یکی از احکام بسیار مهم در اسلام، امانت و امانتداری است «فان امن بعضکم بعضا فلیودالذی اؤ تمن امانته». خداوند در سوره بقره میفرماید اگر شما امانتی را پیش کسی گذاشتید، امین آن امانت را سالم به صاحبش رد کند. «انا عرضنا الامانه علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان». خداوند میفرماید من به زمین، به آسمان و کوهها گفتم بلدید امانتداری کنید گفتند نه، ما نمیتوانیم امانتداری کنیم. انسان گفت من امانتداری میکنم. شما اجازه بفرمائید من امانتدار باشم. دادیم اما نادان بود، اما ستمگر بود. «لا تخونوا الله والرسول و تخونوا اماناتکم» خیانت بر امانت، خیانت به خداست و خیانت بر امانت خیانت بر پیغمبر است.
بالاترین لقب و سمت، سمت امین است. در سوره شعرا در پنج مورد خداوند میفرماید پیغمبر رسول امین و به پیغمبر لقب امین داده است. جبرئیل لقبش امین وحی است.
بله جبرئیل امین است، مکه امین است، پیغمبر امین است و ما باید امین باشیم. چه امینی باشیم؟ امین اسلام، امین قرآن، امین انقلاب، امین امت، امین مملکت، امین مسلمین و ما باید امین باشیم آیا هستیم؟ انشاءالله که هستیم. انشاءالله اگر هم نیستیم خداوند توفیق بدهد که امین باشیم من این را خدمت شما عرض کنم. امانتداری از دو جهت صدمه میبیند یک از دست دشمن و دو از دست دوست. انگلستان، آمریکا، اروپا، منافق، صدام و فلان و بهمان اینها به امانت خدا خیانت میکنند. دشمنان داخلی هم خیانت میکنند. اما اینها خیانتشان خیلی مهم نیست.
الحمدالله هنوز که ما زندهایم و با چشم خودمان میبینیم، خیانتهای آنها خیلی موثر نیست. صدمه میزنند، شیطنت میکنند، اذیت میکنند، آزار میرسانند اما اذیت و آزار آنها آنطور نیست که موثر باشد. من امروز آن جملهای که میخواهم بگویم، صدمهای است که امانت از دست دوست میخورد. من میترسم ما به این انقلاب و اسلام و قرآن صدمه بزنیم، نه به عنوان یک دشمن، نه به عنوان یک ضد انقلاب، نه به عنوان یک بدخواه بلکه به عنوان یک خیرخواه. دشمن اگر بخواهد صدمه بزند، انسان حواسش جمع است میداند این آقا دشمن و صدمهزننده است و کارش هم همین است. اما دوست اگر صدمه بزند گاهی خودش هم نمیفهمد. خودش هم بعد میفهمد. عجب من فلان کاری که کردم، این درست نبوده است. ایکاش اشتباها کرده باشد و ایکاش برگشته باشد.
من میخواهم امروز یک حرف تلخی بزنم. میدانم این حرف تلخ است و میدانم خوشایند نیست اما حالا توکل بر خدا، این دوشنبه (ششم دیماه) که میآید هفتاد سالم تمام میشود چون تاریخ تولد من 13 رجب است. هفتاد سالم تمام میشود وارد هفتاد و یکمین سال میشوم. حضرت آیتاللهالعظمی اراکی هم سال 102 وی تمام شد وارد 103 سالگی شدند. توجه بفرمائید اگر حالا ما این حرفهایمان را نزنیم که نمیشود. حالا ممکن است بعضیها یک خرده خوششان نیاید اگر نیامد میبخشند.
آقایان، ما انقلاب کردیم و اینهمه برکاتی که داشته و با اینهمه فوایدی که داشته است من معتقدم در بعضی از جاها ندانسته بد عمل میکنیم. دوستانمان را برنجانیم، یک مقدار اینطوری نگوئیم، تو باید عیناً همانطوری باشی که من میگویم، به هر که گفتم خوب تو بگو خوب و به هر که گفتم بد، تو بگو بد. این نمیشود. «انا خلقناکم اطوارا». خداوند همانطور که قیافه من را غیر از قیافه تو قرار داده، فکر من هم غیر از فکر توست. تحمیل عقیده چیست؟ چرا به همدیگر تحمیل عقیده بکنیم؟ والله نه موفق است و نه به صلاح. بلی بزنید به دهان دشمن، بیرون کنیم دشمن را از میدان، آنهائی که نظر بد و سوء دارند حتی ولو ستایشگر باشند. بعضیها هستند نعل وارونه میزنند در مجلات و غیره. آنها در جامعه شناخته شدهاند. سوابق آنها معلوم است که چه کسانی هستند ولو اینکه از انقلاب هم خیلی تعریف میکنند ولی واقعاً به انقلاب ایمان دارند؟
حالا آنها را هم به احتیاط تلقی کنیم، حداقلش این است که با احتیاط تلقی کنیم. اما اینطور نباشد که هر کسی بیاید هر حرفی بزند، بگویند تو ضد انقلابی. میگوید مثلاً این واردات صلاح نیست. اخیراً خود دولت و خود مسئولین هم میگویند که بله این وارداتی که از کیش آمده به صلاح نبوده خوب اگر صلاح نبوده، زید هم که دو سال پیش از این، همین حرف را میزد. چرا برخورد ما خوب نبود؟ الان رئیسجمهور محترم مملکت میآید میگوید که ما فلان مقدار قرض داریم و موفق هم نشدهایم بدهیم و تا فلان سال هم شاید این گریبانگیر ما باشد. بابا رئیسجمهور مملکت که همه ما قبولش داریم این را میگوید. اما دیروز برای بعضی و برای همین حرف میگفتیم که ضد انقلابها این حرفها را میزنند. خلاصه میخواهم بگویم ما نباید دوست را از دشمن نتوانیم تشخیص بدهیم. یا معیار ما معیار غلط باشد.
ما فکر کنیم آمریکا دشمن ماست، میخواهد بما فحش بگوید، دشمن است میخواهد صلوات به جمال ما بفرستد، دشمن است. این بهرحال دشمن است این عنصر دوست نمیشود. از این برای ما دوست در نمیآید. ممکن است یکوقتی پدر و مادر برای اینکه دلشان برای بچههایشان میسوزد، حتی به بچهشان مثلاً چند بد و بیراه هم بگویند اما پدر و مادر که دشمن بچه نمیشود، این از دلسوزی است. خداوند انشاءالله به همه ما توفیق بدهد و همه ما را هدایت کند، فکر ما را هدایت کند، عمل ما را هدایت کند، و راهی که میرویم راهی باشد که خودش و رسولش راضی باشند.