تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۱۸۱۵۲

فتنه‌های فرهنگی غرب


احمدرضا آل طاهر
ایالات متحده آمریکا و بسیاری از کشورهای غربی مدتهاست که تلاشی مذبوحانه را در راستای ارزش زدایی فرهنگی زا کشورهای مسلمان آغاز کرده اند.در این میان برخی گرایشات روشنفکری نیز به این حرکت وقیحانه دامن می زند.مهار فرهنگ مهاجم باتوجه به تشدید هجمه های تبلیغاتی و فرهنگی غرب علیه مسلمانان از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.فرهنگ مهاجم ماهیت و هسته ای پلید دارد؛ ولی این هسته در قالبی تزئین شده ظهور می یابد و خود را بر ملت های حامی فرهنگ اصیل عرضه می نماید. متاسفانه در بسیاری موارد این قالب تزئین شده هوش و حواس افراد را نسبت به خود جلب می نماید و سپس در چارچوب حرکتی خزنده به سوی هدف شوم خود حرکت می نماید. آنچه در این راستا مورد توجه است اینکه معمولا میان این قالب تزئین شده و هسته پلید فرهنگ مهاجم که خود را از انظار پنهان می نماید فاصله زیادی وجود ندارد. به عبارتی دیگر تشخیص هسته پلید از قالب تزئین شده در این ضدفرهنگ در صورت استناد بر یک سلسله قواعد مبتنی بر آگاهی فردی و جمعی امکان پذیر است.این آگاهی باید توسط دستگاههای اجرایی، رسانه های جمعی ،صدا و سیما نشر پیدا کند.در این میان باید نسبت به یک نکته توجه داشته باشیم .
فرهنگ مهاجم در راستای تشویق ملت ها به ایستایی و سکون از هرگونه ابزاری استفاده می کند. ایستایی یا سکون عامل مسخ کننده ملت ها در برابر مولدان فرهنگ مهاجم محسوب می شود. دشمنان فرهنگ اصیل می توانند انسان ها و افکار را تغییر شکل داده و به سمت و سوی مطلوب خود هدایت نمایند.در غیر این صورت پویایی آنچنان راه فرهنگ مهاجم را سد خواهد نمود که امکان مانور آن در میان یک ملت یا جامعه از بین خواهد رفت.بنابراین فرهنگ مهاجم گذار از پویایی و تشویق به ایستایی را در دستور کار خود قرار می دهد. در این راستا طراحان این ضدفرهنگ مسموم سعی دارند ابزارهای تشدید کننده سکون در میان نسل جوان یک جامعه را تقویت نمایند. خروج از ایستایی و گذار به پویایی موجب خشکاندن ریشه های فرهنگ مهاجم و وارداتی غرب خواهد شد.
برخی از افراد جامعه تصور می کنند که فرهنگ مهاجم خود را در کنار فرهنگ اصیل بر افکار عمومی و نسل جوان عرضه می نماید؛ اما حقیقت امر این است که فرهنگ مهاجم و فرهنگ اصیل با یکدیگر جمع پذیر نیستند. این خصلت جمع ناپذیری میان فرهنگ ها موجب می شود تا فرهنگ مهاجم از ابتدا با هدف نابودی فرهنگ اصیل وارد جامعه شود. پس فرهنگ مهاجم به نسل جوان یک جامعه فرصت انتخاب و امکان تعقل در خصوص فرهنگ اصیل و غنی را نمی دهد بلکه با عقب مانده و غلط جلوه دادن فرهنگ غنی و اصیل سعی دارد خود را به عنوان جایگزین برای این فرهنگ در جامعه نهادینه سازد. از این روست که عدم مقابله با فرهنگ مهاجم ضربه های سنگینی را بر بستر جامعه وارد می سازد.پس باید در راستای مقابله با فرهنگ مهاجم ازهمه توانایی ها و ابزارها استفاده نمود.ضدفرهنگ رایج در غرب هر روز خودرا بیشتر در قالب رفتارها و نمادها هویدا می سازد.اتکا بر نوعی ساختار آموزشی عاری از ارزشهای انسانی و اخلاقی در غرب وتداوم نگاه مکانیکی به انسانها سبب شده است تا علم و اخلاق نتوانند دریکدیگر ادغام شوند و در نهایت خشونت و ناهنجاریهای عمومی گریبانگیر کشورهای غربی شود.نمونه این خشونتها به وفور در غرب یافت می شود و هر روزه شاهد انتشار اخبار مربوط به قتل و جنایت و تجاوز از سوی رسانه های غربی هستیم.با این وجود غرب سعی دارد در قالب ساخت فیلمهای مضر همین مقولات را در جوامع دیگر نیز رواج دهد.از این حیث باید با تمامی داشته های فرهنگ غنی اسلامی به مواجهه با غرب بپردازیم و با ترسیم الگوی زندگی یک انسان سالم مانع از مانور اندیشه ها، رفتارها و ترویج محصولات ضدفرهنگی غرب در جوامع شویم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات