مسعود رفیعیطالقانی
ویژهنامه نوروزی روزنامه خراسان – روزنامهای که اصولگراست و البته منتقد دولت – امسال شاید در نوع خودش سنگتمام بود. ویژه نامهای 230 صفحهای در قطعی بزرگ و با کاریکاتوری از اسفندیار رحیم مشایی روی جلدش و این تیتر که مربوط به تصویر روی جلد بود: «اسفندیار دولت». ویژهنامه نوروز 90 خراسان امسال پر از گفتوگو با چهرههای مختلف سیاسی بود و این گفتوگوها به دو بخش تقسیم شده بودند. بخشی از آنها مربوط به شخصیت سیاسی و گمانهزنیها درباره آینده اسفندیار رحیم مشایی و بخش دیگر در چارچوب گفتوگوهایی که در پروندهای تحت عنوان چند صدایی منتشر شدند. از گفتوگو با محسنی اژهای وزیر سابق اطلاعات گرفته تا گفتوگو با محمدرضا خباز که خود را اصلاحطلب میداند. خلاصه آنکه خراسان امسال میخواست همه ایران و همه آنچه در آن میگذرد را پوشش دهد البته با مشی سیاسی خودش:
بررسی ادبیات و رفتار رسانهای اسفندیار دولت
برخی جملههایی که در بخش نخست این ویژهنامه درباره اسفندیار رحیم مشایی به چشم میخورد، عبارت است از؛ به راستی اسفندیار رحیم مشایی کجا را نشانه رفته است؟ رمز این ادبیات و مواضع جنجالیترین چهره دولت چیست؟ اگر از منظر هزینه و فایده به اظهارات و مواضع مشایی بنگریم چه منفعتی در این اظهارات نهفته است که گاه احمدینژاد حاضر میشود به قیمت نارضایتی خیل عظیمی از طرفداران خود همچنان از مشایی و مواضعاش دفاع کند و گاه به صراحت اعلام کند که؛ «مواضع مشایی عین مواضع دولت است»
روزنامه خراسان پس از نگاهی به زندگی مشایی 51 ساله و نیز اشاره به تمام رفتارهای جنجالبرانگیز او در پنج سال گذشته و نیز بررسی همه گزینههای احتمالی تحلیل درباره آنچه مشایی انجام میدهد به این نکته اشاره میکند که اکثر ناظران سیاسی متفقالقول بر آن تاکید دارند.
ضربه نهایی مشایی
عدهای معتقدند ادبیات و حرکات مشایی به طرز کاملا هوشمندانهای یک هدف مشخص یعنی انتخابات ریاستجمهوری آینده و جلب آرای طیفهای خاص را نشانه رفته است. در راه رسیدن به این هدف مشایی به ابزاری نیاز دارد که برخی از آنها چون حمایت احمدینژاد در انتخابات ریاستجمهوری آینده را داراست و برخی چون کسب آرایی خاص علاوه بر آرایی که میتواند با وجود احمدینژاد کسب کند را باید به وسیله ارایه پیامهای متفاوت و ابراز نظراتی جالب توجه جلب کند که در این راه بهترین وسیله رسانه است. مشایی برای رسیدن به این هدف حضور مستمر در رسانهها و به تبع در اذهان عمومی را با بیان نظراتی عجیب و جدید در پیش گرفته است. سخنان او به حدی از سوی رسانههای موافق و مخالف مورد توجه قرار گرفته که رسانهها و مخاطبان آن هر گاه او پشت تریبون میرود منتظر شنیدن عبارات و کلماتی هستند که حداقل در ظاهر تفاوتهای بسیاری با گفتمان سیاسی، فرهنگی و... رایج دارد؛ گفتمانی که در ظاهر از کلیشههای مرسوم فراتر میرود و از او چهرهای جدا از مابقی هم کیشان خود یا به عبارت بهتر اصولگرایان به تصویر میکشد. در این حالت او توانسته یک فایل در ذهن مخاطبان به نام خود ثبت کند و با توجه به اینکه براساس علم ارتباطات، رسانهها اظهارات و حرکات هر چهره سیاسی، فرهنگی، ورزشی یا جنجالی را دارای ارزش خبری میدانند به انعکاس این اخبار چه در نقد یا مدح یا صرف انتقال آن پیام میپردازند. منبع صادرکننده پیام در این حالت برای جلوگیری از به وجود آمدن حالت اشباع و وازدگی سعی در تنوع بخشیدن به پیامهای خود میکند، تنوعی که به خصوص در اظهارات مشایی به خوبی مشهود است. عمدتا پس از سخنرانیهای مشایی موجی از اظهارنظرهای موافق و مخالف به راه میافتد و با توجه به اینکه اکثر اظهارات وی که حاوی عباراتی پیچیده، مبهم و نیازمند تفسیر و تاویل میباشد مخاطب را در فضایی از بلاتکلیفی قرار میدهد فضایی که باعث میشود هر فرد با توجه به علایق و گرایشهای خود بخشی از پیام صادر شده از سوی منبع را گزینش و پذیرش کند یا اینکه مخاطب را در فضایی از تعلیق قرار میدهد. در این حالت هر اظهارنظر له یا علیه منبع صادرکننده پیام بازی در زمین و پازل او است. چرا که او نیاز به حضور در ذهن مخاطب دارد تا در زمان مناسب اثر نهایی را بگذارد.
آرزوهای بزرگ برای دولت
روزنامه خراسان از سوی دیگر مهمترین تیتر ویژهنامه خود را به مطلبی اقتصادی و البته حمایتی از سیاستهای اقتصادی دولت اختصاص داده و جمله «جسارت اقتصادی دولت دهم» را بر پیشانی ویژهنامه خود نشانده است.
این روزنامه نوشته است: حساسترین فرمان اقتصادی کشور شامگاه ۲۷ آذر در فضایی توسط احمدینژاد صادر شد که نگاه نگران و همراه با تردید عموم مردم و نخبگان از ابتدای طرح زمزمه هدفمندشدن یارانهها تا زمان اجرای رسمی این طرح سایه سنگینی بر سر مسوولان و دستاندرکاران اقتصاد کشور انداخته بود. بسیاری دغدغه تبعات تورمی این طرح را داشتند چرا که پس زمینه ذهنی اقتصاد کشور تبعات تورمی افزایش ۲۰ درصدی قیمت بنزین در سالهای گذشته دیده میشد. گزارشها و آمارهای بسیاری از مراکز حتی برخی مراکز نزدیک به دولت نشان میداد نباید نسبت به بروز تورم گسترده به ویژه تورم انتظاری پس از آغاز اجرای هدفمند کردن یارانهها بی تفاوت بود ولی با آغاز اجرای هدفمندی یارانهها و حتی پس از گذشت نزدیک به سه ماه از آغاز اجرای این قانون، حتی گزارشهای غیررسمی هم از تبعات تورمی قابل ملاحظهای در جامعه خبر نمیدهند. خراسان در ادامه این مطلب آورده است: « به معنای واقعی کلمه بین مسوولان و نخبگان و تا حد زیادی عموم مردم که پیش از این از هدفمندی غولی بی شاخ و دم در ذهن داشتند، یک اجماع همه جانبه به وجود آمد. آغاز اصلاح قیمتها با تقدیر مجلس از دولت به امضای اکثر نمایندگان و حمایت فعالان بخش خصوصی و اقتصاددانان همراه شد و این شد که با گذشت حدود سه ماه هدفمندی یارانهها نه به مثابه جراحی خونین اقتصاد بلکه به مثابه داروی شفابخش که البته بدون عوارض مقطعی نخواهد بود، رخ نموده است. امید که ادامه مسیر نیز با کمترین تبعات منفی و بیشترین نتایج مثبت همراه باشد.»
چند صدایی؟!
یکی دیگر از مهمترین بخشهای ویژهنامه نوروزی روزنامه خراسان گفتوگوهای ویژه این روزنامه تحت پروندهای با عنوان چند صدایی است اما چندان به نظر نمیرسد این عنوان برای آن گفتوگوها مناسب باشد زیرا خیلی هم نزدیک به چند صدایی نیست.
ناگفتههای اژهای از ارزیابیهای وزارت اطلاعات درباره انتخابات 22 خرداد 88
مهمترین این گفتوگوها، مصاحبه با وزیر سابق اطلاعات و سخنگوی فعلی قوه قضاییه یعنی حجت الاسلام محسنی اژهای است. در این گفتوگو محسنی اژهای تمام قد از عملکرد خود و وزارت اطلاعات در دوران تصدی این وزارتخانه دفاع میکند و در این دفاع خود جزییاتی را بیان میکند که تاکنون جایی مطرح نشده است. او این گفته را که وزارت اطلاعات حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ را پیشبینی نکرده بود نمیپذیرد و میگوید: «آن زمان وزارت اطلاعات بروز چنین اتفاقاتی را بعد از انتخابات پیشبینی میکرد اما نه به این عمق و سطح»، «اولین بار به احتمال قوی سال ۸۶ البته شاید هم سال ۸۷ بود گزارشهایی را به مسوولان ذیربط دادیم، مطرح کردیم دشمن در کشور ما دنبال انقلاب مخملی و انقلاب رنگین است. اما بعضی از مسوولان نظام من را مسخره کردند که این چه حرفی است که میزنید! تنها کسی که به گزارشهای وزارت اطلاعات اعتنا کرد و ما را تشویق کرد و دستور پیگیری داد مقام معظم رهبری بود.» محسنی اژهای در این مصاحبه ناگفتههای بسیار دیگری را نیز بیان کرده است. «از نیمه دوم سال ۸۷ بود که استارت مربوط به مطرح کردن ماجرای تقلب در انتخابات زده شد این بار چون کلمه تقلب به کار رفته بود برخلاف دورههای قبل که وزارت اطلاعات چند ماه مانده به انتخابات ستاد انتخابات خود را تشکیل میداد چهار ماه مانده به پایان سال ۸۷ ستاد انتخابات را تشکیل دادیم». به عنوان نمونه بعید میدانم یکی از کسانی که الان نامش جزو سران فتنه قرار گرفته با توجه به شناختی که از او دارم و نشست و برخاستی که برای مدت طولانی با او داشتم از اول این برنامه که امروز دنبال میکند را در ذهن داشته است.