اینها معمولا با هر حادثه جدیدی مخالفند با انقلاب مخالفت میکنند یک روز با گوجه فرنگی اینها مخالفت میکردند میگفتند گوجهفرنگی مال ارمنیهاست یک روز با برق مخالفت میکردند میگفتند در این برق شیطان جریان دارد، برای اینکه خود بخود چراغ بدون نفت روشن نیست یک روزی با این کفشهای گالش مخالفت میکردند میگفتند نعلین بهتر است یک روز هم با لولهکشی مخالفت میکردند میگفتند احکام آب قلیل از بین میرود که اگر شما لولهکشی کردید حکمش همیشه دیگر هم حکم کر و جاری پیدا میکند و... اینها یک دستهای بودند و چون بعضی از اینها شاید هم مقدس، منظورم این است یعنی اهل دعا، اهل زیارت و سر به زیرند یعنی وقتی که صحبت میکنند با لحنی آرام صحبت میکنند بیشتر استغفرالله میگویند بیشتر لاالهالاالله میگویند و آه میکشند. این جور چیزها میشود مقدسماب و فکر او عمل دارد آن عمل او جذبه دارد فکر او مسموم است و خطرناک است انسان هم اگر در کنار اینها قرار گرفت فریفته ظاهرشان میشود زاهد که هست عابد هم که هست. مالک زبانش هم که هست. تند هم که حرف نمیزند عفو هم که دارد ما کجا دنیا کجا. اصلا دنیا را یک جور دیگر معنی میکند خیال میکند مبارزه با شاه، دنیاست. خیال میکند به فقیر پول دادن دنیاست. و امثال اینها. اینها متحجر هستند اینها مقدسماب هستند. مرفهین بیدرد هم اینها یک بلای خانمانسوز دیگر جامعه هستند آنها اینجوری نیستند.
آنها پول را میشناسند ثروت را میشناسند، زندگی را میشناسند، کیف را میشناسند، سفر را میشناسند منتها برای خودشان میخواهند اینها خوب هستند اما برای خود اما اگر دیگری بود فورا میگوید خلاف شرع است حرام است برخلاف موازین حق است اینها را از کجا آورده؟ و او را دزد میکند یا خودش یا پدرش دزد است اما برای خودش روا میداند. اینها مرفهین بیدرد هستند حالا فرق نمیکند این، درون حوزهای باشد، یا بیرون حوزهای باشد. البته اینها بیرون حوزهایش بیشتر از درون حوزهای است اما آن اوایل درون حوزهای بیشتر بود اینها فرق میکند هر کدام مثل یک حیوانات کثیفی هستند که در یک محیط خاصی اینها رشد میکنند این مرفهین بیدرد در محیط حوزه کم رشد میکنند اگر هم بخواهند رشد کنند باید زیر پوشش باشد اما مقدسمابان و متحجرین در حوزه بهتر رشد میکنند و در خارج حوزه هم هستند اما کم هستند آنجا هم باید بالاخره زیر پوشش باشند والا مردم دیگر اینجور چیزها را حالا خیلی نمیپسندند نه بدرد دنیا بخورد نه بدرد آخرت. حضرت امام(ره) میفرمودند از هر دوی اینها بر حذر باشید میگفت هر دو اینها خطرناک هستند. چه قشری او اقشار درون حوزهای بود گفتم چگونه میتوان حوزه را از اینگونه اندیشههای انحرافی نجات داد؟ جوابش بسیار سخت است حضرت امام رضوانالله تعالی علیه در هیچ مسالهای مثل این مساله محتاط نبودند. در تمام مسائل از اول انقلاب همه این حرفها مربوط بدوران آخری هستند. ایشان این معنا را نگه داشت در آنوقتش که دیگر لازم بود بگوید برای اینکه این کسی که میخواهد در مقابل این فکر بایستد آخر این طرز فکر طرفداری دارد. اینطور نیست که بیطرفدار باشد و قدرت آنهم قدرت نظامی نیست. بمب و موشک نیست. قدرت قدسی است. تقواست به عنوان متقی به عنوان مظلومنمایی، بعنوان حق میآید و در جلو میایستد لذا بسیار مشکل است البته تاریخ عوض میکند این حرفها که امروز در سئوال قرار میگیرد قبل از انقلاب اصلا در سئوال هم قرار نمیگرفت آنهائی که امروز دنبال این فکرها هستند آنروز اصلا در طرف مقابل بودند این تدریجاً اوج گرفت و غیر از این دیگر راهی نبود شما ببینید همیشه در حوزهها آنهائی که طرفدار یک چنین فکری یا امثال آن بودند همیشه در اقلیت بودند و الان هم در اقلیت هستند البته رو به گسترش است و آن فکر دیگر رو به انقراض است این رو به انبساط والا شما قبل از انقلاب را فکر کنید افرادی که اینجورها دنبال میکردند خیلی انگشت شمار بودند.
حضور (یادمان دومین سالگرد رحلت امام)