آمریکا با ترک عراق نیازمند اعمال تغییراتی اساسی در سیاستهایش است تا بتواند در رقابت با ایران باقی بماند.
حتی اگر دولت عراق نیز بخواهد نیروهای نظامی آمریکا در این کشور مستقر باشند، باز هم تنها خواهان حضور تشریفاتی این نیروها با امکانات و قدرت نظامی محدود است. عراق تا کنون تصمیم نگرفته است که چگونه میخواهد قرارداد چارچوب استراتژیک این کشور با آمریکا را به برنامهریزیها و قابلیتهای عملیاتی تبدیل کند، برنامههای نظامی عراق در آینده کدام جهت را پیگیری خواهند کرد و این کشور تا چه اندازه خواهان مشاورهها و سلاحهای آمریکا است.
عراق اگر هم به حضور نیروهای آمریکایی در این کشور مایل باشد، تنها حضور تشریفاتی و محدود آنان را میخواهد.
آمریکا "تنها ممکن است " بتواند در طول 12 ماه آینده روابط استراتژیک با ثبات و معین با عراق برقرار کند گرچه با توجه به میزان بیثباتی و تنشها در درون عراق و رقابت ناگزیر آمریکا با ایران بر سر نفوذ استراتژیک و سیاسی، برقراری این ارتباط ناممکن به نظر میرسد. احتمال قویتر این است که آمریکا مجبور شود در آینده با کمکهای سیاسی، اقتصادی و نظامی وزارت امور خارجه، با ایران رقابت کند؛ تقریباً بدون در نظر گرفتن هرگونه توافق رسمی در چارچوب قرارداد وضعیت نیروها.
برقراری روابط استراتژیک میان آمریکا و عراق با توجه به تنشها در عراق و رقابت آمریکا با ایران غیر ممکن به نظر میرسد.
در همین حین، آمریکا در منطقه جنوبی خلیج [خلیج فارس] با مسائل مهم جدیدی مواجه است. موج ناآرامیهای سیاسی در تمام خاورمیانه تلاشهای آمریکا را هم در زمینه همکاری با دولتهای جنوب خلیج [خلیج فارس] به منظور مقابله با ایران تحت تأثیر قرار داده است. مهمترین این کشورها تا امروز بحرین، قرارگاه ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا و یمن هستند. تنش میان شیعیان و اهل سنت در بحرین تا مرحله درگیری آشکار پیش رفته و حرکت به سوی راه حلی مسالمتآمیز و باثبات تا کنون با شکست مواجه شده است. به نظر میرسد وضعیت در یمن از سقوط حکومت شبیه به دیکتاتوری به سوی سالهای بیثباتی سوق گرفته است.
ناآرامیها در خاورمیانه تلاشهای آمریکا را هم در زمینه مقابله با ایران تحت تأثیر قرار داده است.
با این وجود این وضعیت تنها بخشی از مشکل است. در عمان تظاهراتهای شدیدی صورت گرفته است و چنین وضعیتی در عربستان نیز دست کم به صورت ظاهری دیده میشود. ترکیب سیاستهای حکومت پادشاهی، اسلامی و منافع شخصی در کویت ثبات خود را از دست داده است. اختلافات حزبی میان اهل سنت و شیعیان علاوه بر بحرین در کویت، عربستان سعودی و یمن نیز افزایش یافته است. بحران در بحرین باعث برانگیختن خشم و افزایش تنشهای حزبی در عراق و لبنان نیز شده است که موقعیتهای داخلی و منطقهای را در اختیار ایران قرار میدهد. قیامها در مصر شدت بسیار زیادی یافته و نقش آینده این کشور را در روند صلح و به عنوان یکی از شرکای استراتژیک آمریکا زیر سؤال برده است. اردن و سوریه مشکلات خود را دارند و تنشهای میان ترکیه و اسرائیل، اهداف ترکیه در عراق و روابطش با ایران مشکلات دیگری را به وجود آوردهاند.
آمریکا در کشورهای خاورمیانه با مشکلات عدیدهای مواجه شده است.
آمریکا مجبور خواهد شد روابطش را با تمام کشورهای جنوب خلیج دوباره تنظیم کند و اطمینان و اعتماد آنان را از این که آمریکا علیرغم کاهش بودجه در منطقه فعال باقی خواهد ماند، جلب کند. آمریکا همچنین باید به این دولتها اطمینان دهد که در قبال مسائل کلیدی امنیتی از آنان حمایت خواهد نمود؛ در حالی که برخی رهبران منطقه احساس میکنند که آمریکا مبارک را به حال خود رها کرد. آمریکا در برخی مواقع باید راهبردهای جدیدی را قبال برقراری تعادل میان میزان تلاشها و منافعش در کشورهای جنوبی خلیج اتخاذ کند تا به این وسیله به این کشورها کمک کند تا به انجام اصلاحات و کاهش تنشهای سیاسی داخلی در کشورهایشان بپردازند. بهترین راه، انجام اقدامات بیصدا و مخفیانه توسط گروههایی در درون سفارت این کشورها است؛ اما آمریکا نمیتواند منفعل باشد و تنها بر امنیت تمرکز کند.
آمریکا باید اعتماد کشورهای منطقه را در زمینه دخالت فعال این کشور در مسائل خاورمیانه جلب کند. بهترین راه برای این دخالت فعالانه تشکیل گروههای مخفی در سفارتهای کشورهای مورد نظر است.
آمریکا باید تلاش کند تا راههای جدیدی بیابد که به یمن برای رسیدن به ثبات کمک کند و همچنین تواناییهای عمان و عربستان را در مقابل یمنی که ممکن است بیش از این متفرق شود، افزایش دهد؛ وضعیتی که به افزایش مهاجرت از درون یمن به خارج از این کشور خواهد انجامید.
آمریکا باید علاوه بر کمک به یمن برای رسیدن به ثبات، عمان و عربستان را نیز در قبال بیثباتیهای احتمالی یمن در آینده در نظر بگیرد
تحولات در تمام مناطق اطراف خلیج و به ویژه مصر و منطقه سوریه امنیت خلیج [خلیج فارس] را به شدت تحت تأثیر قرار خواهند داد. آمریکا مجبور خواهد بود با ترکیب جدیدی از سیاستهای متغیر و صفبندیهای جدید مقابله کند که مصر و اردن را تحت تأثیر قرار خواهند داد و ممکن است دسترسی آمریکا به خلیج [خلیج فارس] را مختل کنند. در حالی که حزبالله همچنان نفوذ سیاسی خود را افزایش میدهد، آمریکا باید راههای جدیدی بیابد تا با دولت لبنان و در غیاب بسیاری از متحدان داخلیاش همکاری کند.
امنیت خلیج [خلیج فارس] تحت تأثیر تحولات، به ویژه در مصر و سوریه قرار دارد. آمریکا باید با نفوذ حزبالله در لبنان نیز مقابله کند.
آمریکا باید تمایلاتش را در زمینه اصلاح در سوریه و کاهش نفوذ ایران به گونهای تنظیم کند که ثبات در سوریه و لبنان نیز حاصل گردد. این کشور همچنین باید با پیچیدگیهای جدید در روند صلح عربی-اسرائیلی مقابله کند؛ پیچیدگیهایی که در نتیجه سیاستهای متغیر مصر، سیاستهای متفرق اسرائیل و هراسهای جدید به دنبال بیثباتی در سوریه، تفرقهها در لبنان، تفرقههای فلسطینیان در غزه و کرانه باختری و همچنین عقیده جدید اعراب مبنی بر این که تنها راه فشار بر اسرائیل برای رسیدن به راه حل، به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک کشور مستقل است به وجود آمدهاند.
آمریکا نیازمند مقابله با پیچیدگیهای جدید در روند صلح عربی-اسرائیلی است.
حتی در بهترین حالت نیز آمریکا در تمام این زمینهها اهرم فشار معینی ندارد؛ اما این کشور در هیچ کدام از این مسائل نمیتواند کنارهگیری کند و یا نیاز به تلاش و کمک دیپلماتیک و امنیتی را به منظور بهبود اوضاع نادیده بگیرد؛ در شرایطی که تعداد بسیار زیادی از آمریکاییها به شدت بر سیاستهای داخلی و مسائل اقتصادی تمرکز کردهاند، مخالفتهای شدیدی علیه کمکها و هزینههای خارجی وجود دارد و بسیاری افراد از کم بودن این تلاشها در حال حاضر بیخبر هستند، اصلاح وضعیت آسان نخواهد بود.
بسیاری در آمریکا مخالف پرداختن دولت به کمک و هزینههای خارجی هستند.
احترام به نیروهای نظامی و تقاضا برای هزینههای ارتش بیمعنی تلقی میشود؛ زیرا افراد بسیاری اهمیت تلاشهای نظامی را برای حمایت از همکاریها با کشورهای مربوط در زمینه امنیت بینالمللی درک نمیکنند.
تلاشهای آمریکا در کشورهای خارجی بدون کمک وزارت امور خارجه و یا خارج از چارچوب تلاشهای متمرکز محکوم به شکست هستند.
حقیقت این است که آمریکا باید اقدامات سیاسی-نظامی را در مورد هر کشوری به طور جداگانه و با هدف بازسازی وضعیت نظامیاش در خلیج [خلیج فارس] انجام دهد؛ زیرا هر تلاشی که تنها جنبه نظامی داشته باشد محکوم به شکست است. این موضوع نیازمند حمایت قوی کاخ سفید، شورای امنیت ملی، وزارت امور خارجه و وزارت دفاع است. البته مهمتر از این اقدامات، این است که آمریکا سیاستی واضح را تدوین کند تا به کمک آن تلاش مدنی-نظامی در منطقه به وسیله بخشهای کلیدی در وزارت امور خارجه و ستاد فرماندهی مرکزی میسر شود؛ آمریکا همچنین باید گروههایی را در هر سفارتخانه تشکیل و بودجه و آزادی عمل بیشتری را در اختیارشان قرار دهد تا برنامهها، تبادلات و کمکهای اطلاعاتی در زمینه کشور مربوطه را به عهده بگیرند.