هادی شجاعی
از جمله مولفههای اصلی که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و حتی قبل از آن در شروع نهضت یعنی در سال 1342 همواره مورد تاکید امام خمینی(ره) و بعد از ایشان مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده، نقش مردم در اداره حکومت اسلامی و اتکای تمام ارکان نظام بر این مهم است. این نگرش تا آنجا پیش میرود که حتی در تعیین شکل حکومت اسلامی مردم پای صندوقهای رای آمده و در 12 فروردین نوع و شکل حکومت را که همانا حکومت اسلامی میباشد تعیین میکنند.
با دقت در تاریخ سی ساله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی میتوان به روشنی دید که حضور مردم در تمام عرصهها مورد تاکید رهبری و دولتمردان نظام بوده است. شرکت در انتخابات، حضور در راهپیماییها، حضور در جبههها و... از جمله مهم ترین این فعالیتها میباشد؛ حضوری که باعث ثبات و مقاومت در برابر تمام تهدیدهای غرب علیه این نظام شده و این نکتهای است که بعد از گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، غرب و در راس آن امریکا نتوانسته به نقش کلیدی و حساس آن پی برده و آن را تضعیف نماید. مقام معظم رهبری همین موضوع مهم و اساسی را آفت حکومتهای به اصطلاح دموکراتیک شرقی میدانند که تنها ظاهری دموکراتیک دارند: «حتى در رأس بعضى از کشورهاى عقب افتاده و فقیرشان هم یک رژیم به اصطلاح و به قول خودشان کارگرى سرِ کار بود؛ اما همان رفتارهاى اشرافیگرى و همان کارهاى غلطِ دربارهاى قدیم را تکرار مىکردند!
نه انتخاباتى در این کشورها بود، نه رأى مردمى در کار بود؛ اما به خودشان دموکراتیک هم مىگفتند و ادّعاى مردمى بودن مىکردند! مردم هیچکاره محض بودند: از لحاظ اقتصادى، صددرصد وابسته به دولت؛ از لحاظ کارهاى فرهنگى، صددرصد وابسته به دولت! معلوم بود که چنین رژیمهایى محکوم به فنا بود. البته چون شعارهاشان، شعارهایشان برّاق و جذّابى بود، توانستند در اطراف دنیا جوانانى را به سمت خودشان جذب کنند و حکومتهایى تشکیل دهند؛ اما دیگر نمىتوانستند عمرى بکنند.»(1)
با بررسی و دقت نظر در تحولات اخیر در منطقه خاورمیانه و شمال افریقا و بروز انقلابهای اساسی و ریشهای در برخی از این کشورها از جمله مصر و تونس که جزء مهمترین متحدان غرب به شمار میروند، نقش مردم در ایجاد و اداره یک حکومت و ثبات و پایداری آن برجسته مینماید. مسألهای که بارها مقام معظم رهبری در مقاطع مختلف به این کشورها تذکر داده بودند. ایشان در بررسی اوضاع کنونی کشورهای منطقه خاورمیانه عدم اتکاء حکومتهای ظالم به مردم و وابستگی آنها به غرب را نکته اساسی بروز این انقلابها بر میشمارند: «این رئیس جمهور فرارى تونس، این بنعلى، به طور کامل وابسته به آمریکا بود؛... ببینید براى یک ملت چقدر سخت است که رئیس یک ملت، آن هم رئیسى با آن تبختر و نخوت که او داشت - که آدم بسیار متکبر بدى بود - نوکر رسمى دستگاههاى آمریکایى باشد. سالها با شدت و حدت بر مردم حکومت کرد؛ علیه مصالح مردم، از جمله علیه دین....آمریکایىها مایل نیستند گفته بشود که علت قیام مردم تونس در اول و بعد اوج آن در مصر، وابستگى است؛ این حقیقت قضیه است.»(2)
مقام معظم رهبری همچنین در تحلیل حرکتهای انقلابی مردم مصر به این نکته اساسی نگاه خاص دارند: «مردم مصر به خاطر طرفدارى رژیم کنونى مصر از اسرائیل، به خاطر دنبالهروى و اطاعت محضش از آمریکا، احساس ذلت میکنند، احساس تحقیرشدگى میکنند. عامل اصلى حرکت، این است. اینها مردمى هستند مسلمان. حرکت از نماز جمعه شروع میشود، از مساجد شروع میشود. شعارها، شعارهاى «اللَّهاکبر» است. مردم شعار دینى میدهند و قوىترین جریان مبارز در آنجا، جریان اسلامى است. مردم مصر میخواهند این ذلت را از روى خودشان پاک کنند؛ عامل این است. غربىها نمیگذارند این تحلیل در بین ملتها و افکار عمومى عالم رواج پیدا کند»(3)
درنتیجه میتوان شاخص مهمی را در بروز این انقلابها در کشورهای خاورمیانه بهدست آورد؛ شاخصی که نقش تعیین کننده در تحلیل تحولات آتی این منطقه مهم و استراتژیک خواهد داشت. این شاخص نشان میدهد هیچکدام از کشورهای خاورمیانه با مدل حکومتی که اساسا طرح انگلستان برای این کشورها میباشد، راه به جایی نخواهند برد. در آیندهای نزدیک بیداری ملتها دامان آنها را نیز خواهد گرفت که شعلههای اولیه آن در کشور بحرین، همین آینده را نوید خواهد داد.