عباس ملکی / مدیر کل سابق دفتر مطالعات سیاسی بینالمللی وزارت امور خارجه
ویکی لیکس سازمانی بین المللی است که در سوئد پایه گذاری شده و نقد ها و فاش سازی های اینترنتی از مدارک حساس سازمان های دولتی را با نام مستعار منتشر می کند و نام و نشان منبع آنها را فاش نمی کند. سایت ویکی لیکس در سال ۲۰۰۶ توسط انتشارات سانشاین راه اندازی شد. پس از یک سال از راه اندازی، این سایت اعلام کرد که آرشیوی بالغ بر 2/1 میلیون مدرک دارد. مجموعه اسناد این سازمان در مورد جنگ آمریکا در عراق از مارس 2003 تاکنون بالغ بر 391832 سند منشر شده است. همچنین اسناد منتشر شده در مورد حضور نظامی آمریکا در افغانستان از 2001 تا 2010 بالغ بر 92000 سند شد. این اسناد از طریق روزنامه های نیویورک تایمز آمریکا، گاردین بریتانیا، مجله اشپیگل آلمان، و ال پائیس اسپانیا در اختیار عموم قرار داده شد.
آشکار شدن اسناد متعدد از روابط خارجی ایالات متحده آمریکا توسط سایت ویکی لیکس مجددا موضوعاتی اساسی را مطرح کرد. از جمله این که ماهیت دیپلماسی چیست؟ چه موضوعاتی در دستگاه دیپلماسی بیشتر مطرح است؟ کارگزاران آن چگونه رفتار می کنند؟ و نهایتا منافع کشورها از این طریق چگونه محقق می شود؟ من سعی می کنم که کوتاه به برخی از موارد اشاره شده و ارتباط آن با ویکی لیکس بپردازم.
1- در پس از پایان یافتن دوره دوقطبی و جنگ سرد، اداره دیپلماسی کشورها در نظام جدید تغییراتی یافته است. نظام جدید جهانی خود از چشم انداز نظریه پردازان، سیاستگذاران و تصمیم گیران سیاسی دارای وضعیت متفاوتی است. برخی بر این عقیده اند که اصولا نظامی در جهان بر سرکار نیست و ما با محیطی آکنده از هرج و مرج مواجه هستیم. برخی دیگر البته نظام بین المللی را قاعده مند می دانند اما تفاوت هایی بر سر آن که این نظام یک قطبی، چند قطبی و یا بدون قطب است مطرح می کنند. به نظر می رسد که اسناد ویکی لیکس به روشنی نشان می دهد که تصمیم گیران واشنگتن، جهان را دارای یک نظام سلسله مراتبی که در راس آن آمریکاست می دانند و به همین دلیل برای نقاط مختلف جهان دارای پیشنهاد هستند. مذاکرات مقامات آمریکایی با مقامات خاورمیانه حاکی از آن است که طرف آمریکایی خود را در ایجاد ثبات در خاورمانه مبسوط الید دانسته و از طرف دیگر درخواست همکاری دارد. تحولات ماه های اخیر خاورمیانه نشان داد که طوفان تغییر در خاورمیانه آنچنان قوی و متضاد با دیدگاه های آمریکائیان است که لاجرم باید در ارزیابی های خود در مورد این منطقه تجدیدنظر اساسی بنمایند.
این اسناد به وضوح نشان میدهد که آمریکا سعی در برقراری قوانین فرا کشوری دارد ولی بدلیل عدم تسلّط کامل بر مسائل جهانی -در مقایسه با سیستم تک قطبی قرن 19 به رهبری انگلستان- فاقد چنین جایگاهی است. یکی از موارد اعمال حاکمیت جهانی توسط آمریکا، اسنادی است که نشان می دهد این دولت تا چه اندازه به انگلیس برای اجرای موافقتنامه استرداد بین دو کشور که حتی به اتباع سایر کشورها نیز تسری داده شده فشار می آورد. یعنی آمریکا به راحتی نقش اینترپول را ایفاء کرده است، می باشد. نمونه دیگر یادداشتهای سفارت آمریکا در وین است که به حجم جنگافزارهای ارسال شده از سوی شرکتهای اتریشی به ایران و نیز به میزان همکاری این شرکتها با ایران در زمینه فنآوریهای پیشرفته اشاره شده است. همچنین در این اسناد آمدهاست که مقامهای آمریکایی در برخی موارد با اطلاع یافتن از قصد شرکتهای اتریشی برای ارسال اسلحه به ایران، مانع از انجام آن شدهاند.
2- در چارچوب روابط بین الملل همچنان کسانی که امر سیاست خارجی هر کشوری را راهبری می نمایند نقش تعیین کننده ای دارند. این افراد دارای دو مسئولیت می باشند: تصمیم گیری در دیپلماسی و داوری. تصمیم گیری یک سیاستگذار می تواند عقلایی، عقلایی محدود، سازمانی، و یا بوروکراتیک باشد. در هر صورت او بر اساس منافع ملی کشورش و بر اساس ارزش ها، ایستارها، و فرهنگ حاکم بر ذهن و جامعه خویش تصمیم میگیرد. در آنجا که یک دیپلمات به درون خویش برای تصمیم گیری باز می گردد، در حقیقت به کار داوری میپردازد. سیاستمدار از درون آگاهی خویش بدون اینکه با دیگری رابطه داشته باشد، یا نوع رابطه اش مطرح باشد، داوری می کند. این تصویری است که از داوری یک سیاستمدار وجود دارد و البته بهترین نوع بیان آن یعنی داوری متکی بر آگاهی. چرا که داوری متکی بر منافع در اصول سیاست پیشگی مطرح می شود، حال این منافع فردی یا گروهی باشد.
در نتیجه داوری متکی بر آگاهی، بیان و فلسفه قابل قبول تری دارد. در این زمینه اسناد ویکی لیکس نشان می دهد که دیپلمات های آمریکایی علاوه بر آنکه سیاستمداران کشورهای جهان سوم را فاقد آگاهی، شجاعت و یا ابزار تصمیم گیری می دانند، در مورد مقامات کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز چنین تصوراتی دارند. چنانکه در برخی از این اسناد، دیپلمات آمریکایی در مورد آنگلا مرکل صدراعظم آلمان وی را فردی محافظهکار و بدون خلاقیت نامیده است، یا در یکی دیگر از این اسناد، کاردار آمریکا در رم، برلوسکونی، نخست وزیر ایتالیا را فردی بی خیال و ناکارآمد، بر خلاف دیگر رهبران اروپای پیشرفته توصیف کرده است. در یکی دیگر از اسناد دیپلماتیک فاش شده، برلوسکونی از لحاظ جسمانی و سیاسی، فردی ضعیف النفس است و تا دیر وقت به خوشگذرانی می پردازد و استراحت کافی ندارد. بنابر گزارش روزنامه دیلی میل، یک مسوول انگلیسی گفته است انگلیسیها نگرانند که این سایت میزان تنفر آمریکاییها و انگلیسیها را از فرانسویها فاش کند.
3- تردید جدی وجود دارد که ما همچون گذشته واحد مطالعه روابط بین الملل را کشور و یا ملت-کشور گرفته و این واحد را ثابت و لایتغیر فرض نمائیم. در حالیکه نقش بازیگران غیر دولتی اعم از سازمان ها و یا بازیگران فردی بصورت گسترده ای افزایش یافته است. بدون تردید نهادهایی مانند مجمع اقتصادی جهانی در داوس و یا ویکی لیکس دارای تاثیرات برجسته تری از روابط خارجی یک کشور آفریقایی هستند. همچنین نلسون ماندلا و افرادی مانند او در صحنه جهانی و راوبط مابین کشورها نقشی اساسی تر از دبیرکل ملل متحد ایفا می نمایند. بدین صورت دیپلماسی از حالت سنتی آن فاصله گرفته و بیشتر به دیپلماسی عمومی با تکیه بر قدرت نرم نزدیک می شود.
4- در روابط بین الملل هر موضوعی باید دارای یک چارچوب برای تقید بحث باشد. در مورد چارچوب های مفهومی، جیمز روزنا منابع سیاست خارجی در یک کشور بزرگ و باز را متغیر های وابسته به نقش، جامعه و حکومت می داند. مایکل برچر کارهای روزنا را توسعه داده و دو محیط برای تصمیم گیری در سیاست خارجی برشمرده است: محیط عملیاتی و محیط روانشناختی. محیط عملیاتی خود به دو بخش تقسیم می گردد: میدان بیرونی به نظر او شامل متغیرهایی از جمله متغیرهای جهانی، منطقه ای و روابط دوجانبه است. محیط درونی در توسعه نظریات روزنا شامل توانایی های نظامی و اقتصادی، ساختار سیاسی، گروه های دارای منافع و نخبگان رقیب هستند. محیط روانشناختی یک منبع غنی برای تشریح نظریات مربوط به تصمیم گیری است. ایدئولوژی، میراث تاریخی، شخصیت و آمادگی از متغیرهای محیط روانشناختی هستند. در همین ارتباط اسناد ویکی لیکس به ما شناخت بهتری از تلقی و تصورات دیپلمات های آمریکایی در مورد مسائل جهانی می دهد. متدولوژی کار دیپلمات های آمریکایی برای ارزیابی کشورها و افراد تصمیم گیر در آن اکثرا سیاسی-روانشناختی است. بدین معنا که علاوه بر توجه به روندها، به مسائل شخصی، باورها، نظرات و رفتار تصمیم گیران توجه می نمایند. گرچه در ظاهر سفرای آمریکایی در کشورهای عربی خود را دوستدار این کشورها و علاقمند به فرهنگ بومی نشان میدهند، اما در ارسال گزارش ها به نظر می رسد، برداشت های اصلی خود را به واشنگتن مخابره نموده اند.
5- موضوع ویکی لیکس و چارچوبی که به آن باید نگریست، مورد تنازع است. برخی این حرکت را توطئه ای از طرف دستگاه های اطلاعاتی آمریکا می دانند تا برخی دیگر از کشورها از جمله ایران را متهم به فعالیت های مخفی نمایند. برخی دیگر این حرکت را از طرف نهادهای وابسته به چین و روسیه برای مقابله با آمریکا می دانند و برخی دیگر این حرکت را در چارچوب شفافیت اطلاعات و حق شهروندان برای دانستن اطلاعات در چارچوب قوانین آمریکا می دانند. بهرصورت این کار دارای پیامدهای متعددی برای آینده دیپلماسی است. امروز چالش جدی و اساسی در دنیای غرب در حال شکلگیری است، از یک سو جریان نخبگان، روشنفکران و دانشگاهیان معتقد به منطق دموکراسی هستند و از سوی دیگر محدودیتهایی توسط دولتهای غربی برای تثبیت امنیت ایجاد میشود که این دو متعارض و درگیر هستند. در دوره ریاست جمهوری بوش، او رسما گفت که اگر بنا باشد بین امنیت، آزادی و دموکراسی یکی را انتخاب کنیم، آن امنیت است، در حالی که بسیاری از نخبگان تصمیم ساز و تاثیرگذار سیاسی در آمریکا معتقدند آزادی و دموکراسی بر امنیت اولویت دارد و این چالش بنیادین جزئیات خود را در جریان ویکی لیکس نشان میدهد.
6- موضوع سیاست خارجی لاجرم با منافع ملی در ارتباط است. منافع ملی در ارتباط با قدرت ملی است. تصمیم گیری در سیاست خارجی عموما در محیط هایی صورت می گیرد که ناپایدار و پیچیده بوده و ابهام در مورد محیط کاملا نمایان است. رهبران سیاسی در هر کشور، علاوه بر ملحوظ داشتن مسائل مربوط به محیط بین المللی، نگرانی های داخلی را نیز در تصمیم گیری لحاظ می نمایند. سیاست خارجی هرکشور ترکیبی از اهداف که از منافع ملی ناشی شده اند و وسائل که از قدرت ملی توانائی گرفته اند، می باشد. و از آنجا که منافع ملی و قدرت ملی در عین تعاریف متعددی که از آنان داده شده است، مفاهیم مبهمی هستند، سیاست خارجی که ترکیبی از این دواست، دستخوش ابهام و عدم قطعیت بیشتری خواهد بود. ویکی لیکس نشان می دهد که تا چه اندازه عدم قطعیت در دستگاه عامل سیاست خارجی وجود دارد. این عدم قطعیت هم در مورد مسئله و هم در مورد راه حل آن است. علیرغم پیشرفت تکنولوژی در آمریکا بنظر می رسد که مشکلات سیاست خارجی آمریکا کمتر از دیگر کشورها نیست. این مسئله در ارتباط با ناتوانی آمریکا در تحلیل درست وضعیت در افغانستان وعراق و مآلا عدم اتخاذ استراتژی های مناسب در ویکی لیکس برجسته می گردد.
7- یکی از مسائل مهم در تصمیم گیری در سیاست خارجی، مسئله اطلاعات است. حجم وسیعی از اطلاعات در جهان کنونی همواره در اختیار تصمیم گیران است. فارغ از کیفیت مورد مجادله این اطلاعات که می تواند مورد سوء فهم قرار گیرد، تمام اطلاعات بلحاظ محدودیت های ذهن بشری نمی تواند مورد استقاده تصمیم گیر قرار بگیرد. بنابراین با توجه به واقعیت دنیای ما که بهرحال مقامات کشورها همه روزه در حال تصمیم گیری هستند، این سئوال پیش می آید که آنان چگونه با انبوه اطلاعات ولی دسته بندی نشده، ناکامل و با کیفیت نامعلوم تصمیم می گیرند. پاسخ این سئوال آن است که آنان به ساده سازی رو می آورند. آنان بخش هایی از محیط را که برای آنان شناخته شده است را با بکار بردن ساختار دانایی موجود خود (عقاید، چارچوب و تصویر ذهنی) برای تفسیر و تعبیر اطلاعات ورودی، ساده می نمایند.
در تصمیم گیری نیز مجددا بازیگران سیاسی، با استفاده از مدلهای شهودی، وسعت و سنگینی پروسه انتخاب را کاهش داده و آن را ساده می نمایند. هر چقدر که محیط پیچیده تر و نامعلوم تر باشد، افراد بیشتر به مدلهای شهودی شناختی در تحلیل اطلاعات رو می آورند تا بتوانند و یا تصور نمایند که تمام عوامل شناخته شده و می توانند تصمیم مقتضی را اتخاذ نمایند. مشاهده می شود که مسئولین وزارت امور خارجه آمریکا و یا سفرای آمریکا در کشورهای مختلف چگونه از تحولات پیچیده به یک مدل ساده رو می آورند.
و آخر اینکه در پس از افشاگری های ویکی لیکز، دیپلماسی از این به بعد متفاوت خواهد بود. هر دیپلماتی با هر دیپلماتی صحبت میکند، باید منتظر باشد که داستان به یک نحوی درز پیدا میکند، کسی گزارشی مینویسد، دیگرانی دسترسی پیدا میکنند. احتمالا تمایلات دیپلماسی سنتی که مبتنی بر کاغذ بود و استفاده از نیروی انسانی برای انتقال گزارش ها بجای استفاده از فضای مجازی، دوباره ایجاد شود. به این ترتیب جهان دیپلماسی در پس از افشاگری های ویکی لیکس جهانی دیگر است. روند افشاگری ادامه خواهد یافت و درب های مخازن اسناد وزارت خارجه های کشورها باز خواهد شد. هرچند که برخی از کشورها از گذشته این نیاز را شناخته اند و خود در انتشار اسناد خود با مدیریت، اهتمام ورزیده اند.