از: علی مزروعی
از خوبیهای نوشتن و سخن گفتن این است که بقول قدیمیها عیب و هنر شخص را آشکار میکند و بقول معروف تا مرد سخن نگفته باشد ـ عیب و هنرش نهفته باشد. مصداق بارز این موضوع نوشته آقای عادلی تحت عنوان «مدیریت خرید خارجی»(طبق معمول در روزنامه همشهری مورخ 6/5/73) میباشد. به این جملات توجه فرمائید:
«سالانه میلیونها تن کالا شامل چند صدهزار نوع کالا و خدمات وارد کشور میشود. ارزش متوسط سالانه واردات کشور در طی پنج ساله اخیر بالغ بر 25 میلیارد دلار بوده که جمعاً هزینه واردات برنامه پنجساله اول را به یکصد میلیارد دلار میرساند. با این حجم خرید خارجی، داشتن یک مدیریت کارآمد در خریدهای خارجی نه تنها امری معقول، بلکه ضروری به شمار میرود.»
«عامل دیگری که ویژه کشور ماست، محدود بودن منابع در مقابل نیازهای جمعیت فشرده و فزاینده ماست. این محدودیت به ما دیکته میکند که برای خرید هر قلم کالای خارجی از بهترین شیوه به گونهای استفاده کنیم که کمترین منابع ما مصرف شود و در عین حال نتیجه مطلوب و مناسبی نیز به دست آورده باشیم. در چنین فضایی مشاهده میکنیم که در کشور ما میل به خرید نقدی خارجی به شدت وجود دارد. هر دستگاه یا سازمانی که به ضرورت خرید یک کالای خارجی میرسد، فوراً به فکر ابتداییترین روش خرید یعنی پرداخت نقدی بهای آن و دریافت کالا میافتد و...»
«بهرحال باید بپذیریم که بانک خزانه لایتناهی ندارد که خریداران فارغ از محدودیتها، هر آینه که اراده کنند چیزی را بخرند، فوراً ارز آن آماده باشد و بصورت نقد و اسکناس فیزیکی و یا حوالهای تقدیم شود. علت این شیوههای نامناسب این است که در فرهنگ ما همیشه فرض بر این بوده که ارز یا پول آماده است یا باید آماده باشد. ما در موقع نیاز به یک کالا یا یک خدمت، باید اول به فکر منبعیابی آن باشیم و سپس اقدام به خرید کالا کنیم. منبعیابی از مهمترین اصول سیاست خریدهای خارجی است، نوع و میزان منابع باید تعیینکننده کالا باشد و نه بالعکس.»
بنظر میرسد که بیان این نظرات پس از پنج سال تجربه اجرایی در بانک مرکزی تا حدودی دیر باشد، چرا که ملت هزینه گزافی بابت دستیابی به این نظرات پرداخته است و بیان امروزه آنها نیز نمیتواند ذرهای از بار مسئولیتی را که به عهده بانک مرکزی برای تنظیم «مدیریت خرید خارجی» کشور در گذشته بوده است، بکاهد. گویا رئیس بانک مرکزی خواستهاند با طرح چنین موضوعی خود را از پاسخگویی به آنچه در سالهای اخیر انجام شده است، مبرا سازند، اما بالاخره نگفتهاند که پاسخگوی سئوالاتی از اینگونه: 1- وارداتی به ارزشی متوسط سالانه 25 میلیارد دلار 2- تنظیم دخل و خرج درآمدهای ارزی کشور 3- روی آوردن به خریدهای نقدی توسط بخش دولتی و خصوصی 4- ... چه کسی باید باشد؟
چه خوب بود که ایشان به سخنان خود و دیگر مسئولین اقتصادی کشور در سالهای ابتدای اجرای برنامه پنجساله مراجعه میکردند تا علت واردات زیاد و دیگر مسائل مطروحه را دریابند. بهرحال واردات بیرویه سالهای اخیر، سررسید بدهیهای خارجی و کاهش درآمد نفت دست بدست هم داده و نگرش جدیدی را در مسئولین نسبت به «مدیریت خرید خارجی» بوجود آورده است که ای کاش این نگرش در ابتدای اجرای برنامه اول وجود میداشت، با این حال ما آنرا به فال نیک میگیریم و به آقای عادلی، صبح به خیر میگوئیم!
ضمنا از گمرک کشور نیز تقاضا میشود لیستی از انواع کالاهای وارداتی در اختیار قرار دهد تا مردم از این «چند صدهزار نوع کالای» آقای عادلی که حداقل باید دویست هزار نوع باشد اطلاع یابند.