در اجتماع باشکوه و مردمی دیروز در حرم مطهر امام، حجتالاسلام سیداحمد خمینی در سخنان مبسوطی با اشاره به فرازهایی از تاریخ انقلاب اسلامی و سالروز ورود حضرت امام خمینی(س) به میهن اسلامی اظهار داشت: امام پس از تحمل سالهای دوری از وطن، شهادت فرزند و دوستان، تداوم مبارزات بیامان بر علیه ترفندهای دشمنان داخلی و خارجی به کشوری باز میگشتند که مردم مصمم آن تمامی تلخیها و سختیها را تحت رهبریهای امامشان به خاطر تشکیل حکومت اسلامی پشت سر گذاشته بود.
وی افزود: دیری نپائید که مبارزات حقطلبانه ملت ما نتیجه داد و نظام ستمشاهی فرو ریخت و مردم با دست خالی توانستند یکی از قویترین پایگاههای آمریکا را نابود کنند و نظام اسلام جایگزین آن گردید. چند روزی که از پیروزی انقلاب گذشت عدهای گمان میکردند امام تکلیف خود را انجام دادهاند و برای سازندگی کشور و راهاندازی چرخهای اقتصاد باید همان راهی را که سایر کشورها طی کردهاند، دنبال کنیم. وی خاطرنشان کرد: سیاستمداران غربی و عوامل داخلی آنان اینگونه تحلیل میکردند که فشار اقتصادی کشور و سختیهایی که لازمه هر انقلابی است به امام و کارگزاران نظام نوپای اسلامی اجازه نخواهد داد که رهبری انقلاب دنبالکننده آرمانهایی باشد که در طول مبارزات ترسیم کرده است و به تدریج توان انقلابی و مبارزاتی امام و دوستان و پیروان خط امام سلب خواهد شد.
آنها برای اثبات مدعای خود به دو دلیل استناد میکردند: نخست آنکه اداره نظام اسلامی و مسائل مبتلا به کشور یک امر ضروری و ارجح است. دومین دلیلی که آنها عنوان میکردند خستگی رهبر انقلاب بعد از چهارده سال مبارزه و تبعید بود. گروهی دیگر معتقد بودند که هدف از انقلاب به دست گرفتن قدرت است و اکنون که حکومت را امام به دست گرفتهاند دیگر مبارزه چه هدفی خواهد داشت؟
وی سپس افزود: در این میان کسانی که امام را میشناختند هدف نهایی ایشان را به خوبی درک میکردند و میدانستند که حرکت امام یک حرکت مقطعی نیست، بلکه ایشان تصمیم داشتند مبارزه را تا برپایی یک نظام جهانی اسلامی ادامه دهند و تشکیل حکومت اسلامی در ایران تنها نخستین گام در این راه بود که میبایست تمهیدات لازم را برای طرح مسائل اساسی و بنیادی جهان اسلام فراهم آورد. هدف عالیتر امام طرح فرهنگ اسلامی، در زمینههای گوناگون اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی بود. ایشان برای تاثیر فرهنگ اسلامی بر جوامع بشری بخصوص مسلمانان تحت ستم فرهنگ غرب هشدار میدهند که باید ابتدا مسلمانان خویشتن خویش را بیابند تا از خودبیگانگی، استثمار و استعمار رهایی یافته و آزاد شوند؟
امام میفرمایند: «ما با هیچکدام از ابرقدرتها و قدرتها سر سازش نداریم. ما میخواهیم زندگی فقیرانه داشته باشیم ولی آزاد و مستقل باشیم. ما این پیشرفت و تمدنی که دستمان پیش اجانب دراز باشد را نمیخواهیم، ابرقدرتها میخواهند انسانیت را تحت سلطه قرار دهند و ما و شما و هر مسلمانی مکلف است در مقابل آنها بایستد و سازش نکند.» امام درباره بازگشت به هویت اصیل انسانی و اسلامی میفرمایند که ما بالاترین صدمهای که از قدرتهای بزرگ خوردیم، صدمه شخصیت بوده است. آنها (استکبار جهانی) کوشش کردند تا شخصیت ما را از ما بگیرند و به جای شخصیت ایرانی، اسلامی یک شخصیت وابسته اروپایی یا شرقی و غربی به جایش بگذارند؟
«همه مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامیتان به خیال خام خودشان بیرون نبرند آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور. همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام بگذرید لحظهای آرامتان نمیگذارند.» از جمله نقشهها که معالاسف تاثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده، بیگانه نمودن کشورهای استعمار زده از خویش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است، به طوری که خود را و فرهنگ و قدرت خویش را به هیچ گرفتند و غرب و شرق دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبلهگاه عالم دانستند.
باید هشیار، بیدار و مراقب باشید که سیاستبازان پیوسته به غرب و شرق با وسوسههای شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بینالمللی نکشند و با اراده مصمم و فعالیت و پشتکار خود به رفع وابستگیها قیام کنند و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یاس را از خود دور کند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت، قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد» امام در زمینه خصلت ابرقدرتها برای مسخ هویت ملتها میفرمایند: «آری اگر ملت ایران از همه اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه عزت و اعتبار پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام را با دستهای خود ویران نماید آن وقت ممکن است جهانخواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بیفرهنگ به رسمیت بشناسند ولی در همان حدی که آنها آقا باشند و ما نوکر، آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف. آنها ولی و قیم باشند ما جیرهخوار و حافظ منافع آنها. نه یک ایران با هویت ایرانی، که شناسنامهاش را آمریکا و شوروی صادر کند، ایرانی که ارابه سیاست آمریکا یا شوروی را بکشد.»
این نکتهای که امام مورد توجه قرار دادهاند در واقع یکی از مهمترین و به عبارتی قویترین بعد هجوم فرهنگی استکبار است که رهبر انقلاب حضرت آیتالله خامنهای راجع به آن حساسیت و توجه فراوانی دارند.
حجتالاسلام سیداحمد خمینی در بخش دیگری از سخنانش درباره جهانی شدن دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران تصریح کرد: امام همواره اعتقاد داشتند که عصرکنونی، عصر طرح اندیشهها و آرمانهای اسلامی در مقابل کفر و شرک و دورویی است و خلاصه شدن در ایران خیانت به آرمانهای اسلامی است و به همین دلیل میفرمایند: «امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی(ص) است و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق و برق کاخهای سفید و سرخ را از بین خواهند برد.» امام به روشنی استراتژی حکومت اسلامی را در برابر کفر جهانی ترسیم کردند و فرمودند که تا شرک و کفر است، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم لاالهالاالله و محمد رسولالله را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز در آوریم.
حجتالاسلام سیداحمد خمینی با اشاره به دیدگاههای بنیانگذار جمهوری اسلامی در زمینه تحول در ساختار سیاسی حاکم بر جهان و طرح ساختاری جدید برای معرفی کردن ایدئولوژی اسلام و ذکر فرازهایی از رهنمودهای معظمله که فرمودهاند «ما باید بدون توجه به غرب حیلهگر و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان در صدر تحقق فقه عملی اسلام بر آییم.» گفت: عدهای بعد از جنگ ادعا میکردند که دیپلماسی ما، با آنچه در دنیا رایج است فرق دارد، لذا باید در یک خانواده بزرگ اعتقادات دیگران را مراعات کرد، در حالی که امام اعتقاد داشتند مراعات این دیپلماسی موجب میشود تا همه هستی خود را ببازیم.
وی با استناد به پیامی از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران یادآور شد: «آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل میکنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدیدنظر نمائیم و ما خامی کردهایم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند که شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقعگرایانه عمل کنیم آنان با ما برخورد متقابل انسانی میکنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین میگذارند، این یک نمونه است که خدا میخواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز آیات شیطانی در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینهاش با اسلام برملا سازد تا ما از سادهاندیشی به درآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بیتجربگی نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسأله اشتباه ما نیست بلکه تعمد جهانخواران به نابودی اسلام و مسلمین است والا مسأله فردی سلمان رشدی آنقدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیستها و استکبار پشت سر او قرار بگیرند.
روحانیون و مردم عزیز حزبالله و خانوادههای محترم شهدا حواسشان را جمع کنند که با این تحلیلهاو افکار نادرست خون عزیزانشان پایمال نشود. ترس من این است که تحلیلگران امروز ده سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر و نتیجهگیری کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفتهاند پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانتکنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم».
وی گفت: در به هم زدن این ساختار امام قبل از اینکه دولت موقت بجنبد دستور قطع رابطه با مصر را صادر کردند. بدون مشورت با احدی حکم اعدام سلمان رشدی مرتد را صادر نمودند، بدون توجه به مسائل سیاسی و روابط دیپلماتیک به وزارت امور خارجه دستور میدهند تمام سفرای جمهوری اسلامی ایران در کشورهای عضو بازار مشترک اروپا را فرابخوانند. بدون درنگ دستور انهدام کتابفروشیها و ناشرین کتاب موهن آیات شیطانی را در سراسر جهان صادر میکنند. بدون معطلی دستور اعدام ناشرین را صادر کردند.
حجتالاسلام سیداحمد خمینی ادامه داد: دنیای استکبار همیشه دنبال مواضع امام(س) دوان بودند و امام هرگونه که میخواستند آنها را تحقیر میکردند. مواضع سازشناپذیر و پرصلابت امام در مسأله سلمان رشدی کار را به آنجا کشاند که بوش رئیسجمهور وقت آمریکا برای اولین بار به مسلمانان آمریکا به مناسبت عید فطر تبریک گفت! «تاچر» از مسلمانان انگلیسی به خوبی یاد کرد و علیالظاهر با آنان اعلام همدردی نمود. سیاستبازان غربی یکی پس از دیگری سفرای خود را با ذلت به تهران فرستادند و عذرخواهی کردند، سران کشورهای اسلامی ناچار این موضوع را محکوم کردند و حکم ارتداد رشدی در نزد افکار عمومی تثبیت شد.
وی اضافه کرد: دیپلماسی امام، دیپلماسی تهاجم بود. امام در تبیین دیپلماسی تهاجم اعتقاد داشتند: «ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بینالمللی اسلامیمان بارها اعلام نمودهایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم، حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعهطلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ میگذارند، از آن باکی نداریم و استقبال میکنیم.
ما درصدد خشکانیدن ریشههای فاسد صهیونیسم، سرمایهداری و کمونیسم در جهان هستیم، ما تصمیم گرفتهایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ نظامهایی را که بر این سه پایه استوار گردیدهاند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله(ص) را در جهان استکبار ترویج نمائیم و دیر یا زود ملتهای در بند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود از گسترش باجخواهی و مصونیت کارگزاران آمریکایی، حتی اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد ـ جلوگیری میکنیم (انشاءالله) ما نخواهیم گذاشت از کعبه و حج این منبر بزرگی که سربلندای بام انسانیت باید صدای مظلومان را به همه عالم ممکن سازد و آوای توحید را طنین اندازد، صدای سازش با آمریکا و شوروی و کفر و شرک نواخته شود و از خدا میخواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ آمریکا و شوروی را به صدا درآوریم».
حجتالاسلام سیداحمد خمینی نقش هدایتگر مجتهدین و علمای اسلام را در اجرای احکام اسلام و پاسخگوئی به نیازهای روز جامعه یادآور شد و خاطرنشان کرد: امام(س) نقش علما و مجتهدین در پاسخگویی به نیازهای متغیر جامعه را اینگونه مطرح کردهاند که ما باید بدون توجه به غرب و شرق متجاوز و فارغ از دیپلماسی حاکم بر جهان درصدد تحقق فقه علمی اسلام برآییم والا مادامی که فقه در کتابها وسیله علما مستور بماند، ضرری متوجه جهانخواران نیست و روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمیتواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست.
حوزهها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث مهیای عکسالعمل مناسب باشند. چه بسا شیوههای رایج اداره امور مردم در سالهای آینده تغییر کند و جوامع بشری برای حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کند. علماء بزرگوار اسلام از هماکنون باید برای این موضوع فکری کنند. حضرت امام با تمام وجود از علمای اسلام خواستهاند، تا با مسائل و مشکلات جهان اسلام پاسخ داده شود: «من قبلاً نیز گفتهام همه توطئههای جهانخواران علیه ما از جنگ تحمیلی گرفته تا حصر اقتصادی و غیره برای این بوده است که ما نگوئیم اسلام جوابگوی جامعه است و حتماً در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم. ما نباید غفلت بکنیم واقعاً باید به سمتی حرکتی نمائیم که انشاءالله تمام رگههای وابستگی کشورمان از چنین دنیای متوحشی قطع شود».
امام از مردم میخواهند که در اجرای احکام خدا و بهم زدن ارزشهای منحط و پوسیده سیاسی حاکم بر جهان کمربندها را محکم ببندند و در همین زمینه در پیامی میفرمایند: «آمریکای جهانخوار باید بداند که ملت عزیز و خمینی تا نابودی کامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت و تا قطع هر دو دست آن به مبارزه خدایی خود ادامه خواهند داد و ملت ما همانگونه که نشان داده تحمل تمام کمبودها را برای حفظ شرف و آبروی خویش خواهند نمود.
ملت مقاوم ما از روز اول مبارزهاش میدانست که با تمام قدرتها و ابرقدرتها دست به گریبان است و باید بداند که تمام ایادی داخلی و خارجی قدرتها و ابرقدرتها خصوصاً آمریکای جنایتکار برای شکست ما از تمام امکاناتش استفاده خواهند نمود ولی چاره چیست که کوه مصیبتها در مقابل حیثیت اسلامی، ایرانی ما چون کاهی است و مردم باید خود را آماده این درگیری حسینی تا پیروزی کامل بنمایند که مرگ سرخ به مراتب بهتر از زندگی سیاه است و ما امروز به انتظار شهادت نشستهایم تا فردا فرزندانمان در مقابل کفر جهانی با سرافرازی بایستند و بار مسئولیت استقلال واقعی را در تمامی ابعادش به دوش کشند و با افتخار پیام رهایی مستضعفین را در جهان سر دهند».
حجتالاسلام سیداحمد خمینی گفت: امروز درست همین مواضع را رهبر معظم انقلاب دارند. ایشان خط و راه امام را به بهترین شکل ممکن دنبال میکنند در زمینه خودباختگی در مقابل غرب با طرح هجوم فرهنگی غرب، خطوط کلی انقلاب اسلامی را با ارائه شیوههای مقابله ترسیم کردهاند. در زمینه پیاده کردن احکام خدا گروهی را برای شناخت درست و تطبیق آن بر مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی تعیین کردند. در زمینه تهاجم دیپلماسی از طریق وزارت امور خارجه و یا رأساً اقدام لازم را نمودهاند. ما باید سعی کنیم دستورات و منویات ایشان را اجرا کنیم. امروز ریاست محترم جمهوری با طرح خطر آمریکا در کنفرانس سران کشورهای اسلامی و در جلسه غیر متعهدها به دنیا ثابت کردند که در اصول به هیچوجه کوتاه نخواهند آمد و ما باید دعا کنیم تا آقای هاشمی در مسیر معضلات اقتصادی، اجتماعی و توسعه مطلوب کشور موفق باشند. همینطور با پشتیبانی از مجلس، قوه قضائیه در هرچه بیشتر تحکیم کردن پایههای نظام تلاش کنیم.
امروز آمریکا به هیچوجه از خشونت و اعمال فشار علیه نظام اسلامی ما، خط امام و رهبری انقلاب نکاسته است. امروز آمریکا به عنوان قدرت حاکم بر جهان بیشترین ظلمها را به ملتهای اسلامی مرتکب میشود به هر نقطه از دنیا که منافعش اقتضاء کند، لشکرکشی میکند و در هر کجا که ظالمی مردم را قتلعام کند و منافع او اقتضاء کند، جلوی اقدامات سازمانها و مجامع بینالمللی را میگیرد. نمونه آن تداوم جنایات صربها بر علیه مسلمانان بوسنی و هرزگوین و اقدامات ضد انسانی رژیم صهیونیستی برعلیه مسلمانان و انقلابیون فلسطین است. ما همه وظیفه داریم با اتحاد و یکپارچگی در برابر حیلههای آنان بایستیم و از اسلام عزیز و انقلاب جهانی اسلام دفاع کنیم.
وی با اشاره به روند مذاکرات سازش اعراب و اسرائیل، این مذاکرات را محکوم به شکست دانست و تأکید کرد: اگر به دستاوردهای انقلاب جهانی اسلام بنگریم امروز حرکت ملت ایران در عرصههای جهانی تداوم دارد و فشارهای سیاسی اقتصادی و نظامی نمیتواند ما را از اهدافمان بازدارد.
ما امروز به سران کشورهای عربی و سازمانهای فلسطینی، هشدار میدهیم که یگانه راه تحقق آرمانهای فلسطین برخورد از موضع قدرت است و مادامی که صهیونیستها از موضع قدرت با اعراب برخورد میکنند و خوی تجاوزگری استکبار در پشت سر آنان قرار دارد ما هیچ چارهای نداریم که از موضع قدرت و سلاح با آنان سخن بگوئیم.
حجتالاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی در پایان مسأله حقوق بشر را دستاویزی برای اعمال سیاستهای استکباری خواند و افزود: ما حقوق بشر را در چهارچوب قوانین متعالی اسلام قبول داریم و هرگز پایبند حقوق بشر مورد قبول آمریکا و قدرتهای دیگر نیستیم، آمریکا حقوق بشر را دستاویزی برای سرکوب نهضتهای رهاییبخش قرار داده است و ما نمیتوانیم حقوق اسلامی را براساس مقیاس آنها مورد توجه قرار دهیم.