تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۱۸۰۰۲
نشست بررسی «جنبش‌های مردمی در جهان عرب»

جلایی‌پور: دموکراسی دیگر یک ارزش غربی نیست


نشست بررسی «جنبش های مردمی در جهان عرب» روز چهارشنبه 24 فروردین با حضور جمشید ممتاز، محمدعلی سبحانی و حمیدرضا جلایی پور در سایت دیپلماسی ایران برگزار شد. اولین سخنران نشست دکتر جلایی پور بود.حمیدرضا جلایی پور که درباره ریشه جنبش های مردمی در کشورهای اسلامی و شمال آفریقا سخن می گفت، تاکید کرد که از حوادث و تحولات اخیر منطقه سه درس روشن می توان گرفت. درس اول که چندان پیچیده نیست این است که مردم سالاری یا دموکراسی دیگر به مثابه یک ارزش غربی یا کالای وارداتی محسوب نمی شود.
وی در این باره گفت: به نظر می رسد حکومت هایی در منطقه که تا اندازه ای دارای این سازوکار هستند با چالش کمتری مواجه اند. درواقع جاهایی که سازوکار دموکراتیک وجود دارد، گرفتاری ها و اعتراض ها سریع رفع می شود، در جاهایی که کمتر وجود دارد به شورش تبدیل می شود، در جایی که اصلا دموکراسی وجود ندارد به انقلاب منجر می شود و دست آخر اگر مقاومت در مقابل آن صورت بگیرد مثل لیبی با جنگ داخلی مواجه می شویم.
استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه دموکراسی در مصر و تونس خوب کار نمی کرد و به همین دلیل بود که انقلاب های آرام در این کشورها رخ داد، افزود: البته خوشبین نیستم که بگویم حتما دموکراسی در این دو کشور پا می گیرد. اما دیدیم که در لیبی مقامات حتی تن به روش های بن علی و مبارک هم ندادند و به رغم تجربیات آشکار در همسایگی شان، به این روش قائل شدند که تا وقتی سفت بکوبند و سرکوب کنند پابرجا می مانند. فلذا الان شاهد جنگ داخلی در لیبی هستیم و نه حتی انقلاب.
جلایی پور با بیان اینکه باید از این تحولات درس های لازم را گرفت، اضافه کرد: درس اول این است که اگر دموکراسی خوب کار کند، اعتراض ها منجر به اصلاحات می شود و اگر کمتر کار کند به انقلاب. درس دوم این است که این موضوع در برخی کشورهای منطقه جا افتاده است که برای امنیت و ثبات کشور، نسخه دموکراسی کارآیی ندارد و نسخه اقتدارگرایی جواب می دهد.
او با طرح این سوال که چرا اقتدارگرایی در تونس و مصر جواب نداد و دست روسا را نگرفت؟ گفت: مصر یک دولت اقتدارگرای موفق بود. سالانه میلیون ها نفر توریست به مصر می آمدند و حتی رفت وآمد اسراییلی ها به درآمدهای این کشور می افزود. اما چرا یکباره مبارک سرنگون شد؟ و چرا لیبی که مستقیما توپ و تانک و هواپیما به میدان آورد کارش به اینجا رسید؟ چه شده است که اقتدارگرایی با مشکل روبرو شده است؟ اولین دلیل این است که اقتدارگرایی تنها در جوامعی دوام پیدا می کند که امراض و گرسنگی و وحشت های گسترده وجود داشته باشد. مثل ایران در زمان مشروطه که نظام اقتدارگرایی مثل رضاخان برای آن جواب می داد.
وی در ادامه به غیرقابل پیش بینی بودن انقلاب ها اشاره کرد و گفت: برای تبیین شرایط انقلابی پیش بینی هایی داریم ولی برای پیروزی انقلاب ها تئوری ای در دست نداریم.
جلایی پور در پایان تصریح کرد: در همه جامعی که اخیرا دستخوش انقلاب شدند عوامل تهییجی و تحریک کننده ای وجود داشت. مهم نیست کسی که خودش را سوزانده، جرقه حادثه بوده است؛ مهم تر از آن دلیلی آتش سوزی است. معمولا وقتی طبقه پایین دست اعتراض می کند، طبقه متوسط دست به دامن دولت می شود و طلب امنیت می کند ولی در تونس و مصر طبقه متوسط ناراضی بود و وقتی طبقه فروست دست به اعتراض زد، آنها هم همراهشان شدند. نباید بگوییم چون ترکیه سکولار است در مسیر تغییر قرار نگرفت. مصر هم سکولار بود. بن علی از همه آنها سکولارتر. قضیه این است که ترکیه دموکراسی دارد و در دموکراسی اوضاع سکولارها و اسلام گراها و اقوام و... سروسامان پیدا می کند و مانع فروپاشی می شود.
در مصر نکته مثبتی برای اسرائیل وجود ندارد
محمدعلی سبحانی در مقام دومین سخنران نشست بررسی تحولات جاری در خاورمیانه بحث خود را با بررسی چرایی این جنبش‌ها آغاز می‌کند و می‌گوید: خاورمیانه به عنوان بخشی از جامعه جهانی میزبان بخشی از این تحولات جاری بوده است. بخش اعظم تحولات در خاورمیانه به روزهای پس از پایان جنگ سرد بازمی‌گردد. انتقال از روزهای جنگ به نظم نوین جهانی در کشورهای حاضر در خاورمیانه چندان احساس شد. روزهایی بود که جنبش‌های خاورمیانه خود را در دو مسیر پیدا می‌کردند: یا شرق یا غرب. پس از جنگ سرد این مساله دیگر مصداق نداشت اما کشورهای حاضر در خاورمیانه همچنان از همان الگو تبعیت کردند. سبحانی با اشاره به نقش رسانه‌ها در تحولات جاری می‌افزاید: انقلاب الکترونیک در سطح جهانی رخ داده و امروزه روز ما برای برخورداری از اطلاعات جاری به دردسر چندانی نمی‌افتیم. حس مشترکی که امروز در اعراب می‌بینیم ریشه گرفته در همین رسانه‌های مشترک است. نکته حائز اهمیت در کشورهای عربی، تغییر ماهیت منازعات است. پیش از این تمام حرکت‌ها ضداستعماری بود. اما امروز این جنبش‌ها حتی از شعارهای ضداسرائیلی هم تهی هستند. ماهیت این نزاع اکنون تغییر کرده است. بحث این خیزش‌ها کاملا داخلی است.
ناکارآمدی و فساد و توسعه فقر در این کشورها تبدیل به موضوعی برای اعتراض شده است. آنچه در کشورهای عربی اهمیت دارد بحران هویت است. اعراب هم در جنگ باختند و هم در صلح موفق نشدند. صلح اسرائیل با اعراب در حقیقت همان "صلح ناتمام" است. انورسادات در روزهای حکمرانی وعده اصلاحات نداد که این وعده‌ها محقق نشد. سبحانی افزود: ویژگی این جنبش‌ها این است که هیچ‌کدام رهبر ندارند. محوریت جوانان بحثی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. این خیزش‌ها عاری از ایدئولوژی هم هستند. جنس این جنبش‌ها عرف‌گرایی است. شعارها هم داخلی و عموما عاری از خشونت هستند. البته دولت‌ها برای سرکوب مردم دست به تحریک خشونت هم می‌زنند. سبحانی هدف از این جنبش‌ها را "تغییر" در سطح کلان می‌داند و نوع برخورد حاکمان را تقلایی برای حفظ قدرت می‌داند: تبدیل به طایفه‌گرایی از اصلی‌ترین ابزار در اختیار برخی حاکمان مانند یمن و بحرین است. تبدیل بحران به جنگ داخلی ترفند دیگری است که در لیبی شاهد آن هستیم. سبحانی در مقام برشمردن اشتباهات معترضان می‌گوید: به دام خشونت افتادن، بالا بردن سطح توقعات پیش از موعد، افتادن در دام طایفه‌گرایی، اتکا بیش از حد به قدرت‌های خارجی، ضعف سازمان‌دهی، توهم‌گرایی و برخورد با ارتش از اصلی‌ترین انحراف‌های این اعتراض‌ها است. سبحانی درخصوص نقش غرب در این تحولات می‌گوید: آمریکا برای حفظ منافع %D

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات