به قلم: هنری جی بارکی
هماکنون سیاست ترکیه در شمال عراق صرفاً در جستجوی نیل به یک هدف است و آن از بین بردن هرگونه نفوذی که اکراد ترکیه را برای دستیابی به خودمختاری یا استقلال تشویق و ترغیب کند. برخلاف تصور عدهای، ترکیه تمایلی به تملک منطقه شمالی عراق ندارد. (در ترکیه بسیاری عقیده دارند که این منطقه توسط انگلستان از ترکیه گرفته شده است). ذخایر نفتی شمال عراق احتمالاً ظرف 20 سال آینده تمام خواهد شد و لذا مخارج و هزینههای چهار میلیون کرد دیگری که جذب ترکیه شوند را نیز جبران نخواهد کرد. با این وجود هراس ترکیه از آن است که تشکیل یک حکومت مستقل کرد یا حتی یک حکومت فدرال در داخل عراق به آتش فتنه خودمختاریطلبی اکراد در ترکیه دامن زند. نگرانی ترکیه از جانب اکراد بر تمامی نگرانیهای منطقهای دیگر این کشور، از جمله تهدید بالقوهای که یک عراق تا دندان مسلح و دارای رژیمی دمدمی مزاج که احتمالاً سلاحهای هستهای در اختیار دارد و کنترل 20٪ ذخایر نفتی شناخته شده جهانی را در دست دارد میتواند بر امنیت ترکیه داشته باشد، تفوق داشته و دیگر نگرانیها و مشکلات را تحتالشعاع قرار میدهد.
نکتهای که برای ترکیه نتیجه عکس داد این بود که نیروی چند ملیتی که منطقه ممنوعه هوایی را در شمال عراق برقرار کرد و باعث خشنودی و رضایت خاطر ترکیه گشته است. به تشکیل یک حکومت کردی در عراق کمک کرد. نگرانی جامعه بینالملل نسبت به اوضاع نابسامان اکراد روند جریان را به سمتی برد که برای ترکیه مشکل بود که در این خصوص تغییر موضع دهد، چرا که میترسید مورد قهر قدرتهای بزرگ غربی و به خصوص ایالات متحده قرار گیرد. بنابراین تعجبی ندارد که پارلمان ترکیه در دسامبر سال 1992 و دوباره در ژوئن سال 1993، هر چند با اکراه، مدت اقامت نیروهای چند ملیتی در ترکیه را برای شش ماه دیگر تمدید کرد. به همین دلیل ترکیه نمیتواند تنها خط تدارکاتی اکراد عراقی را که از خاک ترکیه سرچشمه میگیرد قطع کند. با این حال آنکارا سعی کرده است جریان کمکهای ارسالی به شمال عراق را کنترل کرده و در بعضی مواقع مانع آن شود. با توجه به محدودیتهای حاصله از تداوم نگرانی کشورهای غربی نسبت به وضعیت اکراد عراقی، ترکیه سعی کرده است که از این وضعیت حداکثر استفاده را برده و توازنی بین منافع خود و منافع قدرتهای غربی به وجود آورد.