مناسبت ارزشمند گردهمایی امروز یادبود عالم بزرگواریست که بعنوان یکی از نزدیکترین یاران امام راحل در زمره پیشگامان انقلاب اسلامی است.
حضرت آیت الله شهید صدوقی چنانکه بروشنی از خلال مکاتبه حضرت آیت الله خامنهای با ایشان در گرما گرم روزهای انقلاب پیداست از ارکان موردتوجه مردم چه در شهر و دیار خود و چه در سراسر ایران زمین بوده اند. این اعتماد مدیون سابقه تاریخی روشنی است که عالمانی چون اودر سدههای اخیر در روند تلاش برای حفظ آیین حق وعدالت از خویش متجلی ساخته اند.
امروز مایلم از همین منظر یعنی پیشینه تاریخی که پشتوانه اعتماد مردم ودین باوران به روحانیت در ایفای مسؤولیت تاریخی خود است بپردازم. اگر چه در این مجمل به مواردی اشاره میکنم که قطعاً حاضران بزرگوار و سروران ارجمند به خوبی بر آن واقفند.
روحانیت شیعه از بدو شکل گیری نهادین خود با چالشهای فراوان روبرو شد ودر حیات اجتماعی خود با مدیریت چالشهای برآمده از شرایط روز ضمن حفظ قدرتمندانه کیان دین نسبت فعالی را با این تحولات برقرار کرد ودر طول تاریخ معاصر خود شاهد موفقیتها وروزهای سخت بود.
تجربه جنگهای ایران و روس و مشروطیت که با تلاش روحانیت به پیش رفت سرانجام مورد نظر را به همراه نیاورد و در پی آن جنبش اجتماعی مشروطیت با وجود شکل یافتن نظریه ارزشمند حکومت بر مبنای دین و آراء بزرگانی همچون علامه نایینی حکومتی را به روی کار آورد که در رأس آن پهلوی اول رعایت شرع و رعایت قانون را هرگز در سرلوحه کار خود قرار نداد. ولی درکنار این ناکامیها پیروزیهایی نیز در سیر تحولات اجتماعی بدست آمد. اقدام حاج میرزا مسیح در ماجرای قتل گریبایدوف جلوی بسیاری از فتنهها راگرفت وتوطئههای بسیار خنثی شد که شاید ابعادآن هنوز برای بسیاری ناشناخته است.
اخیراً در ملاقاتی که باوزیر فرهنگ آذربایجان داشتم معلوم شد که اسناد جدیدی در این باره منتشر شده وامیدوارم محققان بتوانند به عمق این توطئهها پی ببرند وصدماتی که قرار بوده به کشور ایران وارد شود تبیین گردد ودیگر فتوای مرحوم میرزای شیرازی است که صدور آن به عنوان یک اقدام نمادین قدم بزرگی در مقابله با اهداف شوم استعمار محسوب میشود که اسناد آن توسط جریان سیاسی حاکم پوشیده نگه داشته شده است.
در این مسیر پرفراز ونشیب است که بنیاد حوزه علمیه قم شکل میگیرد و برخلاف تصور رایج که آن را امری صرفاً آموزشی ومذهبی میداند، یک اراده روشن سیاسی و اجتماعی نیز خاستگاه آن بوده که ریشه در مواردی چون شخصیت مرحوم آیتالله شیخ عبدالکریم حائری یزدی وتفکر سیاسی ایشان دارد. که به نظر من مغفول مانده وعلت این غفلت هم نوع رفتار صبورانه ایشان است که با ویژگیهای استوار شخصیت دینی وی همخوانی دارد.
نمونه این ادعا را میتوان در صدور اعلامیهای از سوی ایشان دید که اخیراً از طریق مرکز اسناد ملی منتشر شد. در سال ۱۳۱۲ ایشان برعلیه سیاست مهاجرت یهودیان ایرانی برای شکل گیری اسرائیل اعلامیهای منتشر میکند که رضاشاه شخصاً مانع انتشار و چاپ آن در روزنامهها میشود. متأسفانه این قبیل اسناد تا کنون و شرح زندگانی حاج شیخ و یا تاریخ روحانیت مورد توجه قرار نگرفته است.
از این رو ریشه اصلی تصمیم بر تأسیس حوزه علمیه را میتوان در محدودیتهای ارتباط روحانیت مستقر در حوزه علمیه نجف با مسائل ایران دانست زیرا جمع روحانیون حاضر در نجف برای اطلاع از مسائل کشور از پیکها و افرادی که در تبادل اطلاعات فعال بودنداستفاده میکردند ولی بدلیل بعد فاصله و عدم دقت و سرعت در انتقال مطالب امکان تصمیم گیریهای فوری و انتقال بموقع تصمیمها میسر نمی شد، در نتیجه روحانیت به این نتیجه رسید که باید برای از بین بردن شکاف ارتباطی موجود چارهای اندیشید. امید میرود اقدامات هیأتی که از سوی رئیس جمهور محترم جناب آقای خاتمی اخیراً مسؤول رسیدگی و تدوین اسناد موجوددراین زمینه شدهاند امکان اطلاع بیشتر مردم را فراهم سازد.
بدین ترتیب بروشنی میتوان علت تأسیس این نهاد دینی را در تحلیل روحانیت از شرایط روز ملاحظه کردونگاهی را که ماندن شیخ را فقط براساس استخاره ایشان میداند ناکافی دانست. در اینجا اخبار مربوط به برآورد شهریه طلاب تا سقف ۴۰۰۰ تومان و تلاش برای تأمین آن نشانگر برنامه ریزی برای ضرورتی بزرگتر است. همین روند درمورد مرحوم آیت الله بروجردی صادق است.
اعلامیههای ایشان در مورد فلسطین، کشمیر و پاکستان چندان مورد توجه نویسندگان زندگینامهها قرار نگرفته است و اصولاً نگاه ایشان به مسائل جهانی بسیار وسیعتر وگستردهتر بوده است. ایشان تأسیس مؤسسات فرهنگی در خارج از کشور را در سرلوح کار خود قرار دادندو آقای شیخ محمدمحققی که سالها ساکن یزد بود را به آلمان اعزام کردند و سپس مرحوم شهید بهشتی را به هامبورگ و شیخ مرتضی حائری یزدی را به کانادا فرستادهاند که هر دو محوریت مسلمانان در اروپا و آمریکا را به دست آوردهاند و حضور آقای شیخ محمدتقی قمی در قاهره به عنوان نماینده ثابت ایشان محوری برای تقریب بین مذاهب شد.
مرحوم صدوقی خودشان درباره مرحوم آیتالله بروجردی نقل میکنند که اشخاصی به نمایندگی از روحانیت با ایشان ملاقات کردند. بنده هم به اتفاق داماد آقای صدر به بیمارستان رفتیم و بعد به همراه مرحوم آیت الله بروجردی به قم آمدیم، عمده سعی و کوشش برای آمدن آقای بروجردی به قم از ناحیه حضرت آیتالله خمینی بود و ایشان خیلی اصرار داشتند که این کار انجام شود.
این روند یعنی پاسخگویی به مسائل روز وتلاش برای اطلاع از جریانات فرهنگی و اجتماعی و موضعگیری مناسب در برابر تحولات داخلی و بین المللی همواره در نهاد روحانیت حفظ شده است و این ویژگی تنها به بزرگانی مانند مرحوم علامه طباطبایی که گروهی را برای پاسخگویی به جریانات فکری تشکیل داده بودند منحصر نیست بلکه بزرگانی مانند آیتالله شیخ محمدتقی آملی و مرحوم آقا میرزا احمد آشتیانی در تهران نیز ضمن پرداختن به دروس در سطوح بالای حوزوی متوجه معارف جدید نیز بودند تا بتوانند به مسائل مربوطه پاسخگو باشند واین امر را در کنار کار علمی خود ضروری تشخیص میدادند.
خود من خاطرم هست مرحوم آقا سیدابوالحسن رفیعی قزوینی با آن مرتبت بالای علمی حکمی درسها و مباحثی را برای عموم جوانان تشکیل میداد و به مسائل روز آنان پاسخ میگفت. اینگونه مباحث منشأ توجه به علوم جدید ویافتن نسبت بین دین و سایر حوزههای علوم شد ونسل علمایی چون مرحوم محمدتقی شریعتی ـ آیت الله طالقانی ـ علامه جعفری - شهید بهشتی ـ شهیدمطهری ـ مرحوم فلاطوری ومرحوم فلسفی و بسیاری دیگر ادامه دهنده این روند هستند.
نمونه دیگری از مسائل مبتلا به را میتوان در ردیه نویسیهایی ملاحظه کرد که برای پاسخ به مکاتب دیگر انجام میشد وتألیفاتی که مرحوم داعی الاسلام از مباحث بین علمای مسیحیت و علمای اسلام دارند، در همین زمینه است. لذا ملاحظه میشود که جریان گفت وگو بین ادیان که به نظر جریان جدیدی است در دوران قبل هم در میان علما رایج بوده است و حتی قبل از مرحوم آقا نجفی، مرحوم ملا احمد نراقی را میبینیم که برای گفت وگو باعلمای یهوداقدام به آموختن زبان عبری میکند تا بتواند به شبهات وارده پاسخ دهد.
از دیگر ابعاد حضوراجتماعی روحانیت، خدمات اجتماعی و عام المنفعه است که منجر به تشکیل شبکههای فعالیت خیریه میشود. بعنوان مثال روحانیت در بخش آموزش و ضرورت برآمده از تعالیم جدید برای مواجهه با دیدگاههای الحادی وبرای حفظ جوهر دین، نظام آموزشی منطبق بر دین را عرضه میکند.
مانند شبکه مدارس جامعه تعلیمات اسلامی و یا نمونههای انفرادی آن مانندمدارس رفاه، مفید، صائب علوی در تهران و یا مدارس مرحوم عابدزاده در مشهد که بعد تبدیل به شبکههای آموزشی گستردهای شدند و به تربیت فارغ التحصیلانی منجر شد که در فضای فرهنگی آن دوران نقش مؤثری ایفا کردند.
مرحوم مطهری در مقاله مزایا وخدمات مرحوم آیت الله بروجردی مینویسند: یکی از مزایای برجسته معظم له که نماینده طرز تفکر روشن وی بود علاقه مندی وی به تأسیس دبستانها و دبیرستانهای جدید بود. تا آنجا که من اطلاع دارم مبالغ زیادی از وجوه و سهم امام را اجازه داد که صرف تأسیس بعضی از دبستانها ودبیرستان هاشود.
در بخش خدمات اجتماعی نیز تلاشهای روحانیت به نهادهای اجتماعی منجر شد که از نمونههای آن همین بیمارستان سیدالشهداء یزد به همت آیت الله شهید صدوقی است و یا صندوقهای قرض الحسنهای که دارای سوابق طولانی میباشند.
در بخش فرهنگ نیز گروه ناشران کتابهای مذهبی ویا تشکلهایی نظیر تشکلهای اسلامی معلمان و کتابخانهها محصول حمایتها وتلاشهای اجتماعی روحانیت است که با جواز استفاده از وجوه شرعیه شکل گرفتهاند واین نهادها با جوهره دینی به مرور تبدیل به صنف و سپس نهادی برای حفظ اخلاق دینی در جامعه و در میان همکاران خود شدند.
بعنوان مثال در دوران فعال شدن جریانهای کارگری روحانیون با جذب این جریانات موجب فعال شدن آنان با محوریت دین گردیدند ودر این شرایط هرگز شاهد دور کردن و یا دفع این جریانات از سوی روحانیت نیستیم. هیأتهای کارگری در صنوف مختلف محصول این قبیل تلاشها هستند مانند هیأت کارگران کفاش، خیاط و... که هنوز هم فعال هستند.
این اقدامات و سپس نهادهای جدیدتر مانند انجمنهای اسلامی در میان تحصیل کردگان موجب شد تا نهاد دین وروحیه دینی در فرهنگ ایران پایدار بماند واگر همزمان تحولات اجتماعی جامعه ترکیه را بسوی یک حکومت سکولار برد پهلوی اول را در تشکیل یک حکومت مشابه در ایران ناکام نمود. جالب آنکه همواره توجهات به مسائل سیاسی واجتماعی درمیان روحانیت شیعه باحفظ زهد و تقوی پیش رفته است.
این قابلیت، قدرت زیادی را برای روحانیت به همراه داشته که ضمن ایجاد محبوبیت در افکار عمومی، نوعی ارتباط فعال بین نهاد دین واوضاع و مسائل اجتماعی را فراهم میکرده و در شرایط دشوار چارهای برای بحرانها و وسیلهای برای بسیج مردم در مقابل زورگویی واستبداد رابوجود میآورد. این قابلیت که در ارتباط بین روحانیت و جامعه ایران نهفته است در شرایط متعددی به کمک جامعه شتافته است.
چنانچه این مرور اجمالی نشان داد
۱ـ بنیانهای قدرت در میان روحانیت در ارتباط وثیق بامردم و تلاش در پاسخگویی به نیازهای روز در عین صیانت از کیان دین نهفته است. چنین ویژگی روحانیت ما را از اساس با نمونههایی از روحانیت که در ادیان دیگر نظیر آنچه که درمیان روحانیت مسیحی مشهور است متمایز میسازد.
۲ـ ویژگیهای روحانیت در دوران نتیجه نقش تاریخی است که بویژه در دوران گسست تاریخ ایران نظیر سدههای پس از فروپاشی دولت صفوی به عنوان عامل ایجاد وحدت و یگانگی و وفاق میان اقوام و طوایف و گروههای مختلف اجتماعی وحتی پیروان ادیان دیگر نظیر زرتشتیان ایفا کرده است.
از این منظر نقش ملی روحانیت در کنار نقش دینی به مثابه عاملی برای تداوم سنتها ونشانههای هویتی و نهادهای فرهنگی ومدنی در قالبهای نوین بوده است.
۳ـ ضروریست مطالعات وپژوهشهای تازهای درباره نقش فرهنگی و سیاسی روحانیت از ابعاد تاریخی و نظری سازمان داده شود تا بسیاری از ابعاد ناپیدای سیرتحول تاریخی نهاد روحانیت برهمگان آشکار گردد.
بی گمان این مطالعه تاریخی آشکار خواهد ساخت که روحانیت ما بگونه گستردهای پذیرای آرای گوناگون وبرخوردار از ظرفیت گفت وگوی فکری ونظری در درون خویش و با صاحبان آراء دیگر بوده است. در همین جا باید یادآوری کرد ضرورت بازشناسی شخصیتهای برجسته و ماندگار تاریخ معاصر روحانیت در یزد بویژه شخصیتهایی چون مرحوم آیت الله سید محمدکاظم یزدی صاحب کتاب گرانسنگ عروة الوثقی و صاحب فتوای مشهور در حمایت از مبارزان مسلمان در لیبی و چهرهای نزدیکتر همچون آیتالله سیدروحالله خاتمی که حق بزرگی بر گردن دینداران این مرز و بوم دارند.
هم چنین باید یاد کنم از ستون استوار فقه وکلام متعالی تشیع شیخ صدوق بزرگ که امروز به گرامیداشت ثمره شجره مبارکه خاندان او گرد آمده ایم و توفیق فرزند برومند آن بزرگوار را که اکنون به احیاء آثار ارزشمند شیخ صدوق نیز همت گماردهاند از خداوند بزرگ آرزومندم.