در حال حاضر، روابط بین هیچ دو کشوری در جهان همانند رابطه بین اسرائیل و آمریکا نیست. این رابطه تمامی زمینههای سیاسی، نظامی و اقتصادی را در بر میگیرد. به گونهای که رژیم صهیونیستی به طور کامل متکی بر کمکهای سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا است: همچنین به نظر میرسد دستگاههای اجرایی اسرائیل بر هزاران کیلومتر فاصله بین دو کشور فائق آمدهاند آنچنان که رابطه بین آن دو همانند رابطه بین دو کشور همسایه است. به عنوان مثال در خصوص قدرت رابطه اقتصادی کافی است متذکر شویم که آمریکا در سال 1985 موافقتنامه بازرگانی آزاد با اسرائیل امضا کرد یعنی هفت سال قبل از امضای موافقتنامه مشابه با کانادا و مکزیک، همچنین در همان سال هنگامی که بحران اقتصادی در اسرائیل شدت گرفت، وزیر خارجه آمریکا یک کمیته اقتصادی برای مراقبت دائمی وضع اقتصادی اسرائیل تشکیل داد تا آمریکا بتواند بحران را کنترل کند و کمکهای اضطراری ارسال نماید. ایالات متحده آمریکا اولین کشوری بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت و این، چند دقیقه پس از اعلام تأسیس کیان صهیونیستی در 15 می 1948 بود و چند هفته بعد یک وام صد میلیون دلاری به این رژیم اشغالگر داد. حکومتهای پیدرپی آمریکا جز در جریان حمله انگلیس، فرانسه و اسرائیل به مصر، در نزاع عربی - اسرائیل از موضع رژیم صهیونیستی حمایت میکردند. پشتیبانی نظامی و اقتصادی آمریکا از اسرائیل در دهه پنجاه تا نیمه دهه شصت چشمگیر نبود زیرا در آن دوران اسرائیل از لحاظ اقتصادی متکی به غرامتهای دریافتی از آلمان بود که از سال 1953 شروع به دریافت آنها کرد و طی آن، 1/1میلیارد دلار به عنوان غرامت مستقیماً به رژیم صهیونیستی و سالانه بین 700 الی 900 میلیون دلار به عنوان غرامت متعلق به اشخاص پرداخت شد؛ همچنین از لحاظ نظامی در آن دوران رژیم صهیونیستی متکی به سلاح فرانسوی بود. بلافاصله پس از جنگ 1967، در دوره ریاست جمهوری لیندون جانسون ماهیت روابط بین ایالات متحده آمریکا و اسرائیل شروع به تغییر کرد. لیندون جانسون از موضع اسرائیل پس از جنگ که خودداری از بازگرداندن اراضی اشغالی اعراب بود به طور کامل حمایت کرد و حجم کمکهای اقتصادی آمریکا به اسرائیل شروع به افزایش چشمگیر کرد و در حالیکه کمکهای اقتصادی آمریکا به اسرائیل در سال 1967، 24 میلیون دلار بود، در سال 1968 به 106 میلیون دلار افزایش یافت و این سیر صعودی افزایش کمکها طی سالهای 1968 تا 1973 ادامه یافت و در طی این سالها اسرائیل واردکننده اصلی صلاحهای آمریکا به ویژه هواپیماهای جنگنده شد و این مشخصاً هنگامی تحقق یافت که فرانسه صدور تسلیحات به اسرائیل را ممنوع کرد.
در روزهای اولیه جنگ 1973، آمریکا یک پل هوایی با اسرائیل برقرار کرد و از این طریق، طی چند روز، بیست و دو تن تجهیزات نظامی به اسرائیل انتقال یافت تا جایگزین خسارتهای رژیم صهیونیستی شود، از جمله تجهیزات ارسالی، چهل جنگنده فانتوم اف-4، سی و هشت هواپیمای «اسکای هاوک» و دوازده هواپیمای نفربر «سی- 130» به علاوه سایر انواع سلاحها بود. بدیهی است که این کمکهای فوری نظامی نقش مهمی در تغییر مسیر جنگ به نفع اسرائیل داشتند.
در همان سال، کنگره آمریکا با دادن کمکی 2/2 میلیارد دلاری به اسرائیل موافقت کرد که نصف آن کمک و نصف دیگر به صورت قرض با بهره کم بود. از سال 1973 رابطه اسرائیل و آمریکا در دو زمینه نظامی و اقتصادی در حال توسعه بوده به گونهای که اسرائیل به طور کامل بر این رابطه متکی شده است. در دوره ریاست جمهوری رونالد ریگان این رابطه گام دیگری در مسیر همآهنگی استراتژیک متکامل برداشت و دو کشور پیمان همکاری استراتژیک را در سال 1981 امضاء کردند. هدف از امضای این پیمان، ایجاد نوعی همآهنگی کامل بین دو کشور در تمامی موارد سیاسی و نظامی بود. چند هفته پس از امضای این موافقتنامه اسرائیل الحاق بلندیهای جولان به اراضی خود را اعلام کرد حال این که از سال 1967 تا هنگام این ارتفاعات را جزء اراضی اشغالی عربی محسوب میکرد.
یک سال پس از امضای پیمان فوقالذکر در ابتدای ژوئن 1982 اسرائیل اقدام به حمله به لبنان کرد در حالیکه آمریکا، ناظر و ضامن موافقت سازمان آزادیبخش فلسطین با آتشبس ضمنی با اسرائیل در جنوب لبنان بود و عملاً هم این آتشبس بدون هیچ حادثهای، شش ماه به طول انجامید.
بعد از قتلعام «صبرا» و «شتیلا» در بیروت با هدایت اسرائیلیها و پس از شکست ارتش صهیونیستی در تحقق کامل اهدافش در جنگ، آمریکا نیروهای خود را به منظور ایجاد پوشش برای نیروهای اسرائیل به هنگام خروج از بیروت، روانه آنجا کرد.
در سال 1983 پیمان استراتژیک دیگری بین آمریکا و اسرائیل منعقد شد و اسرائیل به افقهای جدیدی در همکاری و کمکهای آمریکا دست یافت. به موجب این موافقتنامه آمریکا متعهد شد که وزارت دفاعش سالانه مبلغ 200 میلیون از اسرائیل خرید کند، همچنین به شرکتهای اسرائیلی اجازه شرکت در مناقصههایی که وزارت دفاع آمریکا برگزار میکند داده شد که هدف از آن دستیابی به قراردادهای ساخت تسلیحات بود. به علاوه، آمریکا متعهد شد اطلاعاتی را که از طریق ماهواره پیرامون خاورمیانه به دست میآورد در اختیار اسرائیل قرار دهد.
جدولهای 1 تا 3 نشانگر سیر صعودی کمکهای نظامی - اقتصادی آمریکا به اسرائیل هستند. جدول سوم مجموع کمکها را نشان میدهد.(1)
این جدولها بیانگر آن هستند که کمکهای آمریکا به اسرائیل روند افزایشی داشته و بعد از جنگ 1973 افزایش چشمگیر ناگهانی بوجود آمده و از دهه هشتاد به بعد شکل کمکها از وام به کمک بلاعوض تغییر یافته است. این موضوع روشن میسازد که رابطه اسرائیل و آمریکا در دهههای هفتاد و هشتاد تقویت شده و اسرائیل هماکنون به طور کامل به پشتیبانی اقتصادی آمریکا وابسته است.
نکتهای که ضروری است مورد توجه قرار گیرد آنست که بعضی کمکهای دیگر آمریکا به اسرائیل وجود دارند که در ضمن جدول کمکهای خارجی آمریکا درج نمیشوند؛ به عنوان مثال اسناد دفتر محاسبات حکومتی آمریکا نشان میدهد که اسرائیل در سال 1978 کمکهای ذیل را دریافت کرده است:
55 میلیون دلار جهت طرح تقطیر آب.
100 میلیون دلار جهت تأسیس سه مؤسسه مشترک تحقیقات علمی (مؤسسات آمریکایی – اسرائیلی که مقر آنها در اسرائیل است).
120 میلیون دلار جهت اسکان مهاجرین جدید روسی.
29 میلیون دلار کمک از طریق لغو دیون اسرائیل به آمریکا.
کمکهای اقتصادی به اسرائیل (به میلیون دلار)
علاوه بر این، اسرائیل از طریق لغو عوارض گمرکی بر حدود 2700 محصول کشاورزی اسرائیل و اخذ مجوز خرید تسلیحات قدیمی آمریکا به قیمت ارزان جهت فروش به طرفهای خارجی، کمکهای اقتصادی بیشتری را دریافت میکند.
آنچه آمد کمکهای دولتی بود، علاوه بر آن کمکهای غیردولتی نیز وجود دارد که شامل کمکهای اشخاص و مؤسسات جمعآوری کمک به اسرائیل میشوند.
در سال 1986 حدود 200 مؤسسه بزرگ و کوچک در ارتباط با جمعآوری کمک برای اسرائیل فعال بودهاند. از مهمترین این مؤسسات، سازمان ندای متحد یهود است که در سال 1939 تأسیس شد و در برگیرنده مجموعهای از سازمانهای یهودی است که از ابتدای قرن حاضر در زمینه جمعآوری کمک فعال بودهاند. این سازمان حلقه اتصال یهودیان آمریکا با سازمان یهودیان در اسرائیل میباشد. همچنین از دیگر مؤسسات فعال، سازمان اوراق بهادار دولتی اسرائیل میباشد که در سال 1951 تأسیس شده و اقدام به فروش اوراق بهادار اسرائیلی میکند؛ نرخ بهره این اوراق بهادار کمتر از نرخ بهره رسمی است و خرید این اوراق بیش از آن که فعالیتی تجاری باشد، کمک به اسرائیل محسوب میشود و فواید حاصل از این طریق سالانه سرمایههای مورد نیاز اسرائیل برای سرمایهگذاری را فراهم میکند. براساس یک ارزیابی، اسرائیل طی سالهای 1948 تا 1987، مبلغ 5/24 میلیارد دلار کمکهای غیرحکومتی دریافت کرده است که شامل موارد زیر بوده است:
5/6 میلیارد دلار کمکهای اشخاص.
11 میلیارد دلار کمکهای مؤسسات.
7 میلیارد دلار کمکهای حاصل از فروش اوراق بهادار.
علاوه بر اینها در دهه هفتاد با راه افتادن موج مهاجرت یهودیان شوروی به اسرائیل، آمریکا وامی به مبلغ ده میلیارد دلار با نرخ بهرهای کمتر از نرخ رسمی به اسرائیل اختصاص داد تا رژیم صهیونیستی در زمینه اسکان و اشتغال آنها به مصرف رساند.
در حال حاضر حکومت بیل کلینتون همراهی بیشتری را با سیاستهای حکومت اسرائیل نشان میدهد و خود را در کمک به رژیم صهیونیستی جهت بازسازی و توسعه اقتصادش به منظور کسب توانایی برای مقاومت در مقابل تحولات اقتصادی جهانی ناشی از پایان جنگ سرد، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، شدت یافتن رقابتهای جهانی و گسترش بازارهای جهانی، ملتزم میداند.(2)