به قلم: هنری جی بارکی
این خطمشی دوگانه هم نشاندهنده محدودیتهای ترکیه بود و هم بیانگر اختلاف و شکافی که بین دولت به خصوص رئیسجمهور سابق «تورگوت اوزال» و نخستوزیر وقت دمیرل وجود داشت. در حالی که «اوزال» سناریوهای جایگزین دیگری را برای شمال عراق و حتی اکراد داخل ترکیه در ذهن میپروراند، دمیرل و ارتش، هرگونه تحکیم حکومت کردن را با شک و تردید عمیق مینگریستند. جالب آنکه آنکارا بار دیگر نتیجه عکس گرفت و با اعمال فشار بر اکراد عراقی برای شرکت در عملیاتهای ضد (پ-ک-ک) به اکراد عراقی این اجازه را داد که در سیاستهای داخلی ترکیه دخیل شده و مشارکت کنند. در واقع آتشبس ماه مارس 1994 (پ-ک-ک) از سوی طالبانی نقض شده و از بین رفت. هر چند که این آتشبس مدت زیادی به طول نیانجامید لیکن پویائی روابط حاصله میان اکراد ترکیه و عراق امید، آنکارا مبنی بر خاتمه یافتن سریع مسئله کردستان به یأس مبدل کرد و به جای آن مسئله اکراد داخلی و اکراد خارجی احتمالاً وضع را به مراتب پیچیدهتر خواهد کرد.
چشمانداز مهار و کنترل درگیری
کنترل و مهار برخوردهای قومی به مراتب سادهتر از حل آنهاست. در مورد ترکیه اکراد در موقعیتی نیستند که از نظر نظامی برنده شوند، دولت ترکیه نیز همینطور، این دولت چشم امید به توان خود دوخته است که مانع ارسال سلاح از کشورهای همسایه برای اکراد شود. در هر صورت بنا به دلایلی که در ذیل اشاره میشود پیروزی نظامی ترکیه به قیمت گرانی برای آن تمام میشود چرا که: این پیروزی در پی تلفات سنگین دو طرف محقق خواهد شد، یقیناً ترکیه را چه از نظر سیاسی و چه از نظر اقتصادی بیثبات میکند، آمار نقض حقوق بشر در این کشور چند برابر خواهد شد و موجب دوری هر چه بیشتر آنکارا از واشنگتن جامعه اروپا و به طور کلی غرب خواهد شد.
راهحل فوقالذکر برای دولتی که به دنبال گسترش نقش خویش در امور منطقهای و بینالمللی است راهحل معقول و پسندیدهای نیست. تداوم درگیری خشونت بار داخلی نقش ترکیه را به عنوان عامل ایجاد ثبات در مناطقی که منافع آن با منافع متحدین غربیاش یکی میشود تضعیف خواهد کرد. مادامی که درگیری اکراد ادامه دارد ترکیه در مقابل حرکتهای سوریه و عراق که همگی دلایلی برای ایجاد بیثباتی در ترکیه دارند، آسیبپذیر خواهد ماند. در نتیجه احتمال بروز درگیری بین ترکیه و این قدرتهای منطقهای منتفی نخواهد بود، به علاوه خشونت داخلی در ترکیه نه تنها مانع سرمایهگذاری شرکتهای غربی در ترکیه خواهد شد بلکه بر روابط بازرگانی و دیپلماتیک ترکیه با غرب اثر خواهد گذاشت. ضربهای که از این طریق بر صنعت در حال رشد توریسم ترکیه وارد میآید. خود جای بحث دارد که در این جا مجال پرداختن به آن نیست و صرفاً اشارهای گذرا به آن شد. بنابراین چون در کوتاهمدت ترکیه جانشینی برای غرب پیدا نخواهد کرد لذا این ریسک وجود دارد که ترکیه تمامی دستاوردهای سیاسی و اقتصادی اخیر خود را به مخاطره بیندازد.