به قلم: هنری جی بارکی
بنابراین برای ترکیه در بین این دو منطقه خود را قرار داده است مشکل حاد جدیدتری بوجود آمده است. تا همین اواخر ترکیه چشم طمع دوخته بود که عضو کامل و همیشگی مهمترین کلوپ اقتصادی غرب یعنی جامعه اروپا باشد. با خاتمه جنگ سرد ترکیه خود را در رقابت با کشورهای اروپای شرقی برای الحاق به جامعه اروپا دید. کشورهای مذکور درست به اندازه ترکیه تمایل دارند که به جامعه اروپا ملحق شوند و در این رقابت ادعا دارند که از پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیقتری نیز برخوردارند. نکته جالب توجه و درخور تأمل در باب نوع حرکت ترکیه در جریان جنگ (خلیجفارس) این است که جنگ مذکور عکس این ایده و باور، که در میان نخبگان و بزرگان سیاسی اروپا نیز رایج است، که ترکیه در واقع یک متحد مهم و قابل اعتماد در خاورمیانه است را تقویت کرده است. قیام اکراد نیز میتواند این ایده را تقویت کند. از سوی دیگر اروپا برخلاف آمریکا بیشتر تحتتأثیر تشدید درگیری میان ترکیه و اکراد میباشد چرا که از جمعیت 2 میلیون نفری کارگران ترکیهای مقیم اروپا عده زیادی را اکراد شامل میشود.
شک و تردید موجود در اروپای غربی نسبت به افزایش اعضای جامعه اروپا و مشکلاتی که برخی از کشورهای عضو در پذیرش کارگران میهمان از خاورمیانه با آن روبرو شدهاند تمایل اروپا را برای پذیرش درخواست ترکیه از بین برده است. اعضای جامعه اروپا نسبت به پذیرش یک کشور نسبتاً توسعه نیافته با یک نیروی کارگر عظیم غیرمسیحی که بودجه در حال افزایش جامعه اروپا را هرچه بیشتر صرف عمران و آبادانی منطقهای خواهد کرد بسیار محتاطانه عمل میکنند. به علاوه با صف کشیدن کشورهای اروپایی همچون سوئد، اطریش و سوئیس برای پذیرش در جامعه بسیار ضعیف است. البته موانع دیگری نیز بر سر راه پذیرش ترکیه وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به بنبست حاصله در خصوص قبرس اشاره کرد که یونان از آن برای عدم پذیرش درخواست ترکیه استفاده میکند و نیز موارد نقض حقوق بشر بخصوص در مورد اقلیت کرد ترکیه.