تاریخ انتشار : ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۱۸۳۹۶

دبیرکل سازمان ملل و مشکل بوسنی


در جریان سفر آقای پطروس غالی دبیرکل سازمان ملل متحد به سارایوو مرکز بوسنی، مردم مسلمان این کشور مصیبت‌زده نارضایتی خود را از عملکردهای این ارگان بین‌المللی با شعار مرگ بر پطرس غالی نشان دادند و این در حالی بود که دبیرکل سازمان ملل با بی‌اعتنائی رهبر صرب‌های بوسنی در رد دیدار با وی روبرو شده بود. به این ترتیب جدا از تحقیری که به صورت شخصی، آقای پطرس غالی در سفر به بالکان با آن روبرو شده است نقش سازمان ملل در بحران بوسنی به شدت به زیر سئوال رفته است. راستی چرا سازمان ملل تا بدین حد ناتوان است که رهبر یک گروه شورشی حاضر به دیدار وی نمی‌شود و اختلاف‌نظر بر سر محل ملاقات را بهانه قرار می‌دهد؟ چرا مردم مسلمان بوسنی خواهان مرگ دبیرکل سازمان ملل می‌شوند؟ اینها سئوالات نگران‌کننده‌ای برای سازمان ملل هستند اما اگر قدری واقع‌بینانه به موضع انفعالی و ناتوانی‌های سازمان ملل در بوسنی توجه کنیم چنین استقبالی از دبیرکل سازمان ملل چندان هم غیرمنتظرانه نخواهد بود. سازمان ملل قربانی شورای امنیت و سیاست‌های متضاد آمریکا - اروپا و روسیه شده است. سیاست‌هایی که ماهیت آن هر چند روشن است و جهت‌گیری‌ آنها در جهت حذف مسلمانان مظلوم بوسنی و محروم کردن آنها از توان حفظ تمامیت ارضی کشورشان است اما واقع امر آن است که جهان هنوز هم بدرستی نمی‌داند که دنیای غرب در بوسنی مشغول چه بازی خطرناکی است.
منتها واقعیت آن است که مسلمانان بوسنی با گوشت و خون خود این بازی خطرناک را احساس می‌کنند و نارضایتی خود را در قالب آرزوی مرگ برای دبیر کل سازمان ملل ابراز می‌دارند. اینکه سازمان ملل در بوسنی واقعاً هیچ اقدام بازدارنده‌ای در جهت جلوگیری از کشتار مسلمانان نمی‌تواند انجام بدهد‍‍، جای بحث ندارد. یکی از فرماندهان نظامی سازمان ملل اخیراً به صراحت کم نظیری، اعتراف‌هائی در این خصوص کرده است. ضعف سازمان ملل تا آنجا هست که حتی از دفاع کردن از نیروهایش که به اسارت صرب‌ها در می‌آیند عاجز شده است و آزادی آنها به بند و بست‌هائی موکول می‌شود که صرب‌ها با روسیه، آمریکا و اروپا دارند. بنابراین از سازمان ملل در شرایط کنونی‌اش انتظار فوق‌العاده‌ای نمی‌توان داشت. البته مشکلات موجود بوسنی و زیاده‌طلبی صربها در حمایت‌های آشکار و پنهان روسیه – انگلیس به صورت اخص و بقیه اروپا و آمریکا به صورت عام‌تر نهفته است. مسلمانان در بوسنی قربانی منافع این قدرت‌های تأثیرگذار در حوادث بین‌المللی شده‌اند و هر چه زمان می‌گذرد، ماهیت جنگ بوسنی روشن‌تر و اهداف پشت‌پرده واضح‌تر می‌شوند و همزمان با آن بی‌اعتباری سازمان ملل و آلت دست بودن آن در دست آمریکا و متحدانش آشکار‌تر می‌گردد. روشن است که این امر جای تأسف است که ارگان بین‌المللی نظیر سازمان ملل که مهمترین ارگان حافظ صلح جهانی است با چنین سرنوشت غم‌انگیزی روبرو شود ولی در هر حال یک واقعیت است که به آن باید در حد خودش و آنطور که هست توجه شود. داشتن انتظارات فوق‌العاده و خارج از توان عملی سازمان ملل نوعی خوش‌بینی زیانبار را دامن خواهد زد که کمکی به هیچ طرفی نخواهد کرد. تصور بر این است که دولت بوسنی ارزیابی واقع‌بینانه‌ای از امکانات عملی سازمان ملل نداشته است و به همین دلیل خوش‌بینی با اقدامات اولیه آن برخورد کرده است.
سازمان ملل باشگاهی است که در آن همه اعضا گرد هم می‌آیند، حرف‌های خود را می‌زنند، نظریات خود را مطرح می‌سازند ولی تصمیم نهائی با قدرت‌های بزرگ صاحب حق وتو در شورای امنیت است و دبیرکل سازمان ملل نمی‌تواند جدا از خواست‌های شورای امنیت نقش ویژه‌ای ایفاء کند. شورای امنیت سازمان ملل آن جائی که صاحبان حق وتو بخواهند می‌تواند قاطع عمل کند. نمونه آن جنگ نفت در خلیج فارس و عملیات طوفان صحرا بود که عراق را به کشوری ویرانه مبدل ساخت و هر کجا که قدرت‌های بزرگ نخواهند، اعتراف به ناتوانی خود دارد. عینی‌ترین نمونه آن بوسنی امروزی است. در چنین فضائی از واقعیت‌ها است که سازمان ملل به صورت آلت‌دست قدرت‌های بزرگ در آمده است و مردم مسلمان بوسنی سرخوردگی خود را با آرزوی مرگ دبیرکل آن ابراز می‌دارند. آقای پطروس غالی به عنوان یک شخصیت بین‌المللی مطرح که تلاش دارد راه‌حلی قابل قبول طرف‌های درگیر در بوسنی بیابد، در موقعیتی نیست که آرزوی مرگش را داشته باشند ولی واقعیت آن است که وی در رأس سازمانی است که قادر به انجام مأموریت صلح خود در بوسنی نیست و مسلمانان احساس می‌کنند سازمان ملل و دبیر کل آن هم با سران کشورهای غربی تفاوت ندارند و همه تسهیل‌کننده شرایط برای قتل‌عام مسلمانان به وسیله صرب‌ها و کمک به تشکیل فدراسیون صربستان بزرگ هستند. اینکه سازمان ملل واقعاً در چنین توطئه‌ای چه نقشی دارد یا ندارد برای مسلمانان بوسنی تفاوتی نمی‌کند آنها در هر حال خود را قربانی تبانی جهانی یافته‌اند و اینکه چه کسی بیشترین نقش را در این باره دارد چندان مورد توجه آنها قرار ندارد. چرا که اساساً مسلمانان بوسنی در شرایط پیچیده‌ای که گرفتار شده‌اند نمی‌توانند میزان و درجه مقصرین را تعیین کنند. آنها می‌بینند که شهرهایشان ویران می‌شوند، زنان و کودکانشان قتل‌عام می‌شوند و هیچ کس وجود ندارد که از این جنایات جلوگیری کند. بنابراین تا حد زیادی طبیعی است که دبیرکل سازمان ملل را که در رأس یکی از مهمترین مجامع جهانی قرار گرفته است، مورد سرزنش قرار بدهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات