سیدعلیاصغر طباطبائی
1- محرکهای نظامی خارجی:
اگر در خارج از کشور یک نیروی نظامی قوی وجود داشته باشد که به مسائل داخلی کشور با نظر خاص نگاه کند، میتواند با استفاده از نفوذ و اقتدار خود، ارتش را در داخل تحریک کند، به آن جهت دهد و انگیزه لازم برای ورود به سیاست را در اختیارش بگذارد.
2- ساختار داخلی ارتش و زمینه اجتماعی افسران
ساختار ارتش و نظم و مقررات خاص آن موجب میشود که افراد نخبه در ارتش به سوی سیاسی شدن تمایل یابند. «موریس یانوویتز» علت دخالت ارتش در سیاست را به دلیل ویژگیهای خاص نظامی و تمایل افسران به خدمت همگانی میداند و به آن جنبه اخلاقی میدهد. او همچنین اعتقاد دارد افسران قابلیت مدیریت را با روح قهرمانی در خود دارند و از آن سود میبرند.
3- ساختار سیاسی و نهادی جامعه
اگر جامعهای فاقد نهادهای سیاسی کارآمد باشد که تنشهای سیاسی گروههای مختلف را تعدیل و تهذیب کند، نیروهای اجتماعی مستقیماً رودرروی یکدیگر قرار میگیرند و ارتش وارد سیاست میشود. در واقع، میزان سیاستزدگی نهادها و افراد نظامی به ضعف سازمانهای سیاسی غیرنظامی و ناتوانی رهبران غیرسیاسی در مقابله با مسائل سیاسی عمده کشور بستگی دارد(1).
«ساموئل هانتینگتون» همچنین در کتاب دیگر خود فاکتورهای دخالت ارتقاء نظامیان را به شرح زیر مطرح میکند:
1- ضعف جامعه مدنی
2- کاهش اشتراک سیاسی
3- ضعف جنبههای سازمانی و تشکیلاتی
4- فقدان و یا ضعف نهادهای سیاسی کارآمد
5- شدت برخورد اجتماعی و طبقاتی
6- حرفهای شدن نظامیان(2)
دخالت بازدارنده نظامیان نیز در دو زمان رخ میدهد:
1- پیروی بالفعل و یا نزدیک حزب و یا جنبش مورد مخالفت نظامیان.
2- اجرای سیاست رادیکال توسط دولت و توسل به گروههائی که نظامیان با آنها مخالف هستند(3).
در گزارش مؤسسه تکنولوژی ماساچوست در سال 1960 اشاره میشود که تا هنگامی که غیرنظامیان و رهبران سیاسی نتوانند به وظائف خویش عمل کنند، نقش ارتش اجتنابناپذیر خواهد بود(4).
و یا تو یکی دیگر از دانشمندان علم سیاست، دخالت نظامیان در سیاست را ثمره شرایط اجتماعی و توانائی و تمایل نظامیان به سیاست میداند. او عوامل زیر را مطرح میکند:
1- سنتهایی که در آن تعلیم یافتهاند
2- ریشههای اجتماعی آنان
3- میزان نفوذ فکری آنها بر نیروهای تحت فرمان
4- قدرت رهبران سیاسی و روابط آنها با فرماندهان نظامی(5)
سطوح دخالت نظامیان در سیاست
دخالت نظامیان در سیاست به 4 سطح مختلف تقسیم میشود که در ذیل به اختصار بدانها اشاره خواهد شد.
1- اعمال نفوذ
منظور از این عمل، متقاعد کردن مقامات کشور و تغییر و تعدیل تصمیمات آنها در جهت خواستههای نظامیان است.
2- فشار یا ارعاب
در این حالت نظامیان با استفاده از اهرم فشار یا ارعاب سعی در تهدید مقامات و دستیابی به اهداف خود هستند.
3- جابهجا کردن کابینهها
به معنای برکناری یک دولت و یا رئیس حکومت و آوردن دیگری است. هدف نظامیان از به کارگیری این شیوه، به روی کار آوردن سیاستمداران موافق با خود است.