تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۱۷۷۵۵

موسوی چه می‌گوید؟! (بخش هشتم)


گردآوری: محمدعلی همدانی
آقای موسوی در بیانیه‌های خود تکیه بر رحمانیت دین نموده و برخی از برخوردها با اغتشاشگران را مباین با دین دانسته است:
«ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.»
«دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود، مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آن‌چه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.»
«زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم.»
باید گفت ماهم قبول داریم که اسلام دین رحمانیت است و نمونه‌ای از بخشش و رحمانیت اسلامی را می‌توان در برخورد حضرت امام با برخی آشوبگران هم مشاهد کرد:
«رحمت خدا واسع است. بیایید توبه کنید. بیایید از کارهایى که کردید، از دعوت به شورش که کردید، ازمخالفت‌هایى که با اسلام کردید، بیایید توبه کنید. برگردید، توبه همه‏تان قبول است. بیایید با هم برادر بشوید، این مملکت را به پیش ببرید. هى ننشیند و بگویید که این مملکت را دارند خراب مى‏کنند. آخرکجا، کى دارد خراب مى‏کند جز شماها؟ کى دارد مملکت را خراب مى‏کند؟»
اما این رحمانیت برای کسانی که نظم جامعه را مختل کرده‌اند بی معنی است؛ چرا که خود خداوند با آن همه رحمت واسع، به کفار و منافقین و گناه‌کاران وعده عذاب داده، همان‌طور که به نیکوکاران و مؤمنین بهشت و نعمت فراوان وعده داده است. آیات و روایات اسلام محکم و متشابه دارد، عام وخاص دارد، متعارض و متزاحم دارد... خلاصه دین همانند یک پازل است و زمانی کامل می‌شود که تمام قطعات آن کنار هم باشد، پس نباید فقط یک قطعه از دین را که به نفع خودمان است برداریم و چشم بر تکه‌های دیگر این پازل ببندیم. از این روست که هرگونه برداشت تخصصی از دین باید توسط متخصصین زبده آن باشد. این همان نکته‌ای است که حضرت امام به آن توجه کرده‌اند:
«...این‌ها ادعاى اسلام شناسى مى‏کنند، لکن از اسلام بى‏اطلاع‏اند. این‏طور نیست که اسلام را به آن معنایى که دارد، به آن معنا بتوانند بفهمند. یک جنبه‏اى یا یک جنبه‏هایى را در آن مطالعه مى‏کنند و مسائلى در آن‌جا مثلًا مى‏فهمند، لکن جنبه‏هاى زیاد دیگرى که در اسلام هست توجه نمى‏کنند؛ و این اسباب این مى‏شود که یک اختلاف نظرهایى پیش بیاید.»
«من فکر مى‏کردم که اسلام شناسى [چیست.] قبلاً یک مقاله‏اى کسى مى‏نوشت، مى‏شد اسلام شناس؛ چند تا مقاله در روزنامه، در یک جا مى‏نوشت، مى‏شد اسلام شناس؛ گاهى یک کسى یک تاریخى مى‏نوشت، مى‏شد اسلام شناس، بعد کتابسوزى هم مى‏کرد؛ مثل کسروى، بلکه دعوى نبوت هم مى‏کرد. اسلام‌شناسى تقریباً رو به تورم است. خوب، صدام هم اسلام شناس شده است! آقاى سادات هم جزء اسلام شناس‏هاست که تشخیص مى‏دهد که فلان امر موافق اسلام است، موافق اسلام نیست! اخیراً آقاى کارتر هم جزء اسلام شناس‏هاست! در یک جلسه‏اى که مسافرت کرده است، گفته است این کارهایى که در ایران، فلان مى‏کند این موافق اسلام نیست!
خوب معلوم شد که ما اسلام‌شناس داریم که به ابعاد اسلام‌شناسى اضافه مى‏شود! فردا بگین هم اسلام‌شناس مى‏شود و یا شده است این! هى مى‏گویند: موافق اسلام نیست، اسلام چطور. خوب، شما که اسلام را نمى‏دانید با «صاد» مى‏نویسند یا با «سین» مى‏نویسند، شما به اسلام چه کار دارید؟ یک کتاب مى‏نویسد، بعد مى‏گوید من اسلام‌شناسم، اسلام را من مى‏شناسم. یکى یک مقاله مى‏نویسد، مى‏گوید من اسلام شناسم. و اشخاصى که مثلاً، هشتاد سال زندگى کردند، هفتاد سال زندگى کردند، همه‏اش هم در اسلام بودند، نه، این‌ها نمى‏دانند، لکن آقاى کارتر مى‏داند و رفقاى ایشان...»
امام خمینی(ره) با تمام مهربانی و بخشش خود، در مقابل کسانی که دست به توطئه می‌زدند بسیار محکم می‌ایستاد:
«و من توبه مى‏کنم از این اشتباهى که کردم، و من اعلام مى‏کنم به این قشرهاى فاسد در سرتاسر ایران که اگر سرجاى خودشان ننشینند، ما به‌طور انقلابى با آن‌ها عمل مى‏کنیم. مولاى ما، امیرالمؤمنین- سلام اللَّه علیه- آن مرد نمونه عالَم، آن انسان به تمام معنا انسان، آن‌که در عبادت آن‌طور بود و در زهد و تقوا آن‌طور و در رَحم و مروت آن‌طور و با مستضعفین آن‌طور بود، با مستکبرین و با کسانى که توطئه مى‏کنند شمشیر را [مى‏کشید و] مى‏کشت. هفتصد نفر را در یک روز- چنان‌چه نقل مى‏کنند- از یهود بنى قُرَیْظَه- که نظیر اسرائیل بود و این‌ها از نسل آن‌ها شاید باشند- از دم شمشیر گذراند! خداى تبارک و تعالى در موضع عفو و رحمت رحیم است. و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمین هم این‌طور بود، در موقع رحمت، رحمت؛ و در موقع انتقام، انتقام. ما نمى‏ترسیم از این‌که در روزنامه‏هاى سابق، در روزنامه‏هاى خارج از ایران، براى ما چیزى بنویسند.»
نمونه‌های زیادی از برخورد حضرت امام(ره) با کسانی که در صدد دو دستگی ملت هستند می‌توان یافت:
«دادستان انقلاب موظف است مجلاتى که بر ضد مسیر ملت است و توطئه‏گر است تمام را توقیف کند، و نویسندگان آن‌ها را دعوت کند به دادگاه و محاکمه کند. موظف است کسانى که توطئه مى‏کنند و اسم «حزب» روى خودشان مى‏گذارند، رؤساى آن‌ها را بخواهد و آن‌ها را محاکمه کند.»         ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات