تهیه و تنظیم: محمدعلی رنجبر
موقعیت جغرافیایی
کشور عربستان (به پایتختی ریاض) در خاورمیانه و هممرز با خلیج فارس و دریای سرخ است. وسعت این کشور در حدود 2149690 است. در جنوب این کشور، یمن جای دارد. این کشور همچنین با عراق، اردن، کویت، عمان، قطر، امارات متحده عربی مرز یکسان دارد. آب و هوای این سرزمین، گرم و خشک و تفاوت دمای شب و روز زیاد است. بیشتر زمینهای آن را بیابانهای ماسهای تشکیل میدهد. ربع الخالی که یکچهارم گستره عربستان را تشکیل میدهد، خالی از مردم است. بلندترین نقطه عربستان کوه سوداء با سه هزار و پانصد و پنجاه متر بلندی است.
این کشور از نظر منابع طبیعی چون طلا و مس، نفت، گاز، و آهن غنی است؛ هر چند از نظر جنگل و مناطق جنگلی، کشتزار دایمی و زراعت با فقر دست و پنجه نرم میکند. از سوی دیگر شهرهای مکه و مدینه بهعنوان دو شهر مهم مذهبی مسلمانان جزء شهرهای این کشور محسوب میشوند. این کشور از نظر منابع طبیعی چون طلا و مس، نفت، گاز، و آهن غنی اما از نظر جنگل و مناطق جنگلی، کشتزار دایمی و زراعت با فقر روبهروست. ذخایر نفتی عربستان در استان ظهران و منطقه احساء و قطیف که اکثریت جمعیت آنان را شیعیان تشکیل میدهند قرار دارد. این مناطق نزدیک بحرین که اکثریت این کشور را هم شیعیان تشکیل میدهند واقع شده اند و این برای حکومت عربستان یک تهدید بالقوه محسوب میشود.
وضعیت سیاسی - اجتماعی
تقریبا تمام مردم این کشور را مسلمانان تشکیل میدهند و حدود دو میلیون نفر از آنان شیعه هستند اما شیعیان با وجود جمعیت زیاد و قرار گرفتن در مناطق نفتی و ثروتمند در فقر شدیدی به سر میبرند. نوع فرمانروایی در این کشور به صورت پادشاهی در دست خاندان آل سعود است. پادشاه باید برای بیشتر تصمیمهایی که میگیرد، تأیید علما و رهبران دینی کشور را داشته باشد. او مسؤول پاسداری و نگاهبانی مسجدالحرام در مکه و مسجد النبی در مدینه است و خود را خادم الحرمین الشرفین میداند. با توجه به نقش دین و علمای دینی در ساختار سیاسی، اجتماعی عربستان که مشروعیت بخش این حکومت هستند، هر شخص یا گروهی که قصد حکومت کردن در این کشور را دارد باید تایید و امضای علمای عربستان را داشته باشد. تا قبل از روی کار آمدن آل سعود در عربستان خاندان هاشمی که قریشی بودند بر عربستان حکومت میکردند.
و این در حالی بود که آل سعود بهعنوان یک گروه مخالف حکومت مرکزی یعنی خاندان هاشمی همواره آرزوی حکومت بر عربستان را در سر میپروراندند اما بزرگترین مانع بر سر راه آنان نظریات فقه حکومتی علمای اهل سنت بود که یکی از شرایط حاکم را قریشی بودن او میدانند. تنها ابن تیمیه، قریشی بودن را شرط حکومت نمیداند، وی تفکراتی به شدت تند و سلفی داشت. لذا، آل سعود که بها دادن به نظریات او را بهترین فرصت برای تحقق بخشیدن به آرزوهای خود یعنی حکومت بر عربستان میدیدند، با شاگرد مکتب ابن تیمیه یعنی محمد بن عبدالوهاب وارد مذاکره شدند.
ابن وهاب نیز به شرط اعمال و اجرای تمامی فتاوا و نظریات فقهی او از قبیل مشرک دانستن همه فرق و مذاهب اسلامی بخصوص شیعه، قبول کرد تا از آنها حمایت کند. و این سرآغاز پیوند شوم آل سعود و وهابیون بود که کشوری کاملا وهابی و غیر اسلامی (اما در ظاهر کاملا اسلامی) بنا نهادند. و متاسفانه مسلمانان منطقه ضربات شدیدی از این پیوند نامبارک که خود را خادم الحرمین الشریفین میدانند خورده است. چرا که مهمترین اصل اسلامی یعنی اتحاد علیه کفار و مستکبرین عالم را زیر پا گذاشتند و در بسیاری موارد از جمله جنگ 22 روزه غزه و همین طور تحولات منطقه، جانب غرب و دیکتاتورهای منطقه را گرفته و به جای حمایت از مردم منطقه، از غربیها حمایت کردند. در عربستان سعودی بزرگان دینی، همواره نقش مهمی در کشور بازی کردهاند و قدرت سیاسی بیپایانی دارند.
بزرگان عربستان سعودی دربرگیرنده دانشمندان دینی، قضات، وکلا، مدرسان، و پیشنمازان هستند. در عربستان سعودی، شورای علمای اعظم قدرت عزل و نصب پادشاه را دارند. این گروه به صورت هفتگی با شاه دیدار میکنند. در بسیاری از موارد حکومتی، شاه با علما مشورت میکند؛ اما به علت متاثر بودن از تفکرات سلفی ابن تیمیه و ابن وهاب جهان اسلام از این مشورتها سودی نبرده است.
عربستان به لحاظ نوع کنترل سیستم اجرایی، یک سرزمین مستقل به شمار میآید. این کشور از ایالت یا استان درست شده که در راس هرکدام از آنها، یکی از شاهزادگان سعودی فرمان میراند که از اختیارات کامل برخوردار است. در عربستان در رأس حکومت مرکزی، پادشاه قرار دارد که ریاست قوه مجریه بهعنوان اصلیترین قوه کشور، در دست اوست. میزان کنترل حکومت مرکزی بر همه سرزمین عربستان به دلیل حضور شاهزادگان سعودی در امیری استانها، یکسان است. در این کشور از فعالیت سیاسی مخالفان به شدت جلوگیری میشود. مطبوعات در این کشور به طور کامل زیر نظر دولت است و آنان در حقیقت، بازگوکننده خط فکری و سیاست حاکم بر کشور هستند و خط مشی دولت را تبلیغ میکنند. در رأس نظام سیاسی، خاندان شاهی قرار دارند که جایگاه آن از سال .م با به قدرت رسیدن «ملک فیصل» در نظام جهانی برجسته شد.
از سال که پادشاهی سعودی بنیان نهاده شد، این کشور پادشاهی مطلقه داشتهاست. در این کشور حزب سیاسی، پارلمان و انتخابات وجود ندارد. دین از قدرتمندترین نهادهای جامعه است و نظام دادرسی وابسته به دولت و نیروی انتظامی (شرطه) آن کشور موظف به اجرای قانونهای امر به معروف و نهی از منکر هستند. خانواده پادشاهی خواستار سلطه کامل سیاسی بر عربستان بودهاند. هماکنون نیز قدرت در عربستان سعودی در دست کبارالعلما و پادشاه متمرکز است.
وضعیت اقتصادی
اقتصاد عربستان، مبتنی بر نفت است. دولت بر فعالیتهای عمده اقتصادی کنترل دقیق دارد. حدود درصد محصولات عمده داخلی به بخش خصوصی متعلق است. تقریباً میلیون کارگر خارجی در اقتصاد عربستان، بخصوص در بخش نفت و خدمات، نقش مهمی دارند. به علت وابستگی شدید اقتصاد عربستان به نفت نوسان قیمتهای جهانی نفت نقش بسزایی در جهش و یا سقوط اقتصاد این کشور دارد. از سوی دیگر طبق آمارهای منتشر شده، واقع شدن کعبه و برگزاری مراسم حج در این کشور سالیانه در آمدی بالغ بر دو میلیارد دلار به خزانه این کشور وارد میکند. اما متاسفانه این ثروت عظیم و گسترده به جای اینکه در اعتلای اسلام و مسلمین مصرف شود، علیه آنها بوده است بهعنوان مثال دلارهای نفتی عربستان و حمایتهای مالی و اعطای وامهای کلان، جلوی ورشکستگی بسیاری از شرکتهای غربی و آمریکایی را در بحرانهای اقتصادی اخیر گرفته است؛ در حالیکه میتوانست با هماهنگی سایر کشورها، غرب را به زانو درآورد.