تعریفی برای سرکوب مردم توسط نیروهای پیمان سپر شبهجزیره وجود ندارد
* یالثارات: آقای زارعی! جایگاه حقوقی آنچه نیروهای موسوم به سپر شبهجزیره در بحرین انجام میدهند چیست؟ آیا در قالب حق دفاع از امنیت دستهجمعی قابل تعریف است؟
** آنچه امروز نیروهای نظام آل سعود و حکومت امارات و همچنین نیروهای مسلح بحرین در خاک این کشور در قبال مردم انجام میدهند، به هیچ وجه با هیچ یک از کنوانسیونهای بینالمللی منطبق نیست و خلاف حقوق رایج بینالملل است.
در متون هیچ یک از کنوانسیونهای بینالمللی تاکنون حق استفاده یک دولت از نیروی نظامی خارجی برای سرکوب ملتش به ثبت نرسیده است. از دیگر سو، استدلال مقامات بحرینی مبنی بر حق استفاده آنان از نیروهای سپر شبهجزیره در چارچوب یک پیمانی امنیتی به همین نام نیز مردود است؛ چرا که حق استفاده از نیروهای هم پیمان در قالبهایی مشابه سپر دفاع شبهجزیره برای مقابله با هجوم نیروهای خارجی و تجاوز خارجی تعریف شده است نه سرکوب مردم بیدفاع در داخل خاک یک کشور که اتباع همان کشور محسوب میشود.
براساس همین تعریف که از یک پیمان نظامی مثل سپر دفاع شبهجزیره وجود دارد با یک مرور تاریخی به این واقعیت میرسیم که نیروهای سپر دفاع شبهجزیره در قبال دفاع از خاک یکی از ۶ کشور همپیمان خود یعنی کویت، در قبال تجاوز نیروهای عراقی هیچ عکسالعملی نشان ندادند.
در نتیجه باید گفت نه در پیمان سپر شبهجزیره مفادی برای سرکوب ملتهای تابعه در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تنظیم شده و نه اینکه اساسا از نظر حقوق بینالملل شورای همکاری خلیج فارس اجازه تصویب چنین مفادی در قالب یک پیمان امنیتی را دارد.
مجامع حقوق بینالملل تنها به محکومیتهای فاقد ضمانت اجرایی بسنده کردهاند
* یالثارات: با این تفسیر شورای امنیت براساس وظیفه تعریف شده برای این نهاد موظف به دخالت در مسایل و رخدادهای داخلی بحرین است. چطور شاهد چنین انجام وظیفهای نیستیم؟
** البته در بین مراکز بینالملل، دیدهبانان حقوق بشر که در رده سازمانهای بینالمللی غیردولتی مطرح هستند، سرکوبهای اخیر در بحرین توسط نیروهای نظامی را محکوم کردهاند؛ اما نکته اینجاست که محکومیت این سازمانهای غیردولتی به هیچوجه ضمانت اجرایی ندارد. لذا در جامعه رسمی بینالملل و بخصوص شورای امنیت تاکنون شاهد هیچ موضعگیری در راستای وظایف این نهادها نبودهایم.
قیام بحرین مسلحانه خواهد شد
* یالثارات: حکومت آلخلیفه، وقتی خشونت لجام گسیخته قذافی در لیبی را مشاهده کرد برای سرکوب قیام مردم خود از همان الگو استفاده کرد. این در حالی بود که اساس قیام مردم لیبی از ابتدا مسلحانه بود؛ اما بحرینیها در یک اعتراض آرام تنها به راهپیمایی اکتفا میکردند. به نظر شما مردم بحرین نیز برای پیشبرد اهداف خود نباید از الگوی مردم لیبی استفاده کنند؟ حال آنکه یک تجربه موفق هم در مقابل مردم بحرین قرار دارد چنانکه مدتی قبل حکومت علی عبدالله صالح به رغم استفاده از ارتش سعودی و کماندوهای اردنی نتوانست قیام مسلحانه الحوثیها را سرکوب کند و در نهایت برای ششمین بار در تاریخ جنگهای مسلحانه با الحوثیها در یمن، به آتشبس و پذیرش خواستههای آنها تن داد؟!
** این حق برای مردمی که توسط سلاح گرم بیگانه در حال به خاک و خون کشیده شدن هستند، وجود دارد که متقابلا دست به اسلحه ببرند. این کاملا بدیهی و طبیعی است که بحرینیها در صدد تغییر الگوی مبارزه خود باشند. به عبارت دیگر باید گفت اقدام آل خلیفه به منظور استفاده از سیاست مشت آهنین و استفاده از نیروهای خارجی شرایطی را ایجاد کرده که به طور خودکار مردم را به سوی تهیه سلاح و تغییر الگوی قیام سوق میدهد.
امروز دستیابی به سلاح برای ملتها کار بسیار آسانی است.کما اینکه مردم غزه در حالی که در محاصره کامل رژیم صهیونیستی بودند و در ضمن رفح هم به شدت توسط حکومت مبارک در مصر کنترل میشد؛ موفق شدند سلاح مورد نیاز خود را تهیه کنند. شاهد این مساله اعتراف مقامات رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ مبنی بر افزایش انتقال سلاح به داخل نوار غزه است. این مساله امروز نگرانی شدید صهیونیستها را مبنی انباشت مقادیر زیادی سلاح در غزه ایجاد کرده است.
بنابراین تهیه سلاح برای مردم بحرین سختتر از مردم غزه که در محاصره کامل قرار داشتند نخواهد بود. لذا ادامه روند کنونی بسترساز شکلگیری سریع گروههای مسلح است که حیات آل خلیفه را با تهدید جدی روبهرو خواهد کرد.
با کاربرد سلاح در یک بازه زمانی کوتاه «سپر شبهجزیره» به زانو درمیآید
* یالثارات: پیشبینی شما از آینده بحرین چیست؟ به عقیده شما چه راهبردی آنان را به اهدافشان نزدیکتر میکند؟
** مردم بحرین چارهای جز تغییر تاکتیک ندارند، این تغییر تاکتیک باید با توجه به کنش طرف مقابل که یک اقدام سهمگین سرکوبگرانه است، اتخاذ شود تا قادر باشند پاسخگوی اقدامات آنان باشند. این تغییر تاکتیک به شکل اقدام مسلحانه خواهد بود که البته با یک فرسایش زمانی کوتاه همراه خواهد شد، اما میتواند آنان را به خواستههایشان نزدیک کند. این بازه زمانی به این دلیل کوتاه خواهد بود که نیروهای نظامی سپر شبهجزیره در صورت مواجه شدن با مقابله مسلحانه نخواهند توانست مدت زیادی مقاومت کنند. ضمن اینکه در دنیای امروز تجارب موفق به سرعت بین ملتها منتقل میشود که این شامل انتقال تجارب موفق دیگر ملتها - که درگیر مقاومت نظامی هستند - به بحرینیها خواهد بود. ضمن اینکه به دلیل فراگیر بودن قیام در بحرین تغییر تاکتیک مبارزه در این کشور نیز همگانی خواهد بود.
اسکان فلسطینیها در اردن صرفا اغراق درباره یک مقوله تاریخی است نه یک مسئله سیاسی روز
* یالثارات: آقای زارعی! اردن یکی از کشورهایی است که اخیرا چالشهایی را برای سیاست خارجی ایران ایجاد کرده و آقای احمدینژاد در کنفرانس خبری و در جمع مردم کرمانشاه گفت: صهیونیستها میخواهند با اختصاص دادن قطعه زمینی در آن سوی کرانه باختری رود اردن همه فلسطینیها را در آن منطقه اسکان دهند. به نظر شما این سخنان استدلال قابل قبولی میتواند باشد؟ اگر هم چنین طرحی در میان باشد ما قادریم اردن را از همپیمانان دیرینه خود یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی جدا کنیم؟
** این نکتهای که آقای احمدینژاد در باره طرح اسکان فلسطینی ها در اردن مطرح کردند؛ موضوع جدیدی نیست، در واقع این یک تئوری ۶۰ ساله است که بر پایه این واقعیت استوار است که یک ملت را نمیتوان از صفحه زمین محو کرد و راه چاره آن هم ایجاد یک کشور مصنوعی برای استقرار آنان خواهد بود. در این راستا هرگاه این طرح دوباره در اذهان صهیونیستها زنده شده است اردن به عنوان اولین نقطهای برای اجرای این طرح مطرح شده است. دلیل اصلی این رویکرد هم حضور بیشتر فلسطینیهای مهاجر در خاک این کشور است، تا آنجا که گفته میشود قریب به ۶۰ درصد جمعیت اردن یعنی جمعیتی معادل ۴ میلیون نفر را فلسطینیالاصلهای مهاجر از سال ۱۹۴۸ به بعد تشکیل دادهاند. لذا باید گفت نه این طرح موضوع جدیدی است و نه آن طور که ادعا میشود زمینه برای اجرای آن آماده است چنانچه به طور اغراقآمیزی گفته میشود اردن با اجرای آن موافقت کرده و فلسطینیها هم آن را پذیرفتهاند و جامعه جهانی هم به آن رضایت داده است. بنابراین، باید گفت سخن راندن از این طرح صحبت از یک مقوله تاریخی است و نه یک مساله سیاسی روز.
یک تحلیل غلط میان مسئولین میگوید باید جلوی خیزشها را گرفت
* یالثارات: یعنی فقط همین مساله تاریخی باعث اصرار دولت برای ارتباطگیری با حکومت در شرف سقوط ملک عبدالله که هیچ علاقهای به ارتباط با جمهوری اسلامی ایران ندارد، شده است؟
** یک تحلیل اشتباه در میان یک عده از مسئولین رایج شده مبنی بر اینکه تحولات اخیر منطقه ناشی از طراحی غربیهاست و هدف آن تحقق خاورمیانه جدید است. جمعبندی این تحلیل کار را به اینجا میرساند که باید در مقابل خیزشهای مردمی منطقه ایستاد و در ضمن برای کنترل اوضاع و حفظ وضع موجود به حکومتهای منطقه کمک کرد! این در حالی است که این تحلیل از مبنا اشتباه است. چرا که غربیها با یک تجربه شکست تاریخی در افغانستان، عراق، لبنان در شرایطی قرار ندارند که قادر به ایجاد و مدیریت اعتراض با این حجم در کشورهای منطقه باشند. این در حالی است که رژیمهای حاکم، همپیمانان قوی غرب محسوب میشوند و آنان به امید تحولات آینده دست به ایجاد تزلزل در حاکمیت آنان نخواهند زد.
مراجعه بهآرا و نظرات غربیها ۲ الی ۳ ماهه غرب حکایت از این واقعیت دارد که آنان به شدت از این وقایع نگران بوده و هستند. ضمن اینکه به شدت از مدیریت این جریانات توسط جمهوری اسلامی ایران در هراس هستند. هنوز مدت زیادی از سرنگونی مبارک نمیگذرد در حالی که آمریکاییها تا چند روز قبل از این سرنگونی از تداوم بقای حکومت سخن میگفتند و او را بهترین فرد برای مدیریت تغییرات در مصر معرفی میکردند. این مساله در بحرین هم قابل مشاهده است! این بسیار غیر منطقی است که آمریکاییها در صدد سرنگونی رژیم آل خلیفه باشند در حالی که هیچ آلترناتیو مشخصی برای جایگزینی آن ندارند! یا اینکه مثلا بپذیریم در تونس آمریکاییها بن علی را سرنگون کردند! در حالی که بیشترین نفع از این سرنگونی را اسلامگرایان بردند که در سال ۱۳۶۴، ۷۰ درصد کرسیهای این کشور را در اختیار گرفته بودند. این مساله در یمن هم قابل درک است؛ آمریکاییها در این کشور با دو جریان اپوزیسیون در یمن شمالی و جنوبی روبهرو هستند که به این دو جریان باید نیروهای قدرتمند در چهار استان این کشور را نیز افزود.
بنابراین از ایجاد تزلزل خود خواسته در حکومت علی عبدالله صالح توسط آمریکاییها بیشترین استفاده را نیروهای معارض آمریکا در این کشور خواهند برد.
لذا بنا بر همین تحلیل غلط متاسفانه موضعگیریهای اشتباهی هم اتخاذ شد که اساسا اشتباه است. این در حالی است که اصرار بر این مواضع استوار بر تحلیل غلط، فرصتهای کشور را مخدوش میکند.
سیاست خارجی تنها در دپارتمان وزارت خارجه تدوین نمیشود
* یالثارات: شما گفتید این تحلیلهای غلط معتقد به کمک به حکام و مقابله با خیزشهای مردمی است؛ حال آنکه مواضع مسئولین بر مبنای این تحلیل غلط استوار شده است. یعنی با این پیشفرض مسئولین در سیاست خارجی در حال حرکت برخلاف خواستهای مردمی و قانون اساسی کشور هستند؟
** این تحلیل غلط باعث ایجاد انفعال در بخشی از دستگاه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران شده است. اما این موضوع به هیچ وجه به معنی تزلزل در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیست؛ چرا که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در درپارتمان وزارت خارجه تدوین و تنظیم نمیشود. چنانکه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت ملی به تصویب میرسد که مقام معظم رهبری به آن اشراف دارند اما به طور طبیعی وقتی بخشی از بدنه اجرایی گرفتار ابهام یا تحلیل غلط باشند ظرفیتها به جای آنکه در خدمت استراتژی کشور قرار بگیرند، سیاست خارجی کشور را با محدودیتهای جدی مواجه میکند.
سیاست خارجی در شورای امنیت ملی به تصویب میرسد؛ مجلس میتواند جلوی این روند را بگیرد
* یالثارات: این فرصتسوزی در شرایط خاصی در حال وقوع است که امکان دارد نتایج آن جبرانناپذیر باشد. به نظر شما ابهام یا پافشاری مسئولین بر تحلیلهای غلط کار را به جایی خواهد کشاند که برای اصلاح روند موجود، رهبری شخصا وارد میدان شوند؟
** آنچه که به عنوان سیاست خارجی دنبال میشود در شورای امنیت ملی به تصویب میرسد و مقام معظم رهبری هم به آن اشراف کامل دارند. بنابراین ما شاهد بروز مشکل عمدهای نخواهیم بود، بلکه تنها اشکالی که میتواند وجود داشته باشد رکود وزارت خارجه است. البته مجلس نیز در این زمینه نقش تاثیرگذاری دارد و میتواند براساس وظیفه قانونی خود وزیر خارجه را در این مساله مورد سوال قرار دهد و مانع از این انفعال شود.