تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۱۸۰۰۳

نقش ارتش‌ها در جوامع (بخش دوم)


سیدعلی‌اصغر طباطبائی
1- محرک‌های نظامی خارجی:

اگر در خارج از کشور یک نیروی نظامی قوی وجود داشته باشد که به مسائل داخلی کشور با نظر خاص نگاه کند، می‌تواند با استفاده از نفوذ و اقتدار خود، ارتش را در داخل تحریک کند، به آن جهت دهد و انگیزه لازم برای ورود به سیاست را در اختیارش بگذارد.
2- ساختار داخلی ارتش و زمینه اجتماعی افسران
ساختار ارتش و نظم و مقررات خاص آن موجب می‌شود که افراد نخبه در ارتش به سوی سیاسی شدن تمایل یابند. «موریس یانوویتز» علت دخالت ارتش در سیاست را به دلیل ویژگی‌های خاص نظامی و تمایل افسران به خدمت همگانی می‌داند و به آن جنبه اخلاقی می‌دهد. او همچنین اعتقاد دارد افسران قابلیت مدیریت را با روح قهرمانی در خود دارند و از آن سود می‌برند.
3- ساختار سیاسی و نهادی جامعه
اگر جامعه‌ای فاقد نهادهای سیاسی کارآمد باشد که تنش‌های سیاسی گروه‌های مختلف را تعدیل و تهذیب کند، نیروهای اجتماعی مستقیماً رودرروی یکدیگر قرار می‌گیرند و ارتش وارد سیاست می‌شود. در واقع، میزان سیاست‌زدگی نهادها و افراد نظامی به ضعف سازمان‌های سیاسی غیرنظامی و ناتوانی رهبران غیرسیاسی در مقابله با مسائل سیاسی عمده کشور بستگی دارد(1).
«ساموئل هانتینگتون» همچنین در کتاب دیگر خود فاکتورهای دخالت ارتقاء نظامیان را به شرح زیر مطرح می‌کند:
1- ضعف جامعه مدنی
2- کاهش اشتراک سیاسی
3- ضعف جنبه‌های سازمانی و تشکیلاتی
4- فقدان و یا ضعف نهادهای سیاسی کارآمد
5- شدت برخورد اجتماعی و طبقاتی
6- حرفه‌ای شدن نظامیان(2)
دخالت بازدارنده نظامیان نیز در دو زمان رخ می‌دهد:
1- پیروی بالفعل و یا نزدیک حزب و یا جنبش مورد مخالفت نظامیان.
2- اجرای سیاست رادیکال توسط دولت و توسل به گروه‌هائی که نظامیان با آنها مخالف هستند(3).
در گزارش مؤسسه تکنولوژی ماساچوست در سال 1960 اشاره می‌شود که تا هنگامی که غیرنظامیان و رهبران سیاسی نتوانند به وظائف خویش عمل کنند، نقش ارتش اجتناب‌ناپذیر خواهد بود(4).
و یا تو یکی دیگر از دانشمندان علم سیاست، دخالت نظامیان در سیاست را ثمره شرایط اجتماعی و توانائی و تمایل نظامیان به سیاست می‌داند. او عوامل زیر را مطرح می‌کند:
1- سنت‌هایی که در آن تعلیم یافته‌اند
2- ریشه‌های اجتماعی آنان
3- میزان نفوذ فکری آنها بر نیروهای تحت فرمان
4- قدرت رهبران سیاسی و روابط آنها با فرماندهان نظامی(5)
سطوح دخالت نظامیان در سیاست
دخالت نظامیان در سیاست به 4 سطح مختلف تقسیم می‌شود که در ذیل به اختصار بدانها اشاره خواهد شد.
1- اعمال نفوذ
منظور از این عمل، متقاعد کردن مقامات کشور و تغییر و تعدیل تصمیمات آنها در جهت خواسته‌های نظامیان است.
2- فشار یا ارعاب
در این حالت نظامیان با استفاده از اهرم فشار یا ارعاب سعی در تهدید مقامات و دستیابی به اهداف خود هستند.
3- جابه‌جا کردن کابینه‌ها
به معنای برکناری یک دولت و یا رئیس حکومت و آوردن دیگری است. هدف نظامیان از به کارگیری این شیوه، به روی کار آوردن سیاست‌مداران موافق با خود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات