به قلم: هنری جی بارکی
در نتیجه در سیاست ترکیه عوامل متناقض و متضادی قرار داشتند. از یک سو ترکیه هیچ زمانی را برای عدم پذیرش و محکوم کردن شدید اعلام یک فدراسیون از سوی اکراد عراقی و نیز ترتیب دادن ملاقات وزرای خارجه کشور ترکیه، سوریه و ایران در نوامبر سال 1992 و در خصوص اهتمام مشترک آنها به حفظ تمامیت ارضی عراق از دست نداد. از آن زمان به بعد نمایندگان این کشورها برای هماهنگ کردن سیاستهای خود در قبال عراق و شمال عراق به طور نوبهای با یکدیگر ملاقات داشتند.
کشورهای سوریه و ایران به خاطر اینکه اعتقاد داشتند تشکیل یک کشور مستقل تمایل و خواست اکراد در این دو کشور را برای خودمختاری بیشتر تقویت خواهد کرد در خصوص مسئله شمال عراق با ترکیه همکاری کردند. به طور کلی ترکیه سعی کرده است روابط اقتصادیش با حکومت کردستان عراق را به حداقل برساند چرا که میترسد این روابط موجب تقویت آن گردد. با این همه چندی پیش یک محموله نه چندان زیاد از کمکهای ترکیه برای اکراد عراقی ارسال شد.
از سوی دیگر ترکیه با آغوش باز رهبران کردستان عراق را پذیرا شده، پاسپورت سیاسی در اختیار آنها قرار داده و موجبات دسترسی آنها به غرب را فراهم ساخته است تا از این رهگذر بتواند به وقت مناسب از ایشان استفاده کند. مهمتر از آن اینکه ترکیه اجازه داده است کاروانهای کمکهای ارسالی به شمال عراق از خاک این کشور بگذرد و چشمانداز پر فراز و نشیب روابط اقتصادی نزدیکتر در آینده را باز گذاشته است. در عوض رهبران کرد عراقی متعهد شدهاند که از عملیات ضد (پ-ک-ک) که از سوی ارتش ترکیه انجام میگیرد حمایت کنند، و همانطور که تعدی و دستیازی ماههای اکتبر و نوامبر سال 1992 نیروهای ترکیه به خاک عراق نشان داد، از اکراد عراقی مصرانه خواسته شده بود که به اردوگاههای (پ-ک-ک) در داخل خاک خود حمله کنند. بنابراین رهبران آنکارا امید داشتند در حالی که سعی در اکراد به پاشند. از سوی دیگر با پیوستن ترکیه به کمیته هماهنگی نظامی (MCC) در شمال عراق و در اختیار گرفتن تعداد پایگاههایی برابر با آمریکا فرصتهای عملیاتی بسیار مهمی در اختیار آنکارا قرار گرفت. این امر به ارتش ترکیه اجازه میداد که از نزدیک بر فعالیتهای (پ-ک-ک) نظارت داشته باشد.