به قلم: هنری جی بارکی
سیاست اوزال صرفاً از نقطه نظر تاکتیکی موفقیتآمیز بود. سیاست یاد شده به ترکیه اجازه داد که در تحولات شمال عراق یک طرف قضیه و صاحبنظر باشد و نیز حسن توجه کابینه آمریکا را به سمت خود معطوف کند. به علاوه مشکل اکراد ترکیه مانع معامله ایالاتمتحده با اکراد شورشی عراق شد. علاوه بر این ترکیه به خاطر ضررهایی که طی این جنگ (جنگ خلیجفارس) متحمل شده بود مبالغ هنگفتی برای جبران آن خسارتها دریافت داشت. لیکن سیاست اوزال افکار و قلوب مردم ترکیه را نتوانست با خود همراه کند و کمکی نیز به بهبود سیاست خارجی این کشور نکرد. در پی شکست حزب اوزال در انتخابات ترکیه، نخستوزیر جدید سلیمان دمیرل سیاست و خط مشی محتاطانهتری را اتخاذ کرد.
به علاوه اهداف استراتژیک «اوزال» نمیتوانست محقق گردد، چرا که خاتمه جنگ سرد موقعیت سیاسی جغرافیایی ترکیه را تضعیف کرده بود. از این گذشته رکود اقتصادی توأم با انتظارات برقراری صلح و ثبات تمایل غرب برای ارائه کمکهای اقتصادی و نظامی گسترده به ترکیه را کمرنگ و محدود نمود. همچنین غرب تمایلی به باز کردن هر چه بیشتر بازارهای خود، که قبلاً با واردات کالاهای ارزان محاصره شده بود، نداشت. نتیجه اینکه نقشی که ترکیه در خلال بحران خلیج (فارس) ایفا کرد جایگاه این کشور را در محاسبات استراتژیک غرب بار دیگر به آن باز نگرداند. در واقع مشکل اکراد نشان داد که ترکیه به صورت یک شریک کامل استراتژیک برای آمریکا و ناتو در خاورمیانه در نخواهد آمد، چرا که چنین شراکتی محدودیتهای بسیاری را بر منافع و رفتار ترکیه اعمال خواهد کرد.