گروهسیاسی: آیتالله محمد یزدی از ارایه گزارشی از سوی کمیسیون تحقیق خبرگان در مورد اختلافات هاشمیرفسنجانی و احمدینژاد به مقام معظم رهبری خبر داد. رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم این موضوع را در خلال مصاحبهای که با نشریه «شما»، ارگان حزب موتلفه داشته، مطرح کرد. اگرچه آیتالله یزدی در این مصاحبه به بیان دیدگاههای خود و تشکل متبوعش درباره آخرین تحولات سیاسی کشور و نیز راهکارهایی جهت وحدت اصولگرایان برای انتخابات مجلس نهم پرداخته اما در بخش دیگری به موضوع اختلاف بین هاشمی و احمدینژاد اشاره و منشاء آن را نیز مناظرههای انتخاباتی ریاست جمهوری دهم دانسته است. وی با بیان اینکه «برای همه روشن است که آقای هاشمی، آقای احمدینژاد را قبول ندارد و ایشان در مقامی که هست آقای احمدینژاد را قبول ندارد»، تاکید کرده: «منشاء این اختلافات بحث مناظره است که احمدینژاد در زمان انتخابات داشتند و یکسری مسایل را راجع به آقای هاشمی گفتند. بعد هم ایشان (آیتالله هاشمی) توقع داشتند که دفاع کنند. هر وقت هم صحبت شد آقای احمدینژاد گفتند من واقعیتها را گفتم، نمیخواستم بگویم ولی گفتم.»
آیتالله یزدی در عین حال با تاکید بر اینکه «این اختلاف پیش آمده ولی ما به قدری که میتوانستیم در جهت حل اختلاف تلاش کردیم»، افزوده است: «این موضوع را برای اولین بار میگویم. به عنوان کمیسیون تحقیق خبرگان جدا جدا پیش آقای هاشمی و آقای احمدینژاد رفتیم تا موضوع اختلاف این دو بزرگوار را تا حد امکان کم کنیم ولی به نتیجه درستی نرسیدیم به خاطر اینکه استدلالها، غالبا استدلالهای محکمی از دو طرف بودند.» بدین ترتیب آیتالله یزدی با بیان چنین سخنانی به طور رسمی مهر تاییدی بر وجود اختلاف بین آیتالله هاشمیرفسنجانی و محمود احمدینژاد زد؛ اختلافاتی که اگرچه در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 نمود عینی پیدا کرد اما چهار سال بعد از آن یعنی در انتخابات ریاست جمهوری دهم به اوج خود رسید.
اگرچه آیتالله هاشمیرفسنجانی در این انتخابات رقیب احمدینژاد نبود اما در جریان مناظرههای انتخاباتی که مستقیما از تلویزیون پخش میشد، پای او هم به میان آمد و هاشمی در نامهای از ضرغامی خواست که فرصتی فراهم کند تا او از خود دفاع کند؛ خواستهای که بدون دریافت پاسخ مثبتی از سوی ضرغامی به بایگانی سپرده شد. پس از آن بود که نامه تظلمخواهی فرزندان آیتالله هاشمی نیز به قوه قضاییه ارسال شد تا بتوانند از طریق قوه قضاییه پیگیر مسایل مطرح شده علیه خود باشند. اما این تنها اختلاف موجود نبود چه اینکه مناقشه دانشگاه آزاد موضوع دیگری بود که اختلافات این دو را مجددا رسانهای کرد.
این اختلافات از آنجا نشات گرفت که هیات امنای دانشگاه آزاد به ریاست هاشمی شهریورماه سال 88 اعلام کرد کلیه اموال منقول و غیرمنقول این دانشگاه را وقف کرده است. اندکی پس از آن شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست محمود احمدینژاد اساسنامه جدیدی را برای دانشگاه آزاد تدوین کرد و تعدادی از اعضای هیات موسس را از این شورا کنار گذاشت. این چالشها ادامه پیدا کرد تا اینکه با دستور رهبر معظم انقلاب در دو حکم جداگانه به هاشمیرفسنجانی به عنوان رییس هیات امنای دانشگاه آزاد و محمود احمدینژاد در راس شورای عالی انقلاب فرهنگی هم وقف دانشگاه آزاد و هم تصویب اساسنامه جدید متوقف شد. این اما پایان ماجرا نبود چه اینکه مصوبات مجمع تشخیص مصلحت که بر اساس قانون در موارد اختلافی میان دولت و مجلس ورود مییافت، نیز فرصتی برای انتقاد به هاشمی از سوی دولت شد. احمدینژاد که خود عضویت مجمع را داشت اما آخرین باری که محمود احمدینژاد رییسجمهور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام شرکت کرد، به اوایل سال 1388 برمیگشت.
پس از آن به ویژه پس از انتخابات ریاستجمهوری دوره دهم، محمود احمدینژاد که به لحاظ جایگاه ریاستجمهوری یکی از اعضای حقوقی و ثابت مجمع تشخیص مصلحت نظام است، در تمام جلسات این مجمع غایب بود. چند ماه که از غیبت احمدینژاد در جلسات مجمع گذشت، یکی از سایتهای حامی دولت از درخواست هاشمیرفسنجانی از احمدینژاد برای شرکت در جلسات مجمع تشخیص به دلیل حساسیت جلسات و برای رعایت مصالح عمومی خبر داد و نوشت که رییسجمهور نیز در پاسخ به این دعوت از برنامهریزی خود برای شرکت مستمر در جلسات این مجمع از آینده نزدیک خبر داده است. اما دهم آذر 88 محمود احمدینژاد در یک گفتوگوی تلویزیونی درباره دلایل غیبت خود در جلسات مجمع گفت: «نرفتن به مجمع تشخیص دلایل خاص خودش را دارد.»
غیبت رییسجمهور در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی ادامه دارد که به اعتقاد کارشناسان حضور احمدینژاد در این جلسات به منظور دفاع از موضع دولت و جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی ضروری است.
این اما پایان ماجرا نبود؛ ریاست هاشمی بر مجلس خبرگان هم چالش دیگری بود که آیتالله هاشمی با آن دست و پنجه نرم میکرد. وی بارها و بارها از سوی حامیان دولت مورد انتقاد قرار گرفت و برگزاری نشست زمستانه مجلس خبرگان رهبری و انتخابات هیات رییسه این مجلس، این فرصت را فراهم کرد. با وجود تکرار این فضاسازیها برای ایجاد رقابت میان وی و آیتالله مهدویکنی که در مصاحبهها و بیانیهها و مواردی از این دست در یک هفته منتهی به انتخابات هیات رییسه مجلس خبرگان، مطرح شد؛ آیتالله هاشمی در احترام به یار دیرینش که در جامعه روحانیت مبارز نیز به دبیرکلی وی رای داده بود، از حضور در این انتخابات انصراف داد تا آیتالله مهدویکنی تنها کاندیدای این رقابت بوده و به ریاست مجلس خبرگان رهبری برسد. به هر حال اختلاف موجود اگرچه متعدد و در یک نوشتار نمیگنجد اما حالا به مرحلهای رسیده که کمیسیون تحقیق خبرگان در پی آن است که از حجم اختلافات بیشتر بین این دو بکاهد و البته باید دید نتیجه آن چه خواهد بود.
به هر تقدیر به گزارش شما، ارگان رسمی حزب موتلفه در مصاحبه با آیتالله یزدی سوالش را اینگونه مطرح کرده که شما به موضوع آقای هاشمی در ماجرای انتخابات هیات رییسه خبرگان در اواخر سال 89 و دیداری که با مقام معظم رهبری بعد از اجلاس داشتند، اشاره کردید. ایشان یک جمله خاصی را در مورد آقای هاشمی به کار بردند و میشود گفت به نوعی تقدیر از ایشان بود. خود حضرتعالی هم اشاره فرمودید که آقای هاشمی بارها اعلام کردند جایی که اختلاف نظری بین صحبت من و رهبری باشد، من کنار مینشینم. این یک طرف موضوع است و نگاهی که جامعه و نیروهای حزبالله و نیروهای ولایی به آقای هاشمی دارند به این عنوان که ایشان خودش را طرفدار ولیفقیه میداند، پشتسر ولیفقیه میبیند و ولیفقیه هم این جمله را در مورد ایشان و عقل و منطق سیاسی ایشان به کار بردهاند طرف دیگر موضوع است.
در نقطه مقابل ایشان آقای احمدینژاد است که ایشان را هم بخش زیادی از جامعه نیروی ولایی میدانند، پشت سر ولیفقیه میدانند، اما بعضی از اطرافیان ایشان یکسری کارهایی را انجام میدهند که برای همه روشن است که مطابق میل ولیفقیه نیست و یک موضوعش نیز در سال 88 کاملا علنی و آشکار شد؛ موضوع آقای مشایی که همچنان هم ادامه دارد. آیتالله یزدی نیز در پاسخ به این سوال به بیان مثالی در مورد هاشمی پرداخته و با بیان اینکه آقای هاشمی که خودش را پیرو ولیفقیه میداند و مقام معظم رهبری هم به عقل و منطق سیاسی ایشان اشاره میکنند، اظهار داشت: اخیرا پیام تسلیتی که برای فوت پدر آقای میرحسین موسوی داد شاید خیلی با فضای سیاسی جامعه ما متناسب نباشد.
کاملا نامناسب بود یعنی ضربه جدیدی خودشان به حیثیت خودشان زدند. سوالکننده در ادامه با بیان اینکه «از یک طرف آقای هاشمی با این تفسیر رهبری و این پیام خودشان، از آن طرف آقای احمدینژاد و نگاه جامعه به ایشان و اطرافیانشان» این سوال را مطرح کرده که تکلیف امت حزبالله در این خصوص چیست که آیتالله یزدی در پاسخ اظهار داشت: من از بالاتر عرض کنم. اصولا دید رهبری نسبت به شخصیتهای کشوری این است که تا آنجایی که امکان دارد باید او را حفظ کنند، نگه دارند، حمایت کنند، در راه نگاهش دارند و بدون جهت از بین نرود. ولی اگر شخص خودش نخواست و خودش، خودش را تضعیف کرد، دیگر خود کرده را تدبیر نیست. این یک قاعده کلی است.
مقام معظم رهبری به نظر من نسبت به شخصیت آقای هاشمی بسیار هزینه کردند، با اینکه خودش را همولایتی میداند ولی آن ولایتی که ما معنا میکنیم، در ایشان نمیبینیم. من چون با خود ایشان بارها صحبت کردم دارم اینجا عرض میکنم. به هر حال ایشان برای خودش شخصیتی قایل هست، استقلال در فکر و نظر و عقیده دارد، منتها به ما معمولا اینطور تعبیر میکنند که اگر جایی رهبری صریحا چیزی را بگویند و خلاف نظر من باشد من سکوت میکنم و مقابله نمیکنم. حالا در عمل چه کار کردند، خب اینجا مردم میتوانند قضاوت کنند. اینکه مقام معظم رهبری بگویند توقع از آقای هاشمی همین بود که در چنین شرایطی بگوید من کاندیدا نیستم تا اختلافاتی نباشد این تایید و حمایتی است. ولی یکسری کارها ضربههایی است که خود ایشان به خودشان وارد میکنند. البته من تندروی را درست نمیدانم. تندروی نباید کرد یعنی چیزی که نیست، نباید نسبت داد.
وی افزوده: از طرفی برای همه روشن است که آقای هاشمی، آقای احمدینژاد را قبول ندارد و ایشان در مقامی که هست آقای احمدینژاد را قبول ندارد. منشاء آن هم همان بحث مناظره است که آقای احمدینژاد در زمان انتخابات داشتند و یکسری مسایل را راجع به آقای هاشمی گفتند. بعد هم ایشان توقع داشتند دفاع کنند. هر وقت هم صحبت شد آقای احمدینژاد گفتند من واقعیتها را گفتم، نمیخواستم بگویم ولی گفتم و نتیجتا این اختلاف پیش آمده ولی ما به قدری که میتوانستیم در جهت حل اختلاف تلاش کردیم. این موضوع را برای اولینبار میگویم. به عنوان کمیسیون تحقیق خبرگان جدا جدا پیش آقای هاشمی و آقای احمدینژاد رفتیم تا موضوع اختلاف این دو بزرگوار را تا حد امکان کم کنیم ولی به نتیجه درستی نرسیدیم به خاطر اینکه استدلالها، غالبا استدلالهای محکمی از دو طرف بودند. به گفته یزدی، اما مساله درون نهاد ریاست جمهوری را براساس اینکه نظر شریف آقا این است که مسایل فرعی را اصلی نکنیم، ما آن مساله فرعی را نمیخواهیم دنبال کنیم. البته به جایش پیگیری و با شخص رییسجمهور چند بار مطرح کردیم، با دیگرانی که باید در جاهایی که مطرح کنیم مطرح کردیم و انشاءالله امیدوار هستیم در آینده هم به شکل خوبی پیش برود.
باز هم خبرنگار این سوال را مطرح کرده که ما هدفمان این نیست که این موضوع را بخواهیم دنبال کنیم یا یک موضوع فرعی را بخواهیم اصلی کنیم. تکلیف امت حزبالله چیست که آیتالله یزدی نیز در پاسخ اظهار داشت: خوشبختانه امت حزبالله راحت میتواند تشخیص بدهد که از چه کسی باید حمایت کند و از چه کسی نباید حمایت کند. تکلیف مشخص است؛ مسلما اسلام بر ایران تقدم دارد. مردم کشور ما به جمهوری اسلامی ایران رای دادند و آن همه تاکیدهایی که رهبری و موسس نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی شخص امام رضوانالله تعالی علیه در تاسیس جمهوری اسلامی داشتند و روی اسلام تکیه کردند، بعد یک کسی بیاید بگوید فرهنگ ایرانی چنین است و فرهنگ ایرانی را بر اسلام مقدم بدانیم و در نظام جمهوری اسلامی از ایرانیت دم بزند، ممکن است چند نفر قبول کنند ولی ملت به معنای عامه مردم ما معلوم است که قبول نمیکنند بلکه مخالفت هم میکنند. بعضی جشنها، بعضی اقدامات، بعضی حرکتها، از نظر ما مردود است و گاهی عمل هم میشود و واقعا حلم و حوصله مردم ما است که برخوردهای قاطعتری ندارند، والا معلوم است که مردود است. تکلیف حزبالله هم معلوم است که با الله باید باشد و با ولایت الله حرکت کند و باید وظایف خداییاش را انجام بدهد. خوشبختانه حزبالله غیر از خدا هیچکس را موثر نمیداند.