منابع طبیعی یمن بخصوص نفت و گاز این کشور مورد رشک عربستان قرار گرفته است و ریاض ادعا میکند که بیشترین این معادن در سرزمین سعودی قرار دارند. پادشاهی سعودی از آن بیم دارد که قدرت نفتی این کشور در شبهجزیره به زیر سؤال برود. این اختلافها هر روز ابعاد گستردهتری بخود میگیرد. آیا این موضوع به رویارویی منجر خواهد شد؟ این موضوعی است که مجله اشپیگل در شماره 37 مورخ هفتم سپتامبر به آن میپردازد:
در استان حضرموت در جنوب یمن شرکت کانادایی «کان اوکسی» به یک حوزه نفتی بزرگ برخورد کرد. این حوزه نفتی 550 میلیون بارول نفت در خود ذخیره دارد. به گفته رئیس شرکت کانادایی، این نفت بسیار خالص است. ذخایری که از 100 میلیون بارول تجاوز کنند برای جستجوگران نفت بسیار با اهمیت هستند. از این نوع ذخایر در کشورهای خاورمیانه وجود دارد. در اثر جنگ خلیجفارس یمن در موقعیت خوبی قرار گرفته است. منابع کویت باید بازسازی شود و عراق نیز سالها نمیتواند از ذخایر خود بهرهبرداری جهانی کند زیرا منابع آن کشور تحت نظارت سازمان ملل قرار گرفته است.
در چنین هنگامی یمن از خواب گران چند ساله در کنار شبهجزیره عربی بیدار شده است و خیال دارد مابین کشورهای نفتخیز مطرح شود. کاروانهای طولانی اتومبیلهای بیابانی، متدهای مختلف و مهندسین از تگزاس و لوئیزیانا در بیابانهای یمن نخستین علائم ظهور دوران تازهای در یمن است. به عقیده یک متخصص آلمانی، در ده سال آینده یمن نیز میتواند همانند شیوخ منطقه حاشیه خلیجفارس سری در سرها داشته باشد.
شرکت این متخصص آلمانی توانسته است امتیاز دو منطقه از 37 منطقه نفتخیز یمن را به دست آورد. مناطقی که بین شرکتهای مختلف نفتی تقسیم شده است.
مهم بودن یمن و امکان استفاده از ذخایر آن از ماه مه 1990 از هنگام اتحاد دو یمن شروع شد. یمن شمالی فئودال و یمن جنوبی مارکسیست که تنها دولت مارکسیستی در جهان عرب بود، دولتی واحد را تشکیل دادند.
در شمالغربی حضرموت دکلهای یک پالایشگاه، سمبل دوران جدید در یمن است. این پالایشگاه نفتی را که از حوزهای با ظرفیت 700 میلیون بارول به آنجا آورده میشود، پالایش میکند.
حوزه نفتی معاریب در سرزمین باستانی ملکه سبا قرار دارد و از سوی گروهی کارشناس ورزیده اداره میشود. کارشناس برجسته این حوزه «ری هونت» تگزاسی است. ری هونت کارشناسی است که حاضر به ریسک بسیار است و علاقه خاصی به نقاط دورافتاده جهان دارد، حال چه این نقاط در مناطق قبلی جنگ ویتنام باشند و یا در گویان، ولی بزرگترین منطقهای که او در آنجا به دنبال نفت است منطقه معاریب است. این ذخایر بقدری زیاد است که کمپانی «اکسون» نیز در نظر دارد در آن شریک شود. این معامله تاکنون برای «هونت» یک میلیارد دلار درآمد داشته است. منابع نفتی یمن تا مدتی تخیلی به نظر میآمدند. هرچند گاهی کاروانهای سرازیر به سوی این مناطق مورد دستبرد قبایل قرار میگرفتند.
کسانی که اکنون در این مناطق کار میکنند باید دقیقاً خطوط مرزی قبایل مختلف را رعایت کنند. در مدخل پالایشگاهی که به شرکت «هونت» وابسته است، کوهی از خنجرهای کج یمنی و حتی کلاشینکف دیده میشود که از افراد محلی که در آنجا کار میکنند گرفته شده است. با وجود رعایت تمام این ضوابط، در 26 ژوئیه (6 مرداد) برای «هونت» مسالهای بروز کرد. در آن روز در محل فرود هلیکوپترها در جنوبشرقی صنعا یکی از مدیران مهم شرکت «هونت» ربوده شد ولی کوتاه زمانی پس از آن وی آزاد شد. این موضوع عجیب سبب شد تا بسیاری از سیاستمداران و محافل نفتی در پشت این کار یک گوشزد سیاسی را برداشت کنند و آن را یک عمل جنایی ندانند. شرکت «هونت» همانند بسیاری دیگر از شرکتهایی که در اینجا کار میکنند بخوبی حساسیتی را که عربستان سعودی به این منطقه دارد، میدانند.
عربستان در مورد مناطق نفتی یمن ادعای ارضی دارد و در حقیقت همان حالتی را به وجود آورده است که در سال 1990 پیش از بروز جنگ خلیجفارس در مورد ادعاهای ارضی عراق نسبت به کویت پیش آمد. در آن زمان عراق نیز امیر کویت را متهم کرد که از مناطق نفتی عراق بهرهبرداری میکند.
در اواخر مارس ابتدا شرکت انگلیسی BP و شرکت فرانسوی الف و شرکت کانادایی و چند شرکت دیگر نامههایی را از وزارت خارجه عربستان دریافت کردند.
در این نامهها نوشته شده بود که شرکتهای خارجی بدون مجوز در مناطقی بهرهبرداری میکنند که متعلق به عربستان است و دولت عربستان این اجازه را بخود میدهد که هر قدمی را که صلاح بداند در این رابطه برای حفظ مرزهای خود بردارد. در اواسط ماه مه «هونت» نیز نامهای دریافت کرد و در آن تهدید شده بود که امکان درگیری نظامی در این منطقه مرزی نیز وجود دارد. همانند اختلافهای مرزی بین کویت و عراق، خطوط مرزی بین یمن و عربستان نیز از میراث حکومت استعماری انگلیس است.
فقط در شمالغربی یمن مرز کاملاً مشخص است. در آنجا سلطان عبدالعزیز سعودی در سال 1934 این مناطق را از یمن جدا و ضمیمه عربستان کرد. در بقیه مناطق مرزی تمام خطوط مرزی نامشخص است.
تمام مناطق بین مدار 17 و 18 درجه که در آنجا ذخایر نفتی بسیاری پیشبینی میشود، مورد اختلاف یمن و عربستان است. دوازده حوزه نفتی از بیست حوزه نفتی یمن مورد ادعای عربستان، موضوعی که برای یمن یک مساله حیاتی است. شرکتهای اروپایی از تهدیدهای عربستان عقبنشینی کردند. شرکتها از حفریات آزمایشی در حوالی دریای سرخ صرفنظر کرد و علت آن را مسایل غیرقابل پیشبینی اعلام کرد. شرکت فرانسوی نیز به کار خود خاتمه داد. فقط آمریکائیها هستند که بدون توجه به کار ادامه میدهند و از یکی از حوزههای نفتی روزانه 180 هزار بارول نفت استخراج میکنند. این نفت به وسیله لولههایی به راس عیسی در دریای سرخ فرستاده میشود و از آنجا نفتکشها آن را به پالایشگاه عدن پایتخت قبلی یمن جنوبی میبرند.
«رای هونت» به دوستان رده بالای خود در محافل سیاسی پشت گرم است. از جمله این دوستان وزیر خارجه آمریکا «لارنس ایگلبرگر» و از همه مهمتر شخص «جرج بوش» رئیسجمهور آمریکا است که هنگامی که معاون رئیسجمهوری بود، یکبار از این پالایشگاه دیدن کرده بود.
«هنری کیسینجر» به عنوان مشاور برای شرکت هونت کار کرده است و ژنرال «نورمن شوارتسکف» هم به تور «هونت» افتاده است.
«فهد» سلطان عربستان از این بیم دارد که یمن در سایه نفت قدرتی پیدا کند که قدرت عربستان را در شبهجزیره به زیر سئوال برد. یمن با جمعیتی حدود چهارده میلیون مابین یازده کشور نفتخیز شرق کانال سوئز بعد از عراق در مرتبه دوم است و از لحاظ مساحت فقط عربستان سعودی از یمن بزرگتر است؛ ولی در آنجا فقط هشت میلیون نفر زندگی میکنند. دیگر این که مردم یمن بسیار قانع و سختکوش هستند. خاصیتی که مردم عربستان دیگر آن را از دست دادهاند.
قبایل یمن به آسانی از مناطق مرزی عبور میکنند و در عربستان اتومبیلهای شخصی را به سرقت میبرند. از همه خطرناکتر برای عربستان، روند دمکراسی در یمن متحد است. در زمستان امسال برای نخستین بار انتخابات واحدی انجام خواهد گرفت که در آن 21 حزب با یکدیگر رقابت میکنند. بین این حزبها، حزب سوسیالیست جنوب نیز وجود دارد که در درجه اول در مورد حقوق زنان فعالیت میکند. هماکنون ده نماینده زن در مجلس یمن شرکت دارند و دوازده زن دیگر به عنوان معاونان وزارتخانهها فعالیت میکنند. عربستان با تمام قوا میکوشد از نفوذ روند دموکراسی از مرزهای یمن به داخل خاک خود جلوگیری کند.
ایستگاههای پارازیت پخشکن مانع نفوذ امواج تلویزیونی یمن به عربستان میشوند و مجلههای یمنی در عربستان ممنوع است. تحلیلگر روزنامه «یمن تایم» عبدالعزیز الثقفی میگوید که چهارده میلیون دمکرات به مذاق عربستان نمیآید. این تحلیلگر اعتقاد دارد که ادعای ارضی عربستان در درجه اول برای جلوگیری از روند دموکراسی در یمن است. او میگوید، آنها میخواهند ما را سرافکنده نگاهدارند و خفه کنند.
منابع نفتی یمن بسیار زیاد است. این ذخایر احتمالاً دو تا سه میلیارد بارول است و منابع گاز نیز در این کشور تاکنون به 43 میلیارد مکعب تخمین زده شده است. علاوه بر آن، ذخایر دیگری نیز در نواحی مورد ادعای عربستان اخیراً کشف شده است. تحت فشار قرار دادن یمن از سوی عربستان در زمانی بحرانی انجام میگیرد و عربستان کمکهای خود را به این کشور قطع کرده است و علاوه بر آن 850 هزار کارگر یمنی را که در عربستان مشغول بکار بودند و کار آنها هم بسیار رضایتمند بود اخراج کرده است، ولی یمن به درآمد نفت برای بازسازی اقتصاد خود بعد از اتحاد بسیار نیازمند است.
در حومه شهرهای بزرگ از هماکنون مناطق فقیرنشین از راندهشدگان از عربستان فراوان دیده میشود و بسیاری از این راندهشدگان در این اواخر مجبور شدهاند وسایلی را که با خود از عربستان آوردهاند، بفروشند.
آنچه مسلم است، عربستان تشنج در مرزها را تشدید میکند و مزدوران آن کشور با پول و هدایا سعی میکنند سران قبایل را به طرف خود جذب کنند و به آنها تابعیت عربستانی بدهند. هرچند گاهی نیر تیراندازیهای بین نیروهای مرزی یمن و مزدوران سعودی در مناطق مرزی بروز میکند. عربستان دو لشکر از نیروی خود را به آن مناطق گسیل داشته است و در مقابل پروازهای شناسایی هواپیماهای عربستان یمن با میگها 21 خود نمیتواند اقدامی انجام دهد.
گفتگوهایی که بین سیاستمداران یمنی و عربستانی در اواخر تابستان در ژنو انجام گرفت نیز نتیجهای به بار نیاورد. در مقابل فشار عربستان، اکنون یمن نیز دست به عملی متقابل زده است و خواستار تغییرات در مرزها و مناطقی شده است که عربستان در سال 1934 از یمن جدا کرد. این مناطق برای عربستان از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا مهمترین پایگاههای استراتژیکی سری آمریکا در شبهجزیره در این مناطق است.