عباس عبدی
اخیرا یکی از وزرای محترم در دفاع از خود فرمودند که حدود 90 درصد حرفهایی را که من میزنم در مطبوعات اشتباهی چاپ میشود یا خبرنگار متوجه نمیشود یا «کیلو» را با «تن» اشتباه میکنند. (سخنان آقای محلوجی در جلسه استیضاح مجلس، سلام 27/9/73) برای درستی یا غلط بودن این ادعا شواهد متعددی را میتوان ارائه کرد. البته این حرف کاملا صحیح است که بعضی از روزنامهها و مطبوعات فرق میلیون و میلیارد را نمیدانند و ما در گذشته به مواردی از این قبیل اشاره کردهایم.
ولی باید گفت بر خبرنگار چندان حرجی نیست که از کمی سواد یا دانش اقتصادی یا ریاضی او ناشی میشود و این کار سبب کاهش سطح کیفی آن روزنامه یا خبرنگار خواهد شد ولی از وزراء محترم با داشتن صدها کارشناس و سطح تخصصی مناسب چنین خطاهایی بسیار دور از انتظار است. ما قبلا در این زمینه به مواردی پرداختهایم و اکنون به یک مورد جدیدتر میپردازیم.
وزیر محترم اقتصاد و دارایی گفتهاند که: سهم صنعت در ابتدای برنامه اول از تولید ناخالص داخلی 7% بود و در پایان سال 72 به 14% رسید و امید داریم که این سهم در پایان برنامه دوم پنجساله به 35 درصد برسد.(سلام 23/9/73)
این اظهارات را با مدتی تاخیر تقدیم میکنیم چرا که تصور میرفت در صورت انعکاس مغلوط اعداد و ارقام موارد از سوی وزارتخانه مربوط تکذیب شود.
1- اصولا چنین ارقامی وجود ندارد. سهم صنعت (برحسب درصد) در سال 67 از تولید ناخالص داخلی به شرح زیر بوده است.
معدن 5/0
صنعت 5/10
نفت 6/4
برق، گاز و آب 2/1
جمع 8/16
واضح است که سهم صنعت که معمولا برق و گاز و آب و معدن را هم دربر میگیرد بیش از 12 درصد است و سهم صنعت به تنهایی 5/10 درصد است که با ارقام آقای وزیر انطباق ندارد.
2- به هیچوجه سهم صنعت در طول برنامه اول دو برابر نشده است. چرا که طبق گزارشهای موجود رشد تولید ناخالص داخل بطور متوسط در طول برنامه برابر 7/7 درصد در سال بوده و این رشد برای صنعت و معدن حدود 9 درصد، یعنی اندکی بیشتر بوده است. و اگر سهم صنعت در ابتدای برنامه 7 درصد بود در پایان برنامه به زحمت به 8 یا 9 درصد تولید ناخالص داخلی بالغ میگردید.
3- فرض میکنیم اطلاعات و آمار جناب آقای وزیر درست باشد، در این صورت سهم صنعت در ابتدای برنامه دوم 14% است و قرار است در پایان برنامه به 35 درصد از کل تولید ناخالص داخلی برسد، اگر فرض کنیم متوسط رشد تولید ناخالص داخلی در طول برنامه دوم 5% در سال باشد بخش صنعت در این 5 سال باید سالانه رشدی برابر 27% داشته باشد و کلیه بخشهای دیگر اقتصادی نه تنها فاقد رشد باشند بلکه رشد منفی کمی هم در آنها صورت بگیرد. (محاسبه این ارقام از حوصله این یادداشت خارج است) آیا چنین ارقامی با واقعیات انطباق دارد؟ قضاوت بر عهده مخاطبین.
والسلام