یکی از ویژگیهای جهانبینی بینالمللی حاکم بر گردانندگان برخی رسانههای ایرانی، باور به تئوری توطئه است. در جریان تحولات اخیر جهان عرب هم آنان نتوانستهاند خود را از این رویکرد خلاصی بخشند. منتها اشکال بنیادی که پیش آمده این است که چه بگویند؟ آیا همچنان به سر وقت تئوریهای قبلی بروند و مثلا «بگویند تاریخ مصرف حسنی مبارک تمام شده، ناگهان تصمیم گرفتند وی را بردارند؛ همانطور که در مورد صدام حسین میگفتند، یا خیلی از ایرانیهای دیگر در مورد محمدرضا پهلوی میگفتند و میگویند». مطالبی از این است که نمیشود و نمیتوان در قبال این جنبشها گفت. بنابراین به شکل دیگری در مورد تحولات جهان عرب ارزیابی کردند. اینکه آمریکاییها و غربیها ابتدا در برابر این تحولات و کشته شدن مردم در جریان تظاهرات و اغتشاشات علیه رژیمهایی که با آمریکا و غرب نزدیک هستند بیتفاوت بودند. چند روز قبل از تصویب اعمال سیاست پرواز ممنوع و دفاع از غیرنظامیها برابر حملات هوایی رژیم سرهنگ قذافی، خبرنگاری از یکی از مسوولان در ایران پرسید که چرا غرب در قبال سرکوب اعراب توسط حکومتهایشان سکوت کرده و چرا به کشتار مردم اعتراض نمیکند؟ مقام مسوول هم پاسخ داد: چون غربیها دروغ میگویند که طرفدار حقوق بشر هستند.
آنها از سلاح حقوق بشر استفاده ابزاری میکنند. چند روز پیش که شورای امنیت طرح حفاظت از غیرنظامیان در لیبی را به تصویب رسانید و نیروی هوایی ناتو علیه ارتش قذافی وارد عمل شد غربیها متهم شدند که اولا «در امور لیبی دخالت کردهاند، ثانیا اینکه دخالت شان در لیبی به واسطه آن است که لیبی نفت دارد و غربیها مداخله کردند که به جریان نفت از لیبی آسیبی وارد نشود. بعد نظریهپردازان بینالمللی وقتی این پرسش را مطرح کردند که چرا برخلاف عراق که آمریکاییها کار صدام را سریع تمام کردند، کار قذافی را کش میدهند و او را ساقط نمیکنند؟ و خودشان هم پاسخ دادند که چون غربیها آلترنا نتیو و جایگزین مناسبی برای سرهنگ قذافی ندارند، و از طرف دیگر هم نگران هستند که هرجومرج شود و به نفت آسیب برسد، لذا کار معمر قذافی را تمام نمیکنند.
یک تئوری دیگر آن بود که غربیها نگران آن هستند که یک وقت اسلامگرایان در لیبی به قدرت نرسند و کار از دستشان درنرود بنابراین نمیخواهند خیلی سریع معمر قذافی را بردارند. در عین حال انتقاد رسانهای از غرب هم فراموش نمیشد. بنابراین از حملات وحشیانه و بیرحمانه سرکوب مردم لیبی خبر میدادند. بعد نوبت به هشدار دادن به غرب رسید، که مبادا به بهانه دفاع از مردم لیبی یا یک کشور دیگر، به لیبی یا کشور دیگر نیرو وارد کرده و اشغال نمایند. در عین حال حسب تئوریهای ما، غربیها مدام دارند در خصوص به انحراف کشاندن مبارازت اعراب نقشه میکشند اما هوشیاری مردم منطقه تمامی نقشهها و توطئههای غربیها را خنثی کرده و مبارزات آنان به رغم دسیسههای غرب استوار به جلو میرود. از روزی که مبارازت اعراب به راه افتاده، تلاش برخی از ما آن بوده که این حرکتها را ضدغربی تحلیل کنیم.
ممکن است در آینده که آزادی در کشورهای عربی به پیروزی میرسد و انتخابات آزاد صورت گیرد، اسلامگرایان و غرب ستیزان در اکثریت قرار بگیرند و دولت تشکیل دهند. اما فعلا مبارزه اعراب و خیزش مردمی که در جهان عرب به راه افتاده به واسطه مقولاتی مانند دموکراسی، آزادی، مبارزه با استبداد، انتخابات آزاد، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و ... است. در عین حال برخی از ما در ایران اصرار داریم که تصویر کاملا متفاوتی ترسیم نماییم و جهان را آنگونه که دوست داریم، تفسیر کنیم صرفنظر از آنکه واقعیتها چه هستند. در نتیجه چنین نگاهی است که مثلا خبررسانی ما درباره لیبی با سوریه تفاوت بارزی پیدا میکند.