از 30 سال پیش تا زمان انقلاب جوانان مصری، قاهره اسیر پیمان کمپ دیوید بود و این پیمان، مصر را از جمع عربی و معادله خاورمیانه خارج کرده بود. همین امر میتواند علت سخنان تحریکآمیز اسرائیلیها علیه انقلاب مصر و ادعاهای تلآویو مبنی بر خطرات روی کار آمدن اخوانالمسلمین در این کشور را روشن کند.
انقلابهای اخیر در جهان عرب، دستاویز مهمی را از دست اسرائیلیها گرفت، زیرا تلآویو عمق استراتژیک خود را بر اختلافهای داخل جهان عرب و نبود وحدت در صفوف و یکپارچگی در تصمیمگیریهای عربی بنا کرده بود. اگر فقر، جهالت و عقبماندگی در جهان عرب به منافع اسرائیل خدمت بزرگی کرده و تلآویو خود را به عنوان بهشت دموکراسی معرفی میکرد و در مقابل آن، از همه گونه حمایتهای مادی و معنوی و نظامی کشورهای موسوم به جهان آزاد، یعنی کشورهای غربی بهرهمند شده بود، اکنون دیگر اسرائیل چنین بهانههایی برای سرازیر کردن کمکهای غرب بهسوی خود ندارد، زیرا وعده تمامی انقلابهای عربی اخیر، تغییرات ریشهای در کشورهای عربی است.
البته برخی شخصیتها و محافل اسرائیلی نظر دیگری دارند و معتقدند تغییرات در کشورهای عربی به نفع تلآویو است، زیرا در این کشورها افکار سوسیالیستی و لیبرالی غربی و اصولگرایی اسلامی حاکم نخواهد بود، بنابراین اسرائیل میتواند با دولتهای دموکراتیک جدید در خاورمیانه مذاکره کند.
الجزیره تاکید کرد: عجیب نیست که نخستوزیر اسرائیل در این مقطع خاص زمانی، از تصمیم خود برای طرح ابتکار حل و فصل اختلافها با فلسطین خبر دهد، زیرا وی مایل است با این اقدام، راه را بر ارائه یک طرح صلح از سوی جامعه جهانی ببندد و از اعمال مجازاتهای احتمالی علیه خود جلوگیری کند و اجازه ندهد رکود مذاکرات صلح خاورمیانه، شناسایی کشور مستقل فلسطینی از سوی تعداد بیشتری از کشورهای جهان را به دنبال داشته باشد.
برپایه این گزارش، به هر حال با توجه به تغییرات شتابان در جهان عرب و منطقه، پیرامون فلسطین اشغالی، رژیم صهیونیستی برای حفظ امنیت خود دره اردن را بخشی از مناطق تحت حاکمیت خود قلمداد کرده و درصدد تجدیدنظر در ساختار ارتش خود و استقرار آن در مرزها به خصوص در مرزهای مشترک با مصر و نوارغزه است. درخواست وزیر جنگ رژیم صهیونیستی برای افزایش حجم کمکهای نظامی آمریکا به تلآویو تا رقم 20میلیارد دلار هم با هدف مقابله با همین تغییرات در جهان عرب و شاید هم به منظور آمادگی اسرائیل برای دور جدید برخوردهای احتمالی نظامی با اعراب است.
نفوذ آمریکا در ارتش مصر
در چنین شرایطی، مؤسسه «مطالعات خاورمیانه واشنگتن» نشستی را با موضوع «ارتش مصر و بررسی نقش آن پس از سقوط حسنی مبارک» در این کشور برگزار کرد.
«گریم بنرمن» و «جوزف انگلهارت» از چهرههای برجسته آکادمیک آمریکا در این نشست سخنرانی کردند. انگلهارت و بنرمن از جمله افرادی هستند که با اعضای ارتش مصر در طول 30 سال گذشته تعامل بسیار زیادی داشتهاند.
جوزف انگلهارت یک نظامی آمریکایی بازنشسته و یکی از صلحبانان سازمان ملل است که بیش از 35سال در خاورمیانه فعالیت کرده است. وی مشاور وزیر دفاع آمریکا در امور قاهره بود و همچنین سفرهایی را به تهران، آنکارا و بیروت انجام داد. انگلهارت به عنوان مدیر بخش مطالعات خاورمیانه دانشکده جنگ ارتش آمریکا و همچنین به عنوان مشاور وزیر امورخارجه آمریکا در امور خاورنزدیک نیز فعالیت کرد.
آخرین بار انگلهارت به عنوان نماینده مدیرکل ناظران و نیروهای چندملیتی، بمنظور نظارت بر اجرای پیمان صلح میان مصر و اسرائیل، در سالهای 1998 تا 2004 در قاهره اقامت داشت.
«گریم بنرمن» نیز از سال 1987 ریاست یک شرکت مشاورهای بینالمللی را با محوریت خاورمیانه عهدهدار بوده است. از سالهای 1979 تا 1987 قبل از ورود به بخش خصوصی، بنرمن با کارکنان کمیته روابط خارجی سنا همکاری داشته است. وی در این سالها سمت مدیریت کارکنان کمیته روابط خارجی را در زمان ریاست «ریچارد لوگار» در این کمیته عهدهدار بود و در سالهای 1979 تا 1984 بهطور همزمان مسئولیت میز خاورمیانه و جنوب آسیای این کمیته را نیز بر عهده داشته است. بنرمن تحلیلگر سیاسی و استاد دانشگاه جرج واشنگتن آمریکا است.
جوزف انگلهارت که سخنران نخست این نشست بود در تحلیل عملکرد ارتش مصر گفت: اقدامات ارتش مصر بسیار مخفیانه است و به همین دلیل نیز دوست ندارد با رسانهها روبرو شود. ارتشی که به صورت مخفیانه وارد عمل میشود، با چند مشکل مواجه خواهد بود، نخست اینکه مردم هیچ نظارتی بر امور این ارتش ندارند و دوم اینکه افسرانی که در این جو کار میکنند، برای خود جامعهای جداگانه تشکیل دادهاند. این ارتش از رسانهها میترسد و به رسانهها اعتماد ندارد. شورای عالی ارتش مصر نیز مثل حکومت مبارک چالشی جدی در مقابل فیسبوک دارد.
وی ادامه داد: کتابی که در سال 1968 توسط «انور عبدالملک» درباره کودتای سال 1959 و کنترل ارتش بر اقشار مختلف جامعه مصر نوشته شده، تأکید کرده است که در رابطه با تمامی موضوعات در مصر، سایهای از ارتش این کشور کاملا مشهود است. ارتش مصر به مبارک که کشور را به سوی کاپیتالیسم حرکت داد، نزدیک بود و به همین دلیل، امروز نفوذ ارتش در این کشور، پس از انقلاب جدید مصر کم شده است و این نفوذ و تأثیر کمتر نیز خواهد شد.
انگلهارت در ادامه درباره نقش ارتش مصر در روابط قاهره - تلآویو گفت: ارتش مصر 30 سال تلاش بسیار کرده است تا نقطه نظرات خود را با اسرائیل نزدیک کند و شورای عالی ارتش مصر نیز اعلام کرده که مصر به تعهدات بینالمللی خود پایبند خواهد بود.
این تحلیلگر سیاسی آمریکایی با اشاره به نفوذ آمریکا در ارتش مصر تصریح کرد: کمک ارتش آمریکا به ارتش مصر به دلیل منافع آمریکا، در جهت احترام به حقوق بشر و احترام به دموکراسی و مردم صورت میگیرد. کمک ارتش آمریکا به مصر، منافع بسیار و اثرات طولانی مدتی را برای ما به همراه دارد. اگر میخواهید بدانید که ارتش مصر برای آمریکا چه کرده، باید بگویم که ارتش مصر برای تأمین منافع ما در سومالی و برخی مناطق دیگر بسیار کوشیده است.
انگلهارت در بررسی و ارزیابی ارتش مصر و نقش آن در تحولات کنونی این کشور تأکید کرد: یکی از تغیرات مثبتی که ارتش در مصر به نتیجه رسانده، این است که رئیسجمهوری آینده این کشور ارتشی نخواهد بود.
«گریم بنرمن» نیز در سخنرانی خود در این مؤسسه تأکید کرد: ارتش مصر اصولاً نمیخواهد در کار مردم این کشور دخالت کند، اما نظامیان در این مقطع مجبور بودند این کار را انجام بدهند. ارتش باید باشد تا مراقب اوضاع باشد، ارتش مصر فقط در چند مورد خاص در امور این کشور دخالت کرده است برای مثال هنگام شورش نیروهای پلیس در سال 1985 و چند واقعه دیگر. جز اینها، هیچگاه شاهد دخالت ارتش در امور مصر نبودهایم.
این تحلیلگر آمریکایی همچنین ضمن دفاع از عملکرد ارتش مصر گفت: ارتش مصر نمیخواهد دخالتی در فرایند حکومتی داشته باشد. هر سال گروهی از مقامات ارتش مصر به واشنگتن میآیند و با مقامات کنگره صحبت میکنند. هدف ارتش مصر برقراری دموکراسی است و بس!
در همین ارتباط، یک تحلیلگر مصری با اشاره به اینکه رژیم اسرائیل نگران روی کار آمدن مدل انقلاب اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه است، خطاب به انقلابیون کشورهای عربی به ویژه مصر هشدار داد که مراقب پدیدههای ضد انقلابی مانند کودتاها باشند.
«رجب الباسل» روزنامهنگار و تحلیلگر مصری در پاسخ به پرسشی درباره اینکه اسرائیل، این روزها که شاهد بروز تحولات و تغییرات عظیمی درکشورهای عربی هستیم، در کجای این حوادث قرار دارد و آیا نمیتوان گفت که اسرائیلیها درحقیقت حاضر و غایب این تحولات هستند، اینگونه اظهار داشت: درباره موضع اسرائیل در قبال انقلابهای عربی بر هیچکس پوشیده نیست که این رژیم یکی از طرفهایی است که با شدت و حساسیت تمام روند این انقلابها را دنبال میکند.
این روزنامه نگار مصری درادامه افزود: «دانی یالون» یکی از مقامات اسرائیلی گفت که گروههای اسلامی ممکن است قدرت را از طریق انقلابهایشان که خواستار دموکراسی هستند به دست بگیرند. همین انقلابی که منجر به سقوط دو رژیم در مصر و تونس شد.این مقام اسرائیلی طی سفرش به بروکسل افزود:ترس ما از این است که گروههای مسلمان بتوانند مانند ایران و حماس درغزه و حزبالله در لبنان قدرت را در دست بگیرند!
رجب الباسل افزود: با این وجود، امنیت اسرائیل به وجود رژیمهای مستبدی مرتبط است که بتواند با این رژیمها قراردادهایی مبنی بر حمایت از امنیت آن و بلکه همکاری علیه حقوق ملت فلسطین به امضا برساند.
همچنین این مسئله برهیچ کس پوشیده نیست که برخی از رژیمهای عربی مانند رژیم مبارک، نقششان در حمایت از امنیت اسرائیل، به حمایت از موجودیت این رژیم اشغالگر تغییر یافت، به گونهای که شریان حیات را برای این رژیم با فروش نفت و گاز به اسرائیلیها به نازلترین قیمت، تضمین میکردند. بنابراین روی کارآمدن هر نظام دموکراتیکی که ملتها آن را پیریزی و با شفافیت حکمرانی کنند، هرگز به نفع اسرائیل نخواهد بود.
وی در پاسخ به پرسشی درباره مصادره انقلابهای عربی توسط غرب و در راس آنها آمریکا، افزود: تلاش غرب به ویژه آمریکا برای مصادره انقلابهای عربی امری دور از انتظار نیست، چرا که این انقلابها اصلا به نفع آمریکا و غرب نیست. غرب امروز در مصر، در برابر ملتی قرار گرفته که طرفدار دموکراسی است و با رژیمهای دیکتاتوری میستیزد.
مردم عرب مردمی با درک و شعور بالا و قوی هستند و نقش غرب و آمریکا را در حمایت از رژیمهای مستبد و مفاسد آنان خوب دریافتهاند.
رجب الباسل همچنین درباره اینکه درحال حاضر وظیفه انقلابیون عرب چیست، گفت: بالطبع انقلاب درکشورهای عربی هنوز به مرحله پایانی نرسیده، بلکه انقلاب واقعی زمانی است که کاملا از رژیمهای سابق و عناصرشان رها شوند و این موضوع به زمان نیاز دارد.
این روزنامهنگار مصری همچنین با اشاره به انقلاب اسلامی ایران افزود: انقلاب ایران از سال 1963 تا 1979 به طول انجامید تا سرانجام توانست رژیم شاه را درهم بکوبد. بعد از آنکه رهبران انقلابی زمام امور را به دست گرفتند، چند سالی طول کشید تا اهداف انقلاب به طور کامل محقق شود. وضع تمامی انقلابهای مردمی همین گونه است، اما مهم، تلاش فراوان و اکتفا نکردن به سرنگونی دیکتاتور است که تنها جزئی از مجموعه رژیم سابق شمرده میشود و نه کل رژیم.
وی به انقلابیون مصری هشدار داد تا با بیداری و هشیاری تمام، مراقب باشند که گرفتار پدیده ضدانقلاب یا کودتا علیه انقلاب نشوند. این معضل میتواند به طرق مختلف که مهمترینش کشیده شدن به سوی موضوعات جانبی و فرعی است که توان انقلابیون را میگیرد و موجب به شکست کشیده شدن انقلاب میشود، رخ نماید.
صهیونیستها درحکومت حسنی مبارک
در چنین شرایطی، یک کارشناس مسائل سیاسی در تاجیکستان گفت : تا قبل از کنار گذاشته شدن حسنی مبارک از قدرت توسط مردم، تقدیر و سرنوشت مصریها توسط شیمون پرز، نتانیاهو و دیگر سران رژیم صهیونیستی تعیین میشد.
«جمعه خان تیمورزاده» افزود: هرچند عوامل متعددی درافزایش اعتراضات مردمی درکشورهای عربی و مسلمان از جمله مصر دخیل بوده است، اما وابستگی بیش ازحد مبارک به آمریکا و اسرائیل و اجرای برنامههای تروریستی آنها علیه ملت مظلوم فلسطین، نقش موثری در سرنگونی این دیکتاتور داشت.
وی با بیان اینکه بخش عمده تردد فلسطینیها از مصر و با کنترل شدید آنها از سوی عوامل حسنیمبارک انجام میشد، گفت: روابط نزدیک مبارک با سردمداران کاخ سفید و صهیونیستها، سبب شد که این کشور بزرگ اسلامی به پایگاهی مهم علیه ملت مظلوم فلسطین تبدیل شود.
وی مبارک را بازیچه و عروسکی در دستان سردمداران کاخ سفید و صهیونیستها دانست و اظهار داشت: او با همکاری دوستان غربی خود که از مخالفان سرسخت کشورهای عرب و مسلمان بودند، برای دیگر کشورهای اسلامی تصمیمگیری و برنامهریزی میکرد.
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: با وجود این که نارضایتیها علیه حسنی مبارک در 10 سال گذشته رو به افزایش بود، اما این امر زمانی نگرانی غربیها را تشدید کرد که 6 سال پیش نمایندگان اخوانالمسلمین به مجلس مصر راه یافتند و برای آمریکاییها مشخص شد که مبارک دیگر باید برود. ادامه دارد...