ویژگیهای ارتش
تشکیلات نظامی از سه منبع قدرت که شامل شخصیت - مالکیت - سازمان است، دو منبع مالکیت (اعتبارات مالی) و سازمان را در اختیار دارند. علاوه بر منابع وسیع و ذخایر گسترده که قدرت نظامی مورد استفاده قرار میدهد و سازمان با انضباط و استواری که در اختیار دارد، از قدرت تنبیهی نیز استفاده میکند.(3)
انضباط آهنین، ارزش و ملاک اصلی سازمان نظامی یا ارتش است. ادوارد شیلز در سال 1950، در مورد ارتش گفته است که ارتش یک کاست جدا از جامعه است و از حلقه سنتی بیرون مانده است. سازمان نظامی اندک شباهتی هم به ساختار سنتی جامعه ندارد، زیرا تکنولوژی، اخلاقیات سازماندهی و آموزش جای خاص خود را دارد. همهی این امور یا وارداتیاند یا از الگوهای خارجی تبعیت میکنند. فشار جوامع جهان سومی دست ارتشیان را نمیبندد. آنان این مزیت را دارند که در جامعه دچار تب ملیگرایی، مشارکت فعال داشته باشند، اما به سنتهای کهن جامعه بیاعتنا هستند. آنان در جوامع عمدتاً مذهبی، خارج از ملاحظات مذهبی عمل میکنند. نظم ارتش به آنان شکل میبخشد ولیکن سلسله مراتب را میپذیرند و بنابراین به عنوان سازماندهان و بسیجگران سیاسی، بیش از کسانی که مقام سیاسی هستند و یا تجربهی کاری ندارند، کارایی بیشتری دارند.
«پای» نیز در سال 1955 به نکات زیر در مورد ویژگیهای ارتش اشاره میکند. ارتش از فساد و عدم کارایی به دور است و رهبران نظامی به دلیل پختگی و بلوغ بیشتر، احساس امنیت میکنند و در مسائل کشوری با واقعبینی بیشتری عمل میکنند.
شرایط لازم برای ایجاد سازمان نظامی
برای تشکیل و یا ادامه حیات مستحکم نیروی نظامی یا ارتش شرایط و عوامل ویژهای باید در کنار هم قرار گیرند. این شرایط و عوامل شامل شرایط اجتماعی، اقتصادی، تکنیکی، فرهنگی و سیاسی است.
شرایط اجتماعی شامل وجود جمعیت کافی و آمادگی روحی مردم در حرکت به سوی تشکیل چنین نهادی است. شرایط اقتصادی زمانی برای تشکیل ارتش ایدهآل است، که مازاد سرمایه و درآمد کلان اضافی موجود باشد تا بتوان از آن برای تشکیل ارتش استفاده کرد. شرایط تکنیکی شامل نوع و شیوه کاربرد ادوات نظامی و جنگی و تأثیر آنها در بهبود شیوههای جنگ و تشکیل یک ارتش قدرتمند میباشد. شرایط فرهنگی مناسب موجب میشود که اذهان عمومی در تمرکز و گسترش فعالیت تأسیسات و سازمان نظامی نظر مثبت داشته باشد، آنرا تأئید کند. و بالاخره شرایط سیاسی مناسب، زمانی به وجود میآید که نیروهای سیاسی جدید و حائز قدرت موافق و پشتیبان گسترش سازمان نظامی میباشند.(4)
دخالت ارتش در سیاست
ارتش در هر جامعهای پایه و اساس استحکام ساختار یک حکومت است. قدرت ارتش و نیروی نظامی موجب و موجد قوام و دوام جامعه میگردد و آن را از دستبرد و دستیازی دیگر واحدهای سیاسی به دور نگه میدارد. در شرایطی خاص، ارتش از نقش و کارکرد اصلی و اولیه خود که حفظ نظام و برخورد با دشمنان است، روی بر میگرداند و با دخالت در امور سیاسی داخلی به عنوان یک نیروی مؤثر و متنفذ عمل میکند. حال باید پاسخ گفت که کدام دلایل و عوامل موجب کشانده شدن ارتش به سوی سیاست میشوند؟
معمولاً ارتش هنگامی پا به معرکه سیاست میگذارد که کار سیاسیون و دولتمردان جامعه به بنبست کشیده شده و رقابتهای سیاسی جامعه را دچار هرج و مرج کرده باشد. اما این یک پاسخ موجز است و پاسخ مفصلتر و تحلیلیتری را میطلبد.
«پراتوریانیسم» یا جامعه پراتوری حالتی است که نظامیان و ارتش در سیاست دخالت میکنند و یا به طور کلی، نیروهای اجتماعی سیاستزده میشوند. عوامل موجد جامعه «پراتوری» در ذیل به اختصار مورد بحث قرار خواهند گرفت.