سیدمرتضی نبوی
«امروز آن زمانی است که بایستی جامعه را به زهد فرا بخوانیم.»(1)
- زهد چیست؟
- زاهد کیست؟
- رویکرد زهد
- کاربرد زهد برای روحانیت و مسئولین؛ برای مردم و جامعه
زهد چیست؟ «حب دنیا» را ترک کردن و دل به دنیا ندادن، زهد است.
«مراد از (دنیا) زمین و متعلقات آن و آبادانی و پرداختن به امور مردم نیست، بلکه جلوههایی از دنیا (مال و جاه و مقام) مورد نظر است که انسان آنها را برای خود میخواهد.»(2)
«دنیا» در ادبیات حدیث و روایت «دار غرور» نامیده شده است.
یعنی دنیا آنجایی است که انسان را میفریبد و گول میزند. در بیان عجیبی از رسول مکرّم (ص) علامت «شرح صدر» برای اسلام، که «خود» ضروری برای «هدایت» الهی است،(3) «تجافی از دار غرور»(4) معرفی شده است. تجافی از دار غرور یعنی پهلو از دنیا خالی کردن یعنی دل به دنیا ندادن. پس انسانی به حقیقت دست مییازد و «هدایت» مییابد که شرح صدر در مقابل اسلام داشته باشد و آن کس به شرح صدر دست یافته که ترک حب دنیا گفته باشد.
در نتیجه زهد جایگاه رفیعی دارد، انسان را به راه میآورد، و به او تشخیص حق و باطل میدهد و حب مال، جاه، مقام، فرزند، دوست، گروه و باند او را به کژ راهه نمیکشاند.
معروف است که دلبند شدن به چیزی انسان را کر و کور میکند(5) و دید جامع و منصفانه را از او میگیرد، لذا قاضی برای قضاوت عادلانه نباید تمایلی به یکی از اطراف دعوا داشته باشد.
زاهد کیست؟ زاهد انسان وارستهای است که از مدار باطل رسته و دل در گرو «حق» بسته است. حب مال، جاه، مقام، فرزند و... او را از مسیر عدالت خارج نمیکند. زاهد همه چیز را برای «خدا» میخواهد نه برای «خود». لذا قابل اعتماد است، مردم از شر او درامانند.
«اگر دلدادگی به دنیا نباشد، انسان ستم نمیکند.»(6)
زاهد انسان آزاده و حری است که در دنیا بر آن چه از دست رود تاسف نمیخورد و بخاطر هرچه به دست آید. ذوقزده نمیشود.(7)
لذا برای حفظ «میز» و «امکانات» زمین و زمان را به هم نمیدوزد(8) و با رسیدن به «مقامی» جز به خدمت و احقاق حق نمیاندیشد. چون به منافع خود، فرزند دوست و گروه فکر نمیکند به محیط کار و اجتماع، اطمینان و سلامت میبخشد و بهرهوری را مضاعف میکند. زاهد هر فرصتی را میدانی برای مسابقهی در خیرات میبیند و به دنبال ثبت «عمل صالح» در نامهی عمل خویش است.
«زاهد اهل انزوا و دوری از فعالیتها و تلاشهای زندگی نیست، در کار خیر با اهل خیر به مسابقه و رقابت میپردازد.(9)
زاهد از آنچه رأی و نظر او را تحت تاثیر قرار میدهد و حب آن، او را از مدار حق خارج میکند رسته و به ثباتقدم اتفاق اندیشه و استقلال رأی رسیده است. زاهد، چون محبت دنیا و غیرخدا را از دل بیرون کرده، به مقام «عبودیت» دست یافته که کهنه آن «ربوبیت» است. (العبودیة جوهرهّ کهنه الربوبیة) لذا زاهد تدبیر و برنامهاش ریشه در تدبیر الهی دارد و تدبیری جامع و خدایگونه است.
زاهد برای جلب رضایت و اطاعت مردم دست به فریب و ریاکاری نمیزند و با صرف پول و امکانات از راه غیرمشروع خود را به جهنم نمیافکند.
«اگر خدا از کسی راضی است، به حال او غبطه بخور، اما اگر مردم به کسی محبت دارند برای او شعار میدهند... به حال او غبطه نخور... شاید خدای ناکرده در باطن او خلل و فساد و عیبی باشد که خدا را از او ناراضی کند.»(10)
«اگر دیدی مردم از کسی اطاعت میکنند... باز هم جای غبطه ندارد. اگر تبعیت مردم از او - نستجیر بالله - بحق نباشد برای خود او و کسانی که از او متابعت میکنند، مایهی هلاکت است.»(11)
رویکرد زهد - زمانی که قطعنامه پذیرفته شد. باب جهاد اصغر و شهادت مسدود گردید، حرکت سازندگی و توسعه شروع شد، ضرورت جهاد اکبر، مبارزه با خواهشهای نفسانی و برخورد با دلدادگی به دنیا آغاز گردید.
«امروز جامعهی ما در شرایطی قرار گرفته است که بایستی برایش روایات زهد خواند.»(12)
در سالهای اخیر به طور مکرر رهبر معظم انقلاب خطر تجملگرایی، گرایش به مادیات، مزه کردن دنیا زیردندانها را گوشزد کردهاند.
انحراف در انقلابها و شمارش معکوس نظامهای انقلابی زمانی آغاز شده که انقلابیون و جامعه به فکر تقسیم غنائم افتادند و با سرعت درصدد جلب منافع مادی برای خود و وابستگان خود شدند.
رویکرد «حب دنیا» ضرورت پرداختن به زهد را برای جامعه بیش از پیش گوشزد میکند. حب دنیا ریشهی بسیاری از فسادها و تباهیها است و جدایی مردم و مسئولین، ریشه در دلدادگی مسئولین به دنیا دارد.
«در طول تاریخ ریشهی همه فتنهها و گمراهیها و جاهایی که حق و باطل به هم مخلوط شده است، در حب دنیا است.»(13)