تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۵:۰۴  ، 
کد خبر : ۲۱۷۹۴

فقر ،تبعیض ،جرم


نویسنده: احمد بخارائى‎ ‎

مسائل اجتماعى در خلا اتفاق نمى‏افتد. هر پدیده‏اى به عنوان جزیى از نظام کنش در ارتباط علّى با دیگر ‏پدیده‏هاى اجتماعى، قابل تبیین و درک است. در ایران امروز، وجود پدیده هایى مانند فقر و جرم، واضح‏تر ‏از آن است که نیاز به تحقیق آکادمیک داشته باشد. اما فهم این مسائل، شدیداًنیازمند تحقیقات اجتماعى ‏است تا از تحلیل «من عندى» و از تبیین عوامانه و غیر کارشناسانه که این روزها به وفور حتى در میان ‏مسؤولین شاهد وقوع آن هستیم حذر شود.

مطلب زیر مى‏تواند به عنوان بخشى از چارچوب تحقیقات ‏نظرى و میدانى آتى مورد توجه قرار گیرد.به نظر مى‏رسد در جامعه ایران سه مسأله اساسى و مرتبط با یکدیگر وجود دارد که عبارتند از: فقر، تبعیض ‏و جرم‎ ‎‏ «فقر» به دو معناى فراگیرو ویژه به کار مى‏رود. «فقر فراگیر» وجود نقصان در یک پدیده است مانند ‏‏«فقر آموزشى» که به تعلیم و تربیت ناقص اطلاق مى‏شود و یا وجود «فقر عاطفى» در میان بچه‏هاى طلاق‎ ‎‏«فقر ویژه» عمدتاً جنبه اقتصادى دارد که از میزان در آمد و محل زندگى و مدت زندگى و نوع تغذیه و ‏بهداشت، مشخص مى‏شود.

در این نوشتار و در بسیارى از گفتارها وقتى صحبت از «فقر» مى‏شود منظور ‏‏«فقر ویژه» است «‏‎ ‎تبعیض» به معناى برابر نبودن شرایط است.تبعیض در جامعه‏اى مشاهده مى‏شود که ‏تمایزات ناشى از مسلک‏ها و طبقات در آن وجود دارد و همه مشاغل و مناصب و افتخارات و پاداش‏ها به ‏یکسان در دسترس همگان قرار ندا‎ ‎‏«جرم» به معناى انحراف از هنجارهاى مدون یا قانون است. «جرم» یکى ‏از انواع ناهنجارى‏ها است. اگر مجموعه هنجارهاى اجتماعى را در سه دسته زیر خلاصه کنیم:

1- قوانین، ‏‏2- رسوم و عادات 3- ارزش‏هاى اصیل و مقدس، ناهنجارى‏ها هم سه دسته خواهد بود: 1- قانون شکنى ‏‏(جرم) ‏‎ ‎هنجار شکنى عامیانه 3- هنجار شکنى ارزشى‏ .

مورد اول، مانند سرقت، مورد دوم مانند نوآورى در مراسم سنتى و مورد سوم‏مانند تلاش نخبگان براى ‏تحول جوامع سنتی . در فرهنگ عام بشر، قانون شکنى یک ناهنجارى تلقى مى‏شود، اما هنجار شکنى ‏ارزشى در «فرهنگ خاص» به عنوان یک کجروى مطرح است حال آن که همان هنجار شکنى در فرهنگى ‏دیگر، مورد پذیرش است . یک ناهنجارى در جامعه ایران مانند رفتار زنان خیابانى، اگر به قصد تأمین ‏معاش و به عنوان یک شغل باشد، هنجار شکنى از نوع اول، اما اگر به قصد تفریح بوده و انعکاس یک ‏خواسته درونى باشد، هنجار شکنى از نوع سوم است .

‎ ‎در این بحث، «جرم» که هنجارشکنى از نوع اول است، مورد نظر مى‏باشد. اینک با دو سؤال اساسى مواجه ‏هستیم:

 ‎-1کدامیک از مسائل سه گانه فقر و تبعیض و جرم به دیگرى تقدم دارد و عاملیت هر یک بر ‏دیگرى از نوع علّى و یا مداخله گر است؟

‎‎‏2- ‏مجموعه عوامل تاثیر گذار بر این سه مسأله کدامند؟‎ ‎

‎‎در پاسخ به سؤال نخستین، ابتدا تعریف هر یک از سه پدیده مذکور مورد بحث قرار مى‏گیرد. در تعریف ‏‏«فقر» میان «فقر مطلق» و«فقر نسبى» باید تمایز قائل شد. بنا به تعریف «فقر نسبى »افراد داراى مشاغل ‏متزلزل، افراد مسن، اعضاى خانواده‏هاى پر جمعیت و یا خانواده‏هاى تک سرپرست جزو فقرا محسوب ‏مى‏شوند و علاوه بر آن تعیین حداقل معیشت، بستگى به شرایط فرهنگى و اجتماعى دارد، از جمله تعیین ‏حداقل فضاى مسکونى مناسب. بنابن »فقر« یک امر نسبى است نه مطلق .

‎‎و اما «تبعیض» داراى مصادیق مختلفى است، مانند: تبعیض جنسى، قومى، زبانى، مذهبى، نژادى و گروهى. ‏ریشه تبعیض چیست و چگونه در جامعه رخ مى‏نماید؟‎ ‎‏«اکثر جامعه شناسان بر آنند که نابرابرى نه تنها از ‏تفاوت در درآمد که از تفاوت در ثروت، منزلت و قدرت هم ناشى مى‏شود و این تفاوت‏ها در کشورهاى ‏مختلف خود را در نظام‏هاى ساختارى گوناگونى از قشر بندى به نمایش مى‏گذارد‎ ‎و اما «رفتار مجرمانه» بیان ‏یک اعتراض و طغیان است. ما دوره‏هاى بى شمارى را شاهد بوده‏ایم که طى آن مردم در فقر زندگى ‏مى‏کردند و یا زیر شدیدترین تبعیض‏ها بودند اما رفتار مجرمانه نداشتند. فقر دائمى یا محرومیت به «جرم» ‏نمى‏انجامد، بلکه آن هنگام که تسلیم ووارى به خاموشى گراید، رفتار مجرمانه سر بیرون مى‏آورد حتى با ‏وجود بهبود در شرایط زندگى مردم نسبت به گذشته «انقلاب» یک حرکت قانون شکنانه و مجرمانه از نگاه ‏دولت حاکم است.

از نگاه ساموئل هانتینگتون هم، انقلاب در جامعه‏اى اتفاق مى‏افتد که پدیده نوسازى ‏جلوتر از تحرک سیاسى به حرکت ادامه دهد و به بیان دیگر، انقلاب به عنوان یک رفتار قانون شکنانه ‏فراگیر، نه در زمان فقر و تنگدستى جامعه بلکه پس از فقر زدایى حادث مى‏شو‎ ‎بنابر نظریه‏هاى فوق، ‏رفتارهاى جمعى، ریشه در شکل‏گیرى یک «امر درونى» دارد که آن هم به آگاهى و شناخت پیوند خورده ‏است. وقوع «جرم» هم که یک پدیده «نسبى» و نه «مطلق» است، تحت تأثیر عاملى علاوه بر فقر، یعنى ‏احساس و درک فقر قرار دارد. بنابر تئورى مرتون در معه‏شناسى انحرافات، یک شخص از آن هنگام که به ‏‏«اهداف» پذیرفته شده اجتماعى آگاهى یافته و او هم آنها را مى‏پذیرد اما به فقر «وسیله» آگاه مى‏شود، دست ‏به نو آورى در وسیله مى‏زند و مثلا" تصمیم مى‏گیرد با ارتکاب یک جرم مثل سرقت به هدف اجتماعى که ‏کسب پایگت، دست یابد.

حال سؤال این است که آیا در هر جامعه‏اى به محض ایجاد احساس فقر در افراد، رفتارهاى مجرمانه جلوه ‏گر مى‏شود؟ عامل تسریع کننده حرکت فرد به سوى رفتار مجرمانه پس از احساس و درک فقر، وجود ‏تبعیض در جامعه است‎ ‎به بیان دیگر، تبعیض بستر هموار حرکت رفتار کنشگر اجتماعى از آگاهى به فقر تا ‏انجام رفتار مجرمانه است . در واقع وجود فقرو احساس فقر از شروط لازم و وجود تبعیض، شرط کافى ‏وقوع جرم است !

‎‎پاسخ سؤال 2 مبنى بر این که مجموعه عوامل تاثیر گذار بر سر مسأله فقر و تبعیض و جرم کدامند؟‏

‏1- عوامل اقتصادى فقر‏:

‎‎مجموعه عوامل مؤثر بر فعالیت‏هاى اقتصادى عبارتند از: سرمایه گذارى داخلى (دولتى و خصوصى) ‏سرمایه گذارى خارجى ،فن آورى، منابع طبیعى و مواد اولیه و قوانین و مقررات اقتصادى،درآمد سرانه اندک ‏و وجود فقر در جامعه ناشى از وجود ضعف در عوامل فوق است که از میان آنها فقط عامل منابع طبیعى ‏جنبه مادى (material) دارد و صرفا اقتصادى است اما مجموع عوامل دیگر، تحت تأثیر نظام اجتماعى ‏است .

‎ ‎در کشورى مثل ایران عامل مادى براى فعالیت اقتصادى به اندازه لازم همواره وجود داشته و آنچه از ‏کاستى برخوردار است، مجموع عوامل دیگر است، چرا که فروش محصول طبیعى نفت در ایران، به تنهایى ‏عامل حیات اقتصادى و سیاسى در طى پنجاه سال اخیر بوده است ‎‎در حالى که نه تنها بخش خصوصى در ایران رشد نمى‏کند بلکه روز به روز بر حجم دولت افزوده مى‏شود ‏به طورى که امروز دولت بیش از 80 درصد اقتصاد کشور را در اختیار دارد. اتحاد جماهیر شوروى که یک ‏نظام کاملا" متمرکز و دولتى داشت، داراى 83 درصد اقتصاد دولتى بود. اما‎ ‎کوبا و کره شمالى در رده اول و ‏دوم و ایران با 80 درصد انحصارات دولتى در رده سوم قرار دارد، در حالى که به لحاظ اقتصادى از ‏ویژگى‏هاى نظام دولتى بهره‏اى نبرده است که یکى از مهمترین آنها، وابستگى مالى مؤسسات دولتى به ‏بودجه دولت است که هر سال میلیاردها ریال زیان دهى بر دولت تحمیل مى‏شود. بر اساس قانون بودجه ‏سال 1378، دولت مبلغ دو هزار و 751 میلیارد ریال براى تأمین زیان شرکت‏هاى دولتى تخصیص داده است.

‏2- عوامل اجتماعى فقر‏:

‏2-1- جمعیت:

سال 80، سال بحران جمعیت در ایران نامگذارى شده است. زیرا متولدین سال‏هاى اولین ‏انفجار جمعیت در ایران (55-60) چنانچه از این پس تشکیل خانواده داده و داراى حتى دو فرزند شوند، ‏دومین انفحار جمعیت در ایران به وقوع مى‏پیوندد. اگر روند داشتن 2 یا 3 زند در هر خانواده ادامه یابد، ‏جمعیت ما به بیش از 90 میلیون نفر در 20 سال آینده مى‏رسد. (اطلاعات به نقل از همایش روز جهانى ‏جمعیت در تهران 80/4/21‏ ( افزایش جمعیت در کشورهاى جهان سوم یا در حال توسعه از 6 میلیارد ‏کنونى به 7/1 میلیارد در سال 2020 با توجه به منابع موجود، شکاف فقیر و غنى را افزایش خواهد داد و ‏ایران هم از این قاعده مستثنى نیست مگر آن که موالید کنترل شود. آیا مى‏دانید با موعظه و گفتار، برنامه ‏هاى تنظیم خانواده پیش نخواهد رفت؟‎ ‎آیا مى‏دانید یک عامل اساسى براى کنترل جمعیت وجود دارد و آن ‏هم برابرى و عدالت اجتماعى است؟ ملاحظه مى‏شود که هر پدیده اجتماعى ریشه در پدیده‏هاى کلان‏تر ‏اجتماعى دا‎ ‎رد «هنگامى که به مردم امکان به دست آوردن ضروریات زندگى داده شود. غذاى کافى، سر ‏پناه، پوشاک، مراقبت هاى پزشکى ،آموزش و پرورش و مجالى براى‏بالا بردن سطح رفاه خود تصور مى‏شود ‏که خانواده‏ها خواهان محدود کردن ابعاد خانواده هایشان خواهند شد»(ترجمه مقاله‏اى با ن «رابطه عدالت و ‏جمعیت» در همشهرى 73/۷/1۳)‏

‎ ‎‏2-2- مهاجرت به شهر‏:

‎ ‎آمار سال 65 براى اولین بار نشان داد که جمعیت شهر نشین کشور ما بیش از روستا نشین است و گسترش ‏شهر نشینى هم با افزایش مصرف، تنش فقر و ثروت،کار و بیکارى و محیط و ماشین، توأم است. اگر این ‏تنش و تقابل به «تعاون« نینجامد و به «تنازع» ختم شود، «آنچنان احساس فقر در میان شهر نشینان تازه وارد ‏قوت مى‏گیرد که زمینه لازم جرم را فراهم مى‏آورد.مهاجرت به شهرها، ریشه در سیاست‏هاى غلط اجرایى ‏دارد و داراى پیامدهاى زیانبار مانند شکل‏گیرى مشاغل غیر رسمى است. تحقیقات نشان مى‏دهد که بیش از ‏‏50 درصد مشاغل فعلى شهرهاى بزرگ از‏‎ ‎مشاغل غیر رسمى است.» (دکتر صرامى، همشهرى، 75/3/20‏‎ ‎‏)‏‎ ‎

‏3- عوامل اجتماعى تبعیض‏ :

‏3-1- نظام ادارى‏ :

‎ ‎نظام ادارى در ایران مبتلا به سه بیمارى است: ناکارآیى قوانین ومقررات، در هم آمیختن روابط رسمى و ‏غیر رسمى (خویشاوند گرایى) و نیاز مالى کارگزاران (اخذ رشوه) در حالت اول، نسبت به فردى که به منابع ‏قدرت نزدیک نیست، در حالت دوم نسبت به ارباب رجوعى که پیوند خویشاوندى با کارگزار ندارد و ‏درحالت سوم، نسبت به کسى که رشوه نمى‏دهد و یا ندارد که بدهد، تبعیض اعمال مى‏شود‎ ‎سیاست‏هاى ‏انتخاب مدیر در ایران، با ملاک بومى بودن و توصیه اشخاص صاحب نفوذ محلى در مواردى شبیه به ‏انتخاب فرماندار و رئیس اداره، کمک شایانى به پایه ریزى روابط دوستانه و تنگاتنگ بین مسؤول و افراد و ‏به دنبال آن ایجاد زمینه مناسب براى فساد ادارى مى‏کند‎ ‎.

‏3-2- اختلال در نظام توزیع پاداش‏ها:

 واگذارى شغل، پست و اجراى طرح‏هاى مختلف تحقیقاتى، عمرانى، ‏صنعتى و خدماتى به اشخاص به طور گزینشى و بر اساس معیارهاى سلیقه‏اى و ملاحظات دوستانه، موجب ‏تثبیت تبعیض و ساختارى شدن آن مى‏شود‎ ‎.

‎ ‎‏3-3- گرایش‏هاى سنتى فرهنگى در مورد بانوان:

سومین عامل تبعیض، وجود نابرابرى جنسى ‏در بازار کار، ‏دنیاى سیاست و رسانه‏هاى گروهى است‎ ‎تبعیض زمینه ساز وقوع رفتارهاى نا به هنجار است که پدیده فرار ‏دختران از خانه در ایران، جلوه تبعیض جنسى در خانه و مدرسه است.

‎ ‎شواهد نشان مى‏دهد که در دبیرستان‏هاى دخترانه نیز گرایش دختران به اعتیاد، خودکشى و فرار از خانه ‏بیشتر شده است و قریب 90 درصد دختران فرارى به فحشا آلوده شده‏اند.(دختران فرارى، صداى عدالت ‏،80/2/2‏(‎‎ به نظر مى‏رسد مجموعه عوامل اجتماعى در سطح کلان نظام که در حوزه‏هاى فرهنگى، اقتصادى ‏و سیاسى ریشه دارد، مؤثر در رفع مسائل اجتماعى است و هر گونه تقلیل گرایى در تبیین مسائل اجتماعى و ‏ذکر عوامل درجه 3 به جاى عوامل درجه 1 در تحلیل مسائل،فریب خود و جامعه است‏‎ ‎.

‎ ‎‏4- عوامل اجتماعى جرم‏‎ ‎

‎ ‎‏4-1- از هم پاشیدگى خانواده‏:

‎ ‎هیچ کس نمى‏تواند در این نکته تردید کند که کودکان و نوجوانان استحقاق آن را دارند که از ضروریات ‏زندگى چون محبت و پرستارى والدین برخوردار باشند. اگر خلافکاران نوجوان از موهبت پرستارى والدین ‏برخوردار مى‏بودند، به احتمال زیاد راه خلاف کارى را نمى‏پیمودند »‏80‏‎ ‎درصد دختران کانون، محصول ‏طلاق والدینشان هستند. («دختران فرارى» صداى عدالت، 80/۲/2۰)‏

»در تحقیقات به این نتیجه رسیده‏اند که هر چه درآمد خانواده بیشتر باشد، میزان غبطه خوردن آنها بیشتر ‏است زیرا وضعیت اقتصادى خوب، مادى گرایى را تشدید کرده و توقعات جدیدى را به وجود مى‏آورد که ‏این مسأله به تشدید مقایسه اجتماعى و احساس محرومیت نسبى مى‏انجامد دکتر صادق مهدوى، همشهرى، ‏‏73/3/23‏‎ ‎‏)‏

‎ ‎حال به نظر شما، افزایش سطح توقع یک خانم خانه دارى که از وضعیت اقتصادى خوبى هم برخوردار ‏است در جامعه‏اى که تبعیض و نابرابرى و ارتقاى یک شبه و رشد رانت خوارانه‏وجود دارد، بیشتر رخ ‏مى‏نماید یا در جامعه‏اى که عدالت برقرار است «طلاق» مى‏تواند پس از درک محرومیت نسبى، اعمال ‏مجرمانه‏اى را در جامعه پدید آورد. آمار بالاى طلاق در شهرهاى بزرگ ایران، هشدار دهنده است ‏»آمار ‏نشان مى‏دهد در سال 78 در استان تهران تعداد 14 هزار طلاق صورت گرفته که معادل 15/21 درصد ‏ازدواج هاى تهران است». (دوران امروز،79/10/21)‏‎ ‎با نگاه کارشناسانه به عوامل شش گانه مؤثر بر کاهش ‏رضایت از زندگى که گاه به طلاق مى‏انجامد، نقش تعیین کننده نهادهاى اجتماعى و نیز مجموعه ‏سیاست‏هاى اقتصادى و سیاسى در کنترل آنها، لازم و واضح است، به عبارت دیگر متغیر«خانواده» هر چند ‏در بروز رفتار مجرمانه دنقش «متغیر مستقل» ظاهر مى‏شود اما در اصل، «متغیر وابسته‌اى» بیش نیست.

‎ ‎‏4-2 -‏‎ ‎از خود بیگانگى:

‎ ‎زمانى که ارتباط «من اجتماعى» فرد با محیط اجتماعى اش ضعیف است فرد، ناهنجار و کجرو مى‏شود. «از ‏خود بیگانگى» از زمانى جدى مى‏شود که مشارکت اجتماعى فرد،کاهش مى‏یابد«از خود بیگانگى» داراى سه ‏مرتبه است: انزواى اجتماعى، احساس بى قدرتى و بى هنجارى.

‏«امیل دورکیم» «نیز معتقد است هر چه اخلاق و هنجارهاى اجتماعى، ضعیف‏تر شوند، احتمال بروز رفتار ‏کجروانه (مثل خودکشى) افزایش مى‏یابد و البته «اخلاق اجتماعى» از دید دورکیم جنبه عملى و اجرایى دارد ‏نه صرفاً نظرى و قولى‎ ‎‏«از خود بیگانگى» هم عامل وقوع «جرم آشکار» و هم عامل بروز «جرم پنهان» است. ‏‏«خودکشى» یک جرم پنهان است که» بر اساس آمارها در ایران میزان خودکشى در بین جوانان 15 تا 24 ‏ساله بیشتر است و این دقیقا" خلاف الگوى خودکشى در کشورهاى صنعتى است. در این کشورها، ‏خودکشى بیشتر در سنین بالاى 60 سال اتفاق مى‏افتد. دلیل آن هم این است که میزان مشارکت اجتماعى در ‏بین سالمندان در غرب بسیار کم است. بر خلاف غرب، در ایران شبکه پر قدرت روابط خانوادگى از پیران ‏و سالمندان حمایت مى‏کند‎ ‎بر اساس یک تحقیق میدانى در سطح 15 شهر کشور در سال 1374، از ‏ارزش‏هاى مورد بررسى در نظر پرسش شونده‏ها ترتیب این موارد از اهمیت برترى برخوردار بودند: 1- ‏سلامت و آبرو، 2- درستکارى، 3- علم و دانش‏‎ ‎‏4‏- ثروت، 5- مقام، 6- شهرت‏ .

‎ ‎مشاهده مى‏شود که در جامعه ایران، برترین ارزش‏ها به امور فرهنگى و اخلاقى مربوط است و پس از آن به ‏مقوله «شناخت» و سپس به مقولات اقتصادى و مادى‎ ‎

‎ ‎‏5- ‏‎ ‎عوامل سیاسى مؤثر بر فقر، تبعیض و جرم:

‎ ‎منظور از عوامل سیاسى، مجموعه عوامل مرتبط با «دولت» در موضوع هاى برنامه ریزى، تدوین قوانین، ‏تمرکز گرایى، دموکراسى، جامعه مدنى، اقلیت‏ها و مجموعه تصمیم‏گیرى‏ها است.

‎ ‎‏1- برنامه ریزى متمرکز دولتى‏ :

‎ ‎افزایش «عرضه سرمایه» و «کار آیى منابع» که از عوامل توسعه همه جانبه است و محور استراتژیک توسعه ‏به شمار مى‏آید در تضاد با اقتصاد متمرکز و دولتى است. اقتصادى که «مشارکت مردم» را فرا نمى‏خواند، ‏اقتصاد تک بعدى وایستاست.بنابر این با مشاهده تجربه روسیه و بسیاراز اقتصادهاى در حال گذار، مشخص ‏مى‏شود که برنامه ریزى متمرکز، به انگیزه‏هاى ضعیف و قیمت‏هاى مغشوش و تولید پایین‏تر از توانایى‏هاى ‏بالقوه اقتصاد، منجر می‎ ‎در اقتصادى که «مشارکت مردم» و «تمرکز زدایى» تقویت نشود، تولید و سرمایه ‏گذارى و اشتغال با بحران مواجه شده و شاهد افزایش تعداد فقرا خواهیم بود.‎ ‎

 ‎ ‎‏2- ‏‎ ‎نظام تک صدایى :

‎ ‎مفهوم «مشارکت» نه فقط در امور مادى و اقتصادى، بلکه در پروسه تصمیم سازى سیاسى هم حائز اهمیت ‏است اولین و نخستین گام نظام تک صدایى، عدم فراخوان مردم به اعلام نظر و رأى است. البته این به آن ‏معنا نیست که نظام دموکراتیک و پاسخگو، فقط به رأى دادن مردم، محدود مىشود. مهم آن است که افراد ‏بتوانند در تصمیماتى که در سرنوشت آنها مؤثر است تأثیر گذار باشند.

‎ ‎‏3- ‏‎ ‎عدم تساوى افراد در برابر قانون:

‎ ‎در آنجا که قواعد حقوق از شفافیت لازم برخوردار نبوده و فرآیند مشارکت و دموکراسى هم بى رمق است، ‏رفتار عادلانه‏اى نسبت به همه از سوى ساختار حقوقى اعمال نمى‏شود. معمولا" ثروتمندان و صاحبان ‏قدرت و کسانى که دسترسى ویژه‏اى به قدرت سیاسى و گروه‏هاى صاحب نفوذ د، مورد توجه ویژه و ‏برخوردار از امتیاز مورد درخواست از سوى قانون مى‏شوند.

‏4- ‏‎ ‎عدم تفکیک میان «دولت» و «گروههایى که دولت باید به آنها خدمت کند.»‏:

‎ ‎عدم تفکیک میان «دولت» و«گروه‏ها» به دو معناست: الف - برخى گروه‏هاى ذى نفوذدر داخل دولت، فقط ‏به منافع خود مى‏اندیشند و به دیگر گروه‏هاى اجتماعى کم توجه هستند‎ ‎ب - کم توجهى دولت به ‏گروه‏هاى اجتماعى به معناى عام. به عنوان مثال، دولتى که ایستگاه‏هاى تلویزیونى را کنترل مى‏کند، به طور ‏مؤثرى فرایند پاسخگویى را تضعیف کرده و هر چند در کوتاه مدت، ممکن است به یک الگوى مشخص ‏دست یابد، ولى در دراز مدت، استمرار این فرایندهمخوان، امکان‏پذیر نیست‎ ‎آنچه ماحصل عدم توجه ‏دولت به گروه‏هاى اجتماعى در امر تصمیم‏گیرى است، چیزى جز افزایش بى اعتمادى و سلب مسؤولیت و ‏نهایتا" رخ نمایى «نابرابرى» در جامعه نخواهد بود‎ ‎.

‎ ‎‏5- ‏‎ ‎نامحدودى تمرکز «قدرت» در «دولت»‏ :

‎ ‎اگر در دولتى، قوانین ضد انحصار، مورد توجه قرار نگیرد و سیاست‏هاى کنترل در مورد سوء استفاده از ‏قدرت، اتخاذ نشود، »تبعیض« به بدترین حالت خود جلوه گر مى‏شود. این سیاست، سه عنصر اصلى را در ‏بردارد:

الف - تقویت جامعه مدنى‏:

‎ ‎جامعه مدنى یک عنصر قوى و مهم در اجراى اصلاحات دموکراتیک، به شمار مى‏رود. اتحادیه‏ها، احزاب، ‏گروه‏ها و اندیشمندان در جامعه مدنى داراى جایگاه مشخص هستند که هر یک به عنوان منبعى براى خنثى ‏کردن تمرکز گرایى افراطى‏در قدرت دولتى به کار مى‏آید .‏‎ ‎

ب - محترم شمردن، «حق دانستن مردم»‏ :

‎ ‎مردم حق دارند از تصمیمات، عملکردها و استثنائات در قوانین و مقررات، مطلع باشند.

‎ ‎قانون آزادى اطلاعات، روشى براى تضمین «حق دانستن مردم» است .

ج - تضمین حقوق شهروندى با ابزار حقوقى مناسب:

‎ ‎شکستن انحصارات اقتصادى، جلوگیرى از اعمال غیر رقابتى، اقدام قانونى گروه‏هاى سیاسى علیه ‏انحصارگران سیاسى وبالاخره تضمین پاسخگویى دولت و شفافیت در عملکرد، از گام‏هاى اساسى توسعه ‏فراگیر است که قبل از آن، «رفع تبعیض» از شروط لازم توسعه است‎ ‎‏6‏-عدم توجه به حقوق قشرهاى ‏آسیب‏پذیر از سوى دولت‎ ‎براى پرهیز «تبعیض» دولت باید حقوق اقلیت‏هاى گوناگون را تضمین کرده و ‏آنها را در عمل مورد احترام قرار دهد. ذکر یک نکته ضرورى است و آن این که هر زمان سخن از «عوامل ‏سیاسى» به میان مى‏آید موضوع «دموکراسى» مطرح مى‏شود. اینکه «دموکراسى» آیا به رشد اقتصادى ‏لطمى‏زند یا خیر؟آیا دموکراسى ضامن آزادى‏هاى اقتصادى است یا خیر‎ ‎به چه معنا مى‏باشد و رابطه میان ‏‏«نظم» و «دموکراسى» چیست و در چه فرهنگى، کدامیک از این دو بر دیگرى مقدم است و این تقدم از نوع ‏‏«وجودى» یا «ماهوى» است ؟‎ ‎مى‏توان گفت که «دموکراسى» هم مانند هر پدیده اجتماعى دیگر مى‏تواند از ‏جنبه آسیب شناختى مورد ملاحظه و مطالعه واقع شود. اگر در جامعه‏اى «امنیت» وجود نداشت اما جلوه‏هاى ‏‏«دموکراسى» مشاهده شد، باید به آن «دموکراسى» شک کرد و این آغاز مطالعه آسیب‏شناسى دموک است. ‏آن «دموکراسى» که به نظم و امنیت ، نمى‏انجامد بدون شک در معرض فشار گروه‏هاى ذى نفوذى است که ‏علاقمندند منافع اکثریت را در پاى منافع گروه‏هاى اقلیت قربانى کنند. این دموکراسى ،دیگر به کار رفع فقر ‏و محرومیت و تبعیض نمى‏آید‎ ‎از مجموع آنچه تاکنون گفتیم، نمودار زیر به دست مى‏آید که بیانگر تأثیر ‏اساسى عوامل سیاسى بر عوامل اقتصادى و اجتماعى مؤثر بر فقر، تبعیض و «جرم» است . امروز کمتر ‏نظریه‏پردازى در نقش اساسى و زیر بنایى «دولت» و نظام سیاسى در آفرینش پدیده‏هاى اجتماعى اعم از ‏اقتصاد و فرهنگ و جامعه تردید دارد‎ ‎تا چندى پیش تصور مى‏شد که امور درونى که عمدتا" در «فرهنگ» ‏گرد مى‏آیند در شکل دهى وقایع و پدیده‏هاى‏بیرونى نظیر بر پایى نظام‏هاى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى ‏نقش منحصر به فرد و علت العلل را ایفا میکنند، اما امروزه اعتقاد بر این است که «نظام سیاسى» فرهنگ ‏ست(بخوانید کتاب: «نظریه‏هاى فرهنگ در قرن بیستم» تألیف دکتر حسین بشیریه، مؤسسسه فرهنگى آتیلا ‏پویان 1379‏‎ ‎‏)‏‎ ‎اکنون با اطمینان مى‏توان گفت که دولت سالم، عامل ایجاد اقتصاد و جامعه و فرهنگ پویا و ‏بالعکس، نظام سیاسى بیمار، عامل ایستابى، و انقراض اقتصاد و جامعه و فرهنگ است. در پایان این نوشتار ‏با توجه به نمودار ترسیم شده ،نگاه کوتاهى در احوال کشورمان داریم تا یک ارزیبى اولیه از خود داشته ‏باشیم .

‎ ‎کشور ایران با 20میلیون دانش‏آموز و1/5 میلیون نفر برخوردار از مدارک دانشگاهى و حدود 1/5 میلیون ‏دانشجو،ازدرک و فهم بالایى برخوردار است که هر لحظه بیم آن مى‏رود با وجود «فقر» به درک «محرومیت ‏نسبى» و به «احساس فقر» (که توضیح آن در ابتداى نوشتار آمد) بیش ازیش، دست یابد که در این صورت ‏با وجود «تبعیض‏هاى فراوان و ساختارمند» در جامعه، با بحران وقوع «جرم» مواجه خواهیم شد . در اینجا ‏فرصت و امکان بررسى نظام و فرهنگ سیاسى نیست. اما به مواردى اشاره خواهد شد که هر خواننده و ‏بیننده‏اى خواهد توانست به میزان وجود عوامل سیاسى در ایران که مى‏تواند مؤثر در تشدید فقر و تبعیض و ‏جرم باشد پى ببرد‎ ‎وقتى در جامعه‏اى «آقا زاده‏ها به جاى زهد و تقوا، الگوى ثروت اندوزى و رانت خوارى ‏و قانون شکنى شده‏اند» (سهیلا جلودارزاده - عضو هیأت رئیسه مجلس، ایران 80/3/17) و تأکید بر افزون ‏از میلیاردها تومان در این مورد مى‏شود، همین کافى است تا بر وجود تمام عوامل مندرج در نمودار صحه ‏بگذاریم. تواتر اخبار و تکرار مشاهدات، هر گونه ابهامى در خصوص اغراق یا افراط در خبر فوق را رد ‏مى‏کند . آنجا که یک مقام بلند پایه روحانى مورد تأیید حاکمیت در تریبونهاى رسمى مى‏گوید:

«مردمى که ‏اختیار خود را ندارند چه طور مى‏توانند اختیار خلق خدا را به دست یک نفر بسپارند؟‎ ‎‏ (مصباح یزدى -فتح ‏‏79/1/9) و یا روحانى بلند پایه دیگرى بگوید: «مردم چه کاره‏اند» (خز على، بهار 79/3/9) دیگر ابهامى در ‏تأکید بر وجود «نظام تک صدایى» نمى‏توان داشت‎ ‎در جامعه‏اى که ناهماهنگى میان نهادهایش به حدى ‏است که وزیر کشورش ادعا کند: «83 درصد بودجه فرهنگى کشور در اختیار نهادهاى غیر از دولت قرار ‏دارد» (موسوى لارى -همشهرى 79/12/2 ( علاوه بر مجموعه عوامل سیاسى رسمى آشکار، عوامل سیاسى ‏هم بر شعله ور شدن آتش تبعیض و فاد، کمک خواهند کرد. چطور مى‏توان به «تساوى افراد در برابر قانون» ‏دل بست که یک متهم طبق قانون براى بار اول به 15 سال حبس و تبعید و در مقام تجدید نظر اول فقط به ‏‏6 ماه حبس و در تجدید نظر دوم به 6 سال حبس محکوم مى‏شود. مگر مى‏شود دامنه تغییرات یک ماده ‏قانون در مورد یک جرم، این قدر نوسان داشته باشد؟ (مربوط به اکبر گنجى نوروز 26/4/80 ( مجموعه ‏قوانینى که داراى پایایى و روایى ‏(Reliability)‏ نبوده و در هر زمان یک گونه متضاد و کاملا" متفاوت با ‏قبل، یک جرم را «سنجش» مى‏کند، آیا قابل اعتماد است؟‎ ‎چگونه است که یک عضو نظام سیاسى، از سوى ‏بخشى از حاکمیت به عنوان آمرو مسؤول قتل‏هاى فجیع و ناجوانمردانه قلمداد مى‏شود (مهاجرانى در مورد ‏على فلاحیان - صداى عدالت 80/3/22 ( ولى همان عضو توسط بخشى دیگر از حاکمیت ضمن تأیید ‏صلاحیتش براى حضور در صحنه انتخابات هشین دوره ریاست جمهورى، در روزنامه‏هاى سخنگو به عنوان ‏فردى: سیاستمدار،مدیر،توانا، ناجى و مظلوم قلمداد مى‏شود(سیاست روز - به نقل از نوروز 80/4/23 ( ‏حکایت قراردادهاى نفتى، که یکى از عناصر اصلى حاکمیت از آن به عنوان « غارت بیت المال» یاد مى‏کند ‏‏(جنتى، نوروز 8025)‏ و دیگرى مى‏گوید: (آقاى جنتى جرأت مطرح و معرفى کردن متخلفان نفتى را ندارد و ‏نمى‏تواند به آنها نزدیک شود.« (عباس عبدى - نوروز 80/4/23 ( باز هم حکایت از شکاف عمیق بین ‏مجموعه عوامل حاکمیت مى‏کند که چیزى جز دورى از مردم از نظام را به دنبال ندار‎ ‎حکایت برخوردهاى ‏چند گانه با عوامل حادثه کوى دانشگاه و حکایت رانت خوارى‏ها و شبکه‏هاى قاچاق کالا در شبکه‏هاى ‏قاچاق نهادینه شده» (رئیس کل گمرک - نوروز 80/4/28) و بسیارى دیگر از مسائل، از حکایات روشن و ‏قابل فهم براى عموم است که سال هاست گریبان آنان را گرفته است. بدون شک در چنین فضاى سیاسى، ‏رابطه اعتمادى میان مردم و حاکمیت رو به ضعف گذاشته و عوامل سیاسى مندرج در نمودار، تقویت شده و ‏شاهد جرم و فسادى خواهیم بود که اینک فقط بخشى از آن را نظاره گریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات