گردآوری: محمدعلی همدانی
آقای موسوی در بیانیههای خود تکیه بر رحمانیت دین نموده و برخی از برخوردها با اغتشاشگران را مباین با دین دانسته است:
«ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود میدانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی میشود پوستینی وارونه میبینیم.»
«دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزههایش ملایم و موافق با فطرت بود، مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس میگیرد زخمی شود؛ زخمهایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابانها میبینند.»
«زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام میبرد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار میداد چنین روزهایی را میدید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم.»
باید گفت ماهم قبول داریم که اسلام دین رحمانیت است و نمونهای از بخشش و رحمانیت اسلامی را میتوان در برخورد حضرت امام با برخی آشوبگران هم مشاهد کرد:
«رحمت خدا واسع است. بیایید توبه کنید. بیایید از کارهایى که کردید، از دعوت به شورش که کردید، ازمخالفتهایى که با اسلام کردید، بیایید توبه کنید. برگردید، توبه همهتان قبول است. بیایید با هم برادر بشوید، این مملکت را به پیش ببرید. هى ننشیند و بگویید که این مملکت را دارند خراب مىکنند. آخرکجا، کى دارد خراب مىکند جز شماها؟ کى دارد مملکت را خراب مىکند؟»
اما این رحمانیت برای کسانی که نظم جامعه را مختل کردهاند بی معنی است؛ چرا که خود خداوند با آن همه رحمت واسع، به کفار و منافقین و گناهکاران وعده عذاب داده، همانطور که به نیکوکاران و مؤمنین بهشت و نعمت فراوان وعده داده است. آیات و روایات اسلام محکم و متشابه دارد، عام وخاص دارد، متعارض و متزاحم دارد... خلاصه دین همانند یک پازل است و زمانی کامل میشود که تمام قطعات آن کنار هم باشد، پس نباید فقط یک قطعه از دین را که به نفع خودمان است برداریم و چشم بر تکههای دیگر این پازل ببندیم. از این روست که هرگونه برداشت تخصصی از دین باید توسط متخصصین زبده آن باشد. این همان نکتهای است که حضرت امام به آن توجه کردهاند:
«...اینها ادعاى اسلام شناسى مىکنند، لکن از اسلام بىاطلاعاند. اینطور نیست که اسلام را به آن معنایى که دارد، به آن معنا بتوانند بفهمند. یک جنبهاى یا یک جنبههایى را در آن مطالعه مىکنند و مسائلى در آنجا مثلًا مىفهمند، لکن جنبههاى زیاد دیگرى که در اسلام هست توجه نمىکنند؛ و این اسباب این مىشود که یک اختلاف نظرهایى پیش بیاید.»
«من فکر مىکردم که اسلام شناسى [چیست.] قبلاً یک مقالهاى کسى مىنوشت، مىشد اسلام شناس؛ چند تا مقاله در روزنامه، در یک جا مىنوشت، مىشد اسلام شناس؛ گاهى یک کسى یک تاریخى مىنوشت، مىشد اسلام شناس، بعد کتابسوزى هم مىکرد؛ مثل کسروى، بلکه دعوى نبوت هم مىکرد. اسلامشناسى تقریباً رو به تورم است. خوب، صدام هم اسلام شناس شده است! آقاى سادات هم جزء اسلام شناسهاست که تشخیص مىدهد که فلان امر موافق اسلام است، موافق اسلام نیست! اخیراً آقاى کارتر هم جزء اسلام شناسهاست! در یک جلسهاى که مسافرت کرده است، گفته است این کارهایى که در ایران، فلان مىکند این موافق اسلام نیست!
خوب معلوم شد که ما اسلامشناس داریم که به ابعاد اسلامشناسى اضافه مىشود! فردا بگین هم اسلامشناس مىشود و یا شده است این! هى مىگویند: موافق اسلام نیست، اسلام چطور. خوب، شما که اسلام را نمىدانید با «صاد» مىنویسند یا با «سین» مىنویسند، شما به اسلام چه کار دارید؟ یک کتاب مىنویسد، بعد مىگوید من اسلامشناسم، اسلام را من مىشناسم. یکى یک مقاله مىنویسد، مىگوید من اسلام شناسم. و اشخاصى که مثلاً، هشتاد سال زندگى کردند، هفتاد سال زندگى کردند، همهاش هم در اسلام بودند، نه، اینها نمىدانند، لکن آقاى کارتر مىداند و رفقاى ایشان...»
امام خمینی(ره) با تمام مهربانی و بخشش خود، در مقابل کسانی که دست به توطئه میزدند بسیار محکم میایستاد:
«و من توبه مىکنم از این اشتباهى که کردم، و من اعلام مىکنم به این قشرهاى فاسد در سرتاسر ایران که اگر سرجاى خودشان ننشینند، ما بهطور انقلابى با آنها عمل مىکنیم. مولاى ما، امیرالمؤمنین- سلام اللَّه علیه- آن مرد نمونه عالَم، آن انسان به تمام معنا انسان، آنکه در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور و در رَحم و مروت آنطور و با مستضعفین آنطور بود، با مستکبرین و با کسانى که توطئه مىکنند شمشیر را [مىکشید و] مىکشت. هفتصد نفر را در یک روز- چنانچه نقل مىکنند- از یهود بنى قُرَیْظَه- که نظیر اسرائیل بود و اینها از نسل آنها شاید باشند- از دم شمشیر گذراند! خداى تبارک و تعالى در موضع عفو و رحمت رحیم است. و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمین هم اینطور بود، در موقع رحمت، رحمت؛ و در موقع انتقام، انتقام. ما نمىترسیم از اینکه در روزنامههاى سابق، در روزنامههاى خارج از ایران، براى ما چیزى بنویسند.»
نمونههای زیادی از برخورد حضرت امام(ره) با کسانی که در صدد دو دستگی ملت هستند میتوان یافت:
«دادستان انقلاب موظف است مجلاتى که بر ضد مسیر ملت است و توطئهگر است تمام را توقیف کند، و نویسندگان آنها را دعوت کند به دادگاه و محاکمه کند. موظف است کسانى که توطئه مىکنند و اسم «حزب» روى خودشان مىگذارند، رؤساى آنها را بخواهد و آنها را محاکمه کند.» ادامه دارد...