«صبری سیاری» نویسنده مقاله که مشاور مسائل بینالمللی و مدرس علوم سیاسی در دانشگاه «جرج واشنگتن» است بخصوص از نقش «تورگوت اوزال» در موضعگیریهای سیاسی ترکیه سخن راند و در نهایت به اختصار اثرات تضعیف موقع او را در هرم سیاسی ترکیه ارزیابی کرده و نوشته است: روابط ترکیه با جهان غرب و کشورهای خاورمیانه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم عمدتا بر مبنای تمایل این کشور برای دور ماندن از درگیریهای منطقهای و نیز نگرانی از خطر همسایه شمالی / شوروی / شکل گرفته است.
ملاحظات مربوط به امنیت ملی ترکیه را بر آن داشت که ارتباط نزدیک و تنگاتنگی با غرب و بخصوص آمریکا برقرار سازد و از جمله همان آغاز شکلگیری پیمان آتلانتیک شمالی / ناتو / به عضویت آن درآید.
در طول چهل و اندی سال گذشته ترکیه تنها در برهههای کوتاه در فاصله سالهای آخر دهه پنجاه سیاست خارجی نسبتا فعالی را دنبال کرد. لکن این روند زمان زیادی به درازا نکشید.
در عرض سی سال گذشته ترکیه کوشیده است تا در عین ایجاد روابط اقتصادی و تجاری گرم با همسایگان خود از هر نوع موضعگیری سیاسی با جهت مشخص خودداری ورزد. بیطرفی آنکارا در طول جنگ هشت ساله ایران و عراق نمونه بارزی از این سیاست سنتی ترکیه است.
سقوط کمونیزم در شوروی و اروپای شرقی / تجزیه امپراطوری شوروی / تغییر نقش ناتو / حمله عراق به کویت و بحران خلیجفارس همه و همه دست به دست هم دادند و سیاستمداران ترکیه را وادار ساختهاند که در سیاست خارجی سنتی این کشور تجدیدنظر اساسی بعمل آورند نقش بارزی که ترکیه در جریان بحران خلیجفارس در کمک به متحدان غربی در پیش گرفت پیشدرآمد تحولی است که در نگرش سیاسی این کشور پدید آمده است.
ترکیه و تغییر در شرایط امنیتی اروپا
بحران خلیجفارس در شرایطی بوقوع پیوست که ترکیه به طرز فزایندهای نگران آینده عضویت خود در ناتو و آینده این سازمان بعنوان یک پیمان دفاعی نظامی بود. از مدتی پیش این نگرانی در میان سیاستمداران و افکار عمومی ترکیه قوت گرفته بود که بعد از تحولات اخیر در صحنه سیاست بینالمللی ترکیه ارزش استراتژیک خود را در نظر غرب از دست داده است و این احتمال وجود دارد که در هر نوع پیمان نظامی آتی جائی برای این کشور وجود نداشته باشد.
در گذشته صرفنظر از دورههائی کوتاه نظیر ایام بحران جزیره قبرس در 1974 موضع ترکیه در داخل ناتو همواره مستحکم بود و متحدان غربی به نیازهای این کشور بنحو معقولی پاسخ میگفتند. در داخل کشور نیز بجز اقلیتی از تندروهای چپگرا یا مسلمان / اکثریت مردم و از آنجمله نخبگان اقتصادی / نظامی و سیاسی از ارتباط نزدیک ترکیه با متحدان غربی حمایت میکردند.
اما چشمانداز روابط نزدیکتر ترکیه با غرب بدلیل موضع جامعه مشترک اروپا در قبال عضویت این کشور در جامعه چندان امیدوارکننده نبوده است. هرچند که ترکیه با کشورهای عضو جامعه همکاریهای امنیتی و نظامی گستردهای دارد و از سال 1963 به اینطرف نیز بعنوان عضو وابسته جامعه مشترک شناخته شده است لکن تقاضای این کشور برای عضویت تمامعیار همواره با واکنش سرد اعضای جامعه مواجه گردیده است.
بعنوان مثال وقتی در سال 1987 دولت ترکیه رسما درخواست پذیرفته شدن در جامعه را به دبیرخانه جامعه تسلیم کرد پاسخی که دریافت داشت این بود که جامعه نمیتواند زودتر از سال 1993 به بررسی این درخواست بپردازد.
کشورهای عضو جامعه / اقتصاد توسعه نیافته ترکیه، رشد فزاینده جمعیت این کشور، که سبب ازدیاد مهاجرت از این کشور به جامعه خواهد شد / تشدید گرایش به اسلام در میان نسل جوان و آماده مهاجرت ترکیه و بالاخره مخالفت یونان با عضویت این کشور را بعنوان دلایل اصلی عدم رسیدگی سریع به درخواست آنکارا جهت عضویت عنوان کردهاند.
در میان دلایل عنوان شده دو عامل نگرانی از افزایش حضور مسلمانان تندرو در اروپا و مشکل مزمن قبرس / از اصلیترین موانع بشمار میآیند. دولت یونان با توسل به یک تهاجم گسترده دیپلماتیک و با استفاده از شیوه «لابی» دیگر اعضای جامعه را متقاعد ساخته است که قبول درخواست ترکیه را به حل نهائی مشکل قبرس موکول نمایند.
سابقه نامطلوب ترکیه در زمینه رعایت حقوق بشر و فقدان نهادهای دمکراتیک در شکل اصیل آن در این کشور از دلایل دیگری بوده است که جامعه جهت رد درخواست ترکیه ارائه داده است.
موضع سرد جامعه اروپا و نیز تغییرات اساسی در ساختار ناتو و تحول در اهداف آن که بدنبال پایان جنگ سرد بوقوع پیوسته است ترکیه را وادار ساخته است که در جهت حمایت از منافع ملی خود دست دوستی به سمت آمریکا دراز کند و خواهان ارتباط بمراتب صمیمیتری با این کشور گردد.
معمار این سیاست نزدیکی هرچه بیشتر به آمریکا / تورگوت اوزال / نخستوزیر سابق و رئیسجمهوری فعلی ترکیه بوده است که این طرح را تقریباً به تنهائی و بدون مشورت و نظرخواهی با دیگر سیاستمداران ترکیه بمورد اجرا گذارده و پیگیری کرده است.
ترکیه و بحران خلیجفارس
تمایل ترکیه برای نزدیکی هرچه بیشتر به آمریکا سبب شد تا این کشور در جریان بحران خلیجفارس همکاری تمامعیاری با متحدان غربی بر ضد رژیم عراق بعمل آورد و این در حالی بود که در طول دهه 1980 عراق نزدیکترین شریک تجاری ترکیه بشمار میرفته است.
گذشته از این دو کشور در زمینه همکاری امنیتی نیز به توافقهای گستردهای دست یافته بودند و از آنجمله ماموران امنیتی و نیروهای نظامی ترکیه اجازه پیدا کرده بودند که جهت سرکوب چریکهای کرد وارد مناطق شمالی عراق شوند.
علیرغم همه این روابط نزدیک ترکیه که از یکسو با نگرانی شاهد قدرت گرفتن رژیم عراق و تجهیز این کشور به سلاحهای شیمیائی و اتمی بود و از سوی دیگر موقعیت خود را در ناتو در معرض خطر میدید نقد موجود را به نسیه موعود ترجیح داد با نادیده گرفتن روابط گرم گذشته با عراق و تحت عنوان ضرورت برقراری روابط استراتژیک جدید با ایالات متحده با همه قوا به یاری نیروهای متحد در جنگ خلیجفارس رفت و علاوه بر فراهم آوردن تسهیلات نظامی و لجستیک جهت هواپیماهای متحدین خود نیز بیش از صد هزار سرباز در مرزهای خود با عراق مستقر ساخت و عملا یکی از پادگانهای بزرگ این کشور در شمال را فلج نمود.
در قبال این اقدامات اوزال که طراحی همه این سیاستها را شخصا برعهده داشته و اجرای آنها را راسا هدایت میکرد از آمریکا درخواست کرده است تا سهم بزرگتری از بازار را جهت مدرنیزه شدن با سخاوتمندی برآورده نماید و نیز آنکه به کشورهای عضو جامعه اروپا فشار آورد تا درخواست عضویت ترکیه را با حس قبول مورد بررسی قرار دهند. هرچند آمریکا با بسیاری از تقاضای اوزال موافقت کرده است لکن همه امور آنطور که موافق دلخواه او بود پیش نرفته است.
حرکت اقتصادی ترکیه تلاش برای تسخیر بازار 45 میلیونی ترکهای مقیم آذربایجان شوروی و آسیای مرکزی است. از زمان جنگ جهانی دوم به اینسو این نخستین بار است که پاسخگوئی به نیازهای یک گروه ترکزبان در خارج از مرزهای ترکیه مشوق اجرای یک طرح اقتصادی / سیاسی در ترکیه شده است.
تا پیش از تحولات اخیر اصل راهنمای عمل سیاست خارجی ترکیه دیدگاه «کمال آتاتورک» بود مبنی بر اینکه ترکیه بهیچروی نمیباید در مسائل اقلیتهای ترک ساکن دیگر کشورها دخالت نماید. لکن تحولات اخیر سیاستمداران ترکیه را وادار ساخته تا در آن اصل اساسی تجدیدنظر نمایند و مواضعی متفاوت با آن و متناسب با واقعیتهای تازه پدید اتخاذ نمایند.
ترکیه در حال حاضر تلاش دیپلماتیک گستردهای را برای ایجاد روابط نزدیک با جمهوریهای مسلماننشین شوروی سابق آغاز کرده است. این تلاشها بدلیل پیوندهای فرهنگی و احیاناً زبانی و نژادی با موفقیتهای قابلملاحظهای نیز توام بوده است. البته حرکت تازه ترکیه خالی از دردسرهای خاص خویش نبوده است.
بعنوان مثال درگیری میان دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان ترکیه را بر سر دوراهی بسیار دشواری قرار داده است. رقابت با ایران بر سر گسترش نفوذ در جمهوریهای مسلماننشین نیز مشکل جدی دیگری است که پیش روی ترکیه قرار دارد.
تورگوت اوزال و سیاست خارجی ترکیه
معمار حرکتهای تازه سیاسی اقتصادی ترکیه تورگوت اوزال رئیسجمهوری در زمان همکاری با دولت کودتای نظامی در اوایل دهه 1980 بدست آورد. در آن هنگام سیاستهای اقتصادی پیشنهادی او سبب ایجاد تحرک مطلوبی در اقتصاد ترکیه گردید. در انتخابات 1983 اوزال بعنوان رهبر حزب مام میهن بنحو نیمهمستقل از نظامیان در انتخابات شرکت جست و به مقام نخستوزیری دست پیدا کرد.
از آن هنگام تاکنون تلاش اوزال در جهت کاستن از نفوذ نظامیان و اهمیت دادن به عامل اقتصاد و ایجاد تحول در ساختار اقتصادی، سیاسی ترکیه متمرکز بوده است. او از سال 1989 به بعد پس از آنکه از محبوبیت حزبش در میان مردم به نحو چشمگیری کاسته شد، ترجیح داد که مقام ریاست جمهوری را در اختیار بگیرد تا به این ترتیب از دردسر شرکت در مبارزات انتخاباتی رها شود.
در عوض بمنظور آنکه بتواند سیاستهای موردنظر را بدون مزاحمت به انجام برساند این پیشنهاد را مطرح ساخته که ساخت سیاسی ترکیه از شکل فعلی، که در آن مجلس و نخستوزیر اهرمهای اصلی بشمار میایند، تغییر یابد و بصورت مدل ریاست جمهوری از آن نوع که در ایالات متحده برقرار است تحول پیدا کند.
از این گذشته اوزال در یکی دو سال اخیر کوشیده تا از روابط نزدیکش «جرج بوش» حداکثر استفاده را بعمل آورد.
مصاحبههای تلویزیونی متعدد از طریق ماهواره با شبکههای خبری آمریکا بخشی از این حرکت حساب شده تبلیغاتی و روابط عمومی است.
اوزال در طول دوران تلاشهای سیاسیش چه از زمان نخستوزیری و چه از هنگام تصدی شغل ریاست جمهوری در اغلب موارد بطور انفرادی و بدون مشورت با دیگران طرح و نظراتی را که مصلحت میدانسته است به مورد اجرا درآورده است.
شیوه عمل خاص اوزال سبب ایجاد تحولات چشمگیری در سیاستهای سنتی ترکیه گردیده است. فیالمثل اوزال در سال 1988 علیرغم مخالفت بسیاری از سیاستمداران برجسته کشور در سوئیس با نخستوزیر یونان «اندره پاپاندرو» ملاقات کرد و در اواخر همان سال نیز بعنوان نخستین رئیسجمهوری ترکیه به بازدید رسمی از یونان مبادرت ورزید. در ایام اخیر نیز پس از پایان بحران خلیجفارس رسماً از رهبر اکراد مخالف دولت عراق در آنکارا پذیرائی بعمل آورد و بطور علنی پشتیبانی خود را از حرکت کردهای عراقی اظهار نمود.
سیاستهای اقتصادی اوزال نیز تهاجمی و همهجانبه است. او با مطرح کردن شعار «تجارت و نه صدقه» به کشورهای عربی قبولانده است که به عوض اعطای وام یا کمک اقتصادی به ترکیه سهمی از بازارهای خود را به صادرات این کشور اختصاص دهند و از این طریق به شکوفائی واقعی اقتصاد ترکیه مدد رسانند.
روابط نزدیک اوزال با بوش و همکاری گسترده او با آمریکائیها از سوی مقامات کاخ سفید با عکسالعمل مناسب پاسخ داه شده است. از جمله اینکه دولت مصر به پیشنهاد آمریکا چهل فروند هواپیمای «اف 16» مونتاژ ترکیه را از دولت این کشور خریداری کرد. جامعه اروپا نیز زیر فشار آمریکا سهم بیشتری را به صادرات پارچه و منسوجات ترکیه اختصاص داد.
بعلاوه ایالات متحده قول داده است که چهار میلیارد دلار کمک مالی به ترکیه اعطا کند و نیز هزینه 5/2 میلیارد دلار نیازهای تسلیحاتی این کشور را تقبل نماید. گذشته از همه اینها به ابتکار آمریکا ترکیه از طریق معامله به کشورهای ثالث مبلغی معادل 6 تا 7 میلیارد دلار «که مدعی بود بدلیل بحران خلیجفارس متضرر شده است» بدست آورد.
در مقابل این حمایتها ترکیه نیز پذیرفته است که مشکل قبرس را به نحو مرضیالطرفین حل کند. قرار بود که یک کنفرانس چهارجانبه به پیشنهاد اوزال در سپتامبر سال گذشته در واشنگتن برگزار گردد لکن بدلیل آغاز مبارزات انتخاباتی آمریکا آنکارا درخواست کرد که اجرای کنفرانس برای مدتی به تعویق بیافتد.
اقدامات یک تنه تورگوت اوزال همواره نیز قرین موفقیت نبوده است. بعنوان نمونه همقدمی این کشور با نیروهای متحد سبب شد که سیل مهاجران کرد به داخل این کشور جاری گردد. از این گذشته حمایت اوزال از کردهای عراقی منجر به آن شد که کردهای مقیم این کشور نیز خواهان دستیابی به حقوق بیشتری گردند.
دولت ترکیه زیر فشار افکار عمومی ناگزیر گردیده است تا به لغو پارهای از تضییقات و محدودیتها اقدام ورزد و برخی از حقوق این اقلیت را برسمیت بشناسد. از سوی دیگر بنا به گزارش منابع امنیتی غربی صدامحسین به تلافی حمایت اوزال از کردهای حزب کارگران کردستان ترکیه پرداخته است که این امر به تشدید حملات چریکهای این حزب به نیروهای امنیتی ترکیه منجر گردید.
نتیجه:
در انتخابات اکتبر 1991 حزب مام میهن دچار شکست شد و از حیث تعداد آرا در رده دوم قرار گرفت. «سلیمان دمیرل» رهبر حزب راه حقیقت با ائتلاف با حزب سوسیال دمکرات مردمی به نخستوزیری دست یافت. نکته جالب توجه آنکه در جریان انتخابات اصلیترین حربه احزاب مخالف تاکید و تکیه بر عملکرد تکروانه و خردهگرایانه اوزال و تقبیح این شیوه مستبدانه بوده است.
اکنون از ظواهر امر چنین برمیاید که سیاستمداران کنونی ترکیه در جهت تعدیل شیوههای فردی اوزال گام بردارند و از دامنه نفوذ او در امور جاری کشور تا حد ممکن بکاهند. سلیمان دمیرل که خود قربانی یک کودتای آمریکائی در دهه 1970 است چندان دلخوشی از واشنگتن ندارد و تاکنون ترجیح داده است که وجه خود را به عوض مسائل خارجی به مشکلات داخلی معطوف نماید.
آنچه که میتوان تقریباً با قاطعیت اظهار نمود اینست که سیاست خارجی ترکیه در سالهای آتی در جهت فاصله گرفتن از ایالات متحده و کاستن از وابستگی بیش از حدی است که در دوران اوزال به آمریکا پیدا کرده بود. روابط دوستانهای که میان اوزال و بوش وجود داشت بین دمیرل و بوش به چشم نمیخورد و بنابراین میتوان انتظار داشت که از این پس فراگرد تصمیمگیری سیاسی در ترکیه مجدد حال و هوای سستی خود را که بر مبنای مشاوره و نظرخواهی از عموم سیاستمداران استوار بود پیدا کند و این امر بنوبه خود به معنای شروع دوران تازهای در روابط ترکیه و غرب خواهد بود.