تاریخ انتشار : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۱۷۹۵۵

بحران شمال عراق


در حالیکه بیش از دو ماه از جنگ و درگیری میان احزاب و گروه‌های رقیب کرد در کردستان عراق می‌گذرد در خلال تیرماه گذشته سران دو حزب بزرگ کردستان عراق مسعود بارزانی و جلال طالبانی با پادرمیانی غربی‌ها آمریکا و اعضای کنگره ملی عراق با هم دیدار کردند، و سرانجام پس از کشته و مجروح شدن ده‌ها هزار تن از طرفین و افراد بی‌دفاع شهرهای شمال عراق این جنگ و خونریزی به ظاهر فیصله یافت و دو طرف به توافق رسیدند که به حالت جنگ بین خود پایان داده، پارلمان و دولت منطقه‌ای خود را که از ابتدای جنگ قدرت فعالیت آنها به حالت تعلیق درآمده دوباره فعال کنند. از دیگر نکات توافق شده کوشش برای تشکیل یک کنگره بزرگ میهنی، با شرکت تمام احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌ها به منظور بررسی علل جنگ و برنامه‌ریزی برای رفع مشکلات و گرفتاری‌های مردم کردستان عراق می‌باشد. همچنین قرار است کمیته‌ای متشکل از اعضای دو حزب برای نظارت بر حسن انجام این تصمیمات تشکیل شود.
این گردهمائی و تصمیمات اتخاذ شده اگرچه به ظاهر موفقیتی برای کردهای عراق در پایان دادن به منازعات و حل مشکلات داخلی آنان محسوب می‌شود، اما در واقع آغاز «دور تسلسل باطل» است که نمی‌تواند بعنوان منشاء و آغازگر تحولات جدیدی مورد ارزیابی قرار گیرد زیرا همین توافق و دیدار را هم که با پا در میانی خارجی‌ها انجام شد می‌توان نوعی واکنش گروه‌های کرد عراقی از بیم قطع حمایت عربی‌ها و نیروهای سازمان ملل تلقی کرد. در اینجا یادآوری این نکته لازم است که گروه‌های رقیب در حالیکه سرگرم نبرد با همدیگر بودند مقامات ترکیه به کردها توصیه کردند که مشکلات خود را با دولت مرکزی عراق حل کنند. این لحن به ظاهر خیرخواهانه حاوی نکات مهمی بود، دولت ترکیه هم‌پیمان عربی‌ها است و خود اکنون درگیر جنگی طولانی و سخت با کردهای آن کشور است لذا هیچ‌گاه راضی نبوده که در کردستان عراق تشکیلات منسجمی برای کردها بوجود آید و غربی‌ها نیز مصالح دولت ترکیه را در اولویت قرار داده و می‌دهند و توصیه این کشور به کردها در واقع سفارش دول غرب به کردهای عراقی است که عملاً عدم توانائی خود را در اداره امور کردستان ثابت کرده‌اند. بعد از پایان جنگ خلیج‌فارس و شکست نظامی عراق دول غرب در راستای تامین منافع خود و برای سرپوش گذاشتن بر روی رفتارهای غیرانسانی خویش در لشکرکشی و جنایات جنگی، تأمین حقوق کردها را پیش کشیده و برای تثبیت حضور خود در منطقه حفاظت از ساکنان شمال و جنوب عراق را بهانه قرار داده و نیروهای خود را تحت عنوان چکش تعادل در پایگاه اینجرلیک ترکیه مستقر کرده و بالای مدار 36 درجه و پایین مدار 32 درجه را به عنوان مناطق امن اعلام کردند و کارشناسان امنیتی و اطلاعاتی خود را تحت پوشش سازمان‌های امدادرسانی و انجمن‌های خیریه در کردستان مستقر و به کسب آگاهی‌ها و شناسایی مناطق مختلف شمال عراق و ترویج فرهنگ غرب در منطقه پرداختند، جالب اینکه تمام این اقدامات که به نام تأمین حقوق ساکنان کردستان عراق انجام می‌شد، از جانب سران کردهای عراق مورد تأیید و حمایت قرار می‌گرفت. دول غربی جهت ایجاد فضای مناسب برای خود در مرحله اول گروه‌های معارض عراقی را تشویق کردند که با هم متحد شوند. لذا تحت رهنمودهای آنها کنگره ملی عراق متشکل از چند حزب و گروه عراقی که مخالف حکومت عراق هستند، تشکیل شد، سپس کردها را وادار کردند که در مناطق تحت نفوذ خود پارلمان و دولت تشکیل دهند،‌در این راستا قرار بود انتخابات سراسری و آزاد برگزار و نهادهای قانونی با شرکت همه احزاب تشکیل شود، اما دو حزب عمده کردستان یعنی حزب دمکرات کردستان عراق و اتحادیه میهنی تصمیم گرفتند که قدرت را بین خود تقسیم و پارلمان و دولت منطقه‌ای تشکیل دهند، که دیگر احزاب و گروه‌ها در آن نقش نداشته و قدرت نصف به نصف بین آنها تقسیم شود. اولین نقطه ضعف این تشکیلات همین عدم حضور دیگر جناح‌های فعال از سوی دیگر بود شرکت نکردن رهبران دو حزب عمده مسعود بارزانی و جلال طالبانی در بافت تشکیلات حکومتی عملاً قدرت اجرائی این تشکیلات را محدود و آنها را متکی به اراده و خواست احزاب کرد، لذا این تشکیلات در مدت فعالیت خود هیچ‌گاه نتوانستند قدمی مثبت در راه‌حل مشکلات کردستان عراق بردارند و همیشه، این رهبران دو حزب و اعضای رده بالای آنها بودند، که تصمیمات را اتخاذ و دولت و پارلمان دنباله‌رو آنها بودند، کردها در مدت 3 سال گذشته بارها و بارها از دول غرب خواسته‌اند که از سرمایه‌های بلوکه شده عراق برای تأمین نیازمندی‌های اقتصادی خود استفاده کنند ولی غربی‌ها که نمی‌خواستند کردها شخصیت مستقلی داشته باشند به این امر راضی نبوده و ترجیح دادند از طریق کمک‌های انسانی «حداقل» نیازمندی‌های غذائی و داروئی مردم کردستان عراق را تأمین کنند، همین «حداقل» هم چون به وسیله احزاب و با نظارت و خواست آنها در بین اهالی تقسیم می‌شود در واقع به عنوان ابزاری برای کسب وجهه و توسعه قدرت آنها و کشاندن افراد خانواده‌های گرسنه به سمت احزاب درآمده است تعدادی از نیروهای چریکی دو حزب در هم ادغام و بازوی نظامی دولت و پارلمان را تحت عنوان ارتش تشکیل دادند ولی این افراد قبل از اینکه خود را مأمور و ملزم به اطاعت از دولت بدانند خویشتن را پیش مرگه حزب خود می‌دانند و همین امر موجب شده تا با اوج‌گیری درگیری بین دو حزب عمده، دولت و پارلمان به حالت تعطیل و نیروهای تحت امر به اصطلاح دولت کردها به میان احزاب خود بازگردند. این حزب‌گرائی وقتی در بستر اختلافات گذشته دو حزب بررسی شود ابعاد آن مشخص خواهد بود، حزب دمکرات کردستان عراق یک تشکل سیاسی نظامی قدیمی است که با پیوستن ملامصطفی بارزانی به آن فعالیتش تحت‌الشعاع شخصیت وی قرار گرفت که اینک همین روال با قرار گرفتن مسعود بارزانی در رأس آن به چشم می‌خورد، ملامصطفی حزب را بنا به نظر شخصی خود سازماندهی و رهبری کرد و سرانجام در سال 1353 بعد از توافق الجزایر و شکست سیاسی نظامی بزرگ کردها به ایران پناهنده و اعلام نمود که کار وی دیگر تمام است از آن تاریخ تا سال 58 که بعلت بیماری سرطان فوت کرد در کرج و مدتی در آمریکا زندگی می‌کرد. پس از وی فرزندش مسعود بارزانی رهبری حزب را بعهده گرفت و با قبول ضمنی اشتباهات گذشته سعی کرد حزب را با مقتضیات زمان سازماندهی کند بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در خلال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، این حزب فعالیت مسلحانه خود را در کردستان عراق دوباره از سر گرفت.
جلال طالبانی که خود از اعضای مرکزیت حزب دمکرات بود در سال 1966 به ملامصطفی پشت کرد و به دولت عراق پیوست سپس به ایران پناهنده شد و مجدداً به عراق بازگشت و با اظهار پشیمانی از گذشته خود بار دیگر در کنار ملامصطفی با تشکیل اتحادیه میهنی فعالیت سیاسی نظامی خود را در قالب جدیدی آغاز کرد. اتحادیه میهنی ائتلافی از 3 گروه چپ‌گراست که مشی آنها مارکسیست، لنینیستی است، این حزب از ابتدای فعالیت با حملات شدید تبلیغاتی به حزب دمکرات و مخصوصاً رهبر آن ملامصطفی وی را مسئول شکست کردها دانسته و او را وابسته به امپریالیست‌ها مخصوصاً آمریکا معرفی نمود و از آن تاریخ برخوردهای نظامی بین افراد مسلح دو گروه آغاز شد و افراد اتحادیه که به جلالی‌ها معروف هستند حزب دمکرات را بیشتر از رژیم بغداد دشمن می‌شمردند این گروه نیز در خلال جنگ تحمیلی فعالتر شده و همزمان با ادامه درگیری با حزب دمکرات به فعالیت‌های نظامی در کردستان عراق پرداختند در سال 1982 طالبانی با صدام حسین ملاقات و با وی به توافق‌هائی دست یافت اما این توافق‌ها ثبات چندانی نداشت و وی بار دیگر با دولت عراق به جنگ پرداخت. منازعات دو حزب تا پیامدهای حمله عراق به کویت ادامه یافت و سرانجام دو حزب به شرحی که قبلاً بیان شد ظاهراً با حفظ به اصطلاح ایدئولوژی‌های خود همراه با چند حزب و گروه دیگر تحت حمایت غربی‌ها «جبهه کردستان عراق» را تشکیل و عاقبت دو حزب عمده اقدام به تشکیل دولت و پارلمان محلی کردند. علی‌رغم توجهات آمریکائی‌ها و دول غرب و توجیه سازمان‌های بین‌المللی و ارسال کمک‌های بشردوستانه اتحاد و اتفاق دو حزب فقط شکل صوری داشته و هیچ‌گاه به تفاهم واقعی نرسیدند و این عدم تفاهم با توجه به عداوت و دشمنی و تلاش برای تقویت و برتری یافتن همواره خطر برخورد نظامی بین دو حزب را افزایش داده و علی‌رغم تأکیدات و تلاش رهبران دو حزب به اتحاد و همبستگی این خطر همیشه در کمین نیروهای طرفین بود که برخوردهای دوباره آغاز شود. دو حزب عمده برخلاف تبلیغات که خود را متعهد به آزادی و دمکراسی معرفی می‌کردند با مخالفان و منتقدان خود کمتر سر سازگاری داشتند و همواره زور بر مباحثه غلبه داشته است نمونه بارز این امر درگیری حزب دمکرات با حزب سوسیالیست کردستان در اواخر سال گذشته و جنگ اتحادیه میهنی علیه حرکت اسلامی در اوایل سال جاری است، تمام گرفتاری‌های مردم کردستان و خسارات و تلفات ناشی از درگیری‌های داخلی با مسکن تفاهم ظاهری دو حزب و وجود دولت و پارلمان آرام می‌شد و زمانیکه در اوایل ماه میلادی جاری درگیری و جنگ بین دو حزب به خاطر مسئله‌ای کوچک آغاز شد. به یکباره تمام رشته‌های قبل پنبه شد و مشکلات مردم تشدید گردید. دولت و پارلمان عملاً تعطیل و اعضای آن به احزاب خود پیوسته و در نبردها شرکت کردند. ساختمان‌های این تشکیلات به تصرف افراد مسلح و احزاب درآمد و اکثراً غارت شدند در خلال جنگ دو طرف بر ناتوانی بنیادهای حکومتی اعتراف و خواهان اداره کردستان تحت نظارت سازمان ملل شدند در این میان هر حزب خواهان کسب قدرت مطلق است و حاضر نیست دیگران را در این قدرت سهیم کند تلاش کنگره ملی عراق و شخصیت‌های کرد در داخل و خارج عراق باعث شد که جنگ متوقف شود ولی جنگ تبلیغاتی و آماده‌باش‌های نظامی همچنان ادامه یافت تا اینکه تهدیدات غیرمستقیم غربی‌ها و حضور نمایندگان از بین‌الملل سوسیالیست امکان مذاکره و گفت‌وگوی رهبران دو حزب را فرهم نمود و این دو اکنون در پی آن هستند که وضع را به حالت اول برگردانند که شروع مجددی است برای حرکتی که به شکست انجامید و این چرخی بی‌حاصل است که مدت زمانی ادامه خواهد یافت و دوباره به اختلاف خواهد انجامید در این میان اهالی کردستان عراق هستند که تاوان این جنگ‌ها و قدرت‌طلبی‌ها را داده و می‌دهند و با فشارهای اقتصادی – کمبود مواد غذائی و داروئی، فقدان امکانات آموزشی عدم امنیت جانی، مالی و شغلی، ترور و غارت و آینده مبهم روبه‌رو هستند و تا متولیانی این چنین دارند مسلماً مشکلاتشان هر روز بیشتر می‌‌شود از سوی دیگر احزاب و گروه‌های فعال در کردستان عراق نیز این بار حاشیه‌نشین جریانات نخواهند بود، حرکت اسلامی کردستان عراق که در اوایل سال جاری در نبرد با تحادیه میهنی از نظر نظامی شکست خورده بود در جنگ اخیر در کنار بارزانی‌ها قرار گرفت و توانست توانایی‌های نظامی خود را به رخ احزاب به ظاهر قدرتمند کرد عراقی بکشاند، و هم‌اکنون بر قسمت‌هایی از کردستان عراق مسلط است این گروه ضمن انتقاد از دولت و پارلمان فعلی کردها، خواهان کردستانی است که طبق دستورات قرآن اداره شود و مسلماً در هرم قدرت باید جائی برای وی در نظر گرفته شود. دیگر احزاب و گروه‌های مسلح هم چنین خواستی دارند و با توجه به تظاهر به دمکراسی‌خواهی دو حزب عمده باید اینان را نیز به بازی بگیرند در این صورت جمع اضداد خواهد بود که ادامه تفاهم را بسیار مشکل‌تر خواهد کرد و خارج بودن آنها از دایره قدرت هم خطرآفرین است. مسئله دیگر شخصیت‌های سیاسی، دینی، علمی کردستان و مردم کوچه و بازار هستند که کم‌کم به این نتیجه رسیده‌اند که باید فعال‌تر عمل کنند. مردمی که طی سالیان متمادی زیر تازیانه رژیم بعثی عراق و همراه و همدوش با سایر هموطنان از ترک و عرب در یک مسلخ خون داده و تازیانه ستمگران را بر گرده خویش تحمل کرده‌اند، مردمی که زیر بنای فکری آنان اسلامی است و اکثراً خواهان حاکمیت دین خدا هستند در سه چهار سال گذشته به امید رسیدن به سراب آزادی و رهایی از چنگال رژیم بعث همه‌گونه فشارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی را تحمل کرده و شاهد ترک‌تازی فرهنگ مبتذل غرب در خانه و کاشانه خود بوده‌اند مسلماً از این وضع خسته شده و اگر متولیان مسلح بگذارند، این مردم مسلمان راه خود را که مشی اسلام و تبعیت از قرآن است را ادامه خواهند داد و همراه با دیگر هموطنان خود برای استقرار عدالت و آزادی خواهند کوشید و در صورتیکه گروه‌های مسلح حسن نیتی برایشان باقی مانده باید بجای قدرت‌طلبی به قیمت جان و مال مردم مظلوم یار و یاور آنها باشند و در راه تحقق خواست‌های واقعی آنان بکوشند.
با شرح آنچه رفت باید گفت اینک کردستان عراق در سایه بی‌لیاقتی‌های رئیس‌جمهور عراق و تحت فشار قدرت‌های غربی به میادینی بی در و دروازه و داور تبدیل شده است که بازیکنانش به خود گل می‌زنند، در این میان مردم نیز تماشاگرانی هستند که مجبورند هورا بکشند تا مربیان این میدان مدال بگیرند.
سنندج- دفتر سرپرستی کیهان

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات