بسمالله الرَحمن الرحیم
پاسخ روزنامه سلام به مقاله «سلام بر خمینی«ره» در شماره پنجشنبه 9/6/74 کیهان به چاپ رسید. گرچه جوابیه مذکور صریحاً و تلویحاً متضمن افترا و توهین بود و اساساً درج آن مغایرت صریح با مفاد ماده 23 قانون مطبوعات داشت که درج جوابیه مطالب را مشروط به عدم افترا و توهین کرده است، اما البته اقدام کیهان را باید ناشی از آزادمنشی و صداقت مطبوعاتی این روزنامه دانست که جای تقدیر و تشکر است.
جوابیّه «سلام» در یک نگاه اجمالی از پنج ویژگی برخوردار است که حاصل جمع آنها مصداق مثل معروف شاعریست که دچار تنگی قافیه شده (و لابد بر او حرجی نیست!) و اما پنج ویژگی جوابیه سلام:
1- عصبانیت: که البته پیامد طبیعی آن خروج از حوزه منطق و استدلال و تمسّک به فحاشی و ناسزاگویی است. به نویسنده جوابیه عرض میکنم:
دلایل قوی باید و معنوی نه رگهای گردن به حجّت قوی
شما که در کار سیاسی حرفهای شدهاید و روزنامهتان هم ارگان سیاسی است باید خویشتندار باشید.
2-شتابزدگی و دستپاچگی: نویسنده جوابیه حتی فرصت دوبارهخوانی مطلب تناقضگویی نیفتد. (از یک سو استناد به وصیتنامه امام«ره» را رد میکند، از سویی دیگر آن را مشروط به نبودن در مسند قدرت مینماید. از یک سو تحریکشوندگان حمله به کتابفروشی را ملامت میکند، از سوی دیگر نومیدانه و به بهانه یکی از برنامههای سیما تلاش میکند یارگیری کند. از یک سو نویسنده را در مسند قدرت میداند، از دیگر سو اظهار میکند که امت حزبالله نباید دست روی دست بگذارد «ولی هیچگاه آنان را تحریک به رفتار خلاف شرع و قانون نمیکنیم، مگر وقتی که اصولاً از قانون و قانونگذار و مجری آن ناامید شوند، که ظاهراً شما و دوستانتان به این مرحله رسیدهاید» معلوم نیست ما و دوستانمان از نظر نویسنده سلام در موضع قدرت هستیم یا در موضع امت حزبالله که به تعبیر «سلام» از قانون و قانونگذار و مجری آن ناامید شدهایم!!؟
3- برخورد کودکانه: معمولاً کودکان هنگامی که در برابر انتقاد قرار میگیرند موضعی دفاعی و انفعالی برمیگزینند و به جای پاسخگویی منطقی، عیب و نقصی در طرف مقابل جستجو میکنند (مچگیری). از نویسنده جوابیه باید پرسید اگر مقاله «سلام بر خمینی(ره)» بدون ذکر نام نویسنده منتشر میشد و شما نمیدانستید که نویسنده آن، معاون سیما است، برای دفاع از موضع سلام به چه چیز متشبث میشدید؟ چرا که جوابیه سلام انتقاد به برخی از برنامههای سیما است که به زعم نویسنده جوابیه دارای اشکال بوده است و حال آنکه قاعدتاً و منطقاً، سلام بایستی به انتقادهای مطرح شده در مقاله «سلام بر خمینی«رض» پاسخ میداد که ظاهراً پاسخی نداشته است.
4- خلافگویی و افترا: نویسنده جوابیه سلام متأسفانه در پرتو شرایط روحی و فکری خاصی که ظاهراً بدان دچار گردیده ناچار از توسل به خلافگویی و افترا شده است که جای بسی تأسف و تأمل است بویژه که مدیر مسئول آن روزنامه شخصیتی محترم و روحانی و به اعتبار برخی مناصب قبلی که صفت عدالت در آنها شرط است علیالقاعده مبرا از اینگونه برخوردها هستند.
5- تجدیدنظر تلویحی در موضع قبلی: خوشبختانه «سلام» در جوابیه خود برخلاف موضع قبلی (در مقاله مورخ 5/6/74 و مقاله قانونمندی یا خودمداری مندرج در روزنامه 7/6/74) که استناد به وصیتنامه حضرت امام(ره) را در برخورد با اینگونه اعمال خلاف ارزشها اساساً مردود میدانستند (که مفهوم عملی آن بایگانی کردن وصیتنامه جاودانه حضرت امام(ره) در کتابخانههاست)، اینک در جوابیه یک گام به پیش گذاشتهاند که: «باید بگوئیم که قطعاً آن وصیتنامه مرجعیت عملی دارد و قابل استناد است ولی کسانی که در مسند قدرت هستند... حق ندارند برای پوشاندن ضعف خودشان... به وصیتنامه متمسک شوند.»
بسیار خوب، حضرات روزنامه سلام استناد به وصیتنامه را برای نظام اسلامی و متصدیان امور مجاز نمیدانند، فرض کنیم این نظریه نادرست (و موهن) درست باشد، پس چرا دستاندرکاران سلام که خود را در مسند قدرت نمیدانند، نه تنها از زیر بار استناد و عمل به وصیتنامه در برخورد با ضدارزشها و ابتذال فرهنگی شانه خالی میکنند بلکه حتی دیگران را از این کار میترسانند!!؟ (مقاله مندرج در روزنامه سلام مورخ 5/6/74)
اما توضیحاتی پیرامون برخی مطالب جوابیه سلام:
الف- آوردهاید که: «آیا این حق برای دیگران وجود دارد که بر خلاف همه اقداماتی که کردهاند علیه شما و دیگر همکارانتان برای تولید و پخش برنامه «ساعت خوش» صداوسیما را به آتش بکشند؟»
نویسنده سلام از بیان این عبارت لابد میخواهد موضع خود را نسبت به برنامه ساعت خوش اعلام کند. بسیار خوب مبارک است! چون تا آنجا که همگان مشاهده کردهاند تاکنون صفحات روزنامه سلام بویژه مواضع و نقد و بررسیهای فرهنگی، هنری آن مروج لیبرالیزم فرهنگی بوده و به عنوان مشت نمونه خروار کافی است به انتقادات سلام از سیمای جمهوری اسلامی ایران نسبت به اصلاحاتی که در مورد فیلمهای سینمایی خارجی (که معمولاً صحنههای مبتذل و خلاف شرع آن اصلاح میشود) به عمل میآورد اشاره کنیم. تصور میکردیم برنامه «ساعت خوش» سهم اندکی است که به ناچار برای فرونشاندن عطش آن گروه از مخاطبان سیما که قرابت بیشتری با تسامح فرهنگی، هنری مورد احترام روزنامه سلام دارند در نظر گرفته شده تا به جای رجوع به آثار هنری بیگانه ر رسانههای اجنبی، از یک برنامه سرگرمکننده و برخوردار از مضامین انتقادی استفاده کنند. حال چه شده است که روزنامه سلام که مکرراً از سیما انتقاد میکند موفقیتهای سینمای جشنوارهپسند را تبلیغ نمیکند، چرا فیلمهای تحقیرکننده ارزشهای انقلابی و کارگردانان آنها را معرفی نمیکند، با این وصف چگونه دلواپس برنامه «ساعت خوش» شده است؟! به این میگویند «نعل وارونه»!
اما اینکه نویسنده سئوال میکند که آیا دیگران حق دارند صداوسیما را به دلیل تولید و پخش ساعت خوش به آتش بکشند، باید بگویم منظور نویسنده از دیگران چه کسانی هستند؟
متأسفانه درک روزنامه سلام از «حزبالله» دست کم در مقالات اخیر آن روزنامه بسیار نادرست و حتی انحرافی است. سلام، حزبالله را گروهی تحریک شده و نعوذبالله فاقد شعور و اراده تلقی کرده که با سرانگشت یک اراده سیاسی دیگر به حرکت در میآید و دست به آتشسوزی و تخریب میزند. زهی تصور باطل!
آقایان روزنامه سلام به کجا میروید؟! هنوز در حال و هوای دار و دستههای «شعبان بیمخ»ها و «رمضان یخی»ها هستید؟ آیا از اینگونه تعابیر شما (نعوذبالله) نوعی مقایسه و تشبیه بین حزبالله که صاحب و سینه چاک اصلی انقلاب بوده و خواهد بود با آن دار و دستهها یا (در زمان ما) با تعابیر فالانژ و امثال آن (که منافقین و بینصدر فراری به حزبالله نسبت میدادند و برای اثبات وابستگی حزبالله به یک حزب یا گروه یا نهاد خاص، کارت شناسائی حزب جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران بچههای حزباللهی را به رخ میکشیدند) استنباط نمیشود؟!
البته ما انکار نمیکنیم که برخی برنامههای سیما و منجمله «ساعت خوش» مورد انتقاد قرار گرفته اما اولاً همواره کوشیدهایم برنامه را اصلاح کنیم و انتقادات را به دیده منت بپذیریم ثانیاً حزبالله وکیل نمیخواهد که شما برای او جواز اقدام طلب میکنید. حزبالله از اینکه اساساً موجودیتش توسط شما انکار میشود و با طرح سوالاتی از قبیل اینکه اساساً «حزبالله کیست»؟ فلسفه وجودی آن را زیر سوال میبرید بیشتر رنجیدهخاطر و نگران است.
ب- آوردهاید که: «عجیبتر اینکه وی (یعنی بنده) به عنوان یک عنصر مهم در سیاستگذاری حج و اطلاع از نظرات صریح امام(س) راجع به این موضوع و عربستان و با چنان عملکردی در حج، اکنون مدافع سینهچاک وصیتنامه امام(س) آن هم برای توجیه اعمال خلاف قانون و شرع شدهاند؟»
این همه زحمت برای یافتن (بلکه بافتن) دلیل؟ که ثابت کنید نویسنده صلاحیت دفاع از وصیتنامه امام«ره» را ندارد؟!! چرا؟
کافی بود دو جمله مینوشتید که وصیتنامه امام«ره» را مرجع محکم و مستند عمل حزبالله میدانید و اقدام براساس آنرا قبول دارید دیگر نه عرض خود میبردید و نه رنجه دیگران میداشتید.
گرچه میدانید و تجاهل میکنید اما بدانید و خوانندگان محترم کیهان آگاه باشند که سیاستگذاری امر حج توسط شورایعالی حج و براساس نظرات مقام ولایت فقیه انجام میشود و به حول و قوه الهی و علیرغم تصورات خیالبافانه آنها که تمسک به دیدگاههای حضرت امام«ره» در امر حج و برائت را ابزار معیشت خویش قرار دادهاند، مراسم برائت و حج ابراهیمی در این سالهای پس از وقفه سه ساله در حد توان و با رعایت مصالح عالیه انقلاب و نظام انجام شده است. اگر کمی انصاف داشتید لااقل به برخی از دوستان هم مشرب خود که به برکت برخورد انقلابی و ارزشی (و نه خطی) بعثه مقام معظم رهبری در خدمت حج هستند مراجعه میکردید تا از سر عصبانیت و دستپاچگی اقدام به تمهید اتهام برای راقم این سطور نکنید.
البته اگر منظور نویسنده سلام از نظرات صریح امام«ره» راجع به حج و عربستان آن است که طبق نظر مشاوران سیاسی مسئولان حج سالهای قبل از فاجعه خونین مکه در سال 66 (که بعضاً در حال حاضر از گردانندگان اصلی روزنامه سلام هستند) عمل کنیم و به چیزی کمتر از کشتار حجاج توسط پلیس سعودی رضایت نمیدهند حتی اگر اجتماع عظیم چند ده هزار نفری برائت تشکیل شده باشند، (بجز روزنامه سلام که متأسفانه طی این چند سال همراه و همصدا با رسانههای عربستان سعودی، برگزاری مراسم برائت را در آن شرایط خاص انکار کرده است!) باید بگوئیم که: متاسفیم. این کار، از ما بر نمیآید. هنوز داغ چهارصد شهید بر دل امت است.
و کلام آخر: خوشبختانه جوابیه سلام پایان خوشی دارد. ادعا کردهاند که: «سلام به خواست خدا همچنان با خمینی خواهد بود» دعا میکنیم این ادعا صرفاً برای توجیه موجودیت سیاسی نباشد و در عرصه عمل نیز آثار و پیامدهایی داشته باشد. عرصه فرهنگی در شرایط کنونی مهمترین میدان معارضه شایسته اندیشههای بلند امام«ره» با اندیشه نماییهای زرورق پیچیده و تئوری پردازیهای بنیاد برانداز و ضدانقلابی است. چرا سلام هیچگاه در این میدان حتی به گونهای بسیار ملاحظهکارانه وارد نمیشود؟ چرا با طرح سوالات و ابهام افکنیهای مشکوک تلاش میکند میراث بزرگ خمینی کبیر «ره» یعنی ولایت مطلقه فقیه را مورد تردید قرار دهد. امیدوارم اینچنین مباد.
احمد پورنجاتی