آمریکا باید تلاشهایش را از صرفا نظامی به مدنی-نظامی تبدیل کند
آمریکا برای رسیدن به این هدف به تغییر در سیاستهایش نیازی ندارد؛ این نیازها تقریباً در تمام اسناد سیاسی منتشر شده در دوران بوش و اوباما پیشبینی شده است. با این وجود، این اهداف نیازمند منابع، هزینهها و پرسنل جدید هستند. اجرای این سیاستها مستلزم برنامهریزی، بودجه و مدیریت بسیار بهتری است. دستیابی به این اهداف حداکثر نیازمند دو تغییر اساسی در اقدامات دولت آمریکا است.
اولاً، این سیاستها نیازمند تلاش کاملاً یکپارچه و مدیریتشده توسط دولت، وزارت دفاع، آژانس توسعه بین المللی، آژانسهای مختلف فعال در زمینه مبارزه با تروریسم و دیگر آژانسهای فدرال است. این به معنای یکپارچگی واقعی طرحها، برنامهها و همچنین بودجه و منابع نیروی انسانی در زمینه سیاستهای مدنی-نظامی است؛ در طول ده سال جنگ در افغانستان و عراق هیچ کدام از این هماهنگیها به طور کامل محقق نشده است. تحقق این همکاریها، به جای تکیه بر همکاریهای همچون گذشته، نیازمند وجود فردی به عنوان مسئول است. دولت باید شکست تلخش را در ایجاد بازبینی چهارسالانه دیپلماسی و توسعه [QDDR] به عنوان نشستی کارآمد و ضعف رهبری را در رأس آژانس توسعه بینالمللی بپذیرد.
آمریکا برای پیاده کردن سیاستهای جدیدش در منطقه نیازمند برقراری هماهنگیهایی است که در طول ده سال جنگ در افغانستان و عراق هیچگاه به آنان دست پیدا نکرد.
ثانیاً، پیاده کردن این سیاستها، در حالی که سیاستمداران آمریکایی دقیقاً در مسیر اشتباه گام برمیدارند، نیازمند نوع جدیدی از مشارکت میان کنگره و سیستم اجرایی است. دولت باید طرحها و گزارشهایی را آماده کند که نشانگر وجود سیاستهایی مدنی-نظامی و واقعگرایانه باشند و در نتیجه هزینهها و برنامههای مربوط را توجیه کنند. دولت باید به جای کپی کردن توجیهات مبهم و تشریفاتی از گزارشهای سال گذشته، گزارشهایی صادقانه را تهیه کند. دولت باید مؤثر واقع شود و از تبلیغات، بزرگنمایی در ادعاها، حذف واقعیات و تقاضای اعتماد مردم دوری کند. کنگره باید بر نیازهای امنیتی کلیدی تمرکز کند و برای تندروی متعصبانه و منافع صرفا سیاسی زمینههای دیگری را بیابد. کنگره باید دید خود را از حیطه محدود وظایفش، بودجه یکساله، شعارهای آرمانی و سادهنگریهای کلی و بیش از حد، فراتر ببرد؛ باید تمرکز خود را بر اطمینان از درست مصرف شدن ثروت قرار دهد و نه بر کاهش بودجه و یا اولویت بخشیدن به ارتش در مقابل برنامههای مدنی بدون در نظر گرفتن نسبت هزینه-سود و نیاز.
آمریکا در اجرای سیاستهای جدیدش در منطقه به همسویی کنگره و دولت نیازمند است.
ممکن است وظیفه سومی نیز وجود داشته باشد. هم قوه مجریه و هم کنگره باید دیدگاههای واقعگرایانهتری را در قبال اهمیت استراتژیکی و اولویت خلیج و صادرات انرژی خاورمیانه و آفریقای شمالی (MENA) اتخاذ کنند. دولت آمریکا از دوران ریاست جمهوری نیکسون تا به حال بارها تقاضاهای پوچ و ناموفق استقلال در زمینه انرژی را مطرح کرده است. آمریکا این کار را در دوران ریاست جمهوری بوش نیز تکرار کرد؛ هر چند دولت بوش هیچگاه از مرحله داخلی این سیاست قدم فراتر نگذاشت و طرح معناداری را در این زمینه ارائه نداد. دولت اوباما نیز چنین درخواستی را تکرار کرد؛ بدون آن که هشدار دهد که به نتیجه رسیدن این درخواست - اگر محقق شود - احتمالاً دههها به طول خواهد انجامید.
سالها است که دولت آمریکا به دنبال اعلام استقلال در زمینه انرژی است؛ در حالی که خوشبینانهترین پیشبینیها نیز وابستگی آمریکا را در زمینه انرژی تا سال 2035 تأیید میکنند.
حقیقت این است که تمام الگوها و پیشبینیهای انجام شده توسط آژانس اطلاعات انرژی (EIA) وزارت انرژی و آژانس بینالمللی انرژی، وابستگی آمریکا را به واردات انرژی تا سال 2035 تأیید میکنند؛ حتی با در نظر گرفتن خوشبینانهترین تخمینها در زمینه انرژیهای جایگزین. آمریکا نیز مانند هر کشور وارد کننده دیگری به قیمتهای جهانی واردات انرژی وابسته است؛ فارق از این که صادر کننده کدام کشور است. قیمت جهانی انرژی بیش از هر چیز تحت تأثیر میزان انرژی است که توسط کشورهای خلیج تأمین میشود.
از آنجایی که آمریکا نیز به رسیدن میزان کافی نفت و گاز به کشورهای اروپایی، ژاپن، کره جنوبی و چین وابسته است، باید سیاستهایش را در راستای تأمین امنیت صادرات جهانی انرژی تنظیم کند.
به علاوه آمریکا نیز به این مطلب وابسته است که نفت و گاز به میزان لازم و به قیمت مناسب در اختیار اروپا و کشورهای کلیدی مانند ژاپن، کره جنوبی و چین قرار بگیرد. جهانیسازی به معنای وابستگی به سلامت اقتصادی در سطح جهان و همچنین واردات غیر مستقیم نفت در سطح کلان و در قالب وارد کردن کالاهای تولیدی سایر کشورها است.
سیاستهای آمریکا باید مبنی بر امنیت صادرات جهانی انرژی باشد و این صادرات نیز تحت تأثیر شدید صادرات کشورهای خلیج است. تا زمانی که دولت آمریکا و کنگره این مطلب را نپذیرند؛ هیچگاه در مورد اولیت دادن به این منطقه و اختصاص بودجهای که منافع امنیتی حیاتی آمریکا میطلبند به توافق نخواهند رسید.
- انجام عملیاتهای نظامی کلیدی
با توجه به مطالبی که گفته شد، آمریکا باید طیف معینی از عملیاتهای نظامی را انجام دهد. بسیاری از این عملیاتها، عملیاتهایی هستند که آمریکا در حال حاضر درگیر آنان است؛ اما اغلب هنوز هم مشخص نیست که آمریکا برای برآمدن از عهده این عملیاتها چه تصمیماتی دارد. آمریکا باید در آیندهای نزدیک شفافسازی بیشتری انجام دهد تا اطمینان لازم را به همپیمانانش ببخشد و مانع خطرات احتمالی شود و یا با آنان مقابله کند.
به طور دقیقتر، سیاستها، وضعیت نیروهای آمریکا و همکاریهای امنیتی جدید این کشور در منطقه خلیج [خلیج فارس] باید شامل موارد زیر باشد:
- آمریکا باید تمام تلاش خود را انجام دهد تا با عراق همکاری استراتژیک بلند مدت در سطح نظامی تشکیل دهد تا به این وسیله توانایی نیروهای نظامیاش را بازسازی کند و مانع هر گونه خطر خارجی از جانب ایران و یا دیگر کشورهای همسایه شود.
عراق باید تمرکز خود را معطوف به اقدامات ضد شورشی و ضد تروریستی نماید و ظرفیت جذب تجهیزات مدرن را در نیروهای نظامیاش ایجاد کند.
این اقدام به معنای بازسازی نیروهای نظامی عراقی به شکل اولیه آنان و یا درمان سریع موضعی نیست. عراق باید بر اقدامات ضد شورشی و ضد تروریستی تمرکز کند و نیروهایش را با سرعت معقولی بازسازی کند تا ظرفیت جذب تجهیزات مدرن در آنان به وجود آید. این کشور همچنین باید بودجه مورد نیاز برای اولویتهای دیگر مانند اتحاد و توسعه را نیز تأمین کند تا جایی که سود حاصل از صادرات در این کشور دوباره افزایش یابد. البته به هر حال عراق نیازمند یک نقطه شروع است. این کشور باید مطمئن شود که میتواند روی کمک آمریکا و در موقعیتهای اضطراری روی قدرت این کشور حساب باز کند؛ بدون آن که در آینده به کشوری وابسته تبدیل شود.
آمریکا باید بودجه مورد نیاز دولت و وزارت دفاع را برای افزایش توان نیروهای عراقی و در پی آن کاهش تنشها در این کشور فراهم کند.
آمریکا همچنین باید بودجه لازم را برای اقدامات کوتاهمدت دولت و وزارت دفاع به منظور بالا بردن توان نظامی نیروهای عراقی، نیروهای امنیتی و پلیس و در نتیجه کاهش تنشهای نژادی و حزبی فراهم کند. مجموع بودجه درخواستی دولت و وزارت دفاع در سالهای اقتصادی 2011 و 2012 آمریکا را در مسیر درست قرار خواهد داد؛ اما این اقدامات کمترین میزان بودجه مورد نیاز را نشان میدهند. این بودجه باید در کمترین زمان ممکن فراهم شود تا اجرای درست آنان علیرغم زمانبندی بسیار تنگاتنگ آمریکا برای خروج از عراق تضمین گردد. اگر عراق آن گونه که کلینتون میگوید خواهان ادامه حضور محدود نیروهای آمریکایی در این کشور باشد، بودجه این حضور نیز باید تأمین شود. پیروزی در عراق بسیار ارزانتر از شکست و تبدیل پیروزی نظامی به شکست استراتژیک است.
آمریکا نباید توهم تغییر رژیم نداشته باشد و از حضور در منطقه غافل شود
آمریکا نمیتواند در مورد ایران توهم استراتژیکی داشته و امیدوار باشد که تغییر نظام در این کشور باعث شود تا آمریکا دیگر نیازی به حضور استراتژیک دائم و مؤثر در منطقه نداشته باشد.
حتی اگر اسرائیل در حمله به ایران پیشدستی کند، باز هم آمریکا باید با ایران به عنوان یک قدرت احتمالی هستهای برخورد کند. این کشور در زمینه گسترش پایگاههای فناوری هستهای و تواناییهایش در زمینه موشکهای دوربرد پیشرفتهای بسیاری کرده است.
آمریکا نباید از تلاشهایش به منظور متقاعد کردن ایران به کاهش سلاحهایش دست بردارد
آمریکا نباید از تلاشهایش به منظور متقاعد کردن ایران به کاهش سلاحهایش دست بردارد؛ اما در عین حال باید با کشورهای جنوب خلیج و عراق همکاری نزدیکی را مبنی بر بررسی گزینههای دفاع موشکی و همچنین روشهای یکپارچه در سیستمهای دفاع هوایی و موشکی با استفاده از سیستمهای پیشرفته مانند THAAD و SM-2 داشته باشد. آمریکا باید همچنان به دنبال اقدامات پیشگیرانه در سطح گسترده در منطقه باشد و همچنین باید با هر کشور به طور جداگانه همکاری و آن کشور را متقاعد کند که ضمانت آمریکا در زمینه امنیت هم واقعی و هم روش بهتری نسبت به تلاش خود کشورها برای دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی است.
آمریکا باید علاوه بر حضور قدرتمند در منطقه به همکاری با سایر کشورها به منظور محدود کردن گزینههای ایران برای تهدید و یا اقدام نظامی ادامه دهد.
آمریکا همچنین باید حضور قدرتمند دریایی و هوایی و زمینی خود را حفظ کند و در همین حین آبروی خود را بازیابد. این کشور باید این مطلب را روشن کند که آمریکا با عراق و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج همکاری خواهد کرد تا ظرفیتهایی را ایجاد کند که گزینههای ایران را برای ایجاد تهدید و یا اقدامات نظامی چه از نوع متقارن و چه از نوع نامتقارن از بین ببرد. این رابطه ممکن است نیازمند تلاشهای بیشتر برای همکاری با عمان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی باشد؛ به این ترتیب ظرفیتهای همکاری میان این کشورها برای مقابله با جنگ دریایی، هوایی یا نامتقارن که هم تنگه هرمز و هم دریای عمان یا منطقه اقیانوس هند را تهدید میکند افزایش خواهد یافت.
آمریکا باید با کشورهای منطقه و علیه ایران همکاریهای گسترده اطلاعاتی را انجام دهد
آمریکا همچنین باید اطلاعات جاسوسی را در اختیار دوستان و شرکای خود قرار دهد؛ اطلاعاتی در زمینه تلاشهای ایرانی مبنی بر استفاده از نیروی نظامی، سپاه پاسداران، نیروهای قدس و سرویسهای جاسوسی مانند ساواک [ظاهرا آقای کردزمن از انحلال ساواک در روزهای پایانی عمر شاه بی اطلاع است] به منظور رخنه در نیروهای امنیتی این کشورها، سوء استفاده از تنشهای حزبی و نژادی، اجرای عملیاتهای مخفیانه و تخریبی و کسب نفوذ از راههای دیگر. آمریکا باید به این کشورها کمک کند تا از نیروهای ویژه، تحرک یگان و تلاشهای امنیتی به گونهای بهره ببرند که موجب جلوگیری از پیروزی ایران در هر کدام از این زمینهها شود.
آمریکا باید هدف خود را استقلال عملیاتی کشورهای منطقه از این کشور قرار دهد.
هدف آمریکا باید ایجاد ظرفیتهای بالا در منطقه به منظور اقدام بدون کمک این کشور باشد. این هم به سود خود آمریکا است و هم این مطلب را روشن میکند که آمریکا به دنبال تسلط بر منطقه نیست. البته یافتن شرکایی که روز به روز قدرتمندتر شوند ممکن است سالها طول بکشد و موفقیت شاید در نهایت نیازمند تغییرات بنیادین در ماهیت و اهداف حکومت ایران باشد.
آمریکا باید به شرکایش در جنوب خلیج [خلیج فارس] اطمینان دهد که در منطقه خواهد ماند و در پایگاهها و تأسیسات مستقر در کویت، بحرین، قطر و عمان که آمریکا اجازه استفاده از آنان را دارد حضور قدرتمند و فعالانهای خواهد داشت.
آمریکا باید بر این نکته تأکید کند که نمیخواهد هیچ کدام از تأسیسات کلیدی و یا ظرفیتهای دسترسی به خلیج [خلیج فارس] را رها کند. آمریکا باید تمام نگرانیهای کشورهای منطقه را مبنی بر این که این کشور از تأسیسات نظامی موجود جهت حمایت از کشور میزبان استفاده نمیکند از بین ببرد. آمریکا همچنین باید در صورت امکان به جای اتخاذ رویکرد صرفاً آمریکایی با کشور میزبان به عنوان شریک همکاری کند.
آمریکا باید به همکاری با عربستان سعودی و امارات متحده عربی و کمک به آنان جهت تقویت نیروهای نظامی به منظور اقدامات مقابلهای، پیشگیرانه و تدافعی علیه ایران، مقابله با تروریسم و برخورد با تهدیدهای احتمالی جدید مانند بیثباتی در یمن ادامه دهد. ادامه دارد...