پنجشنبه 13 آبان 1361
17 محرمالحرام 1403 ـ ش
پیرامون اشغال لانه جاسوسی و پیامدهای آن و همچنین بیانه الجزایر و تخلفات آمریکا در مورد بیانیه الجزایر با برادر بهزاد نبوی گفتگویی داشتیم ابتدا از ایشان در مورد علت و ریشه حرکت دانشجویان مسلمان پیرو خط امام سئوال کردیم که در جواب گفتند:
البته علت حرکت برادران دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را باید از خودشان پرسید، ولی تا آنجایی که من اطلاع دارم علتی که سبب شد تا این برادران شجاع ما دست به یک چنین اقدام شجاعانهای بزنند که در تاریخ انقلاب ما ثبت بشود بنام اعتراض به آمریکا و سیاست دولت موقت بود شرایطی که لانه اشغال شد شرایطی بدی بود آمریکا که از در بیرون رانده شده بود از پنجره داشت برمیگشت دولت موقت مشغول ایجاد ارتباط برای بهسازی رابطهاش با آمریکا بود از نظر اجتماعی هم در داخل وضع خیلی بد بود جامعه بسمت حکومتناپذیری پیش میرفت دولت حاکمیتی نداشت اگر بخاطر داشته باشید در آن دو سال اول هر گروهی میرفت جایی را اشغال میکرد، هتلهای تهران و همه اماکن عمومی اشغال شد و به بهانه خوابگاه دانشجویی و هر بهانه دیگر این کارها صورت میگرفت و عملا یک جو نابسامانی و بیامنیتی و بیثباتی در جامعه حاکم شده بود و حرکت دانشجویان در یک چنین شرایطی میتوانست به نشانه اعتراض به آمریکا و دولت موقت و سیاست حاکم بر مملکت در آن موقع باشد البته اینراهم من میدانم و اطلاع دارم که برادران دانشجوی ما ابتدا که به قصد اشغال جاسوسخانه میرفتند برنامه اقامت درازمدت در لانه را نداشتند ولی موضعگیریهای قاطع امام در حمایت از حرکت انقلابی مزبور برادران را مصمم کرد که حرکت را ادامه بدهند و اشغال جاسوسخانه که ابتداعا بعنوان حرکت اعتراضی تلقی میشد بعنوان یک حرکت خالصتر و سرنوشتساز برای انقلاب اسلامی و آغاز مرحله دوم انقلاب اسلامی انجام شد.
برادر نبوی در مورد عدم محاکمه گروگانها گفتند:
نظر شخصی من این بود که گروگانها محاکمه بشوند. البته نه محاکمهای که منجر به اعدام یا زندانی شدن آنها گردد اگر این گروگانها به اتهام جاسوسی میخواستند زندان یا اعدام شوند خیلی از اعضای سفارت کشورهای دیگر در ایران و کشورهای دیگر همین اتهام را دارند. انشاءالله نوبت مجازات همه این جاسوسان و همه مستکبرین جهانی فراخواهد رسید. نظر من این بود که آنها محاکمه سیاسی بشوند یعنی برعلیه آنها اعلام جرم شود، جرائم آنها اعلام بشود در دادگاهی که حتی جنبه بینالمللی داشته باشد و از کشورهای مختلف میآمدند و اینها محکوم میشدند ولی در عین حال آزاد بشوند. این نظر شخصی من بود که آن موقع فکر میکردم این نظر درستی است ولی نظری که قاطعیت داشت و بعد به صحت آنهم پی بردم خاتمه دادن سریع به ماجرای گروگانها بود پس از این که گروگانگیری نتایج مطلوب خود را داده بود یعنی سرنگونی دولت موقت خاتمه بخشیدن به هرجومرج داخلی، نیروهای چپ و ضدانقلاب و منافق را خلع سلاح کنیم. چهرههای وجیهالمله را افشاء کنیم و تمام نتایج سیاسی و اقتصادی که در جهت خودکفایی و قطع وابستگی به آمریکا در پی داشت، همه این نتایج حاصل شده بود بنابراین لازم بود هر چه سریعتر گروگانها آزاد میشدند البته آن موقع این مساله را ما متوجه نمیشدیم و تصور میکردیم که محاکمه کنیم ولی این کار زمان زیادی را میخواست که توطئههای جهانی را علیه ما سازمان میداد و در نتیجه نگهداری گروگانها کار معقولی نبود و بهمین دلیل هم دورنگریی که رهبر انقلاب داشتند آن فرمان تاریخی را صادر کردند و مساله را به مجلس واگذار کردند و مجلس هم طبق نظر امام آن مصوبه را بدولت ابلاغ کرد و دولت هم اجرا کرد و در حال حاضر که مساله را بررسی میکنم احساس میکنم که این کار صحیح بود.
ایشان در مورد بیانیه الجزایر و نقطه نظرات مخالفین این بیانیه گفتند:
من نه به لحاظ اینکه امضاکننده بیانیه الجزایر هستم، بلکه اگر برخورد قانونی بخواهیم با مساله بکنیم من نماینده دولت جمهوری اسلامی بودم در امضا بیانیه الجزایر، و در ثانی این بیانیه برخلاف هوچیگریهای که بنیصدر میکرد هیچ الزام قانونی برای دولت ایجاد نمیکرد و یک مصوبه قانونی نبود از شورای نگهبان هم رد نشده بود و دولت افتخارا و بنا به مسئولیت شرعی دخالت کرد و بیانیه الجزایر را به امضا رساند. نه به این دلیل که من امضاکننده بیانیه الجزایر بودم در حال حاضر هم معتقدم که بیانیه الجزایر بهترین راهحلی بود که با توجه به شرایط و امکاناتی که ما داشتیم میتوانستیم برای پایان مساله گروگانها پیدا کنیم. حالا دیگر بنیصدر و لیبرالها و منافقین نیستند که هر روز مساله گروگانها را در روزنامههایشان علم کنند ولی کماکان من این ادعا و اعتقاد را دارم و برادران آگاه و کاردان ما که در کار بیانیه الجزایر بررسی و مطالعه کردهاند آنها هم همین نظر را دارند. واقعیت این است که ما در این موضوع سهمی نداریم وقتی ما امکانات و اطلاعاتمان را میبینیم در موقع امضای بیانیه الجزایر میبینیم واقعا خدا کمک کرده چون خیلی از مسائل را خودمان هم متوجه نبودیم و خدا خودش این کارها و مسائل را درست کرده، خیلی از چیزها را که امتیازاتی بنفع ماست، خودمان آن موقع متوجه نبودیم و این کار خدا بوده و ماها بعنوان خدمتگزاران کوچکی که در این طرح سهیم بودیم واقعا نقش تعیینکنندهای نداشتیم و اما در مورد نقطه نظرات مخالفین بیانیه، باید بگویم که به مصداق این فرمایش که الاعمال به نیات واقعا ما گفتهها و اعمال افراد را با نیتها و انگیزههایشان باید بسنجیم، ببینیم آیا واقعا انگیزههای آنها خدایی بوده، تقریبا همه کسانی که در ماجرای آزادی گروگانها به دولت حمله کردند و محکوم کردند دولت را که مملکت را به آمریکا فروخته الان چهرهاشان برملا شده، روشن شده که کی بودند و از چه موضعی حرف میزدند آقای نوبری که مصاحبه میکرد و مقاله مینوشت در انقلاب اسلامی در دامن عموسام و در کشور آمریکا مقیم است و در روزنامههای آنجا مقاله مینویسد آقای بنیصدر هم که در آغوش میتران در فرانسه است و لیبرالها و نهضت آزادی را هم که میبینیم و همه شناختهاند، منافقین هم چهرهشان شناخته شدهتر از آن موقع است پس ما میبینیم که تمام این چهرههای مخالف با نیتهای پلید به سراغ آن قضیه میرفتند بعضا که من به فکر مخالفتهای آنها با بیانیه الجزایر میافتم از این استدلال امام بهره میگیریم آن موقع که کنفرانس اسلامی قرار بود تشکیل شود ما هم خدمت امام رسیده بودیم ایشان فرمودند من دو هزار تلگراف از پاکستان دریافت کردهام که شما شرکت کنید از همینجا حس میکنم که کلکی در کار باشد و خوب است که ما شرکت نکنیم و گرنه چرا دو هزار تلگراف از پاکستان برای شرکت در این کنفرانس برای ما میآید.
در ماجرای آزادی گروگانها و بیانیه الجزایر هم من به حقانیت این بیانیه از مخالفت همین افراد پی میبرم و احساس میکنم که حتما یک کار خوبی ما کردهایم که اینها این همه مخالفت میکنند و بگذریم از استدلالهایی که برای خوب بودن این کار دارم همین مخالفتها برای من روشن میکند که حتما کار خوبی کردهایم و کاری بر ضد آمریکا و برخلاف مصالح آمریکا انجام شده بطوری که آنهایی که الان در دامن آمریکا هستند و تفکرشان بر ضد آمریکا نیست اینطوری با بیانیه مقابله کردند. اصولا درد بعضی از این عده هم معلوم شد آن موقع هم معلوم بود ولی زبان ما بسته بود. و بنا به فرمان امام نمیتوانستیم به افرادی که اینجوری برخورد میکردند پاسخ بدهیم برای این که وحدت جامعه بهم نریزد. یکی رئیسجمهور بود، یکی رئیس بانک مرکزی بود، نماینده مجلس بودند نمیخواستیم کار به تشنج و درگیری در سطح جامعه و مردم کشیده شود ولی الان میتوانیم صریح این مساله را بگوئیم که درد اینها درد از بیانیه نبود، درد از اشغال جاسوسخانه بود، درد از افشاء شدن چهرههایشان بود، درد از افشاء شدن ماهیتشان بود و اینها با انتقاد از بیانیه الجزایر تحلیل میکردند که اصلا کار اشغال لانه جاسوسی کار آمریکا بوده تا به این بیانیه منجر شود، میگفتند بیانیه خراب است و این در برنامه بوده تا لانه جاسوسی اشغال شود تا یک چنین پیامدی را به نفع آمریکا داشته باشد، چیسمانهاتان بانک آمریکا مثلا عامل این شده که شاه برود آمریکا و دانشجویان گروگان بگیرند گروگانها را و اشغال کنند جاسوسخانه را و این نتایج حاصل شود با این استدلال میخواستند اصولا حرکت اشغال جاسوسخانه را آمریکایی معرفی کند تا بگویند اسناد را هم آمریکائیها خودشان گذاشتهاند و ماها را که خدمتگزار بودیم رسوا کنند دیگر نمیتوانستند مانند مدنی بگویند که این اسناد قلابی است میخواستند بگویند که برنامه از پیش طوری طرحریزی شده بود که جاسوسخانه منتظر بوده بیایند آنجا را اشغال کنند و این اشغال را از قبل پیشبینی میکردند و اسنادی را هم که خودشان دلشان میخواسته گذاشته و خواستهاند ما خادمین به ملک و ملت را خراب کنند. روزنامه میزان اصلا تحلیلش این بود.
در حال حاضر مشخص است که این تحلیل واقعا صحیح بوده یا نه؟ آقای بنیصدر، آقای نوبری، آقای سلامتیان، آقای خسرو قشقایی، آقای مدنی، آقای نزیه، آقای میناچی، آقای امیرانتظام، که اسنادشان درآمد چهرهشان روشن شد و یک عدهای هم بودند که البته هنوز هم اینجا هستند و این تحلیل را میکردند و حمله میکردند به بیانیه برای بیاعتبار کردن اسناد لانه تا بتوانند دوباره در جو سیاسی فعلی فعالیت خودشان را ادامه دهند. کلا من عمده مخالفین را اینگونه میدیدم لذا برای استدلالها و حرفهایشان اعتباری قائل نیستم چون انگیزه آنها الهی نبود. و بیشتر اینها در جهت محکوم کردن اشغال لانه قدم برمیداشتند و هیچکدام از اینها راهحل محاکمه را نداشتند، همهشان میگفتند گروگانها را زودتر آزاد کنید و نظرشان قبل از آزادی گروگانها این بود. بنیصدر در شورای عالی دفاع همیشه میگفت اگر این گروگانها را آزاد نکنید ما نمیتوانیم بجنگیم. باید گروگانها را آزاد کنیم تا اسلحهها را بگیریم و بتوانیم بجنگیم. یکبار هم گفتهام یکی از رهبران نهضت آزادی که خدمت امام شرفیاب شده بود گریه کرده و گفته بود اینهایی را که گذاشتهاید تا مساله گروگانها را حل کنند نمیخواهند حل کنند.
برادر نبوی در مورد وضعیت بیانیه الجزایر در حال حاضر و تخلفات آمریکا از این بیانیه گفتند:
براساس بیانیه الجزایر قرار بود دارائیها، اموال، سپردههای ما از آمریکا در قبال آزادی گروگانها برگردد، اموال شاه و بستگانش هم به ما برگردد. آنچه در این زمینه من میتوانم خدمت هموطنان مسلمان و متعهد گزارش بدهم این است که ما از کل 10 میلیارد (که حدودا این مقدار است) از آمریکا طلب داریم حدود 4 میلیارد را دریافت کردهایم 5ر3 میلیارد بدهیهای خودمان را به بانکهای آمریکا پرداخت کردهایم بدهیهایی که قسطی باید میپرداختیم حال کردیم و درجا پرداخت کردیم، همان حال کردن وامهاست که بنیصدر و نوبری آنهمه رویش تبلیغات کردند و مانور میکردند ناراحتیشان هم از این بود که چرا ما روابط مالیمان را با آمریکا قطع کردهایم. نزدیک 3 میلیارد دلار هم در حساب الجزایر در انگلستان یا هلند است که از این مقدار 5ر1 میلیارد اختلاف حساب است که بعد از حل سهم ما به حسابمان میآید و سهم آمریکا هم به حساب آنها میرود، 1 میلیارد تضمین بدهیهای ما به شرکتهای آمریکایی است که در اختیار داوری بینالمللی است که به مسائل ایران و آمریکا رسیدگی میکند و 300 میلیون دلار هم پولی است که در فدرال رزو بانک آمریکا داریم که متعلق به ماست که وقتی اختلاف 5ر1 میلیارد دلار که حل بشود آنهم به ما برمیگردد پس بنابراین، این مجموعه پولهای نقد ماست که در بانکهای آمریکایی بوده البته یک مقدار اعتبارهای اسنادی، یک مقدار ضمانتنامه در بانکهای آمریکایی داریم که روی آنها اختلاف و دعوا داریم که به حکمیت ارجاع شده و به اعتقاد من تخلف آمریکاست و آمریکا نمیپذیرد.
در مورد اموال ما در آمریکا پیشبینی ما این بود که 4 میلیارد دلار مال در آمریکا داریم، آنچه دقیقتر الان مشخص شده حدودا بیشتر از 5ر3 میلیارد دلار مال داشتیم بعضی از این اموال تابحال منتقل شده، بعضیها اختلافات انبارداری و اینطور چیزها دارد که هنوز منتقل نشده و بعضیها که اموال نظامی است آمریکا تخلف کرده و گفته اموال نظامی را نمیدهیم، اسلحه و مهمات را نمیدهیم چه بسا عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ولی ما باید تلاش کنیم و حقمان را بگیریم در مورد ثروتهای شاه و بستگانش همان روزی که بیانیه امضاء میشد ما صریحا گفتیم که این حرکت، یک حرکت سیاسی و سمبلیک است و جهت ناامن کردن آمریکا برای نوکران آمریکاست که دیگر نوکران آمریکا جرئت نکنند در آمریکا پولها و سرمایههایشان را بنام خودشان بگذارند بلکه حداقل در هراز سوراخ قایم کنند ولی میدانید بعد از دو سال که از ماجرای گروگانگیری و اشغال جاسوسخانه میگذرد و بستگان شاه همه فهمیدهاند که اوضاع از چه قرار است مالی را در آمریکا نمیگذارند و یا به نام خودشان نمیگذارند. لذا از همان موقع میگفتیم از این بابت بعید میدانیم چیزی بدست ما برسد چه در آن موقع از یک ریال ثروت شاه اطلاع نداشتیم در حال حاضر هم بعد از این همه تحقیقات اطلاعی نداریم و در این زمینه هم آمریکا تخلف کرده که هیچ نوع اطلاعی به ما نداده البته ادعا میکند که اطلاعی بدست نیاورده که دروغ میگوید و ما به داوری شکایت کردیم و داوری لاهه دارد رسیدگی میکند که در این داوری سه نماینده از ما و سه نماینده از آمریکا و سه نماینده هم به توافق طرفین هستند و برادران ما فعالانه دارند برخورد میکنند و آمریکا هم از موقع امضای بیانیه تا حال بیش از 20 مورد تخلف کرده و این نشاندهنده این استکه بیانیه خوشایند آمریکا نبوده که20 تخلف کرده در حالیکه ما هیچ تخلفی در رابطه با بیانیه نکردیم و ما این تخلفات را هم به داوری شکایت کردیم.
برادر بهزاد نبوی در مورد اقدامات ایران در زمینه اجرای صحیح بیانیه الجزایر گفت:
کاری که بعد از بیانیه الجزایر صورت گرفت تشکیل دفتری به نام دفتر هماهنگی و اجرای بیانیه الجزایر بود این دفتر تا مدتها به کار خودش ادامه میداد که مدتی برادرمان احمد عزیزی قائم مقام فعلی وزارتخارجه مسئولش بود و بعد هم چند ماه بنده مسئول بودم تا اینکه برادرمان منوچهر محمدی مسئولیت دفتر را بعهده گرفت و دفتر به دفتر خدمات حقوقی بینالمللی تبدیل شد و شورای عالی خدمات حقوق بینالمللی تشکیل شد که دفتر خدمات حقوقی بینالمللی زیر پوشش این شورا کار میکند و کارش رسیدگی به کلیه دعاوی بینالمللی است که ایران با کشورهای دیگر دارد و بیانیه الجزایر هم زیر آن پوشش قرار گرفته این دفتر سعی کرده کادرهای اجرایی را تقویت بیشتری کند حرکتهای قویتر و فعالتری را هم با داوری بینالمللی شروع کرده و هم با دولت الجزایر بعنوان واسطه امضای بیانیه الجزایر که نتایج خوبی هم انشاءالله ببار آورده و میاورد که توسط برادران مسئول دفتر به اطلاعتان خواهد رسید.