شبکه ایران (iin.ir) تحولات منطقه خاورمیانه در ماههای اخیر و قیام اعراب علیه حکومتهای دیکتاتور که تاکنون با حمایت دولتهای غربی بر سر کار بودند، سبب شده که تحلیلهای مختلفی درباره ماهیت و هویت این قیامها مطرح شود. در این میان، مقایسه آشوبهای سال ۸۸ ایران با انقلابهای مردم تونس و مصر و سایر کشورهای عربی جالبتر از همه بود؛ مقایسهای که بیشتر از سوی رسانههای حامی جریان مخالف جمهوری اسلامی ایران و با هدف احیا و امیدوار کردن این جریان انجام میشد.
اعتراف سران ارشد رژیم صهیونیستی
روز جمعه بنیامین نتانیاهو نخستوزیر رژیم صهیونیستی با اعتراف به الهامگیری مسلمانان منطقه از انقلاب اسلامی ایران در سال ۵۷ در قیام علیه دیکتاتورهای وابسته به غرب، در برلین و در کنفرانس خبری به همراه «آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان گفت: نمیدانیم که آیا تحولات در کشورهای عربی شبیه انقلابهای سال ۱۹۸۹ اروپای شرقی علیه رژیمهای اقتدارگرا بوده یا شبیه انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ است. البته امیدواریم این تحولات شبیه نوع اول باشد ولی نمیتوانیم در این زمینه اطمینان داشته باشیم. چند روز پیش هم «جیمز جونز»، مشاور سابق امنیت ملی باراک اوباما در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «سیانان» انقلاب اسلامی ایران را محرک اصلی قیامهای مردمی خواند و اعتراف کرد، امریکا دچار مشکل شده است. وی ضمن اذعان به نقش انقلاب اسلامی ایران در بیداری ملتهای منطقه گفت: میتوانید روی این موضوع شرطبندی کنید که ایران واقعاً در حال تأثیرگذاری روی همه چیز است. پیش از آن نیز روزنامه «نیویورک تایمز» ضمن اشاره به همین موضوع، دغدغه اصلی سران کاخ سفید در ماههای اخیر را تأثیرپذیری خیابانهای خاورمیانه از هویت انقلاب اسلامی ایران عنوان کرده بود.
این اعترافات چرا مهم است؟
حوادثی که در سال ۸۸ و به دنبال اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، اگرچه به بهانه تقلب صورت گرفت اما شفاف شدن پشت پرده آشوبها در جریان وقایعی چون هتک حرمت روز عاشورا و بویژه آشوب روز 25 بهمن سال 89، مشخص کرد که این رویدادها برنامهای طرحریزی شده برای ضربه زدن به ریشه و اساس انقلاب اسلامی و ناامید ساختن ملتهای مسلمان منطقه از پیامهای این انقلاب است؛ پیامهایی که به اذعان خود صهیونیستها عامل اصلی در خیزش ملتهای منطقه بوده است.
رژیم صهیونیستی به عنوان اصلیترین دشمن مردم مسلمان منطقه، از همان ابتدای فتنه 88 صراحتاً به دفاع و حمایت بیدریغ از این جریان و سران آن پرداخت و با نام بردن از سران آشوب، آنان را کسانی دانست که به نیابت از این رژیم، با جمهوری اسلامی مبارزه میکنند؛ مسئلهای که نه تنها با ابراز برائت سران داخلی آشوب مواجه نشد بلکه آنان با سکوت خود به تأیید تلویحی این حمایت و ابراز رضایت از آن نیز پرداختند.
براساس این واقعیت، اذعان مسئولان رژیم صهیونیستی و کاخ سفید درباره الهامگیری مردم منطقه از انقلاب اسلامی ایران نشان میدهد که نه تنها جریان آشوب در ایران هیچ ارتباطی با خیزش مردم مسلمان کشورهای عربی ندارد که حتی این جریان با هدف زمینگیر کردن موج بیداری اسلامی و ممانعت از شعله ور شدن آن ایجاد و حمایت شده بود. به بیان دیگر واقعیت ارزشمند «مقاومت، ایستادگی و ثبات قدم ملت ایران» که در جریان رویدادهایی چون موضوع هسته ای بیش از پیش آشکار شده بود، با شکست برنامههای پرهزینه غرب و جریان آشوب عیانتر شد و اعتقاد ملتهای مسلمان خاورمیانه و آفریقا را به پایههای مستحکم انقلاب اسلامی ایران و پیامهای آن افزایش داد. مردم منطقه پس از مشاهده این واقعیت بود که به آینده حرکت انقلابی ایمان و امید پیدا و عزم خود را برای سرنگونی دیکتاتورهای وابسته و برپایی حکومتی مستقل و مقاوم از جنس جمهوری اسلامی جزم کردند.