اعتراض کرده و مقامات بحرین را به عدم اجابت درخواستهای مردمی تشویق میکرد. به همین دلیل، سلفیها و وهابیها با هدایت عربستان در انتهای دهه 90 مامور شدند در حکومت بحرین نفوذ کرده و با اجرای طرحهایی سری و مخفیانه برای تغییر ترکیب جمعیتی در بحرین و از بین بردن اکثریت شیعی و پیش بردن برنامههای عربستان در این کشور تلاش کنند.
در عین حال، مردم و گروههای مخالف حکومت که اکثریت جمعیت بحرین را تشکیل میدهند، به جای اولویت دادن به تقابل با حکومت، ابتدا سیاست تعامل و مبارزه سیاسی را در پیش گرفتند تا با شرکت در روندهای سیاسی هم حجت را بر حاکمان تمام کرده باشند و هم جای اعتراض دیگران را باقی نگذارند. با این وجود، وقاحت نظام بحرینی به حدی بود که نه تنها هیچ ارزشی به این رفتار مردم نداد، بلکه با سوء استفاده از حسن نیت مردم، اجرای سیاستهای ظالمانه را به شکل جدیتری استمرار داد. همچنین با ایجاد روابط بسیار نزدیک با غرب و به ویژه آمریکا و با کمک برخی کشورهای دیگر منطقه از جمله عربستان و رژیم مبارک، توانست به نوعی این مشکلات را از کانون توجه بینالمللی دور نگاه دارد.
در راستای اجرای سیاست فوق، اعطای تابعیت به بیگانگان با انگیزه مذکور به ویژه طی سالهای اخیر (دوران اصلاحات) به گونهای صورت گرفت که حتی قوانین موجود بحرین نادیده گرفته شد و افرادی که سالها در این سرزمین زندگی میکرده و در کسب تابعیت دارای اولویت بودند، همچنان موفق به کسب آن نشدهاند. سرکوب فعالان شیعه که از دهههای قبل وجود داشت، ادامه یافت و در همین راستا بحرین هر ساله به مدد قانون تروریسم گروهی را به اتهام تشکیل یک شبکه تروریستی دستگیر و محاکمه میکند.
از دیگر دلایل اعتراض شیعیان، سیاستهای داخلی حکومت است. اگرچه شیعیان بیش از 80 درصد نیروی کار را تشکیل میدهند اما غالبا از استخدام آنها در بخشهای مهم به ویژه بخش امنیتی و ارتش جلوگیری میشود. در حال حاضر، بخش زیادی از نیروی کار شاغل در موسسات غیر دولتی و حتی دولتی را نیروهای مزدور که غالبا از یمن، سوریه، اردن، پاکستان و هند میباشند، به کار گمارده شدهاند. پستها و مسئولیتهای مدنی مهم و دست بالا نیز تماما در اختیار آل خلیفه و وابستگان به آنها قرار داد.
پس از مشارکت شیعیان در مجلس و تلاشهایشان برای اصلاحات واقعی، حکومت تلاش زیادی کرد تا آن را به حاشیه برده که در نتیجه موجب نارضایتی شیعیان و برخی از اهل سنت شده است. اگرچه حقوق اساسی و تساوی مردم در قانون اساسی تضمین شده، اما عملاً شیعیان از بسیاری از حقوق تعیین شده در قانون بی بهره هستند.
تامین مسکن یکی دیگر از مواردی است که تبعیض بسیاری در این رابطه نسبت به شیعیان اعمال میشود و در حالی که بسیاری از اتباع اصیل بحرینی از داشتن مسکن شخصی محروم هستند، اتباع جدید به سرعت دارای مسکن، حقوق، شغل، امکانات و امتیازات یک بحرینی میشدند. همچنین سوء استفادههای مالی شدید و بدون محاسبه از بودجه و درآمد کشور و تعدی و تجاوز به اموال عمومی به ویژه خشکاندن دریا و تملک اراضی به دست آمده توسط خاندان آل خلیفه، از سیاستهایی است که حکومت بحرین طی این سالها پیگیری کرده و صدمات و خسارات بزرگی را به اکثریت مردم وارد آوردهاند.
اعمال تبعیض عمیق و مستمر بین شیعیان و اهل سنت از مسائلی است که حکومت همواره تلاش کرده به آن دامن بزند که این موضوع نوعی دودستگی فرقهای را پدید آورده است. لازم به ذکر است دودستگی فرقهای در بحرین از نوع شیعه - سنی نیست، چرا که این دو گروه سالها در کنار هم زندگی میکنند و مشکلات بسیار معدودی با یکدیگر داشتهاند. اما آل خلیفه از این ارتباط نزدیک در هراس است و تلاش میکند با اعمال تبعیض، شیعیان را به حاشیه رانده و و آن را با این بهانه توجیه میکند که شیعیان به سمت کشورهای همسایه مانند ایران و عراق متمایل هستند.
این نوع اعمال تبعیض حتی در رفتار خارجی بحرین نیز مشهود بوده و به طور نمونه، هنگامی که عربستان سعودی در نوامبر 2009 به حوثیهای یمن حمله کرد، بحرین از عربستان حمایت و موجبات خشم شیعیان را فراهم ساخت. همچنین ارتباطات پنهان و آشکار بحرین با رژیم صهیونیستی از دیگر مواردی است که نه تنها خشم شیعیان را برانگیخته بلکه اهل سنت نیز واکنش شدیدی نسبت به آن نشان داده و حکومت را در قبال مسئله فلسطین خائن میدانند.
در پایان باید به این نکته اشاره کرد که به نظر میرسد مردم بحرین و به ویژه شیعیان در برهه کنونی برای ایجاد تغییرات مطلوب بیش از پیش جدی هستند و گروههایی از اهل سنت نیز به این فرآیند پیوستهاند. با وجود آنکه سرکوبهای شدید و نظامیگری صهیوسعودی و بحرینی استمرار دارد، مردم تصمیم خود را گرفتهاند و با برخورداری از سلاح بیداری اسلامی و با توجه به آنچه که در سایر کشورهای اسلامی در جریان است، اجازه بازگشت به وضعیت قبل را نخواهند داد.
انتشار اخبار شرایط فعلی بحرین که متأسفانه با سانسور شدید خبری و عامدانه برخی رسانهها صورت میگیرد نشان میدهد حضور مردم در صحنه ادامه دارد و در حقیقت این، آغاز راهی است که مردم بحرین قدم در آن گذاشتهاند.