تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۱۷۹۹۳
تئوری «خنجر از پشت» آناتولی دوبرینین

ماتم یک بوروکرات (بخش اول)


نوشته: استفن مریت‌ماینر / Steven Meritt Miner: استادیار تاریخ در دانشگاه «اوهایو»
خواننده خاطرات مهم «آناتولی دوبرنیین» ممکن است در نظر اول با مطلب تازه‌ای در این خاطرات برخورد نکند. سراسر کتاب خاطرات دوبرینین، مالامال از نوستالژی برای یک امپراتوری از دست رفته است که با لحنی افشاگرانه نگاشته شده است. این کتاب مالامال از بدگویی، دسیسه و امیال فردی است که موقعیت ممتاز خود را از دست رفته می‌بیند. اگرچه «آناتولی دوبرینین» مدت‌ها دیپلمات و سفیر شوروی در آمریکا و یکی از خدمت‌گزاران صدیق رژیم کمونیستی در تمامی طول حیات آن بود، اما، اگر خواننده از این مسئله مطلع نباشد، تصور می‌کند که نویسنده کتاب یکی از فعالان رژیم تزاری در مقطع انقلاب 1917 می‌باشد.
خاطرات دوبرینین، مانند همه خاطرات دیگر از این دست، خواننده را مسحور می‌سازد. این کتاب، هم‌چنین برای محققانی که درباره تاریخ متاخر شوروی تحقیق می‌کنند، منبعی ارزشمند محسوب می‌شود. اما، دوبرینین، ابهامات اصلی تاریخ اخیر شوروی را بی‌پاسخ باقی می‌گذارد. این کتاب، اطلاعاتی ارزشمند درباره مذاکرات مربوط به پیمان «محدودسازی سلاح‌های استراتژیک» (سالت) و روند تشنج زدائی ارائه می‌دهد. اما، از آنجائی که تمامی تلاش نویسنده، متوجه توجیه اعمال خویش است، لذا، از ارائه پاسخ به این سؤال ناتوان مانده است که چرا امپراتوری‌ای که تا همین اواخر به نظر می‌رسید که برای همیشه بخشی از نظم بین‌المللی باقی ماند، ناگهان این چنین درهم شکست و فروپاشید. او نیز مانند اسلاف تزاریست خود قادر نیست علت ناپایدار ماندن آن چیزی را که قبلاً پایدار تصور می‌شود، توضیح دهد.
دوبرینین، محصول دومین نسل از دیپلمات‌های شوروی است و در ردیف سیاست‌مداران کارکشته‌ای چون «آندری گرومیکو» وزیرخارجه دیرپای شوروی قرار می‌گیرد. نسل اول دیپلمات‌های این کشور، متشکل از انقلابیون سالخورده و انترناسیونالیستی بود که تجربه سیاسی آنها، ریشه در قبل از انقلاب داشت. آنها افراد برجسته و با استعدادی بودند و دانش گسترده‌ای از جهان پیرامون خود داشتند. اغلب این افراد در دوران استالین، یا تیرباران شدند و یا سر از اردوگاه‌های کار اجباری درآوردند. دوبرینین، در مقطعی گام به دنیای سیاست گذاشت که روش‌ها و شیوه‌های نسل اول دیپلمات‌های شوروی به تدریج رنگ می‌باخت. او نه به دلیل خلاقیت و ابتکار عملش، که به خاطر سرسپردگی محض در برابر سیستم به شدت متمرکز شوروی، برای این کار برگزیده شد. او که از تصیفیه‌های استالینی تجربه کسب کرده بود، احتیاط و محافظه‌کاری را به حد افراط پیشه خود ساخت. سیاست‌مدارانی مانند او، ضمن اینکه وفادارانه در خدمت سیستم بودند، مشی خود می‌گوید، طی دوران مسئولیت خویش، همیشه با افرادی که از اعتقادات محکم شخصی برخوردار بودند (روس یا غیرروس) مشکل داشته است. روحیات این افراد، با اخلاقیات بقاءطلبانه دوبرینینی به شدت در تضاد قرار می‌گرفت.
دوبرینین، در سال 1944 یک مهندس پرواز بود و وقتی مطلع شد که برای خدمت در وزارت خارجه برگزیده شده است، چندان مسرور نشد. او نیز مانند «گرومیکو» که یک «اگرونومست» (Agronomist) بود و شش سال قبل جذب دنیای سیاست شده بود، شناختی از مسائل خارجی نداشت و هیچ زبان خارجی نیز نمی‌دانست. لذا، در ابتدای فعالیتش در پست جدید، نشانه‌هایی از آموزش شتابزده خود را بروز داد: تسلط ناقص به زبان انگلیسی و تمرین سیاست به روش ناپخته جوانان روسی وی می‌گوید: «پنهان‌کاری» در رأس آموزش‌های دیپلماتیکی قرار داشت که او فرا گرفت. در آن زمان، خواننده روزنامه‌های بورژوائی، تابو محسوب می‌شد، اما دوبرینین، با مطالعه نشریات انگلیسی زبان کمونیستی چون «دیلی ورکر» بتدریج بر تسلط خویش بر زبان خارجی افزود. آنچه در آموزش‌های دوبرینین برجسته بود اینکه، هدف از این آموزش‌ها، تربیت آنچنان دیپلمات‌هایی بود که بتوانند اهداف مسکو را بدون در نظر گرفتن محدودیت‌های اخلاقیات پرولتری، در عرصه بین‌الملل به پیش برند.
بخش اعظم خاطرات دوبرینین به شرح حوادث دورانی مربوط می‌شود که او پست سفارت شوروی در آمریکا را بر عهده داشت (از 1962 تا 1989). این کتاب، براساس دوران زمامداری روسای‌جمهور آمریکا فصل بندی شده است. بخش جالب این کتاب، نظرات دوبرینین درباره دیپلمات‌ها و روسای‌جمهور آمریکاست: «رابرت کندی» فردی عاطفی و سرسخت؛ «لیندن جانسون» فردی که جنگ ویتنام را تیول شخصی خود تلقی می‌کرد؛ هنری کی سینجر» فردی باهوش و توانا؛ «جیمی کارتر» فردی متلون المزاج و به لحاظ عاطفی ناپایدار؛ «و الکساندر هیگ» فردی به غایت لاف زن. اما، دوبرینین درباره «رونالد ریگان» سکوت اختیار می‌کند. ریگان از آن نوع افراد معتقدند و پای‌بند به اصولی بود که دوبرینین از ایشان نفرت داشت. «موضع ضدکمونیستی او تنها یک پز سیاسی نبود» و تزلزل دوبرینینی در ترسیم شخصیت او، به یکی از بخش‌های جالب کتاب عینیت بخشیده است.
در جمله بخش‌های ناخوشایند کتاب برای خواننده آمریکائی، بحثی است که به انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا می‌پردازد. دوبرینین، در این بخش توضیح می‌دهد که چگونه کاندیداهای ریاست جمهوریخواه، سعی می‌کردند سفارت شوروی در واشنگتن و شخص دوبرینین را متقاعد سازند که تشدید تبلیغات ضدشوروی، فقط یک حربه تبلیغاتی است و در صورت انتخاب ایشان به ریاست‌جمهوری، هیچ تغییری در سیاست آمریکا در قبال این کشور بوجود نخواهد آمد. دو نسل بعد از «لیندن جانسون» (که این روش را به حد افراط به کار گرفت)، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا «تیپ اونیل» به دوبرینین هشدار داد که انتخاب مجدد ریگان به مقام ریاست‌جمهوری، فاجعه‌آمیز خواهد بود: «راهنمای عمل ریگان، غریزه ضدکمونیستی اوست و او احتمالاً ما را در آستانه یک رویاروئی مسلحانه بزرگ قرار می‌دهد... او مرد خطرناکی است!»
نقاط ضعف
ارزش خاطرات دوبرینین، قبل از اینکه به افشای حقایق پشت‌پرده شوروی باشد، به افشاگری‌های او درباره دیپلماسی آمریکاست. معهذا، تا قبل از گشایش آرشیوهای بسته کرملین، شاید خاطرات دوبرینین، بهترین منبع برای محققان مسائل روسیه بود. تصویری که دوبرینین از رهبری کرملین ارائه می‌دهد، اگرچه ناقص و تا حدودی در خدمت توجیه نقش نویسنده می‌باشد، معذالک بسیار هراس‌انگیز است. او در کتاب خود نشان می‌دهد که رهبران شوروی تا چه حد تنگ‌نظر بوده و از هماهنگ‌سازی سیاست‌های خود حتی در زمینه مسائل عمده‌ای چون مداخله در افغانستان و آفریقا عاجز بوده‌اند. هم‌چنین، آنطور که از متن کتاب برمی‌آید، دوبرینین، معتقد است که چهره‌های برجسته شوروی چون «گرومیکو» و حتی خود او، که مدت‌های طولانی مصدر کار بوده‌اند، توانایی انجام وظایف خویش را نداشتند و این امر موجب جمود و افت خلاقیت و ابتکار دیپلماتیک آنها گردیده بود. دیپلمات‌های شوروی، به جای تنظیم برنامه‌های مناسب با حرکت شتابنده جهان، به وضع موجود دل بسته و سیستم موجود را تأیید و تقویت می‌کردند. در این شرایط، دوبرینین به دلال و دیپلماتی کارکشته و مورد اعتماد تبدیل شد که بیش از آنکه برای سست شدن پایه‌های قدرت شوروی نگران باشد، نگران سرنوشت پیمان‌های تسلیحاتی بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات