تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۸  ، 
کد خبر : ۲۱۸۱۸۹

دعوت و موضع‌گیری غیرطبقاتی اسلام


محمدامین نعمتی
اسلام دینی است که جهت گیری دعوت آن شامل تمام انسان های جهان اعم از طبقات بهره مند و محروم جامعه، هدایت شدگان و گمراهان در تمام طول تاریخ است. قرآن کتابی است جامع و کامل که در آن خداوند تمامی انسان های جهان را به راه و مسیر درستی و حق دعوت کرده است و از تمامی انسان ها اعم از نیکوکاران و گمراهان، ثروتمندان و فقیران، گروه حق و باطل جامعه خواسته است به خدا ایمان آورده و در مسیر معنویات و الهیات قدم بردارند و در زندگی خود از اصول و احکام الهی و دینی پیروی کنند.‏
دعوت خداوند از انسان ها در قرآن به نحوی نیست که گروه و طبقه ای خاص را در برداشته باشد و یا اینکه در آیات قرآنی فقط ویژگی ها و خصوصیات قشر خاص و معینی از جامعه بیان شود. بلکه آیات قرآن به نحوی در کنار هم قرار گرفته که گاهی به ثروتمندان و گمراهان انذار داده شده و گاهی به مومنین و محرومان جامعه بشارت داده شده است. در واقع دعوت خداوند شامل تمام انسان های جهان در تمام مکان ها و زمان هاست و مقتضیات زمانی و شرایط مکانی در این آیات به نحوی سنجیده رعایت گردیده است. پس آن چنان که بعضی به اشتباه پنداشته اند جهت گیری دین در دعوت، طبقاتی نبوده و نیست.‏
خداوند از نیکوکاران خواسته که همیشه مسیر درستی و نیکی را ادامه دهند و ظالمین و گنهکاران را به راه هدایت و حق دعوت نموده است. قرآن کریم نیز این امر را با خطابی که به موسی (ع) دارد آشکار می سازد، آنجا که می فرماید: "اذهب الی فرعون، انه طغی، فقل هل لک الی ان تزکی". به سوی فرعون برو که وی سرکشی پیشه کرده و به وی بگو آیا نمی خواهی از رذایل تزکیه و پاک گردی؟‏
خداوند هیچ گاه نفرموده که بخشی از جامعه و یا افراد بشر را از هدایت خود محروم سازد. بلکه بنا به دلایل بسیاری از جمله اتمام حجت جهت اقامه ثواب و عقاب، قاعده لطف و وحدت فطرت بین انسان ها، دعوت خداوند عام و شمال است. دین به دلیل مبتنی بودن بر فطرت انسانی دعوتی عام دارد که تمام افراد و طبقات اجتماعی را در بر می گیرد هر چند بعضی از این طبقات در نقطه مقابل هم قرار گرفته اند. مثلاً در طول تاریخ همواره گروه باطل و ستمکار همواره در مقابل انبیا و طبقه مومنین قرار داشته اند. تاریخ انبیا بیانگر این واقعیت است که طبقه اشراف و متنفذ به دلایل گوناگون در برابر دعوت پیامبران جبهه گیری منفی داشته و به مخالفت با پیامبران برخاسته اند. آنها به دلیل نداشتن ایمان و بصیرت کافی و غرق شدن در هواهای نفسانی و پوشیده شدن فطرت به زنگار کبر و انحرافات گوناگون، نتوانسته اند در مقابل جریان حق منقاد باشند و راه تمرد و تعارض پیشه کردند. ‏
از طرف دیگر بدون شک همیشه اکثریت طبقه گروندگان به پیامبران را طبقه مستضعف و محروم تشکیل داده اند و اکثریت مخالفین پیامبران را استضعاف گران و ظالمان تشکیل داده اند، زیرا فطرت انسانی که زمینه پذیرش پیام الهی را به وجود می آورند مشترک است و در همه وجود دارد ولی طبقه استضعاف گر و مسرف دچار مانع بزرگی است و آن آلودگی و عادت به وضع موجود است. آیات قرآن نشان می دهد که اکثریت مومنین به رسالت انبیا را طبقه محروم و ضعیف تشکیل داده اند. طبقات برخوردار و سران و اشراف، یعنی صاحبان ثروت و قدرت، در صف مخالفان دعوت پیامبران بوده اند. به هنگام دعوت پیامبر اکرم (ص) مشرکان و سران مکه برای حفظ موقعیت و نفوذ خود در کشور عربستان همواره در مقابل پیامبر ایستاده و ایمان نیاوردند. پس اگر چه دین در مرحله دعوت و ابلاغ راه هدایت جهت گیری طبقاتی ندارد، به هنگام پذیرش دعوت الهی هر یک از طبقات اجتماعی به زبان و روش خود آنها عمل کرده است.‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات